سنگسار در اسلام

در شریعت اسلام، سنگسار یا رَجم حد شرعی زنای محصنه است، که در خصوص مرد و زن زناکار تحت شرایط بسیار خاص احصان اعمال می‌شود. دست کم ۱۰ شرط باید محقق شود تا فردی محکوم به سنگسار شود. برای اجرای حد شرعی لازم است شرایط اثبات زنا محقق گردد. (از جمله شهادت چهار مرد عادل بر دیدن لحظه زنا)[۱]

سنگسار در قرآنویرایش

به گفته جان بورتان، مجازات زناکار در قرآن[۲][۳] مورد با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان قدیمی دقیقاً به همین دلیل مجازات سنگسار را رد می‌کردند، اما در کل اجماعی تقریباً متفق‌القول بین فقیهان در مورد مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین کلمات خدا بشوند وجود نداشت، و به همین دلیل اینگونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده، اما حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر قدیمی روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و غیره نقل شده که مضمون آن‌ها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن تدوین شده می‌باشد.[۴] لازاروس یافِه (به استناد تفسیر سوره مائده، آیات ۴۲–۴۹ و ابن هشام، سیره) یکی از موارد تحریف تورات توسط یهودیان معاصر محمد را کتمان سنگسار برای مجازات زنا می‌داند[۵]

بر اساس این احادیث برخی از علمای اهل سنت(برخلاف اصول و مبانی اسلامی در باب نبوت) به صورت سنتی معتقد بودند که محمد تحت نظارت جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۶]

جان بورتان معتقد است که اصل ماجرای ظهور سنگسار در اسلام به عنوان مجازات ممکن است به قضاوت‌های محمد دربارهٔ یهودیانی که به نزد او آورده شده‌اند بازگردد. مواردی که در آن محمد، یهودیان را به کتمان آنچه در تورات آمده متهم می‌کند. بورتان با اشاره به اینکه تفاسیر قدیمی قرآن تنها به مجازات سنگسار در آیات مربوط به بحث میان محمد و یهودیان اشاره می‌کنند، می‌گوید که ممکن است ظهور مجازات سنگسار نتیجه تلاش مفسرین برای فهم آیاتی از قرآن بوده باشد که پایه قضاوت محمد در مورد یهودیان را تشکیل می‌داده‌است.[۷] فرانسیس ادوارد پیترز معتقد است که یهودیان مدینه وجود مجازات سنگسار در تورات را انکار می‌کردند و به نظر می‌آید که محمد به صورت عملی وفاداری خود به تورات را از طریق انجام سنگسار نشان داده‌است. اگر چه قرآن نیز به صراحت در مورد مجازات زناکار صحبت کرده. (مانند سوره نور[۸])[۹]

طبق گفته مصطفی محقق داماد در قرآن به صراحت آیه‌ای که بر تشریع سنگسار دلالت کند، وجود ندارد و هیچ‌یک از مفسران نیز نخواسته‌اند حکم رجم را از قرآن استنتاج کنند.[۱۰]

اما برخی از مفسران، آیه ۴۱ سوره مائده را در ارتباط با این موضوع دانسته‌اند.[۱۱] بنا بر این دیدگاه این آیه مربوط می‌شود به زنای محصنه زن و مردی یهودی که وقتی داوری را نزد پیامبر آوردند، حکم به سنگسار ایشان کرد. به هر حال این آیه در اینجا در صدد تشریع حکم رجم نیست، بلکه در پی بیان داوری درست پیامبر است. گروهی با استناد به احادیثی که عمدتاً از عمر، نقل شده‌است، مدعی شده‌اند که در قرآن آیه‌ای دربارهٔ رجم وجود داشته که در نسخه فعلی قرآن نیامده است. از آنجا که این دیدگاه مبتنی بر تحریف قرآن است، لذا این احادیث مقبول علمای اسلام نیست.[۱۰]

سنگسار در حدیث و سیرهویرایش

حکم سنگسار در حدود ۹۰ روایت صحیح آمده‌است.[۱۲]

