کنعان

تمدنی سامی‌زبان در خاور نزدیک باستان در هزاره دوم پیش از میلاد
(تغییرمسیر از کنعان (منطقه))

کَنعان [الف] تمدنی سامی‌زبان در خاور نزدیک باستان در هزاره دوم پیش از میلاد بود. این نام در تنخ بارها به کار رفته و حدوداً برابر سرزمین شام، به خصوص جنوب آن، است و مناطقی چون فنیقیه، فلیسطیه و اسرائیل و مناطقی دیگر بخش‌هایی از آن محسوب شده‌اند. امروزه اسرائیل، لبنان، اردن، سوریه و اراضی فلسطین قسمت‌هایی از کنعان را در خاک خود دارند.

کَنعان
منطقه
شهرهای مهم کنعان
شهرهای مهم کنعان
مختصات:
مناطق و مردمان
  • فنیقی‌ها
  • فلیسطی‌ها
  • بنی‌اسرائیل
زبان‌ها

این منطقه در دورهٔ عمارنه در پایان عصر برنز اهمیت ویژه‌ای داشته چرا که محل پیوند روابط امپراتوری‌های باستانی مصر، هیتی و آشور بوده‌است. نام کنعان در نوشته‌های مربوط به هزارهٔ چهارم پیش از میلاد آمده‌است و بعدها در نامه‌های عمارنه به صورت کیناحو (Kinaḫḫu) ذکر می‌شود. این در حالی است که منابع پادشاهی نوین مصر به عملیات نظامی متعدد در کا-نا-نا (Ka-na-na) اشاره شده‌است.[۲] در متون مصر باستان کاربرد منطقهٔ کنعان معمولاً اشاره به منطقهٔ راهزنان و دزدان و در قالب کابرد معانی منفی و اشاره به «منطقه راهزنان» دارد. ریشه‌شناسی کلمهٔ کنعان مشخص نیست.[۳]

در کتب دوم تا پنجم تنخ که به تورات نیز موسومند، موسی بنی‌اسرائیل را به سمت ارض موعود که در کنعان واقع است، رهبری می‌کند اما خود پیش از رسیدن به مقصد می‌میرد. در کتاب یوشع، ششمین کتاب تنخ که حاوی روایت فتح کنعان توسط بنی‌اسرائیل است، از «کنعانیان» به عنوان یکی از گروه‌هایی که توسط بنی‌اسرائیل نابود شده‌اند، یاد شده‌است.[۴] با این وجود، برخلاف این روایات، یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که بنی‌اسرائیل در واقع خود در ابتدا کنعانی بوده‌اند، خدایان کنعانی مثل ال را می‌پرستیدند و میان فرهنگ اسرائیلی و کنعانی هم‌پوشانی زیادی وجود داشته‌است[۵][۶][۷] و باستان‌شناسان موفق نشده‌اند هیچ اثری از خروج بنی‌اسرائیل از مصر بیابند.[۸] در منابع یونان باستان از قرن ششم قبل از میلاد به بعد، فنیقی‌ها «کنعانی» نامیده شده‌اند.[۹] بعد از مهاجرت کنعانی‌زبانان به کارتاژ، کارتاژی‌ها در دوران باستان متأخر خود را کنعانی می‌نامیدند.

ریشه نام

ویرایش

ریشه‌شناسی نام کنعان نامشخص است. توضیح اولیه این اصطلاح را از ریشه سامی کن (knʿ) مشتق می‌کند، که معنای «پایین بودن، متواضع، سرکوب شده» می‌دهد.[۱۰] برخی از محققان عقیده دارند که این کلمه به معنای «سرزمین‌های پایین» است، که در تضاد با واژهٔ آرامی است که به معنای «سرزمین‌های بلند» می‌دهد.[۱۱] دیگر محققان پیشنهاد کرده‌اند که به معنای «تسلیم» به عنوان نام استان مصر در شام بوده و به نامی مشابه به استان گل ناربونی تبدیل شده‌است (اولین مستعمره رومی در شمال آلپ که به پروانس تبدیل شد).[۱۲]

