امپراتوری روم غربی

امپراتوری روم غربی بخش غربی امپراتوری روم، بعد از تقسیم اولیه آن در سال ٢٨۵ توسط دیوکلتیان بود. نیمه دیگر این امپراتوری، امپراتوری روم شرقی بود که از آن به عنوان امپراتوری بیزانس نیز یاد می‌شود. هر چند که امپراتوری در طول زمان شاهد مواردی هم بود که بیش از یک امپراتور به صورت همزمان حکومت می کردند، اما این دیدگاه که ادارۀ کل امپراتوری به دست یک امپراتور به تنهایی ناممکن استْ توسط امپراتور دیوکلتیان پس از جنگ های داخلی فاجعه بار و تجزیههای بحران قرن سومْ در اصلاحات قانون اساسی امپراتوری روم گنجانیده شد. وی یک نظام حکومت چهارنفره(تترارشی) در 286 میلادی پی نهاد که در آن دو امپراتور ارشدجداگانه با عنوان آگوستوس ــ یکی در غرب و دیگری در شرق ــ و هر یک نیز با یک سزار (امپراتور جزء و جانشین منصوب خود) حکمرانی می کردند. هرچند نظام تترارشی در طول سالیان به بوته فراموشی سپرده شد اما تقسیم بندی اداری «شرقی-غربی» به صورت های مختلف تا سده های بعدی پابرجا ماند. بدین گونه، امپراتوری روم غربی به صورت گاه و بی گاه بین سدّه های سوم و پنجم میلادی وجود داشت. برخی امپراتورها از جمله کنستانتین یکم و تئودوسیوس یکم به عنوان تنها آگوستوس (امپراتور) در سرتاسر امپراتوری حکومت کردند. با مرگ تئودوسیوس یکم در 395، وی امپراتوری را میان دو تن از فرزندانش تقسیم کرد: هونوریوس در غرب جانشین وی شد که مقر وی در مدیولانوم بود، و آرکادیوس در شرق که مقر وی در کنستانتینوپل بود.

امپراتوری روم غربی
Western Roman Empire

۲۸۵۴۷۶
پرچم نشان نظامی
وسعت امپراتوری روم غربی در سال ۳۹۵میلادی
پایتخت مدیولانو (میلان) (۲۸۶–۴۰۲)
راونا (۴۰۲–۴۷۶)
زبان‌(ها) لاتین
دین مذهب رومی و بعدتر مسیحیت
دولت حکومت مطلقه
امپراتور
 - ۴۲۳–۳۹۵ هونوریوس
 - ۴۷۶–۴۷۵ رومولوس آگوستولوس
قانونگذار سنای روم
تاریخچه
 - تأسیس ۱۱ اوت ۲۸۵
 - دیوکلتیان ۲۸۵
 - تقسیم پس از تئودئوس اول ۳۹۵
 - رومولوس آگوستولوس ۴۷۶
 - ترور ژولیوس نپوس ۴۸۰
 - فروپاشی ۴۷۶
مساحت
 - ۳۹۵ م. ۲۰۰۰۰۰۰کیلومترمربع (۷۷۲٬۲۰۴مایل‌مربع)
پیش از آن
به دنبال آن
امپراتوری روم
ویزیگوت‌ها
بورگوندی‌ها
فرانک‌ها
وندال‌ها
سوئبی‌ها
اوستروگوت ها

امپراتوری روم غربی به صورت رسمی در ۴ سپتامبر ۴۷۶ با کناره‌گیری رومولوس آگوستولوس و به صورت غیررسمی با مرگ ژولیوس نپوس در سال ۴۸۰ پایان یافت.پس از آن قلمروی روم غربی که تا مدت ۵۰۰ سال در دست دولت روم بود،میان قبایل مهاجم تجزیه و تقسیم شد.ساکسون ها در انگلستان،ویزیگوت ها در اسپانیا،فرانک ها در فرانسه،وندال ها در شمال افریقا و جنوب ایتالیا و...