سنگسار در اسلام دارای شرایطی می‌باشد از جمله اینکه چهار فرد عادل، شهادت بدهند که به چشم خود دیدند که دو نفر زنا کرده‌اند یا اینکه باید زنای محصنه باشد. زنای محصنه هنگامی رخ می‌دهد که فرد زناکار علاوه بر اینکه عاقل و بالغ و هوشیار باشد و با اختیار خود زنا کرده باشد دارای همسری باشد که اولاً سالم باشد و ثانیاً در دسترس او باشد.[۱۳]

به گفته جان بورتان مجازات زناکار در قرآن[۱۴] با مجازات سنگسار تفاوت دارد. برخی از فقیهان قدیمی دقیقاً به همین دلیل مجازات سنگسار را رد می‌کردند اما در کل اجماعی تقریباً متفق‌القول بین فقیهان در مورد مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین کلمات خدا بشوند وجود نداشت، و به همین دلیل اینگونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده اما حجیت آن باقی‌مانده‌است. در تفاسیر قدیمی روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و غیره نقل شده که مضمون آنها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن تدوین شده می‌باشد.[۱۵] بدین سان برخی از علمای اهل سنت به صورت سنتی معتقد بودند که پیامبر اسلام تحت نظارت جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۶]

عمر بن خطاب مدعی است که آیه سنگسار بر محمد نازل گشته‌است اما بعدها در قرآن حذف شده‌است.[۱۶]

زمانی که از عمر پرسیده شد که اگر این آیه جزو قرآن بوده پس چرا آن را به متن قرآن اضافه نمی‌کند، اینگونه پاسخ داده که تنها دلیلی که این کار را نمی‌کند ترس از این است که مردم بگویند «عمر به قرآن کتاب خدا مطلبی را افزوده‌است». در روایتی زر بن حبیش به عبدالله بن ابی (از صحابی محمد) می‌گوید که زمانی که آیه سنگسار جزو قرآن بود را بیاد دارد و این آیه در سوره احزاب بوده‌است[۹]

به گفته دوتان وجود حدیثی در نهج‌البلاغه علی خطاب به خوارج نشان دهنده حضور گروهی بوده که با مجازات سنگسار مخالف بوده‌اند؛ ابن حجر عسقلانی آن‌ها را گروهی از معتزله و خوارج معرفی کرده‌است.[۱۷]

جان بورتان معتقد است که اصل ماجرای ظهور سنگسار به عنوان مجازات ممکن است به قضاوت‌های محمد دربارهٔ یهودیانی که به نزد او آورده شده‌اند بازگردد. مواردی که در آن محمد، یهودیان را به کتمان آنچه در تورات آمده متهم می‌کند. بورتان با اشاره به اینکه تفاسیر قدیمی قرآن تنها به مجازات سنگسار در آیات مربوط به بحث میان محمد و یهودیان اشاره می‌کنند، می‌گوید که ممکن است ظهور مجازات سنگسار نتیجه تلاش مفسرین برای فهم آیاتی از قرآن بوده باشد که پایه قضاوت محمد در مورد یهودیان را تشکیل می‌داده‌است.[۱۸]

احکام فقهیویرایش

فقه شیعهویرایش

از دیدگاه محمد بن مکی (شهید اول)، شرایط اثبات آن مطابق با شرایط عمومی اثبات زنا در اسلام است؛ بدین ترتیب که یا خود شخص در چهار نوبت اقرار کند در حالی که کامل، مختار و آزاد باشد، یا چهار مرد، سه مرد و دو زن یا دو مرد و چهار زن شهادت دهند که با چشم دیده‌اند که همچون ورود میل به سرمه دان نزدیکی رخ داده‌است و همگی بر فعل واحد در مکان و زمان واحد اتفاق نظر داشته باشند و از سببی که موجب حلال بودن رابطه زناشویی بین متهمان باشد بی اطلاع باشند. لازم است شاهدان حتماً در حضور یکدیگر شهادت دهند. چنانچه زناکار مدعی شود علم به حرمت زنا نداشته و احتمال صحت این ادعا باشد، حد شرعی ساقط می‌شود. هچنین اگر زناکار قبل از آمدن گواهان توبه کند، حد ساقط می‌شود.[۲۰] بنا بر نظر محمد بن مکی (شهید اول)، حد شرعی زنای محصنه آن است که ابتدا زناکار بنا بر احتیاط شرعی، «صد ضربه شلاق» می‌خورد. سپس وی سنگسار می‌شود. سنگسار بدین صورت است که مرد تا کمر و زن را تا سینه در خاک دفن می‌کنند و او را با سنگ‌های کوچک می‌زنند تا بمیرد. ابتدا شاهدان سنگسار را آغاز می‌کنند و اگر شخص خود اقرار کرده باشد حاکم شرع آغاز می‌کند. گفته شده که حضور گروهی لازم است که حداقل یک نفر یا سه نفر و بنا بر گفته دیگر ده نفر هستند. کسی که خود حد شرعی بر گردن دارد نباید سنگسار کند. پس از اجرای حکم، زناکار را غسل و کفن می‌کنند. بر او نماز می‌خوانند و سپس دفن می‌کنند.[۲۱]

