در روم باستان کنسول‌ها (به لاتین: consules، «کسانی که مشترکاً تصمیم می‌گرفتند») دو کلانتر بودند که هرساله انتخاب می‌شدند،[۱] و مشترکاً اقتدار عالی مدنی و نظامی را اعمال می‌کردند و بنابراین پوتستاس و ایمپریوم (اقتدار عالیه) بودند. منصب کلانتری کنسولی بلافاصله پس از دیکتاتور، که یک منصب کلانتری فوق‌العاده بود، مهم‌ترین منصب کلانتری ارشد در جمهوری روم محسوب می‌شد. پولیبیوس آنرا چنین تعریف می‌کند:

کنسول روم
Consul (لاتین)
Capitoline Brutus Musei Capitolini MC1183.jpg
احتمالاً سردیس متعلق به لوکیوس یونیوس بروتوس که از وی باعنوان اولین کنسول جمهوری روم یاد میکنند؛ این سردیس در موزه‌های کاپیتولین نگهداری می شود. (هرچند تندیس سیاه رنگ است، بروتوس سیاهپوست نبوده است)
گمارندهمجمع چنتوراتا (از ۵۰۹ ق. م تا ۳۱ ق.م)
امپراتور روم (از ۲۷ ق. م تا ۴۷۶ میلادی)
اودوآکر (از ۴۷۶ تا ۴۹۳)
پادشاهی استروگتیک (از ۴۹۳ تا ۵۳۴)
امپراتور بیزانس (۳۹۵ تا ۵۴۱)
مدت دوره
یکسال
بنیادگذاری۵۰۹ قبل از میلاد
نخستین دارندهلوسیوس یونیوس بروتوس
برافتاده۵۳۴ در روم
۵۴۱ در بیزانس

«کنسول‌ها… قدرت را در تمامی امور عمومی روم اعمال می‌کنند. بقیه کلانترها، به استثنای تریبونوس پلبیس ها، باید از فرامین وی اطاعت می‌کردند.»

— پولیبیوس، The Histories, VI, 12. 1-3

این واژه از نام خداوندگار کنسوسمشتق می‌شود، خدایی که «مشاوره می‌داد»؛ کاری که این دو کلانتر ارشدِ جمهوری باید انجام دهند.[۲] اهمیت منصب نامبرده به حدی بود که نام کنسول‌های انتخابی در یک سال معین ــ از طریق نام‌بخشی ــ در گاه‌شماری رومی برای تعیین هویت همان سال مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در دوران امپراتوری روم، منصب کنسولی ابقا شد امّا انتصاب در اختیار امپراتور قرار گرفت و پس از تأسیس کنستانتینوپل، یک کنسول برای امپراتوری روم غربی و یکی هم برای امپراتوری روم شرقی انتخاب می‌شد، و این روند در روم حتی پس از سقوط امپراتوری روم غربی تا ۵۳۴ (پادشاهی استروگتیک) میلادی پابرجا ماند و در امپراتوری روم شرقی نیز تا ۵۴۱.

در دورهٔ جمهوریویرایش

به لحاظ سنتی، این منصب با بیرون کردن رژیم پادشاهی خاندان تارکن‌ها (که آخرین آنان لوسیوس تارکوینیوس سوپربوس بود) از رُم در ۵۰۹ قبل از میلاد و تأسیس جمهوری پدیدار شد. نخستین کنسول‌هایی که منصب را عهده‌دار شدند تمامی اقتدار و نشان‌های پادشاهان رژیم سابق را به ارث بردند، جز اینکه تنها یکی از آن دو کنسول «تبرپوش» حمل می‌کرد، با این هدف که از خوف و وحشتی که می‌توانست از دیدن دو تبرپوش ناشی شود جلوگیری کنند.[۱]

شرایط صلاحیتویرایش

در کورسوس هونوروم منصب کنسولی هدفی نهایی بود که رومیان جاه طلب آنرا تعقیب می‌کردند.