پیشنهاد جایگزینی که توسط افرایم آویگدور اسپایسر در سال ۱۹۶۳ ارائه شد که ریشه این کلمه از اصطلاح هوریانی «کیناهو» (Kinaḫḫu) گرفته شده‌است که ظاهراً به رنگ ارغوانی اشاره دارد، به طوری که «کنعان» و «فنیقیه» مترادف خواهند بود. به نظر می‌رسد الواح یافت شده در شهر هوریایی نوزی در اوایل قرن بیستم از اصطلاح «کیناهونو» (Kinaḫnu) به عنوان مترادف رنگ قرمز یا ارغوانی استفاده می‌کنند که به سختی توسط حاکمان کاسی بابل از نرم‌تنانی مانند صدف فرفری در اوایل ۱۶۰۰ قبل از میلاد و در سواحل مدیترانه توسط فنیقی‌ها از محصول جانبی شیشه سازی تولید می‌شد. پارچه بنفش نیز به کالای صادراتی مشهور کنعانی تبدیل شده بود که در سفر خروج نیز اشاره شده‌است. همچنین به نظر می‌رسد در گذشته رنگها بر اساس محل منشأ خود نامگذاری شده باشند. نام «فنیقیه» با کلمه یونانی «بنفش» مرتبط است، ظاهراً به همان محصول اشاره دارد، اما به سختی می‌توان با قاطعیت بیان کرد که آیا کلمه یونانی از این نام آمده‌است یا برعکس. پارچه بنفش صور (در فنیقیه) بسیار شناخته شده بود و در میان رومیان با اشراف و سلطنت مرتبط بود. با این حال، به گفته رابرت دروز، پیشنهاد اسپایزر دربارهٔ منشأ نام کنعان، به‌طور کلی کنار گذاشته شده‌است.[۱۳]

تاریخ

ویرایش

عصر مس‌سنگی (۴۵۰۰–۳۵۰۰ ق. م)

 
ستاره غسولینی
 
نمونه ای از میزسنگ غسولینی در اردن

موج مهاجرتی به نام فرهنگ غسولینی در حدود ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد وارد کنعان شدند.[۱۴] آنها از وطن ناشناخته خود سنت کار با فلز را به این منطقه آوردند. این آغاز دوران مس‌سنگی در کنعان است. آنها مسگرهای متخصصی بودند. در واقع کار آنها پیشرفته‌ترین تکنولوژی فلزی در دنیای باستان بود. کار آنها شبیه به مصنوعات فرهنگ متاخر مایکوپ است. برخی از محققان به این عقیده رسیده‌اند که فرهنگ غسولینی و مایکوپ دو شاخه از یک سنت اصلی فلزکاری را نشان می‌دهند. معدن مس اصلی غسولینی‌ها در وادی فینان بود. آنها همچنین مجسمه‌هایی به شکل ویولن، شبیه به مجسمه‌های فرهنگ کیکلادی در بارک در بین‌النهرین شمالی ایجاد کردند. تجزیه و تحلیل ژنتیکی نشان داد که غسولینی‌ها متعلق به هاپلوگروپ جی-ام۱۸۴ بودند.[۱۵]

پایان دوره مس‌سنگی شاهد ظهور سکونتگاه شهری عین آشور در سواحل جنوبی مدیترانه بود.[۱۶]

اوایل عصر برنز (۳۵۰۰–۲۰۰ ق. م)

 
مجسمه‌های کیکلادی زن به شکل ویولن

در اوایل عصر برنز، مکان‌های مانند ابلا توسعه یافتند که تا سال ۲۳۰۰ قبل از میلاد به امپراتوری اکدی سارگون بزرگ و نارام سین اکد مستقر در بین‌النهرین ادغام شد. ارجاعات سومری به مار-تو ("خیمه نشینان"، بعدها عمورو، یعنی عموری‌ها) در غرب رود فرات مربوط به زمان قدیمی تر از سارگون است که حداقل به زمان سلطنت پادشاه سومری، اینشاکوشانا پادشاه اوروک می‌رسد. یک لوح به لوغال انی موندو، پادشاه اولیه سومری اشاره می‌کند که در این منطقه تسلط داشته‌است، اگرچه این لوح اعتبار کمتری در نظر گرفته می‌شود زیرا قرن‌ها بعد از زمان مورد اشاره به وجود آمده‌است.