  • حسینعلی منتظری در پاسخ به پرسش رادیو فردا حکم سنگسار را حکم یهودیت و اسلام اعلام کرده‌است.[۲۲]
  • از دیدگاه محمد صادقی تهرانی هدف از سنگسار، اعدام زناکار نیست؛ بلکه تحقیر اوست. هیچ مجازات جایگزینی برای سنگسار، وجود ندارد؛ یعنی نمی‌توان مرتکب زنای محصنه را به جای سنگسار، اعدام کرد یا مجازات دیگری برایش در نظر گرفت [بلکه باید سنگسارش کرد].[۲۳]

موافقت و مخالفت برخی از مراجع تقلید شیعه دربارهٔ جایگزینی سنگسارویرایش

ایسنا، دربارهٔ اجرای مجازات سنگسار، با استفتا از شش روحانی ایران، از آنها خواسته‌است که نظر خود را دربارهٔ جایگزین کردن مجازات‌های دیگر به جای سنگسار اعلام کنند. متن سؤال ایسنا چنین است:[۲۴] "با عنایت به این‌که در حال حاضر اجرای مجازات سنگسار از سوی دشمنان اسلام و قرآن دستاویزی جهت وهن احکام شرعی قرار گرفته، خواهشمند است نظر خود را در خصوص اجرای مجازات رجم در شرایط کنونی بیان فرموده و با توجه به این که این حد مبنای ظاهری در قرآن ندارد، آیا به نظر حضرتعالی این مجازات جزء حدود لایتغیر الی الابد تلقی می‌شود یا احتمالاً می‌توان به اقتضای زمان و مکان جایگزینی برای آن قرار داد؟" پاسخ تعدادی از مراجع به شرح زیر است:

  • حسین نوری همدانی: «در فرض سؤال، همان‌طور که قبلاً هم جواب داده‌ایم حکم الهی تغییرپذیر نیست و کیفیت اجرای آن بستگی به نظر حاکم شرع دارد.»[۲۴]
  • ناصر مکارم شیرازی: «ما قبلاً نیز گفته‌ایم که در شرایط فعلی می‌توان جایگزین کرد.»[۲۴]
  • جعفر سبحانی: «سؤال جنابعالی پیشینه دیرینه دارد و ما در کتاب حدود به‌طور گسترده از آن سخن گفتیم که اجمال آن این است: ۱- ثبوت زنای محصنه شرایطی دارد که غالباً امکان‌پذیر نیست یعنی چهار نفر با چشم خود ببینند که مرد بیگانه با زن در آن موضع با هم جمع شده‌اند. ۲- راه‌هایی برای تخفیف وجود دارد؛ یکی از آن راه‌ها این است که اگر از گودال گریخت، تعقیب آن حرام است. ۳- اگر حاکم شرع احساس کرد اجرای حکم به این شیوه مشکلاتی دارد می‌تواند به نحو دیگری اجرای حد کند. والله العالم»[۲۴]
  • علوی گرگانی: «در صورتی که حاکم شرع تشخیص دهد که اجرای این حکم موجب وهن اسلام و بی‌احترامی به آن است و موجب ضرر به اصل دین است می‌تواند آن را تغییر دهد اما اصل حکم سنگسار در فقه اسلام ثابت است، حتی اگر به‌طور صریح در قرآن ذکر نشده باشد و اصل این حکم تغییرناپذیر است.»[۲۴]
  • موسوی اردبیلی: «مجازات رجم قابل تغییر نیست ولی چنانچه اجرای آن بر خلاف مصالح اسلام و مسلمین باشد فقیه جامع‌الشرایط می‌تواند حکم به عدم اجرای آن بدهد.»[۲۴]
  • حسینی زنجانی: «چنانچه به نظر فقیه جامع‌الشرایط اجرای حکمی در جامعه به دلیل عدم آمادگی فکری عموم مردم موجب سستی در اعتقاد و اصل اسلام می‌شود، در این صورت حفظ اسلام اهم است و اجرای حکم باید تا استحکام عقاید مسکوت بماند. مضافاً اینکه قاعده «تدرء الحدود بالشبهات» در مورد این مسئله جاری است، گرچه فقهاء مفاد قاعده را در شبهات موضوعیه گفته‌اند ولی بنا بر تسلم و قبول این قاعده که متخذ از عین روایت است شبهه اطلاق داشته و شامل شبهه حکمیه نیز می‌شود یعنی اجرای حکم در شرایطی که عدالت اجتماعی به‌طور کامل اجراء نمی‌شود محل شبهه است چون اصل حاکم عدل است که ما هنوز با آن فاصله زیادی داریم. والله العالم»[۲۴]

