ابن یمین

شاعر ایرانی

ابن یمین (زاده ۶۶۴ – درگذشته ۷۴۶) با نام کامل امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طغرایی مستوفی بیهقی فریومدی، شاعر و بزرگ‌ترین قطعه‌سرای ایرانی بود، که بخش اعظم زندگانی وی در روستای فرومد واقع در خراسان از حوالی سبزوار سپری شد. وی را به جهت شغل استیفاء و طغرانویسی در دربار، مستوفی و طغرایی می‌خواندند.

ابن یمین فَرومَدی
ابن یمین فرومدی.jpg
عکسی خیالی از ابن یمین فریومدی
زادهٔ۶۶۴ خورشیدی
۶۸۵ هجری قمری
خراسان
درگذشتپیش از ۷۴۶ خورشیدی
۷۶۹ هجری قمری
فرومد، خراسان
آرامگاهآرامگاه ابن یمین در فرومد
محل زندگیفرومد، خراسان و سبزوار
ملیتایرانی
دیگر نام‌هاامیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طغرایی
پیشهشاعر
سبکعراقی
دورهفرمانروایی سربداران
تیموریان
مذهباسلام، شیعه دوازده‌امامی

پدرش ترک‌نژاد بود و به روزگار سلطان محمد خدابنده، در روستای فَریومَد (فرومد) زمینی خرید و در آن‌جا ساکن شد. وی فردی ادیب و شاعر بوده‌است و در دستگاه حکومتی خواجه علاءالدین محمد فریومدی — صاحب دیوان و وزیر خراسان — به استیفاء و طغرانویسی اشتغال داشت. پدرش در شکل‌گیری استعداد شاعری ابن یمین تاثیر بسزایی داشت و از روزگار نوجوانی فرزندش، او را به مشاعره و مناظره وامی‌داشت. پدرش در سال ۷۲۲ ه.ق از دنیا رفت و در فریومد دفن شد.

تاریخ ولادت ابن یمین به طور مشخص، معلوم نیست اما از آنجا که در برخی از اشعارش به سال‌های ۷۰۳ و ۷۰۴ ه.ق اشاره داشته‌است و با توجه به اینکه اگر در آن تاریخ، بیست ساله بوده‌است، طبعا تاریخ ولادت او ۶۸۵ ه.ق بود‌ه‌است. او را متولد یکی از سال‌های ۶۶۳، ۶۶۵ و ۶۶۹ ه.ق نیز یاد کرده‌اند. وی دوران کودکی خویش را در زادگاهش، فریومد گذراند. از آنجا که شغل طغرایی و دیوانی در خاندان ابن یمین موروثی بوده‌است، ابن یمین نیز در جوانی به این شغل اشتغال داشت. او همچون پدرش به دستگاه خواجه علاءالدین وارد شد و هنگامی که سلطان ابوسعید بهادرخان به سال ۷۳۶ ه.ق درگذشت، همراه خواجه علاءالدین به دربار طغای تمور پیوست و به همین جهت چند سالی را در استرآباد گذراند. ابن یمین پس از بالاگرفتن قیام سربداران، از دربار طغای خارج شد و با او در جنگی که میان سربداران و ملک معزالدین حسین کرت — از فرمانروایان هرات — به سال ۷۴۳ درگرفت شرکت کرد. این نبرد در ناحیه زاوه از نواحی تربت حیدریه کنونی رخ داد و امیرمسعود در این نبرد شکست خورده و گریخت. با شکست سپاهیان امیرمسعود، یاران به اسارت درآمدند و ابن یمین نیز اسیر شد. در این درگیری، دیوان اشعار ابن یمین ناپدید شد. پس از حضور ابن یمین در حالت اسارت در درگاه ملک حسین، ملک حسین از او دلجویی کرد و او را آزاد ساخت. ابن یمین نیز قطعه‌ای را در تاسف از از دست رفتن دیوانش و قدردانی از سلطان سرود. ابن یمین دوران ابتدایی و انتهایی زندگی خویش را در فرومد گذراند. وی در دوران زندگی در فریومد به کشاورزی مشغول بود و از این طریق امرار معاش می‌کرد. آورده‌اند که هرچه کسب می‌کرد در بین فقرا تقسیم می‌کرد.

ابن یمین در سال ۷۶۹ ه.ق مصادف با سومین سال حکومت نجم‌الدین علی موید، درگذشت. دولتشاه سمرقندی به تبعیت از اوحدی و شوشتری، تاریخ ۷۴۵ ه.ق را در خصوص سال درگذشت ابن یمین، نادرست می‌داند. تاریخ‌های دیگری چون ۷۴۳ ه.ق نیز برای تاریخ درگذشتش عنوان شده‌است. از احوالات شخصی و خانوادگی ابن یمین، اطلاعات دقیقی در دست نیست. در جایی از اشعارش سه تا چهار فرزند را برای خود مدعی است ولی تنها ۲ نام از فرزندانش را نام می‌برد.