عموری‌ها در تل هازور، کادش و جاهای دیگر در امورو (سوریه) در شمال و شمال شرق با کنعان هم‌مرز بودند. فروپاشی امپراتوری اکد در سال ۲۱۵۴ قبل از میلاد شاهد ورود مردمی بود که از ظروف خربت الکرک (سفال) استفاده می‌کردند، که در اصل از کوه‌های زاگرس ایران آمده بودند. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل دی‌ان‌ای نشان داد که بین ۲۵۰۰ تا ۱۰۰۰ قبل از میلاد، جمعیت‌های زاگرس عصر مس‌سنگی و قفقاز عصر برنز به شام جنوبی مهاجرت کرده‌اند.[۱۷]

اولین شهرها در جنوب شام در این دوره به وجود آمدند. مقرهای اصلی عین آشور و تل مگیدو بودند. این پیش کنعانیان با سایر مردمان جنوب خود مانند مصر، و شمال آسیای صغیر (هوری‌ها، حتی‌ها، هیتی‌ها، لووی‌ها) و بین‌النهرین (سومر، اکد، آشور) در تماس منظم بودند، روندی که در عصر آهن نیز ادامه یافت.[۱۸] پایان این دوره با رها شدن شهرها و بازگشت به سبک زندگی مبتنی بر روستاهای کشاورزی و گله داری نیمه عشایری مشخص شد، اگرچه تولید صنایع دستی تخصصی ادامه یافت و مسیرهای تجاری بازماند. از نظر باستان‌شناسی، ایالت اوگاریت در اواخر عصر برنز (در راس شمرا در سوریه) اساساً کنعانی در نظر گرفته می‌شود، حتی اگر زبان اوگاریتی آن متعلق به گروه زبان‌های کنعانی نباشد.[۱۹][۲۰]

ارجاع مورد مناقشه به ارباب گا-نا-نا در الواح سامی ابلا از آرشیو تل مردیخ توسط برخی از محققان به ذکر خدای داگون با عنوان «رب الکنعان» تفسیر شده‌است.[۲۱] اگر درست باشد، این نشان می‌دهد که ابلیان تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد از وجود کنعان آگاه بودند.[۲۲] جاناتان توب بیان می‌کند که اصطلاح گا-نا-نا ممکن است ارجاع هزاره سوم به کنعانیان را ارائه دهد، در حالی که در همان زمان بیان می‌کند که اولین اشاره قطعی به کنعان، در قرن ۱۸ قبل از میلاد است.[۲۳]

عصر برنز میانه (۲۰۰–۱۵۵۰ ق. م)

در این دوره شهرنشینی بازگشت و این منطقه بین شهرهای کوچک تقسیم شد که به نظر می‌رسد مهم‌ترین آنها هازور بوده‌است.[۲۴] بسیاری از جنبه‌های فرهنگ مادی کنعانیان اکنون منعکس کننده نفوذ بین‌النهرین بود و کل منطقه به شدت در یک شبکه تجارت بین‌المللی گسترده ادغام شده بود.[۲۵]

در اوایل سلطنت نارام سین اکد (حدود ۲۲۴۰ پیش از میلاد) عمورو به همراه سوبارتو/آشور، سومر و ایلام یکی از «چهار محله» اطراف اکد نامیده می‌شد. سلسله‌های عموری در بسیاری از بین‌النهرین از جمله در لارسا، ایسن و بابل (تأسیس در سال ۱۸۹۴ قبل از میلاد)، تسلط یافتند. بعدها، عمورو به اصطلاح آشوری/اکدی برای داخل جنوب و همچنین برای کنعان شمالی تبدیل شد. در این زمان به نظر می‌رسید که منطقه کنعانی بین دو کنفدراسیون تقسیم شده، یکی در تل مگیدو در دره مرج ابن عامر، و دومی در شمال شهر کادش در رودخانه اورونتس. یکی از رهبران عموری به نام سومو آبوم در سال ۱۸۹۴ قبل از میلاد بابل را به عنوان یک دولت‌شهر مستقل تأسیس کرد. یکی از پادشاهان عموری بابل، حمورابی (۱۷۵۰–۱۷۹۲ قبل از میلاد)، اولین امپراتوری بابلی را تأسیس کرد که فقط تا زمان حیات او دوام آورد. پس از مرگ او، عموری‌ها از آشور رانده شدند، اما تا سال ۱۵۹۵ قبل از میلاد، اربابان بابل باقی ماندند، که بعداً هیتی‌هاها آنها را بیرون کردند.