مخالفان سنگسارویرایش

  • محمدجواد غروی: سنگسار کردن زانی و زانیه را از احکام بنی اسرائیل می‌داند که خود بر دین موسی افزوده‌اند و ذکری از چنین حکمی در قرآن نیامده و در عمل قطعی پیامبر نیز وارد نشده‌است. همچنین از جمله دلائلی را که مثبت نفی رجم می‌داند آیه بیست و پنج سوره نساء است. ایشان با اشاره به این که صریح آیه بر آن دلالت دارد که عذاب کنیزان نصف عذاب زنان آزاد است می‌گویند اگر رجم در شریعت باشد در حالی که قابل نصف کردن نباشد واجب می‌آمد در کتاب حد دیگری برای کنیزان زانیه معین می‌گردید.[۲۵]
  • محمدابراهیم جناتی حکم سنگسار را در فقه اجتهادی معتبر نمی‌داند.[۲۶]
  • محمد مجتهد شبستری و محسن کدیور[۲۷] می‌پذیرند که چنین حکمی در صدر اسلام اجرا شده؛ ولی با مطرح کردن نظریه تاریخیت احکام، شکل اجرا را دارای قدسیت ندانسته و معتقدند اگر امروزه عدالت در راه‌های دیگری باشد، مجازات سنگسار، کارکرد خود را از دست داده و نسخ شده‌است و نفی چنین احکامی به اصل عقیدتی اسلام، هیچ آسیبی نمی‌رساند.

فقه اهل سنتویرایش

شافعی از فقهای اهل سنت ، متوفای ۲۰۴هـ در کتاب «الأٌم» و «جماع العلم» به این مخالفتها اشاره می‌کند: «نَصَّ بَعْضُ النَّاسِ علماء عَلَی أَنْ لَا رَجْمَ عَلَی زَانٍ لِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی {الزَّانِیَةُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ} [النور: ۲]: بعضی‌ها مناقشه کرده‌اند که زانی، سنگسار نمی‌شود به خاطر کلام خدا: به زن زناکار و مرد زناکاری صد تازیانه بزنید» (جماع العلم ص۲۵) همچنین ابن قتیبه دینوری بخشی از کتاب خود را به نقد نظر فقهایی اختصاص داده که سنگسار را مخالف قرآن می‌دانستند (تأویل مختلف الحدیث صص۱۵۴تا۱۵۶ ـ المکتب الاسلامی)[۲۸]

همچنین برخی از فقیهان سنی ایران نیز همانند احمد مفتی‌زاده و ناصر سبحانی منکر سنگسار بودند. جمال البنا[۲۹] و ابوزهره[۳۰] هم از دیگر مخالفان حکم سنگسار در میان اهل سنت می‌باشند