دیوانی که از ابن یمین بر جای مانده‌است، شامل قصیده، غزل، مقطع، رباعی و چند ترجیع‌بند، ترکیب‌بند، مسمط، مخمس، مستزاد و چند مثنوی است. در دیوان او برخی ماده‌ تاریخ و چیستان نیز وجود دارد. دیوان اصلی او در سال ۷۶۳ ه.ق در جنگ میان سربداران و معزالدین حسین کرت به غارت رفت و دیگر یافت نشد. به گفته خودش، ۱۰ سال بعد از این واقعه، آنچه از دیوانش در یاد و خاطره و همچنین در «جرائد افاضل نامدار» و «سفائن اماثل» باقی مانده بود، مجدد گردآوری کرد و سروده‌های سال‌های پس از آن را نیز به آن افزود تا دیوانی دیگر رقم بخورد. امروزه از این دیوان، نسخه‌های مختلفی در دست می‌باشد. اهمیت و شهرت ابن یمین طغرایی، بیشتر به سبب قطعات معروف اوست که بر مضامین اخلاقی و اجتماعی سروده شده‌است.

زندگی‌نامه

نام و تبار

امیر فخرالدین محمود بن یمین‌الدین طغرایی فریومدی، مشهور به ابن یمین، شاعر پارسی‌گوی قرن هشتم ه.ق است.[۱] در ریحانة الادب و الذریعه عنوان خراسانی نیز به نام او افزوده شده‌است.[۲][۳] ذبیح‌الله صفا نام کامل او را «امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طغرایی مستوفی بیهقی فریومدی» گزارش می‌کند.[۴] وی را به جهت شغل استیفاء در دربار، مستوفی می‌خواندند.[۵]

پدرش امیر یمین‌الدین بود که فردی ادیب و شاعر بوده‌است. یمین‌الدین مردی فاضل بود که در دستگاه حکومتی خواجه علاءالدین محمد فریومدی — صاحب دیوان و وزیر خراسان — به استیفاء و طغرانویسی اشتغال داشت. ظاهرا همین شغل پدرش بوده‌است که ابن یمین و پدرش را به لقب طغرایی شهره کرده‌است.[۶] آورده‌اند پدرش ترک‌نژاد بود و به روزگار سلطان محمد خدابنده، در روستای فَریومَد (فرومد) زمینی خرید و در آن‌جا ساکن شد.[۷] پدرش در شکل‌گیری استعداد شاعری ابن یمین تاثیر بسزایی داشت و از روزگار نوجوانی فرزندش، او را به مشاعره و مناظره وامی‌داشت. پدرش در سال ۷۲۲ ه.ق از دنیا رفت و در فریومد دفن شد. مادر ابن یمین تا سال ۷۴۱ ه.ق زنده بود و در فریومد می‌زیست.[۸] فریومد به وزن «بدصورت» که گاهی فرومد بر وزن «کبوتر» و فریوند بر وزن «رسیدند» نیز خوانده شده‌است، یکی از روستاهای منطقه سبزوار محسوب می‌شود.[۹] دولتشاه از پدرش اشعاری را گزارش می‌کند و آنها را مشهور می‌داند.[۱۰]

سرگذشت

تاریخ ولادت ابن یمین به طور مشخص، معلوم نیست اما از آنجا که در برخی از اشعارش به سال‌های ۷۰۳ و ۷۰۴ ه.ق اشاره داشته‌است و با توجه به اینکه اگر در آن تاریخ، بیست ساله بوده‌است، طبعا تاریخ ولادت او ۶۸۵ ه.ق بود‌ه‌است.[۱۱] او را متولد یکی از سال‌های ۶۶۳، ۶۶۵ و ۶۶۹ ه.ق نیز یاد کرده‌اند.[۱۲] وی دوران کودکی خویش را در زادگاهش، فریومد گذراند. وی تحصیلات مقدماتی خویش را در همانجا گذراند و احتمالا در همان دوران به علوم معقول و منقول مهارت یافت. مکاتبات شاعری ابن یمین با پدرش در دوران نوجوانی شهرت داشته‌است.[۱۳]

از آنجا که شغل طغرایی و دیوانی در خاندان ابن یمین موروثی بوده‌است، ابن یمین نیز در جوانی به این شغل اشتغال داشت. او همچون پدرش به دستگاه خواجه علاءالدین وارد شد و هنگامی که سلطان ابوسعید بهادرخان به سال ۷۳۶ ه.ق درگذشت، همراه خواجه علاءالدین به دربار طغای تمور پیوست و به همین جهت چند سالی را در استرآباد گذراند.[۱۴] ابن یمین منصب استیفا و نگارش طغراها را در خدمت خواجه علاءالدین محمد فریومدی، وزیر خراسان، به سال ۷۴۲ هجری قمری، بر عهده داشت و از منشآت او بعضی در کهن‌ترین ویرایش دیوانش که ظاهراً پیش از سال ۹۳۱ هجری قمری نوشته شده، موجود است و دو نامه از آن‌ها نیز انتشار یافته‌است.[۱۵] ابن یمین بینندهٔ کشاکش‌های پی‌درپی امیران خراسان در عهد فترت میان ایلخانان و یورش تیمور بود و گاه در این کشمکش‌ها و جنگ‌ها نیز حضور داشت.[۱۶] او بعدها پس از بالاگرفتن قیام سربداران، از دربار طغای خارج شد و با او در جنگی که میان سربداران و ملک معزالدین حسین کرت — از فرمانروایان هرات — به سال ۷۴۳ درگرفت شرکت کرد. این نبرد در ناحیه زاوه از نواحی تربت حیدریه کنونی رخ داد و امیرمسعود در این نبرد شکست خورده و گریخت. با شکست سپاهیان امیرمسعود، یاران به اسارت درآمدند و ابن یمین نیز اسیر شد. در این درگیری، دیوان اشعار ابن یمین ناپدید شد. پس از حضور ابن یمین در حالت اسارت در درگاه ملک حسین، ملک حسین از او دلجویی کرد و او را آزاد ساخت. ابن یمین نیز قطعه‌ای را در تاسف از از دست رفتن دیوانش و قدردانی از سلطان سرود.[۱۷] او در این خصوص چنین سروده‌است:[۱۸]