داستان نیمه تخیلی سینوهه افسر مصری به نام سینوهه را توصیف می‌کند که در زمان سلطنت سنوسرت یکم (حدود ۱۹۵۰ قبل از میلاد) در منطقه «رتجنو علیا» و «فنخو» فعالیت‌های نظامی انجام می‌دهد. اولین گزارش مصر از لشکرکشی به منتو، رتجنو و شکیم (شِچِم) کتیبه سبِک‌خو است که تاریخ آن به سلطنت سنوسرت سوم (حدود ۱۸۶۲ ق. م) می‌رسد.

 
مجسمه شاه ادریمی که کتیبه ای قسمت‌های بزرگ بدن را پوشانده. این کتیبه که به زبان اکدی نوشته شده‌است شرح پادشاه ادریمی است که به سرزمین کنعانیان پناه می‌برد. این کتیبه نخستین اشاره خاص به خط میخی به کنعان است.[۲۶]

نامه‌ای از موت‌بصیر به شمشی-ادد یکم (حدود ۱۸۰۹–۱۷۷۶ قبل از میلاد) از امپراتوری آشور کهن (۲۰۲۵–۱۷۵۰ قبل از میلاد) ترجمه شده‌است: «در رحیسوم است که راهزنان (habbatum) و کنعانیان (Kinahnum) واقع شده‌اند». ابین نامه در سال ۱۹۷۳ در خرابه‌های ماری، توسط یک پاسگاه آشوری در آن زمان در سوریه کشف شد.[۲۷][۲۸] ارجاعات منتشر نشده دیگر به کیناهنوم (Kinahnum) در نامه‌های ماری به همین قسمت اشاره دارد.[۲۹] اینکه آیا اصطلاح کیناهنوم به مردم منطقه خاصی اشاره دارد یا به مردمی با منشأ خارجی مورد مناقشه قرار گرفته‌است،[۳۰][۳۱] به طوری که رابرت دروز بیان می‌کند که «اولین اشاره قطعی به خط میخی» به «سرزمین کنعان» در مجسمه ادریمی (قرن ۱۶ قبل از میلاد) از آلاله در سوریه مدرن یافت می‌شود.[۳۲]

اشاره ای به «سرزمین کنعان» در مجسمه ادریمی، پادشاه آلاله (قرن ۱۶ قبل از میلاد)، در سوریه مدرن یافت می شود. پس از قیام مردمی علیه حکومت ادریمی، او به همراه بستگان مادرش مجبور به ترک آلاله و پناه بردن به «سرزمین کنعان» می‌شود که در آنجا برای باز پس‌گیری شهرش، آماده حمله نهایی می‌شود.[۳۳]

 
گروهی خارجی از غرب آسیا؛ احتمالاً کنعانی‌ها با نام آمو (Aamu) با رهبری که به عنوان یک هیکسوس شناخته می‌شود، از خنومهوتپ دوم، مقام مصری بازدید می‌کنند. مربوط به ۱۸۹۰ قبل از میلاد. مقبره خانومهوتپ دوم از مقامات دودمان دوازدهم مصر در بنی حسن[۳۴][۳۵][۳۶][۳۷]

در حدود سال ۱۶۵۰ قبل از میلاد، کنعانیان به دلتای نیل شرقی حمله کردند. آنها که در آنجا به قدرت غالب تبدیل شدند، در میان مصریان به عنوان هیکسوس شناخته شدند.[۳۸] در کتیبه‌های مصری، عمار و آمورو (عموری‌ها) به‌طور دقیق در ناحیه شمالی‌تر کوهستانی شرق فنیقیه به کار می‌روند که تا رود عاصی امتداد دارد.

