باز کردن منو اصلی
عبدالبهاء در حین سفرش به ایالات متحده

سفرهای عبدالبهاء به غرب مجموعه‌ای از سفرها بود که عبدالبهاء در سن ۶۷ سالگی از فلسطین به غرب پیش گرفت. این سفرها مدّت سه سال از ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۳ به طول انجامید. عبدالبهاء، پسر بهاءالله بنیانگذار آئین بهائی، از ۸ سالگی به همراه او در زندان و تبعید به سر می‌برد. او از طرف بهاءالله به عنوان جانشین و مرکز آئین بهائی تعیین شده بود و پس از درگذشت بهاءالله در ۲۹ می ۱۸۹۲ مسئولیت جامعه به عهده او قرار گرفت. شانزده سال بعد، در نتیجهٔ انقلاب ترکان جوان در سال ۱۹۰۸، وی به‌طور ناگهانی در سن ۶۴ سالگی از زندان آزاد شد.[۱] در زمان آزادی وی، عمده جوامع بهایی در ایران قرار داشت[۲] همچنین جوامع بهائی بزرگ دیگری نیز در باکو در آذربایجان[۳] عشق آباد در ترکمنستان[۴] و تاشکند در ازبکستان وجود داشت.[۵]

آئین بهائی در دههٔ ۱۸۹۰ به غرب راه یافت ولی در ابتدا عدهٔ بهائیان در غرب فقط محدود به چندین هزار نفر بود.[۲] عبدالبهاء برای انتشار تعالیم بهائی در غرب راهی سفرهایی به اروپا و آمریکای شمالی شد. اولین سفر وی خارج از فلسطین و ایران، در سال ۱۹۱۰ به مصر بود. او حدود یک سال در مصر اقامت کرد و بعد از آن در ۱۹۱۱ سفری پنج‌ماهه به فرانسه و انگلیس داشت. عبدالبهاء پس از بازگشت به مصر، راهی سفری به آمریکای شمالی شد که نزدیک به ۸ ماه به طول انجامید. در طول این سفر از شهرهای بسیاری در سراسر ایالات متحده، از مناطق عمده شهری در ساحل شرقی این کشور، تا شهرهای ایالات‌های غرب میانه و کالیفرنیا در سواحل غرب آمریکا بازدید به عمل آورد. وی همچنین به مونترال در کانادا سفر نمود. بعد از سفر به آمریکای شمالی، برای شش ماه عازم چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، انگلیس و آلمان شد و سپس شش ماه در مصر اقامت داشت و در نهایت به حیفا بازگشت.[۱]

بر اثر سفرهای عبدالبهاء به غرب، جامعهٔ کوچک بهائیان غربی فرصت تقویت و تحکیم یافت و چشم‌انداز وسیع تری از این آئین به دست‌آورد. آئین بهائی همچنان توجه رهبران دینی، اجتماعی و آکادمیک و همچنین مطبوعات را به خود جلب کرد. روزنامه‌های آن زمان سفرهای عبدالبهاء را به نحو چشمگیری پوشش دادند.[۶] عبدالبهاء در طول سفرش، سخنرانی‌های بسیاری در خانه‌های بهائیان، هتل‌ها، مکان‌های مذهبی و سایر اماکن عمومی از جمله کنفرانس بین‌المللی حکمیت در دریاچهٔ موهونک، انجمن ادبی و تاریخی بتل، انجمن ملی پیشرفت رنگین پوستان، در دانشگاه‌های هوارد و استنفورد و در انجمنهای تئوسوفی انجام داد. سخنرانی‌های عبدالبهاء در غرب بخش مهمی از آثار بهائی را تشکیل می‌دهد.[۱] در دهه‌های پس از سفرهای عبدالبهاء، جامعهٔ بهائی آمریکا رشد قابل ملاحظه‌ای کرد[۷] و سپس در سراسر آمریکای جنوبی و استرالیا و اقیانوسیه و شرق دور پراکنده شد.[۸]

محتویات

سفر به مصرویرایش

عبدالبهاء در ۲۹ اوت ۱۹۱۰ حیفا را به مقصد پورت سعید ترک کرد. وی حدود یک ماه در پورت سعید ماند و بهائیان از قاهره برای دیدار او می‌آمدند.