بچنگال غارتگران اوفتادوز آن پس کسی زو نشانی نداد

ابن یمین پس از این واقعه، چندسالی را در درگاه سلطان هرات گذراند و قصایدی در مدح سلطان و برخی از درباریان او سرود. ابن یمین پس از مدتی به زادگاه خود فریومد عزیمت کرد و در زمین ارث پدری خود، سکنی گزید. او پس از خروج از درگاه سلطانی و با وجود دوری گزیدن از دستگاه حکومتی، همچنان به امیران شیعی سربداران ارادت می‌ورزید و در مدح آنان همچون وجیه‌الدین مسعود و نجم‌الدین علی موید؛ اشعاری را سروده‌است.[۱۹]

وی در جوانی سفری به جرجان داشته‌است و از آنجا با پدرش، مکاتباتی به نظم داشته‌است. از آنچه در دیوان او آمده‌است، او مدتی را در تبریز، سلطانیه و عراق اقامت داشته‌است. تاریخ دقیق این سفرها و مدت اقامت‌های ابن یمین در این سرزمین‌ها مشخص نیست؛ اما به گفته خودش، روزگار خوشی در این دوره زمانی نداشته‌است و قدر او در این مناطق دانسته نمی‌شد. او در دوران اقامت در تبریز، در دستگاه غیاث‌الدین محمد پسر خواجه رشیدالدین فضل‌الله — وزیر سلطان ابوسعید — حضور داشت.[۲۰] وی در اشعاری آن وزیر را ستایش کرد، ولی کارش در آن شهر دوام نیافت؛ چنان‌که ناگزیر شد در قطعه‌ای که خطاب به غیاث‌الدین محمد سرود، از او اجازه بازگشت به شهر خویش را بخواهد.[۲۱]

ابن یمین در عراق در خدمت خواجه سعدالدین مسعود از امیران اینجو بود.[۲۲] منظور از عراق، نواحی غربی ایران است که «ماعدا خراسان» نام داشت. وی پس از ناامیدی از مردمان آن دیار، به خراسان بازگشت.[۲۳] در سال ۷۵۴ ه.ق به هنگامی که خواجه یحیی کرابی — از امیران سربداران — به قصد ملاقات طغای تمور به استرآباد می‌رفت، ابن یمین او را همراهی کرد. احتمالا این آخرین سفر ابن یمین بوده‌است که از فریومد خارج شده‌است. وی در این سفر نهایی خود اشعاری را در مدح طغای تمور و دوستی و اتحاد میان امیر سربداران و وی سروده‌است. در همین سفر و در مجلس جشنی، خواجه یحیی به اشاره و دستور طغای تمور کشته شد. پس از این واقعه، ابن یمین به فریومد بازگشت و تا پایان عمر در انجا باقی ماند و انزوا گزید. او در این دوران جز به ندرت، قصید‌ه‌ای نمی‌سرود. با این همه او پس از آغاز حکومت خواجه نجم‌الدین علی موید، اشعاری را در مدح او سروده‌است.[۲۴] پس از بازگشت به خراسان، ابن یمین در همان حال با گروهی از امیران و وزیران عهد خود، در بخش خاوری ایران ارتباط داشت و آن‌ها را می‌ستود. از ممدوحان ابن‌یمین، گذشته از خواجه علاءالدین محمد فریومدی، باید طغاتیمورخان، ملک معزالدین ابوالحسین محمد بن غیاث‌الدین کرت، خواجه وجیه‌الدین مسعود سربداری، خواجه علی سربداری، پهلوان حسن دامغانی سربداری و جانشین او خواجه نجم‌الدین علی مؤید سربداری را نام برد.[۲۵]

وی در دوران زندگی در فریومد به کشاورزی مشغول بود و از این طریق امرار معاش می‌کرد. آورده‌اند که هرچه کسب می‌کرد در بین فقرا تقسیم می‌کرد.[۲۶] زندگانی ابن‌یمین در سبزوار و فرومد، به قناعت گذشت و اصولاً وی مردی قانع، گوشه‌گیر، دهقان‌پیشه و معتقد به بنیادهای اخلاقی بود.[۲۷]

مرگ و آرامگاه

 
عکسی از آرامگاه ابن یمین فریومدی واقع در روستای فرومد که به ثبت ملی نیز رسیده‌است.