کاوش‌های باستان‌شناسی در تعدادی از مکان‌ها که بعداً به عنوان کنعانی شناخته شدند، نشان می‌دهد که رونق منطقه در این دوره عصر برنز میانه تحت رهبری شهر حزور که حداقل در بیشتر دوره‌ها به مصر خراج می‌داده، به اوج خود رسید. در شمال، شهرهای یمحاض و قطنا، هژمون‌های کنفدراسیون‌های مهم بودند. همچنین به نظر می‌رسد که حزور کتاب مقدس، شهر اصلی ائتلاف دیگری در جنوب بود.

اواخر عصر برنز (۱۵۵۰–۱۲۰۰ ق. م)

 
نقشه خاور نزدیک باستان در دوره عمارنه که قدرت‌های بزرگ آن زمان را نشان می‌دهد: مصر (نارنجی)، هیتی‌ها (آبی)، پادشاهی کاسیان بابل (سیاه)، امپراتوری آشور میانه (زرد) و میتانی (قهوه ای). گستره تمدن میسنی‌ها به رنگ ارغوانی ظاهر می‌شود.

در اواخر عصر برنز، بخش‌هایی از کنعان و جنوب غربی سوریه خراج‌گزار فراعنه مصر شد. با این حال تسلط مصریان پراکنده بود، ولی به اندازه کافی قوی نبود که از شورش‌های مکرر محلی و مبارزات بین‌شهری جلوگیری کند. مناطق دیگری مانند شمال کنعان و شمال سوریه در این دوره تحت حکومت آشوری‌ها قرار گرفت.

در زمان حکومت تحوتموس سوم (۱۴۷۹-۱۴۲۶ قبل از میلاد) و آمنهوتپ دوم (۱۴۲۷-۱۴۰۰ قبل از میلاد)، حضور منظم و نیرومند فرمانروا و ارتش مصر، آموری ها و کنعانی ها را به اندازه کافی وفادار نگه داشت. با این حال در زمان تحوتموس سوم یک گروه جدید و نگران کننده به نام هپرو در میان جمعیت گزارش شده. به نظر می رسد هپروها مزدور یا راهزن بوده اند، که ممکن است زمانی زندگی آرامی داشته باشند، اما به دلیل زندگی در شرایط سخت آماده بودند خود را به هر حاکم محلی یا پادشاه که برای حمایت از آنها هزینه می کردند، استخدام کنند.

جستارهای وابسته

ویرایش

یادداشت‌ها

ویرایش
  1. سامی شمال‌غربی: knaʿn؛ زبان فنیقی: Kenāʿan; عبری: כְּנַעַן‎؛ یونانی: Χανααν؛[۱] عربی: كَنْعَانُ