در دوران معاصر نیز سنگسار مخالفانی از میان فقهای سنی و شیعه دارد. از میان سنیان احمد صبحی منصور، استاد سابق دانشگاه الازهر، سنگسار را مخالف اسلام می‌داند و معتقد است که چنین تشریعی حتی در تورات حقیقی هم وجود نداشته‌است[۳۱]

فقیه معاصر، طه جابر العلوانی، رئیس پیشین مرکز جهانی اندیشه اسلامی و از دانش آموختگان الازهر، سنگسار را سنتی تلمودی دانسته و جایگاهی در تشریعات اسلامی برای آن قائل نیست.[۳۲]

حسن ترابی، فقیه سودانی و از رهبران اخوان المسلمین سودان، نیز سنگسار را عقوبتی غیر اسلامی می‌داند[۳۳]

مصطفی الزلمی، فقیه کرد عراقی از دیگر دانش‌آموختگان الازهر و استاد دانشگاه بغداد، در تحقیقی مفصل به اثبات غیر اسلامی بودن حکم سنگسار دست یازیده‌است.[۳۴]

محمد الشحرور، قرآن‌شناس سوریه‌ای هم معتقد است، حکم سنگسار از تحریفات یهودیان یثرب بوده که به تدریج وارد فقه مسلمانان شد.[۳۵] شحرور معتقد است که سنگسار خیلی قبل‌تر از شریعت اسلام توسط عیسی نسخ شد[۳۶] الشحرور در فصل دوم کتاب «فقه المرأة» سنگسار را مخالف نصوص قرآنی مربوط به زنا می‌داند.[۳۷]


نصر حامد ابوزید قرآن‌شناس مصری در کتاب (دوائر الخوف ص۱۹۲) دربارهٔ اینکه مجازات سنگسار جزء تشریعات اسلام باشد تردید کرده‌است.

عبدالله العلایلی از فقیهان اهل سنت لبنان نیز در اواخر عمر این حکم را خارج از تشریعات اسلام و در تضاد با قرآن معرفی کرد (أین الخطأ ص۸۰ ـ دارالجدید) شیخ عبدالله العلایلی معتقد است که تنها مستمسک موافقان سنگسار، احادیثی است که از درجه حَسَن عبور نکرده‌اند. او دربارهٔ حدیث رجم ماعز می‌نویسد: «این حدیث با عبارت (طهرنی یا رسول‌الله!: مرا تطهیر کن!) وارد شده. این نوع استعمال سخن، از تعبیرات اسلامی نبوده بلکه در میان ملل سابق شناخته شده بود» (أین الخطأ ص۸۱)

فقه معتزله و خوارجویرایش

انکار رجم، رأی بزرگترین فقیه معتزله، ابراهیم بن سیار معتزلی و شاگردانش می‌باشد. غالب فقهای معتزله ی متقدم، تخصیص قرآن با خبر واحد را جایز ندانسته (المحصول فی اصول الفقه ص88)[۳۸] و از این رو با سنگسار مخالف بودند.