در اول اکتبر، عبدالبهاء عازم سفری دریایی به مقصد اروپا شد ولی به دلیل ضعف جسمانی، برای ۸ ماه در اسکندریه مجبور به توقف گردید. در مدت توقف در مصر، مطبوعات مصری پوشش مثبتی از شخصیت عبدالبهاء و بهائیان ارائه دادند.[۹] عبدالبهاء در اسکندریه با گروه بزرگ‌تری از افراد ملاقات کرد. در ماه مه، به قاهره نقل مکان کرد و در آنجا بار دیگر توجه مثبت مطبوعات از جمله- الاهرام- را به خود جلب کرد. همچنین در این زمان با مفتی مصر، عباس حلمی پاشا، و خدیو مصر دیدار کرد.[۹]

عبدالبهاء در نهایت در ۱۱ اوت ۱۹۱۱، مصر را به مقصد اروپا ترک کرد.

اولین سفر به اروپاویرایش

اولین سفر عبدالبهاء به اروپا در فاصلهٔ اوت تا دسامبر سال ۱۹۱۱ صورت گرفت. بعد از این سفر وی به مصر بازگشت. او در طول سفر از دریاچه ژنو در مرز فرانسه و سوئیس و همچنین از بریتانیا و فرانسه بازدید به عمل آورد. هدف از این سفر حمایت از جوامع بهائی غرب و گسترش بیشتر تعالیم بهاءالله بود.[۱۰] پیش از این سفر، عبدالبهاء نمایندگانی را به اروپا اعزام کرده بود همچنین در ماه ژوئیه ۱۹۱۱ نامه‌ای به اولین کنگرۀ جهانی نژادها ارسال کرده بود.[۱۱][۱۲]

بریتانیاویرایش

عبدالبهاء در ۴ سپتامبر وارد لندن شد و تا ۲۳ سپتامبر در این شهر ماند. او در شامگاه ۱۰ سپتامبر اولین سخنرانی عمومی خود در غرب را از تریبون کلیسای سیتی تمپل ایراد نمود.[۱۳]

در ۳ اکتبر عبدالبهاء لندن را به مقصد پاریس، فرانسه ترک کرد.[۱]

فرانسهویرایش

عبدالبهاء ۹ هفته را در پاریس گذراند. اولین سخنرانی وی در پاریس در تاریخ ۱۶ اکتبر ۱۹۱۱ انجام شد.[۱۴] او در فاصلهٔ ۱۶ اکتبر تا ۲۶ نوامبر تقریباً هر روز یک سخنرانی داشت.[۱۴][۱۵] در برخی روزها بیش از یک سخنرانی می‌نمود. اگرچه اکثر سخنرانی‌های او در محل اقامتش در پاریس واقع در شمارهٔ ۴ در بلوار Cameons برگزار می‌شد، اما در مقر اصلی انجمن تئوسوفی و کلیسای چارلز واگنر نیز سخنرانی‌های ایراد نمود.[۱۵] او همچنین با افراد مختلفی از جمله محمد عبدالوحید قزوینی و سید حسن تقی‌زاده دیدار داشت.[۱۶]

در ۲ دسامبر ۱۹۱۱ عبدالبهاء فرانسه را ترک کرد و به مصر بازگشت.[۹]