در طول دوران جمهوری، با انتشار Lex Villia annalis در سال ۱۸۰ قبل از میلاد، حداقل سن برای انتخاب به عنوان کنسول برای پاتریسی‌ها ۴۰ سال و برای پلبی‌ها ۴۲ سال تعیین شد؛ در حالی که قبل از آن انتصاباتی به این سِمت در سنین بسیار پائینتر هم رخ داده بودند، برای نمونه مارکوس والریوس کورووس در ۳۴۹ قبل از میلاد تنها در سن ۲۳ سالگی برای اولین بار کنسول شد و در ۴۰ سالگی برای چهارمین بار این منصب را عهده‌دار شد. همچنین پس از انتشار قانون Lex Villia annalis استثناهایی بر قانون نامبرده دیده شد، برای نمونه اسکیپیو امیلیانوس در ۳۸ سالگی کنسول شد، گنئو پومپه کبیر در ۳۶ سالگی، و گایوس ماریوس جوانتر در ۲۶ (یا ۲۸) سالگی. در دوران امپراتوری، زمانی که این منصب دیگر تقریباً تمامی کارکرد عملی اش را از دست داده بود، منصب کنسولی بدون اعمال قانون محدودیت سنی واگذار می‌شد.

به همان طریق، بر مبنای Lex Villia annalis می‌بایستی دوره ای حداقل ۱۰ساله بگذرد تا انتخاب مجدد به کنسولی ممکن شود، محدودیتی که تا قبل از آن سابقه نداشت و البته بارها در اواخر دوران جمهوری نادیده گرفته شد: از گایوس ماریوس ــ که شش مرتبه در هشت سال به مقام کنسولی دست یافت ــ گرفته تا گایوس یولیوس سزار ــ که چهار مرتبه در پنج سال به این مقام نائل آمد.

کنسول‌ها توسط مردمی که در مجمع چنتوراتا گردآمده بودند انتخاب می‌شدند. در دوران جنگ، اولین ملاک در انتخاب کنسول همانا توانایی‌های نظامی و اشتهار وی بود، امّا در تمامی مواردْ انتخاب وی مفهومی سیاسی بود. در ابتدا تنها پاتریسی‌ها می‌توانستند کنسول شوند. با قانون موسوم به Leges Liciniae Sextiae (در ۳۶۷ قبل از میلاد) پلبی‌ها هم حق انتخاب یک کنسول را بدست آوردند؛ اولین کنسول از طبقه پلبی‌ها لوسیوس سکستیوس لاترانوس (در ۳۶۶ قبل از میلاد) بود.[۳]

اقتداراتویرایش

دو کنسول در میان کلانترهای جمهوری روم بالاترین درجه را داشتند.[۴] با اقتدار خود تمامی امور عامه را اداره می‌کردند، از جمله معرفی سفیران بیگانه به سنا.[۵] در واقع، هیچ‌یک از قدرت‌ها، نه قدرت انحصاری سنا و نه دیگر کلانترها، مافوق دو کنسول نبودند. پس از انتخابشان به عنوان کنسول، ایمپریوم را از مجمع دریافت می‌داشتند. می‌توانستند امور عمومی را جهت بحث و بررسی در سنا مطرح کنند.[۶]

کنسول‌ها نشست‌های سنا و مجامع شهروندی-مردمی را تشکیل داده و بر آن‌ها ریاست می‌کردند، و دارای مسئولیت اجرای سیاست‌ها و قوانین مصوب نهادهای نامبرده بودند.[۷] پولیبیوس می‌گوید:

«بر کنسول‌ها است که نشست‌ها (مجامع) را سازمان دهند، قوانین را پیشنهاد کنند، و در اموری که به مردم واگذار شدهْ فرامین مردم را اجرا کنند. به هنگام آمادگی برای جنگ و هدایت کلی نبرد نیز اقتدار آنان تقریباً تام است؛ آنان می‌توانند مالیاتی که صلاح می‌دانند را به متحدین تحمیل کنند، تریبون‌های نظامی را منصوب کنند، فهرست سربازان را تنظیم و مناسب‌ترین آنان را برای جنگ گزینش کنند.»

