طهمورث

سومین پادشاه پیشدادی (۷۰–۱۰۰ پس از کیومرث)

طَهْمورِث یا طَهْمورِتْ (به اوستایی: 𐬙𐬀𐬑𐬨𐬀⸱𐬎𐬭𐬎𐬞𐬌 ت.ت.'تخمواوروپَ'؛ به پارسی میانه: ت.ت.'تَهْمورِف[۵]') از شخصیت‌های اساطیری ایرانی است. وی از پادشاهان دودمان پیشدادی و در شاهنامه پسر هوشنگ است. طهمورث وزیری داشت زیرک بنام شهراسپ (سحرسپ) که رهنمای طهمورث در کشورداری بود. طهمورث با توجه و اجرای نصایح او، هم پادشاهی دادگستر گشت و هم توانست همه دیوان دوران خویش را به دام انداخته و در بند نماید. دیوان نوشتن و خواندن را به تهمورس آموختند.

طَهْمورِث
تَهْمورِف
تخمواوروپَ
𐬙𐬀𐬑𐬨𐬀⸱𐬎𐬭𐬎𐬞𐬌
پادشاه هفت کشور
دیوبند، زیناوند
سومین پادشاه ایران
سلطنت۳۰ سال
(۷۰–۱۰۰ پس از کیومرث)
پیشینهوشنگ
جانشینجمشید
سومین پادشاه پیشدادی
سلطنت۳۰ سال
(۷۰–۱۰۰ پس از کیومرث)
پیشینهوشنگ
جانشینجمشید
فرزند(ان)
خاندانپیشدادیان
پدرهوشنگ
نقش‌برجسته طهمورث در کتابخانه کنگره آمریکا، واشینگتن، دی.سی.

در اوستا ویرایش

گونهٔ اوستایی نام تهمورس تخمواوروپَ (به چم اروَپهٔ نیرومند) است؛ که آوانویسی پهلوی آن تخمورو می‌شود.[۶] پاره نخست این نام همان است که در پارسی تهم شده‌است و در امیخته‌هایی چون تهمتن دیده می‌شود. چم و ماناک پاره دویم چندان آشکار نیست و برخی دگردیسی نام تهمورث به طهمورث را به بهانه لغزش و کژکاری در نسخه برداری دانسته‌اند. در اوستا طهمورث آراسته به صفت «زیناوند» (دارای زین، به معنی دارای ساز و برگ جنگی، مسلح) است. برپایهٔ اوستا وی بر هفت کشور فرمانروایی داشت و سی سال بر اهریمن سوار بود. در رام یشت بندهای ۱۱ تا ۱۳ یادکرد او رفته‌است. در این بندها طهمورث از ایزد اندروای جویای پیروزی بر دیوان و مردمان دروند و همهٔ جادوان و پریان و درآوردن اهریمن به پیکر اسبی و سواری بر او را می‌کند و ایزد اندروای وی را کامیابی می‌بخشد. همچنین در زامیاد یشت، بندهای ۲۸ و ۲۹، و یشت ۳۲، بند ۲، یادکرد طهمورث رفته‌است. فریدون جنیدی در کتاب داستان ایران دربارهٔ نام تهمورث می‌نویسد: نام تهمورث در اوستا بگونهٔ «تَخْمُ اوروپَ» است بخش نخستین این نام، تَخم، یا تهم، همان، پهلوان، و زورمند است که هنوز در زبان فارسی روان است، و دو دیگر بخش آن «اوروپَ»، از ریشهٔ «روپ» اوستایی است، که ربودن فارسی از آن برآمده است، و بر رویهم رفته «ربایندهٔ زورمند» گزارش می‌شود. دانشمندان متعدد زبانشناس اروپایی از قرن نوزده تا اکنون متفقاً معنی نام تخموروپَ اوستایی را مربوط به نام جانوری شبیه روباه و صفت «زیناوند» اوستایی azinauuant را به معنی خزپوش از azina به معنی «چرم» مشتق دانسته‌اند و برخی معنی کامل نام اوستایی را «اوروپیِ (جانوری شبیه روباه) تهم (قوی) پوشندهٔ خز» خوانده‌اند. زبانشناس هلندی معاصر میخیل د وان نیز ریشه آن را مربوط به نام جانوری می‌داند شبیه روباه همچون خز و قاقم و معنی کلی آن را به صورت «تهم پوشندهٔ خزِ اوروپی» می‌خواند.[۷]

در ادبیات پهلوی ویرایش

تبار تهمورث در ادبیات پهلوی با تبار تهمورث در شاهنامه دگرگونه است. برای نمونه در بندهشن بزرگ میان تهمورث و هوشنگ دو تن فاصله و دوری است: تهمورث پسر ویونگهان پسر انگهت پسر هوشنگ.