سفر به آمریکای شمالیویرایش

سال بعد عبدالبهاء سفر بسیار مفصل‌تری به ایالات متحده و کانادا درپیش گرفت که در طی آن از حدود ۴۰ شهر بازدید به عمل آورد.[۱۷] در این سفر حدود ۳۷۳ سخنرانی داشت و جمعاً حدود ۹۳ هزار نفر مخاطب او قرار گرفتند.[۱۸] و در ۱۱ آوریل سال ۱۹۱۲ وارد نیویورک شد. در طول دوران اقامتش در نیویورک، به شهرهای بسیاری در سواحل شرق آمریکا سفر کرد. سپس در ماه اوت سفر گسترده‌ای را در سواحل غرب ایالات متحده آغاز نمود و در اواخر ماه اکتبر به شرق این قاره بازگشت. در ۵ دسامبر سال ۱۹۱۲ از طریق دریا به اروپا بازگشت.[۱۰]

در طول نه ماه سفر در قارهٔ آمریکا، عبدالبهاء با افرادی همچون دیوید استار اردن رئیس دانشگاه استنفورد، خاخام استفن ساموئل وایز از شهر نیویورک، الکساندر گراهام بل مخترع، جین آدامز مددکار اجتماعی سرشناس، شاعر هندی رابیندرانات تاگور که در آن زمان در آمریکا در حال سفر بود، هربرت پوتنام کتابدار کتابخانه کنگره، اندرو کارنگی سرمایه‌دار و نیکوکار، ساموئل گامپر رئیس فدراسیون کار، رابرت پری دریاسالار و اکتشاف گر در قطب شمال و همچنین صدها نفر از بهائیان آمریکا و کانادا و تازه مؤمنان به آئین بهائی دیدار داشت.[۱۹]

تعداد زیادی مجموعه خاطرات از این دوره به همراه مقالات بسیاری از روزنامه‌ها در وصف این دوران به جا مانده‌است.[۲۰][۲۱]

سفر به آمریکاویرایش

عبدالبهاء در ۱۵ مارس ۱۹۱۲ سوار بر آرام اس سدریک از اسکندریه مصر عازم ناپل در ایتالیا شد.[۱] جامعهٔ بهائیان آمریکا چندین هزار دلار برای عبدالبهاء فرستاده بودند و از خواهش کرده بودند تا در ایتالیا کشتی سدریک را عوض کند و با آرام اس تایتانیک از انگلستان راهی آمریکا شود. اما عبدالبهاء پول‌ها را برای امور خیریه باز فرستاد و سفر خود را با کشتی سدریک ادامه داد.[۲۲]

ورود به آمریکا و سفرها در نیوانگلندویرایش

کشتی اس اس سدریک صبح روز ۱۱ آوریل وارد نیویورک شد.[۲۳] خبر ورود عبدالبهاء به نیویورک توسط روزنامه‌های مختلف از جمله نیویورک تریبیون[۲۴] و واشینگتن پست پوشش داده شد.[۲۵] خبرنگاران و گزارشگران با عبدالبهاء در کشتی مصاحبه نمودند و او توضیحاتی در ارتباط با سفر خود و اهدافش ارائه نمود.

در فاصلهٔ ۱۱ مارس تا ۲۵ آوریل، عبدالبهاء هر روز حداقل یک سخنرانی در نیویورک داشت و اغلب صبح‌ها و بعد از ظهرها به دیدار تک به تک با ملاقات کنندگانی که به دیدنش می‌آمدند سپری می‌شد.[۲۶][۲۷][۲۸] در ۱۴ آوریل عبدالبهاء برای سخنرانی به کلیسای عروج دعوت شد.[۲۷] این رویداد توسظ نیویورک تایمز[۲۹] نیویورک تریبون[۳۰] و واشینگتن پست مورد پوشش قرار گرفت.[۳۱] این رویداد از این جهت حائز اهمیت بود که بر اساس قوانین کلیسا، حتی فردی از یک شاخهٔ دیگر مسیحیت بدون اجازهٔ اسقف، حق موعظه کردن در این کلیسا را نداشت.[۳۲]

