باز کردن منو اصلی

یزید پسر معاویه پسر ابی‌سفیان (عربی: يزيد بن معاوية بن أبي سفيان‎)، همچنین شناخته شده با نام یزید یکم (درگذشتهٔ ۶۴ هجری) دومین خلیفه اموی بود. وی از سال ۶۰ هجری تا زمان درگذشتش در ۶۴ هجری خلافت کرد. یزید به‌عنوان نخستین کسی که به‌صورت موروثی خلیفه شد، شناخته می‌شود و مهم‌ترین اتفاق دوران کوتاه خلافتش آغاز فتنه دوم بود.

یزید بن معاویة
خلیفه
امیرالمومنین
Drachm of Yazid I, 676-677.jpg
سکه‌ای از یزید که به سبک سکه‌های ساسانی و با تصویر خسرو پرویز ضرب شده‌است.
سلطنت۲۸ آوریل ۶۸۰ – ۱۱ نوامبر ۶۸۳ (۶۰–۶۴ هجری)
نام کاملیزید بن معاویه بن ابی‌سفیان
زاده۲۰ ژوئیه ۶۴۷ (۱۱ شوال سال ۲۶ هجری)[۱]
الماطرون
درگذشته۱۱ نوامبر ۶۸۳ (۱۵ ربیع‌الاول سال ۶۴ هجری)[۱] (۳۶ سال)
حوارین سوریه
مدفنقبرستان باب‌الصغیر
بعد ازمعاویه یکم
قبل ازمعاویه دوم
همسرفاخته بنت ابی‌هاشم
ام‌کلثوم بنت عبدالله
فرزندانمعاویه
خالد
عاتکه
سلسلهخلافت اموی
پدرمعاویة بن ابی‌سفیان
مادرمیسون بنت بحدل کلبی[۱]

معاویه در سال ۵۶ هجری او را به عنوان خلیفه بعدی پیشنهاد داد که با مخالفتِ مخالفین خلافت موروثی مواجه شد؛ در همین رابطه، پس از مرگ معاویه در ۶۰ هجری، حسین ابن علی و عبدالله ابن زبیر او را به عنوان خلیفه به رسمیت نشناختند و به مکه فرار کردند. سپس حسین برای آغاز شورشی علیه یزید راه کوفه در پیش گرفت که در مسیر به‌همراه همراهان کم‌تعدادش توسط سپاهیان خلیفه کشته شد. اندکی پس از مرگ حسین، ابن زبیر در حجاز بر یزید شورید و در میان مردم مکه و مدینه طرفدارانی برای خود دست و پا کرد. یزید ابتدا تلاش کرد تا مسئله را به صورت مسالمت‌آمیز حل کند اما عبدالله بن زبیر نپذیرفت؛ پس از آن یزید سپاهی را برای سرکوب شورش راهی حجاز کرد. سربازان اموی در نبرد حره با شورشیان مدینه روبرو شده و آنان را شکست دادند. سپس سپاه خلیفه به سمت مکه به راه افتاد و شهر را محاصره کرد. این محاصره چند هفته طول کشید، اما با مرگ یزید محاصره پایان یافت. یزید بن معاویه در سال ۶۴ هجری درگذشت و با مرگ او، سرزمین‌های اسلامی درگیر یک جنگ داخلی بزرگ شدند.

یزید به صورت سنتی، در میان مسلمانان محبوب نیست.[۲] خلافت موروثی، کشته شدن حسین در نبرد کربلا و رویداد حره مهم‌ترین دلایل این شهرت او هستند.[۲] با این حال، تاریخ‌دانان معاصر یزید را به عنوان یک خلیفه مهربان و یک فرمانروای بزرگ و توانا می‌شناسند. به عقیده مورخان امروزی، یزید تنها در زمان لازم دست به خشونت می‌زد و به عنوان یک مرد سخاوتمند و صلح‌طلب ستوده شده‌است.[۳][۴][۵][۶]

فوس، تاریخ‌نگار معاصر که اخیراً به بررسی تلاش‌های معاویه در راستای ساختن دولتی متمرکز به مرکزیت سوریه پرداخته‌است، از این می‌نویسد که شورش‌هایی که پس از مرگ معاویه علیه یزید از حجاز برخاست حاصل استفاده بزرگان قریش از «حسادت» اعرابِ عربستان نسبت مردم سوریه بود زیرا اعراب احساس می‌کردند که با انتقال مرکزیت قدرت به جایی دور از مکه و مدینه، به آنان «خیانت» شده‌است و همین مسئله آن‌ها را به متحدِ طبیعی بزرگان قریش در راستای ادعایشان بر خلافت بدل کرده بود.[۷]