ابن یمین در سال ۷۶۹ ه.ق مصادف با سومین سال حکومت نجم‌الدین علی موید، درگذشت. دولتشاه سمرقندی به تبعیت از اوحدی و شوشتری، تاریخ ۷۴۵ ه.ق را در خصوص سال درگذشت ابن یمین، نادرست می‌داند.[۲۸] دولتشاه سال درگذشت ابن یمین را ۷۴۵ می‌داند و در ریاض العارفین، تاریخ ۷۴۳ به عنوان سال درگذشت او عنوان شده‌است.[۲۹] آقابزرگ طهرانی نیز در الذریعه، به نقل از فصیحی خوافی، تاریخ مرگش را سال ۷۶۹ مصادف با روز شنبه، هشتم ماه جمادی الآخر گزارش می‌کند.[۳۰] صفا نیز با اشاره به همین نقل، آن را تاریخ صحیح‌تر در خصوص سال مرگ ابن یمین می‌داند. او به نقل از فصحی می‌نویسد:[۳۱]

بود تاریخ هجرت هفتصد با شصت و نهروز شنبه هشتم ماه جمادی الآخرین
گفت رضوان حور را برخیز و استقبال کنخیمه بر صحرای جنت می‌زند ابن یمین

آورده‌اند که او در هنگام مرگ چنین سروده‌است:[۳۲]

منگر كه دل ابن يمين پرخون شدبنگر كه از اين سراى فانى چون شد
مصحف بكف و چشم بره روى بدوست‌با پيك اجل خنده‌زنان بيرون شد

در مجالس المومنین آمده‌است که ابن یمین در روستای فریومد درگذشت[۳۳] و در کنار مزار پدرش یمین‌الدین طغرایی دفن شده‌است.[۳۴] دولتشاه در این خصوص می‌نویسد: «مرقد منور او بفریومد در صومعه والد اوست در پهلوی والد روح‌الله روحهما و ارسل الینا فتوحهما».[۳۵] قبر دیگری در اصفهان در محله بیدآباد به نام ابن‌ یمین شاعر مشهور است[۳۶] که احتمالا غیر از این ابن یمین فریومدی باشد.[۳۷]

آرامگاه ابن یمین در ابتدا، ساختمانی از خاک و خشت بود که رو به ویرانی گذاشته بود. با پیگیری‌های عبدالرفیع حقیقت، یک ساختمان شش گوشه به جای ساختمان قدیمی طراحی و ساخته شد. سنگ قبر شش گوشه ابن یمین در وسط بنا قرار دارد و شش گوشه بنا، تداعی کننده یک گل باز شده است. فضای سبز اطراف آرامگاه نیز با نرده محصور شده‌است.[۳۸][۳۹] این بنا که در سال ۱۳۵۳ ساخته شده‌است، به عقیده برخی، نمادی از کلاه سربداران می‌باشد. بر روی سنگ قبر ابن یمین نوشته شده است: «آرامگاه امیر فخرالدین محمد ابن یمین‌الدین متخلص به ابن یمین، شاعری بوده‌است دانشمند، دوران زندگی را با کمال مناعت و وارستگی به پایان رسانده‌است».[۴۰] اداره کل میراث فرهنگی، از سال ۱۳۸۳تا ۱۳۹۷ در پی دریافت سند مالکیت مجموعه آرامگاه ابن یمین بوده‌است که پس از ۱۴ سال، سند این مجموعه به نام اداره کل میراث فرهنگی استان سمنان، صادر گردید.[۴۱] این سازمان مرمت سازی این بنا را در چند نوبت تا مردادماه ۱۳۹۹ تکمیل نموده‌است.[۴۲][۴۳]

نسل و فرزندان

از احوالات شخصی و خانوادگی ابن یمین، اطلاعات دقیقی در دست نیست. وی در بخشی از دیوان خود، از اشعار خود با عنوان «فرزندان روحانی» خویش یاد می‌کند و در کمی بعد از «سه‌چار» فرزند جسمانی برای خود نیز یاد می‌کند. او در «کارنامه» خویش تنها از دو فرزند خویش نام می‌برد و نام‌های آنها را حسن و محمد گزارش می‌کند. وی در گزارشی، محمد را از جهت فضل و سرایش شعر و سخنوری می‌ستاید.[۴۴]

دیوان ابن یمین

دیوانی که از ابن یمین بر جای مانده‌است، شامل قصیده، غزل، مقطع، رباعی و چند ترجیع بند، ترکیب بند، مسمط، مخمس، مستزاد و چند مثنوی است. در دیوان او برخی ماده‌ تاریخ و چیستان نیز وجود دارد. دیوان اصلی او در سال ۷۶۳ ه.ق در جنگ میان سربداران و معزالدین حسین کرت به غارت رفت و دیگر یافت نشد. به گفته خودش، ۱۰ سال بعد از این واقعه، آنچه از دیوانش در یاد و خاطره و همچنین در «جرائد افاضل نامدار» و «سفائن اماثل» باقی مانده بود، مجدد گردآوری کرد و سروده‌های سال‌های پس از آن را نیز به آن افزود تا دیوانی دیگر رقم بخورد. امروزه از این دیوان، نسخه‌های مختلفی در دست می‌باشد.[۴۵] به گزارش مجمع الفصحاء نزدیک به دوهزار بیت از ابیات باقی مانده از ابن یمین، مربوط به همان دیوان بوده‌است.[۴۶] صفا گزارش می‌کند که تلاش‌ها برای یافتن دیوان مفقود شده ابن یمین بی‌نتیجه ماند.[۴۷] آقابزرگ طهرانی نام دیوان او را در جایی دیوان ابن یمین[۴۸] و در جای دیگر دیوان یمین فریومدی گزارش می‌کند.[۴۹]