در ۲۰ مارس عبدالبهاء نیویورک را ترک کرد و راهی واشینگتن دی سی شد، محلی که تا ۲۸ آوریل در آنجا ماند. در واشینگتن دی سی جلسات و رویدادهای قابل توجه‌ای برگزار شد. برای مثال در ۲۳ آوریل ابتدا در دانشگاه هاوارد در مقابل بیش از ۱۰۰۰ دانشجو، استاد دانشگاه، مدیران علمی و دیگر بازدید کنندگان سخنرانی کرد.[۳۳] وی همچنین در طول اقامت خود در واشینگتن در مجمع ادبی و تاریخی بتل، که یکی از موسسات سرشناس سیاه پوستان در واشینگتن دی سی بود به سخنران پرداخت.[۳۴]

غرب میانهویرایش

 
عبادتگاه بهائی در ویلمت، ایلینوی

عبدالبهاء در ۲۹ آوریل وارد شیکاگو شد.[۱] در زمان حضورش در شیکاگو، سنگ بنای مشرق الاذکار ویلمت در نزدیکی این شهر را بنا نهاد.[۳۵] عبدالبهاء همچنین از کلیولند و پیتزبورگ بازدید به عمل آورد و در این شهرها نیز افراد برجسته‌ای را ملاقات کرد و سخنرانی‌هایی ایراد نمود.[۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰]

بازگشت به شمال شرقویرایش

عبدالبهاء در ۱۴ مه به دریاچهٔ موهونک در شمال ایالت نیویورک سفر کرد تا در کنفرانس بین‌المللی حکمیت سخنرانی کند.[۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶] بسیاری از نشریات سخنرانی او را پوشش دادند.[۲۲][۴۷][۴۸][۴۹][۵۰]

در فاصلهٔ ماه‌های مه تا اوت عبدالبهاء به شهرهای مختلفی در ایالات نیویورک، ماساچوست، نیوجرسی و پنسیلوانیا و مین سفر نمود.[۱][۵۱][۵۲]

سفر به کاناداویرایش

عبدالبهاء در نیمه شب ۳۰ اوت ۱۹۱۲ به مونترال وارد شد و تا ۹ سپتامبر در آنجا بود. از فعالیت‌های او در مونترال می‌توان به سخنرانی در کلیسای موحدین و کلیسای سنت جیمز اشاره کرد. ویلیام پیترسون- رئیس دانشگاه مک‌گیل در آن زمان و پل بروچسی، اسقف کلیسای کاتولیک مونترال به دیدار او رفتند.

سفر عبدالبهاء به مونترال توسط مطبوعات پوشش قابل توجه‌ای یافت. در شب ورود او سردبیر مونترال دیلی استار با او ملاقات کرد و این روزنامه همراه با مونترال گزت، مونترال استاندارد، Le Devoir و La Presse گزارش فعالیت‌های عبدالبهاء در حین این سفر را پوشش دادند.[۵۳][۵۴]

سفر به سواحل غرب آمریکاویرایش

عبدالبهاء کانادا را به مقصد سواحل غربی آمریکا ترک کرد و در مسیر در شهرهای مختلفی توقف کرد. از ۹ نا ۱۲ سپتامبر در بوفالو، نیویورک به سر برد.[۵۵] از ۱۲–۱۵ سپتامبر را در شیکاگو و ۱۵ و ۱۶ سپتامبر را در کنشا ویسکانسین (۱۵–۱۶ سپتامبر) و ۱۶–۲۱ سپتامبر را مینیاپولیس گذراند. ادامهٔ سفرهایش وی را راهی نبراسکا، کلرادو و یوتا نمود.[۵۶][۵۷]

کالیفرنیاویرایش

عبدالبهاء در ۴ اکتبر به سان فرانسیسکو وارد شد.[۵۸][۵۹] اقامت او در کالیفرنیا بیشتر در منطقه خلیج بود و به لس آنجلس و ساکرامنتو نیز سفر کرد. در ۸ اکتبر در دانشگاه استنفورد سخنرانی نمود.