آغاز امپراتوری روم غربیویرایش

تئودوسیوس یکم، قبل از مرگ امپراتوری را میان دو پسر خود تقسیم کرد. سلطنت مشرق را به آرکادیوس، پسر بزرگتر، و سلطنت مغرب را به هونوریوس، پسر کوچکتر، داد. این تقسیم‌بندی قطعی و ثابت بود. تئودوسیوس آخرین امپراتور نیرومندی بود که همه جا به او احترام می‌گذاشتند، نتوانست بربرها را، جز با کمک سایر بربرها، به اطاعت وادارد. سختگیری‌های مذهبی او نیز سرمشق جانشینانش شد و شورشهایی دایمی در امپراتوری به وجود آورد.[۱]

از این زمان یعنی ۳۹۵ میلادی، امپراتوری روم مشخصا به دو قسمت تقسیم شد: امپراتوری غربی و امپراتوری شرقی، که بعدها نام بیزانس به خود گرفت. دولت شرق بیش از هزار سال تا فتح قسطنطنیه (۱۴۵۳)، به دست سلطان محمد فاتح دوام آورد، ولی دولت غرب در زمانی کمتر از یک قرن با حملات قبایل وحشی منقرض شد(۴۷۶–۳۹۵).[۲]

یورش آتیلا به روم غربیویرایش

آتیلا پس از آنکه از به خون کشیدن شرق راضی شد، رو به سوی غرب نهاد و بهانه عجیبی برای جنگ یافت. هونوریا خواهر والنتیانوس سوم، پس از باختن گوهر ناموس به یکی از جاجبان خود، به قسطنطنیه تبعید شده بود. وی، که برای نجات از تبعیدگاه به هر تدبیر متوسل می‌شد، انگشتر خود را نزد آتیلا فرستاد و از او یاری خواست. آن شاه پر تزویر مکار، که شوخ‌طبعی خاص خودش را داشت، فرستاده شدن انگشتری را به درخواست ازدواج تعبیر کرد و مدعی ازدواج با هونوریا و گرفتن نیمی از امپراتوری روم غربی به عنوان جهیز وی شد. وزیران والنتینیانوس اعتراض کردند، و آتیلا اعلان جنگ داد. دلیل حقیقی او این بود که مارکیانوس، امپراتور جدید روم شرقی، از پرداخت خراج دریغ کرده و والنتینیانوس نیز به او تأسی جسته بود.

در سال ۴۵۱میلادی آتیلا و نیم میلیون تن از سپاهیان وی راهی راین شدند، تریر و مس را غارت کردند و سوختند، و نیمی از ساکنان آن‌ها را کشتند. تمامی گل به وحشت افتاد؛ او نه جنگجوی متمدنی مانند قیصر بود و نه متجاوزی مسیحی مانند آلاریک و گایسریک، بلکه یک هون زشتخوی و مهیب بود؛ بلایی آسمانی که فرستاده شده بود تا مسیحیان و مشرکان را یکسان، به خاطر فاصله عمیقی که میان ایمان و عملشان وجود داشت، کیفر دهد. در این بحبوحه، تیودوریک اول، پادشاه کهنسال ویزیگوت‌ها، به داد امپراتوری رسید؛ به رومیانی که تحت فرماندهی آیتوس بودند پیوست؛ و دو ارتش متخاصم عظیم در دشتهای کاتالونیا، نزدیک تروا، مصاف دادند؛ یکی از خونین‌ترین نبردهای تاریخ به وقوع پیوست که در آن؛ بنابر روایات، ۱۶۲۰۰۰ تن کشته شدند، از جمله پادشاه دلیر گوت‌ها. پیروزی غرب قطعی نبود؛ آتیلا با نظم عقب نشینی کرد؛ فاتحان، یا به سبب فرسودگی یا به علت اختلاف در سیاست، نتوانستند او را تعقیب کنند.[۳]