— پولیبیوس، The Histories, VI, 12. 3-7

همچنین اقتدار تام بر سربازان خود داشتند و می‌توانستند هریک از سربازان را تنبیه کنند؛ نیز از سوی سنا به آنان منابع مالی کافی اهدا می‌شد تا ارتش‌های خود را اداره و هدایت کنند، و مختار بودند هر مقدار از خزانه عمومی (بیت المال) که صلاح می‌دانند را خرج کنند، و برای همین یک کوایستور اوربانوس آنان را همراهی می‌کرد که از فرامینشان کاملاً اطاعت می‌کرد.[۸] به هنگام ترک منصب، کنسول‌ها مؤظف بودند گزارش اقدامات خود را به مردم بدهند.[۹]

طول مدتویرایش

مبارزات انتخاباتی یکسال زودتر در تابستان برگزار می شدند، ژولیوس سزار در ژوئیه 60 قبل از میلاد برای سال 59ق.م انتخاب شد و برای همین ناچار شد تریومف را رها کند تا بدون ارتش در روم حاضر شود.[۱۰]دو کنسول نام‌بخش بودند، به گونه ای که سال خدمتشان با نام آنان شناخته می شد. برای نمونه سال ۵۹ق.م برای رومیان سال «کنسولی سزار و بیبولوس» شناخته می شد، چرا که دو کنسول عبارت بودند از ژولیوس سزار و مارکوس کالپورنیوس بیبولوس(البته جناح سزار چنان تسلط یافت که بیبولوس نتوانست وظایف خود را به درستی انجام دهد به طوری که آن سال را به شوخی سال «کنسولی ژولیوس و سزار» نامیدند).[۱۱]

اگر یک کنسول در طول مدت کنسولی اش فوت می شد (اتفاقی که وقتی کنسول ها در هنگام نبرد در خط مقدم ارتش بودند چندان بعید نبود)، یا از منصبش برکنار می شد، شخص دیگری توسط مجمع چنتوراتا انتخاب می شد که «کنسول سوفکتوس» نامیده می شد، تا باقی دوران زمامدای کنسول متوفی را تکمیل کند.[۱۲] کنسولی که در آغاز سال انتخاب می شد را «کنسول اوردیناریوس» می نامیدند که پرستیژ بیشتری نسبت به کنسول سوفکتوس داشت، تا حدی بدین خاطر که سال را به نام کنسول اوردیناریوس نام گذاری می کردند.

زمانی که دوره زمامداری به پایان می رسید، عنوان افتخاری «consulare» را در سنا حفظ می کرد، اما باید ده سال منتظر می ماند تا بتواند دوباره به کنسولی انتخاب شود[۱۳].

تاریخی که کنسول ها منصب را برعهده می گرفتند تفاوت می کرد. از سال 222 ق.م تا 153 ق.م آنان در 15 مارس سِمت را عهده دار می شدند؛ از 153 ق.م بدین سوی این تاریخ به اول ژانویه تغییر یافت.[۱۴]

اقتدارات فوق العادهویرایش

 
سیسرون کاتلین را متهم به توطئه بر ضد جمهوری می کند. نگاره از چزاره ماکاری

در موارد استثنائی، کنسول ها می توانستند از سوی سنا اختیار و قدرت مطلق بگیرند. این قدرت اعطایی را senatus consultum de re publica defendenda می نامیدند؛ در دوران کنسولی سیسرون پس از توطئه ی لوسیوس سرگیوس کاتلین علیه جمهوری، نام این قدرت اعطایی را senatus consultum ultimum گذاشتند که فرمول آن به شرح زیر بود:

(فارسی) بگذارید کنسول ها نظارت کنند که خطری متوجه دولت نباشد.