بازگشت به شرق آمریکاویرایش

پس از سفر کالیفرنیا، عبدالبهاء به سمت سواحل شرق آمریکا بازگشت. در مسیر بازگشت در دنور (۲۸ و ۲۹ اکتبر) شیکاگو (۳۱ اکتبر – نوامبر ۳)، سینسیناتی (۵–۶ نوامبر) و واشینگتن، دی.سی. توقف داشت. در ۶ نوامبر برای سخنرانی خطاب به فدراسیون یهودیان واشینگتن به معبد آنان دعوت شد.[۶۰]

بعد از آن در مسیر بازگشت در ۱۱ نوامبر در بالتیمور در کلیسای موحدین سخنرانی کرد و سپس به نیویورک بازگشت و تا ۵ دسامبر که آمریکا را به مقصد اروپا ترک کرد در این شهر بود. در نیویورک برای گروهی که برای دستیابی به حق رأی برای زنان فعالیت می‌کردند در مورد برابری زنان و مردان سخنرانی نمود.[۶۱]

در ۵ دسامبر عبدالبهاء سوار بر کشتی آراماس سلتیک از نیویورک عازم لیورپول شد.[۶۲][۶۳]

دومین سفر به اروپاویرایش

عبدالبهاء در ۱۳ دسامبر ۱۹۱۲ وارد لیورپول شد.[۶۴] در طول شش ماه او از انگلیس، فرانسه، اتریش-مجارستان و آلمان بازدید کرد و در نهایت در روز ۱۲ ژوئن سال ۱۹۱۳ به مصر بازگشت.[۱۰]

بریتانیاویرایش

عبدالبهاء از ۱۶ دسامبر تا ۶ ژانویه ۱۹۱۳ در لندن به سر برد و سخنرانی‌های متعددی داشت از جمله در مورد حق رأی زنان برای لیگ آزادی زنان صحبت کرد.[۶۵][۶۶]

در ادینبورگ، اسکاتلند با دانشجویان دانشگاه ادینبورگ ملاقات کرد و در مجمع اسپرانتو این شهر، کالج هنر ادینبورگ، نیو کالج و انجمن تئوسوفی‌ها سخنرانی کرد.

سایر کشورهای اروپاویرایش

 
عبدالبهاء در نزدیکی برج ایفل در پاریس، سال ۱۹۱۳.

عبدالبهاء در ۲۲ ژانویه به پاریس وارد شد و این سفر که دومین دیدار او از این شهر بود چند ماهی به طول انجامید. در دوران اقامت خود به سخنرانی‌های عمومی خود و ملاقات با بهائیان ادامه داد. برخی از افراد برجسته‌ای که در پاریس ملاقات کرد، شامل سفیر ایران، چند تن از مقامات سرشناس دولت سابق عثمانی، پروفسور عنایت الله خان و ادوارد بروان بودند.[۶۷]

در ۱۹۱۳ به مدت ۸ روز در آلمان بود و از اشتوتگارت، اسلینگن آم نکا و باد مرگنتهایم بازدید کرد.[۱۰] در طول این سفر او برای یک گروه جوانان و همچنین یک مجمع اسپرانتیست‌ها سخنرانی کرد.[۶۸] عبدالبهاء از اشتوتگارت با قطار راهی بوداپست شد.[۶۹] در بوداپست با تعدادی از رهبران اجتماعی شناخته شده از جمله دانشگاهیان و رهبران جنبش صلح از ترک و عرب و یهودی و کاتولیک ملاقات کرد. او همچنین با انجمن تئوسوفی و انجمن ترکیه دیدار کرد. وی در ۱۱ مارس در سالن ساختمان قدیمی مجلس بوداپست سخنرانی نمود.[۶۹] در ۱۸ آوریل راهی وین شد. در آنجا با برتا سوتنر اولین زن برنده جایزه صلح نوبل ملاقات کرد.[۶۹]