فقیه و محدث برجسته مالکی، ابن عبدالبر قرطبی(۴۶۳هـ)[۳۹] در شرح طویل خود بر موطای مالک بن انس، انکار سنگسار را به خوارج و عده‌ای از معتزله نسبت داده‌است (الإستذکار۷/۴۷۹،480)[۴۰] او این نظریه فقهی را به تمام خوارج و اکثریت معتزله منسوب می‌کند: «الْخَوَارِجُ کُلُّهَا وَکَثِیرٌ مِنَ الْمُعْتَزِلَةِ یُکَذِّبُونَ بِهَذَا کُلِّهِ: تمام خوارج و بسیاری از معتزله تمام این موارد را تکذیب می‌کنند[اشاره به احادیث و روایات نقل شده درباره سنگسار]» (الإستذکار7/490)[۴۰]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. .شهید اول، لمعه دمشقیه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، 1377، جلد دوم ص 224 -226
  2. سوره نور، آیه ۲: الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
  3. سوره نساء، آیه ۱۵: وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِکُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَیْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنکُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّیَ یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا
  4. Burton, John. "The Collection of the Qurʾān." Encyclopaedia of the Qurʾān.
  5. "TAHRIF",Encyclopedia of Islam
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Lowin, Shari. "Revision and Alteration." Encyclopaedia of the Qurʾān.
  7. Jonn Burton in The Cambridge history of Arabic literature:Religion, learning and science in the Abbasid period, Cambridge University Press, 1990, p.124
  8. آیه 2 سوره نور، دلالت بر مجازات زناکار با 100 ضربه شلاق می‌کند.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ Francis E. Peters, A Reader on classical Islam, Princeton University Press, p. 246-249
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ «رجم از دیدگاه قرآن و سنت، آیت‌الله دکتر مصطفی محقق داماد». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ مه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۶ مارس ۲۰۱۱.
  11. «یا ایها الرسول لا یحزنک الذین یسارعون فی الکفر من الذین قالوا امنا بافواههم…»
  12. «سنگسار، چیستی و چرایی؛ نقد فقهی «سنگسار ثریا» در قم برگزار شد».
  13. «دعاوی-کیفری زنا». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۵-۲۳.
  14. سوره نور، آیه ۲: الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
  15. Burton, John. "The Collection of the Qurʾān." Encyclopaedia of the Qurʾān.
  16. Devin J. Stewart,"Sex and Sexuality" in Encyclopedia of Quran, vol 4, p. 548 :The punishmentof stoning (q.v.) for married adulterers, which became a standard feature of Islamic law, is based on the sunna (q.v.), including a report that the Prophet ordered that a man be stoned after he confessed to adultery, and the claim, attributed to Umar b. al-Khatāb, that the Qurān originally included a command tostone adulterers (āyat al-rajm) that was subsequently lost.
  17. Yasin Dutton, The origins of Islamic law: the Qurʼan, the Muwaṭṭaʼ and Madinan ʻAmal, p. ۱۲۴, Routledge
  18. Jonn Burton in The Cambridge history of Arabic literature:Religion, learning and science in the Abbasid period, Cambridge University Press, 1990, p.124
  19. شهید اول، لمعه دمشقیه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، 1377، جلد دوم ص 224
  20. شهید اول، لمعه دمشقیه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، 1377، جلد دوم ص 222 و 223
  21. شهید اول، لمعه دمشقیه، ترجمه و تبیین علی شیروانی، 1377، جلد دوم ص 225 و 226
  22. «متن کامل سؤال رایو فردا و پاسخ آیت الله منتظری دربارهٔ حکم سنگسار». رادیو فردا.
  23. بی‌بی‌سی، فقیهی دگراندیش، دور از توجه فقها و دگراندیشان، ۶ فروردین ۱۳۹۰
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ ۲۴٫۳ ۲۴٫۴ ۲۴٫۵ ۲۴٫۶ آیا می‌توان به جای «سنگسار» حکم دیگری به اجرا گذاشت؟
  25. سید محمد جواد غروی، فقه استدلالی در مسائل خلافی، 1377، نشر اقبال، تهران، بخش پنجم:حدود و تعزیرات صفحه 667
  26. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱ اکتبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۸ مه ۲۰۱۲.
  27. «منسوخیت مجازات سنگسار | محسن کدیور». دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۶-۱۹.
  28. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۳ ژانویه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲.
  29. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ اوت ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲.
  30. http://www.ahlalhdeeth.com/vb/showthread.php?t=64354[پیوند مرده]
  31. http://www.ahewar.org/debat/show.art.asp?aid=29051
  32. http://www.alwani.net/مكتبة_المقالات/فقه_معاصر/item/452-رِدَّة_ولا_أبو_بكر_لها.html[پیوند مرده]
  33. http://islamtoday.net/bohooth/services/saveart-12-81161.htm
  34. http://ar.wikipedia.org/wiki/مصطفى_الزلمي
  35. http://shahrour.org/?p=1424
  36. http://shahrour.org/?p=1371
  37. http://shahrour.org/?page_id=776
  38. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۳ ژانویه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲.
  39. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲.
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ نوامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲.

منابعویرایش

LAZARUS-YAFEH, HAVA (2000). "TAHRlF". Encyclopaedia of Islam. Vol. vol.10 (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. p. 111. ISBN 90-04-11211-1. {{cite book}}: |volume= has extra text (help)

پیوند به بیرونویرایش

http://www.al-islam.org/encyclopedia/chapter8/3.html