(لاتین) Caveant consules ne quid detrimenti res publica capiat

(انگلیسی)let the consuls see to the state suffer no harm

فرمول بالا در موارد معدودی مورد استفاده قرار گرفت:

  • به هنگام به قدرت رسیدن گایوس گراکوس در 121 قبل از میلاد
  • در قضیه راهپیمایی به سوی رم توسط امیلیوس لپیدوس در 77 قبل از میلاد
  • در قضیه توطئه کاتلین در 63 قبل از میلاد
  • زمان گذر کردن ژولیوس سزار از روبیکن در 49 قبل از میلاد

جستارهای وابستهویرایش

یادداشتویرایش

^ . به ایتالیایی: console (کُنسُله)

^ . به انگلیسی: Magistrate، به ایتالیایی: Magistrato، به عربی: رجل القضاء[۱۵]؛ می‌شود آنرا به «دادرس» هم ترجمه کرد.

^ . Potestas واژه ای لاتین است که معادل قدرت یا حق می‌باشد.[۱۶]

^ . Imperium به معنای اقتدار عالیه برای اِعمال زور جهت اجرای قانون است.[۱۷]

^ . Consus، پلوتارک همچنین گفته که رومیان به شوراها و مجامع تبادل نظر خود Concilium می‌گویند که از همین نام آمده‌است.[۲]

^ . Marcus Valerius Corvus[۱۸]

^ . Lucius Sextius Lateranus[۱۹]

^ . Marcus Calpurnius Bibulus

^ . به لاتین: consul suffectus، به انگلیسی: suffect consul

^ . consul ordinarius، به انگلیسی: ordinary consul

^ . به لاتین: tribunus militum، به انگلیسی: military tribune. تریبون نظامی یک درجه افسری در ارتش روم بود.

^ . quaestor urbanus

^ . به انگلیسی: final decree of the senate، به معنای اتمام حجت سنا[۲۰]

^ . Gaius Gracchus

^ . Marcus Aemilius Lepidus[۲۱]

^ . عنوان اثر: Cicerone denuncia Catilina[۲۲]

^ . Cesare Maccari[۲۳]

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ تیتوس لیویوس. "From the Founding of the City/Book 2" (به eng).
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ پلوتارک. "LIFE OF ROMULUS" (به eng).
  3. تیتوس لیویوس. "From the Founding of the City/Book 6" (به eng).
  4. Byrd، R (۱۹۹۵). The Senate of the Roman Republic, in Senate Document 103-23. Government Printing Office. ص. ۲۰.
  5. پولیبیوس. The Histories, VI. ص. ۲۹۹.
  6. پولیبیوس. The Histories, VI. ص. ۲۹۹.
  7. Byrd، R (۱۹۹۵). The Senate of the Roman Republic, in Senate Document 103-23. Government Printing Office. ص. ۱۷۹.
  8. پولیبیوس. The Histories, VI. ص. ۲۹۹.
  9. پولیبیوس. The Histories, VI. ص. ۳۰۵.
  10. Ramilli، Giovanni (۱۹۷۱). Istituzioni Pubbliche dei Romani. Georges-Calonghi, Dizionario Latino Italiano. ص. ۵۰-۵۱.
  11. سوئتونیوس. Lives of the Caesars, Julius Caesar. ص. chapter XX.
  12. Byrd، R (۱۹۹۵). The Senate of the Roman Republic, in Senate Document 103-23. Government Printing Office. ص. ۲۱.
  13. Byrd، R (۱۹۹۵). The Senate of the Roman Republic, in Senate Document 103-23. Government Printing Office. ص. ۱۱۰.
  14. Bickerman، E,J (۱۹۶۸). Chronology of the Ancient World. Cornell University Press. ص. ۶۴.
  15. «رجل قضاء» (به عربی).
  16. "Ptestas" (به ایتالیایی). April 2007.
  17. Byrd، R (۱۹۹۵). The Senate of the Roman Republic, in Senate Document 103-23. Government Printing Office. ص. ۲۰.
  18. "Marcus Valerius Corvus" (به eng). June 2003.
  19. "Lucius Sextius Lateranus" (به eng). August 2005.
  20. "senatus consultum ultimum" (به eng).
  21. "Marcus Aemilius Lepidus" (به eng).
  22. "Cicerone denuncia Catilina" (به ایتالیایی).
  23. "Cesare Maccari" (به eng).

منابعویرایش