عبدالبهاء از وین راهی اشتوتگارت و پس از آن برای بار سوم عازم پاریس شد و از ۲ مه تا ۱۲ ژوئن را در این شهر گذراند.[۷۰] از آنجا که سفرها وی را ضعیف و خسته ساخته بود، نتوانست در بعضی جلساتی که در منازل بهائیان تشکیل می‌شد شرکت کند ولی در هتل خود جلساتی برگزار می‌کرد و سخنرانی می‌نمود. بار دیگر با سفیران ایران و ترکیه دیدار داشت. احمد عزت پاشا صدراعظم سابق عثمانی به افتخار عبدالبهاء ضیافت شامی در ۶ ژوئن برگزار نمود.[۷۰] عبدالبهاء در ۱۲ ژوئن وداع نهایی خود را در ایستگاه قطار پاریس انجام داد و با قطار راهی مارسی شد و صبح روز بعد سوار کشتی بخار شد و در ۱۷ ژوئن به پورت سعید در مصر رسید.[۷۰]

بازگشت به مصرویرایش

عبدالبهاء قبل از بازگشت به حیفا، برای مدتی در پورت سعید توقف کرد و در آنجا با بهائیانی که از حیفا به دیدار او آمده بودند و مسلمانان و مسیحیان بومی ملاقات کرد.[۷۰] در ۱ اوت نوهٔ وی شوقی افندی، خواهرش بهیّه خانم و دختر ارشد او برای ملاقات وی از حیفا به مصر آمدند.[۷۰] در اواخر دوران اقامتش بار دیگر با عباس دوم از مصر و خدیو مصر ملاقات داشت. در نهایت در ۲ دسامبر سوار بر کشتی مصر را ترک کرد و در بعد از ظهر ۵ دسامبر ۱۹۱۳ وارد حیفا شد.[۷۰]