دهخدا می‌نویسد که دیوانی از ابن یمین در کتابخانه مجلس وجود داشته‌است که خود دهخدا آن را تصحیح کرده‌است. وی در ادامه گزارشش می‌نویسد که در آن، اشعار ابن یمین فریومدی با اشعار شاعر دیگری به نام ابن یمین که بی‌سواد و عامی بوده‌است، در هم آمیخته شده‌است. دهخدا این موارد را در حاشیه با عنوان اصل و الحاقی متذکر شده‌است. مصلح‌الدین مهدوی این احتمال را می‌دهد که ابن یمین عامی مورد اشاره دهخدا، در اصفهان مدفون باشد.[۵۰] دیوانی از ابن‌یمین در دست است، با مقدمه‌ای که شاعر در آن نوشته، در سال ۷۵۴ هجری قمری فراهم آمده و از قصیده، غزل، ترکیب‌بند، قطعه و رباعی، مجموعاً در حدود ۱۵ هزار بیت دارد.[۵۱]

مذهب و مسلک

مذهب ابن یمین همچون بسیاری از مردمان سبزوار در روزگار سربداران، تشیع و دوستی با اهل بیت پیامبر اسلام بود. نزدیک شدن او به دستگاه حکومتی نیز از انگیزه‌های مذهبی، خالی نبود. برخی از اشعار او در مدح و نعت علی بن ابی‌طالب و فرزندان او بوده‌است.[۵۲] در مجمع الفصحاء ماجرایی از علت مدح نکردن علی بن موسی الرضا از او گزارش شده‌است که الذریعه آن را چنین نقل می‌کند:[۵۳]

ببنده ابن يمين گفت دوستى كه تويى كه شعر توست كه بر آسمان رسيده سرش‌
چرا مديح سراى رضا همى نشوي كه در جهان نبود كس به پاكى گهرش‌
بگفتمش كه نيارم ستود امامى را كه جبرئيل أمين بوده مادح پدرش‌

وی را شاعری فاضل و قانع معرفی کرده‌اند زهد را پیشه کرده‌بود و عرفان مذاق و درویش مشرب بود. او را از بزرگان عرفان و ارباب سیر و سلوک دانسته‌اند.[۵۴] به عقیده راون، در اشعار ابن یمین عقائد مالتوزیانیسم و مانی کئیسم وجود دارد.[۵۵]

سبک و هنر شعری

آنچه از قصائد او امروزه به جای مانده‌است، بیشتر در مدح امیران سربداران، خواجه علاءالدین وزیر، طغای تمورخان و ملک معزالدین کرت است. احتمالا وی در دوران جوانی، اشعاری را نیز در مدح بزرگان خراسان سروده‌است که پس از مفقود شدن دیوانش، از بین رفته‌است. مضامین غزلیات او عاشقانه است ولی در آنها اشارات اخلاقی و عرفانی نیز وجود دارد. سخن او از تشبیهات و تعبیرات بدیع خالی نیست. وی مثنوی‌ای با نام «کارنامه» دارد که در سال ۷۴۱ ه.ق و یک سال پیش از مرگ خواجه علاءالدین وزیر سروده‌ شده، در کارنامه شعری خود دارد. «کارنامه» ابن یمین، همچون «کارنامه بلخ» سنایی، وصف احوالات شاعر بوده‌است که مخاطبش باد می‌باشد.[۵۶]

دو مثنوی دیگر او با نام‌های «چهارپند انوشیروان» و «انوشیروان و موبدان» شامل سخنان حکمت‌آمیز منسوب به انوشیروان است که در آداب زندگی و تدبیر معاش، راستی و نیکوکاری سروده شده‌است. این دو مثنوی به وزن و اسلوب شاهنامه فردوسی و به شیوه اندرزنامه‌های منظوم شکل گرفته‌است. در دایرة المعارف بزرگ اسلامی آمده‌است که: «مثنوی «مجلس افروز» منظومه‌ای است عرفانی در بیان صفات و کیفیات عشق و رسیدن به مقام وصال و شرح احوال آن، و مثنوی عرفانی دیگری به بحر هزج مسدس مقصور در بیان شرایط طلب و فنای طالب در مطلوب. بخش کوچکی از دیوان شامل قطعات و اشعار عربی اوست در اخلاق، حکمت، نصیحت و موضوعات دیگر که غالباً به نظم فارسی ترجمه شده‌اند و چند ملمع نیز در میان آنها دیده می‌شود. یکی از رسائل ابن یمین که خطاب به خواجه علاءالدین وزیر و شکایت از بی‌التفاتی اوست، در حقیقت منظومه ای است «موقوف القوافی» که از انواع بسیار نادر شعر فارسی است و دو نمونۀ آن از سوزنی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم نقل شده است.»[۵۷]