فروپاشی روم غربیویرایش

سالهای آخر امپراتور روم، سالهای حکومت امپراتوران بی خاصیتی بود که یکی پس از دیگری می‌آمدند و می‌رفتند. گوتهای گل یکی از سرداران خود، به نام آویتوس را امپراتور اعلام کرد(۴۵۵م). مجلس سنا از تأیید او خودداری کرد و او به اسقفی برگزیده شد. امپراتور مایوریانوس(۴۶۱–۴۵۶) دلیرانه کوشید تا نظم را برقرار کند، اما توسط نخست‌وزیر خود، ریکیمر ویزگوت، خلع شد. امپراتور سوروس آلت بی‌اراده‌ای در دست ریکیمر بود.[۳]

در سال ۴۶۵ میلادی، ریکیمر، سور را مسموم کرد و خود مدت دو سال، بدون آنکه امپراتوری بر سر کار باشد، به حکومت پرداخت و سرانجام آنتمیوس را که از طرف امپراتوری مشرق پیشنهاد شده بود، به امپراتوری پذیرفت. آنتمیوس درصدد برآمد به غارتگری واندال‌ها، که با ناوگان خود سراسر مدیترانه را، زیر نظر داشتند پایان بخشد؛ بنابراین، با موافقت امپراتوری مشرق قوایی برای جنگ به آفریقا فرستاد، ولی در این نبرد شکست خورد و سیسیل، ساردنی، کرس و جزایر بالیار به دست ژان سریک افتاد و اوریک، آخرین پادشاه ویزگوت‌ها، آخرین متصرفات رومی را در اسپانیا و گل تصاحب کرد. در سال ۴۷۲، ریکیمر سر به شورش برداشته، پس از محاصره و تصرف رم ، آنتمیوس را کشت و اولیبریوس هر دو در همان سال از دنیا رفتند و در آن هرج ومرج و آشوب عمومی، گلیسریوس امپراتور شد. در این موقع فقط ایتالیا و پرووانس در دست رومی‌ها بود. امپراتوری مشرق، امپراتور تازه‌ای به نام ژولیوس نپوس، به رم فرستاد، وی گلیسریوس را از سلطنت عزل کرد و برای حسن اداره امور کوشید ولی اورست، مشاور مخصوص ژولیوس، که فرماندهی قوای نظامی را به عهده داشت، زیر بار فرمان او نرفت و نپوس مجبور به فرار شد.[۱]

مهاجرت و یورش اقوام مهاجرویرایش

 
نقشه تسخیر امپراتوری روم غربی

پس از یک دوره فترت، اورست، پسر خود رومولوس را که سیزده ساله بود، امپراتور خواند و به نام او، و برای مدت کوتاهی، زمام امور را به دست گرفت. اقوام مهاجری که کمک و یاور روم بودند یعنی آن‌ها که در ارتش رومی خدمت می‌کردند، برای رعایت احتیاط از ملت‌ها و اقوام کوچک انتخاب می‌شدند، این اقوام عبارت بودند از هرولها، روژها، اسکایرها ولی اتفاقاً همه این افراد به رهبری یکی از افسران خود، اودوآکر، قیام کردند. اورست شکست خورد و به قتل رسید، رومولوس اگوستول به کامپانی تبعید شد و کسی را به جانشینی او انتخاب نکردند؛ اودوآکر عنوان شاهی بر خود گذاشت. امپراتوری روم با این وضع رقت‌آور خاتمه پذیرفت(۴۷۶). اقوام مهاجر در همه جا استقرار یافته و همه جا مالک و مختار شده بودند. عهد قدیم به پایان رسید و تمدن‌هایی جدید که مولود فرهنگ یونان و رم و آداب ژرمنی بود ظهور کرد و این کار در قرون وسطی انجام گرفت.[۱]

سال ۴۷۶ میلادی، سال سقوط قطعی امپراتوری روم غربی است. سقوطی که در حقیقت از مدت‌ها قبل به صورتی تدریجی آغاز شده بود. چنان‌که می‌توان گفت امپراتوری روم عملاً از سال ۴۰۰ میلادی دیگر وجود نداشت. امپراتوری روم غربی عملاً از بین رفت. ایتالیا ویران شد و روم به شهر ایالتی کوچکی مبدل شد. در میدان اصلی شهر، که زمانی در آن دربارهٔ سرنوشت جهان تصمیم گرفته می‌شد، علف روییده بود و خوکها را برای چرا به آنجا می‌بردند (مانفرد و دیگران، ۱۳۵۳، ص۱۱۴).[۲]