جستارهای وابستهویرایش

پیوند به بیرونویرایش

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ Smith, Peter (2000). "'Abdu'l-Bahá". A Concise Encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 16–18. ISBN 978-1-85168-184-6.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Momen 2004, pp. 63–106
  3. "Baha'i Faith History in Azerbaijan". National Spiritual Assembly of the Bahá'ís of Azerbaijan. Archived from the original on 19 February 2012. Retrieved 22 December 2008.
  4. Balci, Bayram; Jafarov, Azer (21 February 2007), "The Baha'is of the Caucasus: From Russian Tolerance to Soviet Repression {2/3}", Caucaz.com, archived from the original on 11 September 2012
  5. Hassall, Graham (1993). "Notes on the Babi and Baha'i Religions in Russia and its territories". Journal of Bahá'í Studies. 05 (3): 41–80, 86. Archived from the original on 19 October 2013. Retrieved 18 February 2010.
  6. Egea, Amin (2011). "The Travels of 'Abdu'l-Bahá and their Impact on the Press". Lights of Irfan. Wilmette, IL:: Haj Mehdi Armand Colloquium,. 12: 1–25. Retrieved 9 December 2011.
  7. Smith, Peter (2004). Smith, Peter, ed. Baha'is in the West. 14. Kalimat Press. p. 16. ISBN 978-1-890688-11-0.
  8. Hands of the Cause living in the Holy Land (1964). The Bahá'í Faith: 1844-1963: Information Statistical and Comparative,. Bahá'í World Center. Archived from the original on 23 October 2013.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Balyuzi 2001, pp. 133–68
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ Balyuzi 2001, pp. 159–397
  11. various (20 August 1911). Windust, Albert R; Buikema, Gertrude, eds. "various". Star of the West. Chicago, USA: Baha'i News Service. 02 (9): all. Archived from the original on 7 November 2011. Retrieved 15 April 2010.
  12. `Abdu'l-Bahá; Wellesley Tudor Pole (1911). Spiller, G., ed. The Bahai Movement. Papers on Inter-racial Problems Communicated to the First Universal Races Congress. London: in London, P.S. King & Son and Boston, The World's Peace Foundation. pp. 154–157. Retrieved 25 April 2010.
  13. `Abdu'l-Bahá 1911b
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ `Abdu'l-Bahá 1995, pp. 15–17
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ `Abdu'l-Bahá 1995, pp. 119–123
  16. Taqizadeh, Hasan; Muhammad ibn `Abdu'l-Vahhad-i Qazvini (1998) [1949]. "`Abdu'l-Baha Meeting with Two Prominent Iranians". Published academic articles and papers. Bahai Academic Library. Archived from the original on 4 April 2014. Retrieved 15 April 2010.
  17. Hatcher & Martin 2002, pp. 57-59
  18. Mottahedeh 2013, p. 5
  19. Kazemzadeh, Firuz (2009). "'Abdu'l-Bahá 'Abbás (1844–1921)". Bahá’í Encyclopedia Project. Evanston, IL: National Spiritual Assembly of the Bahá’ís of the United States. Archived from the original on 22 February 2014.
  20. "News Clips". `Abdu'l-Bahá in America • 1912-2012. National Spiritual Assembly of the Bahá’ís of the United States. 2011. Archived from the original on 6 November 2013. Retrieved 2 April 2012.
  21. Egea, Amin (2011). "The Travels of 'Abdu'l-Bahá and their Impact on the Press". Lights of Irfan. Wilmette, IL.: Haj Mehdi Armand Colloquium. 12: 1–25. Retrieved 2 April 2012.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ Lacroix-Hopson 1987
  23. Zarqáni 1998, pp. 34–35
  24. "Persian Prophet Here; Abdul Baha Abbas Comes to Preach Universal Peace". New York Tribune. 12 April 1912. p. 13 (3rd column). Archived from the original on 6 October 2012. Retrieved 29 March 2010.
  25. "In Exile for 50 Years' Bahai Leader Comes to New York to Urge World Peace; He favors woman suffrage". Washington Post. 11 April 1912. p. 4 (4th column) (requires registration). Retrieved 30 April 2010.
  26. Zarqáni 1998
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ Thompson & Gail 1983
  28. Ward 1979
  29. "`Abdu'l-Baha prays in Ascension Church". New York Times. 15 April 1912. Archived from the original on 16 December 2013. Retrieved 29 March 2010.
  30. "Abbul Baha Preaches; Head of Bahai Movement Says All shall be Brothers Some Day". New York Tribune. 15 April 1912. p. 3 (3rd column). Archived from the original on 16 December 2013. Retrieved 15 December 2013.