در قرن هفتم و هشتم ه.ق، شعر انتقادی رواج فراوان یافت و علت آن، آشفتگی اوضاع زمان، استیلاء مغولان و ظهور حکومت‌های غیر صالح در ایران بود. با بروز و رشد فسادهای اجتماعی، انتقادهای اجتماعی نیز رشد می‌کرد و شدت می‌یافت و چه بسا به صورت هزل نیز نمایان می‌شد. ابن یمین از جمله شعرایی است که شعر انتقادی بسیاری را سروده‌است.[۵۸] اشعار او غالبا در ابیاتی روان و بی‌تکلف، خوانندگان را به کار و کوشش و قناعت و استقلال ترغیب می‌کند. او در اشعارش به پرهیز از طمع و زیاده‌طلبی، صیانت نفس از ذلت و خواری دعوت می‌کند. قطعات ابن یمین با وجود کوتاه و در عین سادگی، به روشنی از اوضاع و احوال بی‌سامان جاری و معضلات اخلاقی، اجتماعی و سیاسی روزگارش گزارش می‌کند. گرچه در این قطعات نیز گه‌گاه مدایحی از شاهان و وزیران دیده می‌شود، اما در مواردی که تعدادشان کم نیست، سخن او با کنایه‌ها و طنزهای تند و شکایت‌های تلخ از نامردمی و دون طبعی و قدناشناسی اینگونه اشخاص همراه است. در کلام ابن یمین از تلکف و تصنع خبری نیست و از لحاظ انسجام و سادگی و روانی، ممتاز بوده‌است. البته او در غزل، قصیده و رباعی به پای شاعران پیش از خودش و حتی برخی از معاصرینش نمی‌رسید. او گاها خود را شاعری بلانظیر و هم تراز با عنصری و انوری و حتی برتر از آنان می‌شمرد که این جز پندار و بلندپروازی شاعرانه، نبوده‌است. مایه اصلی شعرها او، دیده‌ها و دریافت‌های شخصی او بوده‌است و از تجربه‌های خویش در دوران‌های پرتحول و اضطراب زندگانی‌اش در آن اشعار استفاده برده‌است. همین امر نیز سبب شده‌است تا اشعارش بر دل بنشیند و بر زبان‌ها جاری بوده باشد.[۵۹] مدرس تبریزی با متوسط دانستن قریه شعری ابن یمین، دلیل مورد توجه قرار گرفتن اشعارش را مضمون اشعارش می‌داند که مشتمل بر اخلاق، نصایح، شهامت، عزت نفس، علو همت، مفاسد چابلوسی و مذمت رهین منت بودن ناکسان بوده‌است.[۶۰]

صفا گزارش می‌کند که سخن او روان و منسجم و خالی از تکلف و علم‌فروشی و دنباله سبک خراسانی است. قطعه‌های ابن‌ یمین به سبب اشتمال بر اندرز، طعن و طنز، رواج و شهرت بسیار یافت و بر زبان شعردوستان جاری گشت و از این بابت میان شاعران معاصر خود منفرد شد. در قصیده‌سرایی و مثنوی‌پردازی توانا بود. از میان مثنوی‌های او، مثنوی «مجلس‌افروز» به بحر خفیف مخبون محذف، در تحقیق و عرفان، همچنین مثنوی بی‌نام دیگری هم در این موضوع به بحر هزج مسدس مقصور، مشهورتر است. کتاب «ریحانه الادب» نیز این فهرست کتاب‌ها را، به او نسبت داده‌است: «انشا طغرل»، به نام مجموعهٔ منشات؛ «انوار المبارک»، «چشمه فائز»، «کلیات طغری»، مجموعهٔ اشعار؛ «مجموعه الغرائب»؛ «المرآت المفتوحه».[۶۱] در تحقیقی که بر روی ۱۵۰ قطعه شامل ۷۶۰ بیت از سروده‌های ابن یمین صورت گرفته‌است، قلمروی زیبا‌شناختی آن مورد بررسی قرار گرفته‌است ک نتیجه آن شامل جدول ذیل است:[۶۲]

زیباشناختی در سروده‌های ابن یمین
تضاد تشبیه تمثیل ایهام تلمیح جناس جمع کل بیت‌ها
حسی به حسی عقلی به حسی تناسب سایر ایهام‌ها دینی ملی
تعداد ۱۸۰ ۱۰۰ ۱۰۴ ۴۹ ۲۳ ۲۵ ۲۴ ۱۳ ۸۵ ۷۶۰
بسامد ٪۲۳.۶ ٪۲۶.۸ ٪۶.۴ ٪۶.۳ ٪۴.۸ ٪۱۱.۱
آنکس که بداند و بخواهد که بداندخود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بدانداسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداندبا کوزهٔ آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداندلنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداندجان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که ندانددر جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداندحیف است چنین جانوری زنده بماند