گزارش شده ک سواری بر اهرمن در نوشتارهای پهلوی به گستردگی بیشتری آمده‌است. چکیده داستان این است که طهمورث سی‌سال از اهریمن سواری می‌گرفت. تا این که اهریمن همسر تهمورث را به نوید و پیمان فریفت و از او این آگهی را دانست که در سراشیبی البرز کوه بر طهمورث که سوار بر اهریمن است ترس چیره می‌شود. اهریمن در برابر این چاکری زن به وی دو چیز بداد: یکی دشتان بد و دیگری کرم ابریشم. پس اهریمن طهمورث را در آنجا زمین زد و فروخورد. پسان و دیرتر جمشید طهمورث را از شکم اهریمن بیرون کشیده و در استودان خاکسپاری کرد.

در شاهنامه ویرایش

 
نگاره‌ای از طهمورث در شاهنامهٔ تهماسبی

در شاهنامه از وی با لقب دیوبند (/دیٓوْبَنْد/) یاد می‌شود و پسر هوشنگ است. لقب دیوبند یادآور چیرگی او بر دیوان و جادوان است که در متون کهن‌تر هم به آن اشاره شده‌است. طهمورث در ابتدای پادشاهی هدفش را شستن جهان از بدیها، کوته کردن دست دیوان از هر جا و آشکار کردن چیزهای سودمند در جهان اعلام داشت.

چیدن پشمِ بُز و رشتن آن از آموزه‌های طهمورث برای مردمان بود وی همچنین مردم را به ستایش جهان‌آفرین تشویق کرد. با راهنمایی‌های شَهْرَسْپ، دستور خردمند طهمورث، شاه از بدیها پالوده گشت و از او فرهٔ ایزدی تابید.

نام وزیر طهمورث در شاهنامه شهراسپ آمده و از او به عنوان کسی که رایش از کردار بد دور بود یاد گردیده‌است. به چیرگی طهمورث بر اهریمن در شاهنامه هم اشاره شده‌است. پس از تابیدن فرهٔ ایزدی از طهمورث، او رفت و اهریمن را به افسون ببست و بر وی زین نهاد و زمان‌تازمان سوار بر وی گرد گیتی می‌تاخت. دیوان چون چنین دیدند به جنگ شاه برخاستند. طهمورث دو بهره از ایشان را به افسون ببست و باقی را با گرز گران تارومار کرد. چون ایشان را به بند کشید، دیوان به وی گفتند که اگر ما را رهایی‌بخشی تو را هنری یاد خواهیم داد که تا این زمان نشناخته باشی و آن هنر نبشتن بود:

کی نامور دادشان زینهاربدان تا نهانی کنند آشکار
چو آزاد گشتند از بند اوبجستند به ناچار پیوند او
نبشتن به خسرو بیاموختنددلش را به دانش برافروختند
نبشتن یکی نه که نزدیکِ سیچه رومی چه تازی و چه پارسی
چه هندی چه چینی و چه پهلوینگاریدن آن کجا بشنوی

طهمورث سی سال پس از این واقعه بزیست. این یادآور سی سال چیرگی طهمورث بر اهریمن (در متون کهن‌تر) است. در شاهنامه به چگونگی مرگ طهمورث اشاره‌ای نشده‌است. پس از وی جمشید، پسرش، به پادشاهی رسید. برخی منابع و مورخین از جمله حمد اله مستوفی بنای شهرهای سمنان، الیپی (کرمانشاهساری و قم را به طهمورث شاه دیوبند پیشدادی نسبت می‌دهند.[نیازمند منبع]

 
یک فرش کهن کاشانی از دورهٔ قاجاری که دور تا دور آن نقش پادشاهان اسطوره‌ای ایران قرار گرفته‌اند. در میانهٔ آن، نگارهٔ چند تن از شاهان ایران نوین جا داده شده‌است.

جستارهای وابسته ویرایش

پانویس ویرایش

منابع ویرایش

  • حسین، الهی قمشه‌ای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵.
  • رجایی بخارایی، احمدعلی (۱۳۸۱برگزیدهٔ شاهنامهٔ فردوسی، به کوشش به کوشش کتایون مزداپور.، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شابک ۹۶۴-۴۲۶-۱۷۷-۱
  • اوستا: کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی ج۱، به کوشش گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه.، تهران: مروارید، ۱۳۷۷، شابک ۹۶۴-۶۰۲۶-۱۶-۸
  • دوستخواه، جلیل (۱۳۷۷)، «پیوست»، اوستا: کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی ج۲، به کوشش گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه.، تهران: مروارید، شابک ۹۶۴-۶۰۲۶-۱۷-۶
  • صفا، ذبیح‌الله (۱۳۷۹حماسه‌سرایی در ایران، تهران: امیرکبیر، شابک ۹۶۴-۰۰-۰۶۳۵-۱
  • داستان گرشاسب، تهمورس و جمشید، گلشاه و متن‌های دیگر، به کوشش آوانویسی و ترجمه از پهلوی: کتایون مزداپور.، تهران: آگاه، ۱۳۷۸، شابک ۹۶۴-۴۱۶-۱۲۲-X
  • فردوسی (۱۳۷۹)، «پادشاهی طهمورث»، شاهنامه ج۲، به کوشش تصحیح مصطفی سیفی‌کار جیحونی.، اصفهان: شاهنامه پژوهی، شابک ۹۶۴-۹۲۵-۸۵-۱-۵

پیوند به بیرون ویرایش

الگو:پادشاهی طهمورث