  31. "Bahai Leader in Pulpit; Abdul Baha Abbas Preaches to Fashionable Congregation; Message of World Peace Voiced by Persian Philosopher in Fifth Avenue Church". Washington Post. 15 April 1912. p. 4 (4th column) (registration required). Retrieved 30 April 2010.
  32. Ward 1979, p. 23
  33. Parsons 1996, pp. 23–26
  34. `Abdu'l-Bahá 1912, pp. 49–52
  35. "Abdu'l-Baha and the House of Worship". National Spiritual Assembly of the Bahá'ís of the United States. 17 April 2008. Archived from the original on 28 December 2010. Retrieved 27 March 2010.
  36. Zarqáni 1998, pp. 81–83
  37. Etter-Lewis 2006, pp. 51–52
  38. Buck, Christopher (24 September 2007). Alain Locke; "Race Amity" & the Bahá'í Faith. Alain Lock Centenary Program. Washington D.C.: American Association of Rhodes Scholars, Howard University. Archived from the original on 3 November 2012. Retrieved 2 May 2010.
  39. "Leader of Bahaism is Coming to Pittsburgh". The Gazette Times. 4 July 1912. p. 7. Retrieved 4 November 2010.
  40. Francis, Richard (1998). "Martha Root - Herald of the Kingdom, Lioness at the Threshold". Biographies. Baha'i Library Online. Archived from the original on 4 April 2013. Retrieved 4 June 2010.
  41. Zarqáni 1998, pp. 100–103
  42. Ives 1983, p. 196
  43. Parsons 1996, p. 161
  44. "Head of New Religion of Peace". Atlanta Constitution. American Press Association. 30 May 1912. p. 7. Retrieved 3 May 2010.
  45. Report of the annual Lake Mohonk Conference on International Arbitration. Lake Mohonk: Harvard University. 1912. pp. 42–44.
  46. "Head of New religion Prominent at Lake Mohonk Conference". The Lowerll Sun. 18 May 1912. p. 6. Retrieved 30 April 2010.
  47. Elkinton, Joseph (30 May 1912). "The Mohonk Conference on Peace and International Arbitration of 1912". The Friend; A Religious and Literary Journal. Edwin P. Sellew. 85 (48): 379. Retrieved 27 March 2010.
  48. Free Religious Association (Boston, Mass.) Meeting (1912). Proceedings at the 45th Annual meeting of the Free Religious Association. Adams & Co. pp. 84–90.
  49. Spring 1944, p. 161
  50. Bixby, James T. What is Behaism?. JSTOR 25119778.
  51. "Jersey's New Resident; Abdul Pasha, Persian Religious Leadder, to Live in Montclair". The New Brunswick Times. 3 June 1912. p. 7 (registration required). Retrieved 30 April 2010.
  52. Parsons 1996, p. 69
  53. Van den Hoonaard 1996, pp. 56–68
  54. Balyuzi 2001, p. 256
  55. MacEoin, Denis; Collins, William. "Memorials (Listings)". The Babi and Baha'i Religions: An Annotated Bibliography. Greenwood Press's ongoing series of Bibliographies and Indexes in Religious Studies. Archived from the original on 7 April 2013. Retrieved 2 May 2010.
  56. "Come to Lecture on Bahai Religion". Salt Lake Tribune. Salt Lake City. 30 September 1912. pp. 5, 4th column (registration required). Retrieved 24 April 2010.
  57. "Come to Lecture on Bahai Religion". The Evening Standard. Ogden Utah. 30 September 1912. pp. 14, 4th column (registration required). Retrieved 24 April 2010.
  58. Allen, Frances Orr (16 October 1912). "'Abdu'l-Bahá in San Francisco, California". Star of the West. 3 (12): 9.
  59. Brown 1980, p. 34
  60. "Appeals to Jewish Hearers; Abdul Baha Addresses Washington Hebrew Congregation". The Washington Post. 9 November 1912. p. 3 (registration required). Retrieved 3 May 2010.
  61. "Minervas hear A Baha; Persian Sage Compliments 'Em on their "Radiant Faces"". New-York Tribune. 26 November 1912. p. 11. Archived from the original on 6 October 2012. Retrieved 16 April 2010.
  62. Effendi 1979, p. 281
  63. Ives 1983, pp. 211–227
  64. Balyuzi 2001, p. 343
  65. "The Equality of Woman. Abdul Baha to Lecture to a W.F.L. Meeting". The Vote. 3 January 1913. p. 7. Retrieved 4 April 2010.
  66. "(two stories) Towards Unity & An Eastern Prophet's Message: Abdul Baha says: "There is no distinction: Men and Women are Equal". The Vote. 10 January 1913. pp. 180–182. Retrieved 4 April 2010.
  67. Balyuzi 2001, pp. 373–379
  68. Effendi 1979, pp. 286–87
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ ۶۹٫۲ Balyuzi 2001, pp. 383–387
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ ۷۰٫۲ ۷۰٫۳ ۷۰٫۴ ۷۰٫۵ Balyuzi 2001, pp. 388–401

منابعی برای مطالعهٔ بیشترویرایش