اثرگذاری و اهمیت

اهمیت و شهرت ابن یمین طغرایی، بیشتر به سبب قطعات معروف اوست که بر مضامین اخلاقی و اجتماعی سروده شده‌است.[۶۳] وجه امتیاز ابن یمین نسبت به سایر شعرا، شرایط ویژه جامعه او بوده‌است که طالب اشعار با مضامین اخلاقی بوده‌اند. در جامعه ایرانی پس از مغول که آسیب‌های اجتماعی بسیاری را تجربه کرده‌است، احتیاج به احیاء روحیه اخلاقی بود که ابن یمین در اشعارش به آنها پرداخته است. همین مورد سبب شده‌است تا اشعار او در میان مخاطبان و منتقدان اشعار، اهمیت و جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. علامه شبلی نعمانی در خصوص اهمیت و جایگاه اشعار ابن یمین می‌نویسد: «ابن یمین اشعار اخلاقی را به قدری خوب بیان می‌کند که تا به امروز کسی به آن خوبی از عهده آن بر نیامده‌است و چون قال او از حالش حکایت می‌کند، لذا در خوانند اثری دارد که در کلام دیگران نیست.»[۶۴]

با وجود آنکه ابن یمین خود از شعر سعدی تاثیر بسزایی گرفته بود، حافظ نیز که او را آخرین غزلسرای سنتی می‌دانند، از اشعار ابن یمین بهره چندانی برده‌است که چندان مورد توجه حافظ پژوهان قرار نگرفته‌است. با دقت به دیوان حافظ و مقایسه آن با دیوان ابن یمین، از لحاظ واژه، ترکیب و مضمون همگانی کشف می‌شود که نشانه تاثیرپذیری حافظ از اشعار ابن یمین دارد. بنابر شواهدی، اشعار ابن یمین ده سال قبل از مرگش به نواحی فارس و شیراز نیز رسیده بود و حافظ از برخی از آثار او در دیوان خود بهره برده است. تاثیرپذیری حافظ از ابن یمین، شامل موارد ترکیب‌ها، مضمون‌ها و استقبال‌ها می‌باشد.[۶۵] همچنین از ابن یمین در مشاعراتی با سلمان ساوجی، حافظ شیرازی، عبید زاکانی، اوحدی مراغه‌ای، رکن صاین، نزاری قهستانی و شرف‌الدین رامی یاد شده‌است که البته چیزی از آنها اکنون در دست نیست. تنها در حق حافظ نامی که گویا حافظ شیرازی است، شعری وجود دارد که در آن آمده‌است:[۶۶]

چه غم از طعنه ایام تو را ابن یمینکه چو حافظ به جهان یار و نگاری داری

منبع‌شناسی

برای دستیابی به شرح احوالات و آثار ابن یمین، می‌توان به آثاری چون مجمع الفصحاء، ریاض العارفین، آتشکده، بهارستان، مجمل فصیحی، مجالس المومنین قاضی نورالله، حبیب السیر، نذکرة الشعراء دولتشاه، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، تاریخ مفصل ایران و از سعدی تا جامی مراجعه کرد. علاوه بر آن در مقدمه دیوان ابن یمین به قلم سعید نفیسی نیز به شرح احوالات ابن یمین پرداخته شده‌است.[۶۷]

گزیده‌ای از اشعار ابن یمین که شامل بر ۱۵۹ قطعه از اوست، برای اولین بار به سال ۱۸۵۲ میلادی در وین به کوشش فن شلشتاوسرد به زبان آلمانی ترجمه شد و به چاپ رسید. در سال ۱۸۷۹ میلادی دومین دوره از نسخه به طبع درآمد. در طبع دیگری، به سال ۱۸۶۵ میلادی در کلکته، با عنوان کتاب مقطعات ابن یمین من تصنیفات ابن یمین فریومدی، در انتشارات مظهر العجائب به چاپ رسید. رادول به سال ۱۹۳۳ میلادی گزیده دیگری را که مشتمل بر ۱۰۰ قطعه از ابن یمین بود، با ترجمه انگلیسی در لندن منتشر کرد. رشید یاسمی در سال ۱۳۰۳ ه.ش کتابی سودمند با عنوان احوال ابن یمین در تهران منتشر کرد.[۶۸] این کتاب در ۱۴۸ صفحه به چاپ رسیده است.[۶۹] ترجمه دیگری از اشعار منتخب ابن یمین به زبان انگلیسی توسط شاعر آمریکایی رالف والدوامرسن در سال‌های ۱۸۴۷ تا ۱۸۶۷ م منتشر کرد.[۷۰] در سال ۱۳۱۷ ه.ش نیز دیوان اشعار او توسط همو منتشر شد و یک سال بعد سعید نفیسی قطعات و رباعیات ابن یمین را با مقدمه‌ای از احوالات او به چاپ رسانید.[۷۱] این دیوان شامل غزلیات ابن یمین نبوده و در ۲۸۳ صفحه منتشر شده‌است.[۷۲] سال‌ها بعد، حسینعلی باستانی راد دیوان ابن یمین را بر اساس چند نسخه تصحیح کرد و به سال ۱۳۴۴ به چاپ رساند. این اثر در سال ۱۳۶۳ به همان شکل مجدد تجدید چاپ شد.[۷۳] در سال ۱۹۶۵ م شرح احوال و آثار ابن یمین تحت عنوان شمه‌ای از یک سخنور ایرانی توسط علیرضا حکمت و تحت نظارت ا.س براگینسکی به زبان روسی ترجمه و منتشر شد.[۷۴]