از لحاظ تاریخی، غلبه اقوام خارجی شکل خارجی آنچه را که از درون فاسد شده بود ویران ساخت؛ طومار زندگی پیشین را، که با تمام نعمات و نظم و فرهنگ و قانونش به ضعف پیری گراییده و قدرت رشد و تجدید حیات را از دست داده بود، با وحشیگریی تاسف‌انگیز و از بیخ و بن درنوردید. حال، آغاز یک حیات نوین ممکن بود: امپراتوری غرب از میان رفت، اما کشورهای اروپای نوین زاده شدند. هزار سال قبل از میلاد، متجاوزان شمالی وارد ایتالیا شده، ساکنان آن را مطیع ساخته و با آن‌ها مخلوط گشته، و تمدن آنان را کسب کرده بودند و، همراه با خود آنان، طی هشت قرن، تمدن نوینی بنا نهاده بودند. چهارصد سال پس از مسیح، همان واقعه تکرار شد؛ چرخ تاریخ یک دور کامل گشت؛ آغاز و انجام همانند بودند و همه‌چیز به یک رؤیا می‌مانست، رؤیایی که روم نام داشت.[۳]

امپراتوران روم باختریویرایش

امپراتور گول‌ها (۲۵۹ تا ۲۷۳)ویرایش

امپراتور یکی از استانهای چهارگانه (۲۹۳ تا ۳۱۳)ویرایش

سلسله کنستانتینیان (۳۱۳ تا ۳۶۳)ویرایش

  • کنستانتین یکم: ۳۰۶ تا ۳۳۷ امپراتور انحصاری از امپراتوری ۳۲۴–۳۳۷
  • کنستانتین دوم: ۳۳۷ تا ۳۴۰ امپراتور گل‌ها، بریتانیا و اسپانیا
  • کنستانتیوس دوم: ۳۳۷ تا ۳۶۱ امپراتور شرق از ۳۳۷ تا ۳۵۳، امپراتور انحصاری از امپراتوری از ۳۵۳ تا ۳۶۰
  • کنستانس یکم: ۳۳۷ تا ۳۵۰ امپراتور ایتالیا و آفریقا ۳۳۷–۳۴۰، امپراتور غرب از ۳۴۰ تا ۳۵۰
  • ماگننتیوس: ۳۵۰ تا ۳۵۳ غاصب
  • ژولیان:۳۵۵ تا ۳۶۳ امپراتور از غرب از ۳۵۵ تا ۳۶۱، امپراتور تنها از امپراتوری از ۳۶۱ تا ۳۶۳

غیر سلسله (۳۶۳ تا ۳۶۴)ویرایش

سلسله والتینیان (۳۶۴ تا ۳۹۲)ویرایش

غیر سلسله (۳۹۲ تا ۳۹۴)ویرایش

سلسله تئودوسیان (۳۹۴ تا ۴۵۵)ویرایش

غیر سلسله (۴۵ تا ۴۸۰)ویرایش

فلاویوس اورستس توسط مزدوران ژرمن در شورشی کشته شد. رئیس قبیله‌شان ادوآکار، کنترل ایتالیا را به عنوان یک حق دوژوره قانونی ژولیوس نپوس و امپراتور روم شرقی زنو فرض کرد.

جستارهای وابستهویرایش

یادداشت هاویرایش

^ . Civil wars

^ . Disintegration

^ . Constitution of the Roman empire

^ . Tetrarchy

^ . Senior emperors

^ . Caesar؛ شکل عربی (معرب) آن «قیصر» است.

^ . Junior emperors

^ . Intermittently

^ . Mediolanum؛ شهری باستانی است که در میلان امروزی واقع است.[۴]

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ تاریخ جهانی- دولاندلن- برگردان به پارسی احمد بهمنش
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ تاریخ بیزانس- محمد امیر شیخ نوری-دانشگاه پیام نور
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ تاریخ تمدن ویل دورانت- عصر ایمان (جلد چهارم)
  4. «Mediolanum».