منابع

ویرایش
  1. The current scholarly edition of the Greek Old Testament spells the word without any accents, cf. Septuaginta: id est Vetus Testamentum graece iuxta LXX interpretes. 2. ed. / recogn. et emendavit Robert Hanhart. Stuttgart: Dt. Bibelges. , 2006 شابک ‎۹۷۸−۳−۴۳۸−۰۵۱۱۹−۶. However, in modern Greek the accentuation is Xαναάν, while the current (28th) scholarly edition of the New Testament has Xανάαν.
  2. Redford, Donald B. (۱۹۹۳)، Egypt, Canaan, and Israel in Ancient Times، Princeton University Press، شابک ۰۶۹۱۰۳۶۰۶۳
  3. Dietz-Otto Edzard، Reallexikon der Assyriologie und vorderasiatischen ArchäologieReallexikon der Assyriologie und vorderasiatischen Archäologie، ج. پنجم، De Gruyter, Berlin، ص. ۳۵۲، شابک ۳-۱۱-۰۰۷۱۹۲-۴
  4. Dozeman, Thomas B. (2015). Joshua 1–12: A New Translation with Introduction and Commentary. Yale University Press. p. 259. ISBN 978-0-300-17273-7. Retrieved 9 October 2018. In the ideology of the book of Joshua, the Canaanites are included in the list of nations requiring extermination (3:10; 9:1; 24:11).
  5. Killebrew 2005, p. 176.
  6. Smith, Mark S. (2002). The Early History of God: Yahweh and Other Deities of Ancient Israel. Wm. B. Eerdmans Publishing. pp. 6–7. ISBN 978-0-8028-3972-5. Retrieved 9 October 2018. Despite the long regnant model that the Canaanites and Israelites were people of fundamentally different culture, archaeological data now casts doubt on this view. The material culture of the region exhibits numerous common points between Israelites and Canaanites in the Iron I period (ح. ۱۲۰۰–۱۰۰۰ BC). The record would suggest that the Israelite culture largely overlapped with and derived from Canaanite culture... In short, Israelite culture was largely Canaanite in nature. Given the information available, one cannot maintain a radical cultural separation between Canaanites and Israelites for the Iron I period.
  7. Rendsberg, Gary (2008). "Israel without the Bible". In Greenspahn, Frederick E. (ed.). The Hebrew Bible: New Insights and Scholarship. NYU Press. pp. 3–5. ISBN 978-0-8147-3187-1. Retrieved 9 October 2018.
  8. Finkelstein & Silberman 2002, p. 63.
  9. (Drews 1998، صص. 48–49): "The name 'Canaan' did not entirely drop out of usage in the Iron Age. Throughout the area that we—with the Greek speakers—prefer to call 'Phoenicia', the inhabitants in the first millennium BC called themselves 'Canaanites'. For the area south of Mt. Carmel, however, after the Bronze Age ended references to 'Canaan' as a present phenomenon dwindle almost to nothing (the Hebrew Bible of course makes frequent mention of 'Canaan' and 'Canaanites', but regularly as a land that had become something else, and as a people who had been annihilated)."
  10. "Wilhelm Gesenius". Wikipedia (به انگلیسی). 2023-04-02.
  11. «Tristram, Henry Baker (1884)».
  12. «Drews, Robert (1998). "Canaanites and Philistines". Journal for the Study of the Old Testament».
  13. «Drews, Robert (1998). "Canaanites and Philistines". Journal for the Study of the Old Testament. 23 (81): 39–61».
  14. «Steiglitz, Robert (1992)».
  15. «Ancient DNA from Chalcolithic». https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC6102297/. پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک)
  16. Elad, Itai; Paz, Yitzhak (2018). "'En Esur (Asawir): Preliminary Report". Hadashot Arkheologiyot: Excavations and Surveys in Israel / חדשות ארכיאולוגיות: חפירות וסקרים בישראל. 130. ISSN 1565-043X.
  17. «Redirecting». linkinghub.elsevier.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۵-۲۷.
  18. «Ancient Canaan and Israel: An Introduction».
  19. «The Aramaic Text In Demotic Script, Commentary». Context of Scripture Online. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۵-۲۷.
  20. «Woodard, Roger D. , ed. (2008). The Ancient Languages of Syria-Palestine and Arabia. Cambridge University Press».
  21. «The History of Ancient Palestine».
  22. «Dahood, Mitchell J. (1978)».
  23. «Tubb, Johnathan N. (1998)». https://archive.org/details/canaanites00tubb. پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک)
  24. «Golden, Jonathan M. (2009)».
  25. «Golden 2009».
  26. ««Na'aman, Nadav (2005)»».
  27. «Dossin, Georges (1973)».
  28. «Tubb, Johnathan N. (1998)».
  29. «Na'aman, Nadav (2005)».
  30. «Weippert, Manfred (1928)».
  31. «Lemche, Niels-Peter».
  32. "Robert Drews". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-04-24.
  33. «Na'aman, Nadav (2005)».
  34. «Curry, Andrew (2018)».
  35. «Kamrin, Janice (2009)» (PDF).
  36. «Bard, Kathryn A. (2015)».
  37. «Mieroop, Marc Van De (2010)».
  38. «Golden, Jonathan M. (2009)». https://books.google.com/books?id=o1-PHIGNcyQC&q=Ancient+Canaan+and+Israel. پیوند خارجی در |وبگاه= وجود دارد (کمک)

پیوند به پیرون

ویرایش