در زمینه بررسی قطعات ابن یمین، آثاری نگارش یافته است. پایان‌نامه‌ای با عنوان تحلیل تطبیقی ساختاری و محتوایی قطعه‌های انوری و ابن یمین اثری از لطفی کوشکی که در آن نویسنده در آن به بررسی سه حوزه معنایی، زبانی و ادبی قطعات این دو شاعر می‌پردازد از جمله این آثار است. در این تحقیق تنوع مضمون‌پردازی ابن یمین نسبت به انوری، بیشتر توصیف می‌شود و آرایه‌های به کار رفته در اشعار ابن یمین، آسان‌تر و طبیعی‌تر از انوری قلمداد می‌شود.[۷۵] در خصوص تفاوت و تمایز اشعار دو شاعر ابن یمین فریومدی و ابن یمین شبرغانی که گویا در دیوان‌ها با هم در هم آمیخته شده‌است، مقاله‌ای با عنوان ابن یمین و ابن یمین شبرغانی منتشر شده‌است که مورد توجه پژوهشگران غربی نیز قرار گرفته‌است. کتاب ابن یمین اثر رادول دیگر اثری است که به مقایسه ابن یمین با عمر خیام پرداخته‌است. در این اثر به ارتباط ابن یمین با دربار و سربداران و اشعار اخلاقی او اشاره شده‌است. کتاب محاکمه قطعات ابن یمین و سعدی مع سوانح ابن یمین اثر علی شبیر، از آثار مقایسه‌ای در این ارتباط است که قطعات اخلاقی ابن یمین را با قطعات اخلاقی سعدی مقایسه کرده‌است و مقام شعری سعدی را از ابن یمین برتر دانسته شده‌است.[۷۶]

پانویس

  1. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  2. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۲.
  3. طهرانی، الذریعه، ۹:‎ ۳۴.
  4. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۱.
  5. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۲.
  6. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  7. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۱-۹۵۲.
  8. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  9. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۴.
  10. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۲.
  11. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  12. مهدوی، اعلام اصفهان، ۱:‎ ۲۳۱.
  13. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  14. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  15. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۲.
  16. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۴.
  17. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  18. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۵.
  19. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  20. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  21. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۳.
  22. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  23. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۳.
  24. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  25. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۴.
  26. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۳.
  27. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۶.
  28. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  29. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۶.
  30. طهرانی، الذریعه، ۹:‎ ۳۴.
  31. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۶-۹۵۷.
  32. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۴.
  33. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۴.
  34. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  35. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۷.
  36. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۴.
  37. مهدوی، اعلام اصفهان، ۱:‎ ۲۳۱.
  38. «آرامگاه ابن یمین»، خبرگزاری تسنیم.
  39. «آرامگاه ابن یمین فریومدی»، صدا و سیمای مرکز سمنان.
  40. «آرامگاه ابن‌یمین؛ خاستگاه گردشگری فرومد»، امرداد.
  41. «آرامگاه ابن یمین به نام میراث فرهنگی سند خورد»، خبرگزاری مهر.
  42. «مرمت و بهسازی آرامگاه ابن یمین»، خبرگزاری ایسنا.
  43. «مرمت و بهسازی آرامگاه ابن یمین»، وزارت میراث فرهنگی.
  44. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  45. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  46. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۳.
  47. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۵.
  48. طهرانی، الذریعه، ۹:‎ ۳۴.
  49. طهرانی، الذریعه، ۹:‎ ۱۳۱۶.
  50. مهدوی، اعلام اصفهان، ۱:‎ ۲۳۱.
  51. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۶.
  52. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  53. طهرانی، الذریعه، ۹:‎ ۳۴.
  54. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۲.
  55. طهرانی، الذریعه، ۹:‎ ۳۴.
  56. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  57. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  58. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۳۳۳.
  59. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  60. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۸:‎ ۲۸۲-۲۸۴.
  61. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۶-۹۵۷.
  62. بنی‌طالبی و صادقی، «بررسی بوطیقای قطعات ابن یمین»، مطالعات ایرانی.
  63. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  64. بنی‌طالبی و صادقی، «بررسی بوطیقای قطعات ابن یمین»، مطالعات ایرانی.
  65. احمدی دارانی، «حافظ و ابن یمین»، آینه میراث.
  66. احمدی دارانی، «حافظ و ابن یمین»، آینه میراث.
  67. صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۳:‎ ۹۵۱.
  68. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  69. طهرانی، الذریعه، ۹:‎ ۳۴.
  70. رادفر، «شناخت بیشتر ابن یمین»، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.
  71. مجتبائی، «ابن یمین»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  72. طهرانی، الذریعه، ۹:‎ ۳۴.
  73. احمدی دارانی، «حافظ و ابن یمین»، آینه میراث.
  74. رادفر، «شناخت بیشتر ابن یمین»، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.
  75. بنی‌طالبی و صادقی، «بررسی بوطیقای قطعات ابن یمین»، مطالعات ایرانی.
  76. رادفر، «شناخت بیشتر ابن یمین»، دانشکده ادبیات و علوم انسانی.

منابع


برای مطالعه بیشتر

  • صفا، ذبیح‌الله (۱۳۶۹). تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو و زبان فارسی. تهران: فردوس.

پیوند به بیرون