محتویات

تولد و خانواده

یزید در سال ۲۶ هجری در الماطرون متولد شد. او پسر معاویه بن ابی‌سفیان و میسون بنت بحدل بود. یزید دوران نوجوانی خود را در میان قبیله مادرش، قبیله کلب، سپری کرد.[۸] وی پیش از به خلافت رسیدن، در بسیاری از فتوحات اسلامی شرکت و در نبردهای پیاپی مسلمانان و امپراتوری روم حضور داشته‌است. یزید شخصاً محاصره قسطنطنیه در سال ۶۷۰ میلادی را رهبری کرد. وی پیش از به خلافت رسیدن، چندین مرتبه راهی سفر حج شده بود.[۲]

به‌خلافت رسیدن

پس از پایان فتنه اول، معاویه مطابق صلح حسن-معاویه در ۴۱ هجری به خلافت رسید. بر اساس این عهدنامه، حسن بن علی پذیرفت که با دریافت مبلغی به صورت سالانه که از خراج شهرهای ایران تأمین می‌شد، از ادعای خود بر خلافت چشم‌پوشی کند و در سمت مقابل، معاویه پذیرفت که برای خود جانشینی تعیین نکند؛ با این حال، در سال ۵۶ هجری یزید را به عنوان خلیفه آینده پیشنهاد داد.[۹][۱۰] او دستور به تشکیل شورا، مرکب از افراد مهم تمام ایالت‌های بلاد اسلام داد و طی آن، یزید به عنوان خلیفه بعدی انتخاب شد.[۱۱] معاویه به مروان ابن حکم (حاکم مدینه که بعدها به خلافت رسید) دستور داد تا افراد برجسته مدینه را از تصمیم خلیفه آگاه سازد. با این همه، عده‌ای از آنان، از جمله حسین ابن علی، عبدالله ابن زبیر، عبدالله ابن عمر و عبدالرحمن ابن ابوبکر، از این تصمیم رضایت نداشتند.

پس از این مسئله، معاویه شخصاً راهی مدینه شد تا با آن چهار تن دیدار کند، اما آن‌ها به مکه فرار کردند. خلیفه راه مکه را پیش گرفت و با وجود اینکه آن چهار تن باز هم با خلافت یزید مخالفت ورزیدند، وی توانست موافقت مردم شهر را جلب کند. او در راه بازگشت به دمشق، به مدینه رفت و مردم آنجا نیز با خلافت یزید موافقت کردند. پس از آن، رقبای یزید مانند حسین ابن علی و عبدالله ابن زبیر، سکوت اختیار کردند. ژولیوس ولهاوسن، شرق‌شناس آلمانی، دربارهٔ صحت این سفر تردید دارد،[۱۲] اما برنارد لوییس می‌نویسد که در روی دادن خود دیدار شکی نیست. او می‌گوید که معاویه مردم را با دیپلماسی، هدایا و در موارد اندک با زور، راضی به پذیرفتن یزید به عنوان خلیفه بعدی کرد.[۱۱]

پیش از مرگ خود، معاویه وصیت‌نامه‌ای برای یزید نوشت و در آن به فرزند خود توصیه‌هایی در رابطه با خلافت کرد. او برای یزید نوشت که از حرکات حسین و عبدالله بن زبیر آگاه باشد و پیش‌بینی کرد که حسین بتواند در عراق برای خود طرفدارانی پیدا کند. گفته شده که معاویه همچنین به یزید توصیه کرد که با حسین با مهربانی و با ابن زبیر با خشونت رفتار کند.[۱۳]

خلافت

بیعت‌ها

پس از به خلافت رسیدن، یزید از فرمانداران همه استان‌های خلافت اسلامی درخواست کرد تا با او بیعت کنند و همه آن‌ها به درخواست خلیفه جدید پاسخ مثبت دادند. وی به ولید بن عتبه نامه نوشت و او را از مرگ معاویه آگاه ساخت. یزید یادداشت کوچکی هم به همراه نامه می‌فرستد و به او می‌گوید که از حسین ابن علی، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر بیعت بگیرد.[۱۴] تاریخ‌دانان مسلمان متنی را به یزید منتسب می‌کنند و مدعی‌اند که وی به ولید اینگونه دستور داده‌است:

از حسین، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر بعید بگیر. بسیار با قدرت عمل کن و به آنان فرصت اینکه پیش از بیعت کردن کاری انجام دهند، نده. رحمت [الله] بر تو باد.

— یزید یکم، خطاب به ولید بن عتبه

ولید به سراغ مروان بن حکم رفت و از او راهنمایی خواست. مروان پاسخ داد که حسین و ابن زبیر خطرناکند و باید با زور از آن‌ها بیعت گرفت، از سوی دیگر او گفت که ابن عمر خطرناک نیست و باید به او وقت داد. سپس ولید حسین و ابن زبیر را به دیدار خود احضار کرد؛ حسین به ملاقات او رفت اما ابن زبیر از آن سر باز زد. حسین در یک ملاقات نیمه‌خصوصی و در شب با ولید و مروان دیدار کرد که در آن، ولید او را از مرگ معاویه و به خلافت رسیدن یزید آگاه ساخت. وی سپس از حسین خواست تا با خلیفه جدید بیعت کند و در پاسخ، حسین گفت که چنین کاری را نباید در خلوت انجام داد و فردا در حضور مردم با یزید بیعت خواهد کرد؛ ولید با این گفته موافق بود، اما مروان به حسین اعتماد نداشت. او به ولید گفت که حسین را تا زمان بیعت کردن زندانی کند؛ گرچه گفته او عملی نشد، زیرا حسین تعدادی مرد مسلح را با خود به آنجا برده بود و آنان منتظر بازگشت او بودند. سپس حسین بدون مشکل از پیش آن‌ها رفت و پس از خروج او، مروان ولید را سرزنش کرد؛ ولید در پاسخ گفت که در روز رستاخیز، کسی که خون حسین را ریخته باشد از بخشش خدا بی‌نصیب خواهد ماند، با این حال مشخص نیست که تاریخ‌دانان مسلمان چگونه از گفتگوی خصوصی ولید و مروان آگاه شده‌اند.

فردا صبح، مشخص شد که عبدالله بن زبیر به مکه فرار کرده‌است. اندکی پس از او، حسین نیز بدون اینکه به وعده خود مبنی بر بیعت عمل کند، به مکه گریخت.[۱۵] یزید که از این شکست ولید ناراضی بود، او را از فرمانداری مدینه برکنار و عمر بن سعید را جایگزین او کرد.[۱۴] برخلاف حسین و ابن زبیر، عبداالرحمن بن ابوبکر، عبدالله بن عمر و عبدالله بن عباس با یزید بیعت کردند.[۱۶]

شورش حسین بن‌ علی

 
یک سکه اموی، ضرب شده در دوران یزید و به سال ۶۰ هجری. بر روی این سکه که متعلق به عبیدالله بن زیاد است و به سبک سکه‌های ساسانی و با تصویر خسرو پرویز ضرب شده، واژه «بسم الله» اضافه شده‌است. در سمت دیگر سکه، تصویر آتشکده زرتشتی دیده می‌شود.

در مکه، حسین نامه‌هایی از طرفداران علی که در کوفه بودند، دریافت کرد. در نامه، آنان وی را تشویق به شورش بر خلیفه کرده بودند. حسین برای ارزیابی شرایط کوفه، مسلم بن عقیل را راهی آنجا کرد. او همچنین نامه‌هایی به بصره فرستاد، اما فرستادگان وی توسط مأموران خلیفه دستگیر و به عبیدالله بن زیاد تحویل داده شدند؛ او نیز آن‌ها را اعدام کرد. مسلم که به کوفه رسیده بود، اوضاع را مناسب دید و به حسین نامه نوشت که علویان در آنجا طرفداران زیادی دارند و نوشت که راه کوفه را در پیش گیرد. اما یزید که از شورش کوفه با خبر شده بود، به عبیدالله بن زیاد دستور داد تا ابن عقیل را دستگیر و زندانی کند و در صورت نیاز، او را بکشد. ابن زیاد نیز با موفقیت شورش کوفه را سرکوب کرد و کنترل اوضاع را در دست گرفت. وی مسلم را نیز اعدام کرد.[۱۷]

حسین که با خواندن نامه مسلم بن عقیل اوضاع را در کوفه مناسب می‌دید، به نصیحت‌های عبدالله بن عمر، ابن زبیر و عبدالله بن عباس که به او گفتند کوفیان قابل اعتماد نیستند، گوش نکرد و به سمت کوفه روانه شد. در راه، به او خبر رسید که مسلم کشته شده‌است و کوفه در اختیار مأموران خلیفه است؛ با این حال، حسین به راه خود به سمت کوفه ادامه داد.[۱۷] عبیدالله بن زیاد چهار هزار سرباز را به سمت حسین روانه کرد و او را مجبور ساخت تا از ورود به کوفه چشم‌پوشی کند. حسین نیز در صحرای کربلا اردو زد، جایی که او و همه همراهان مذکرش در نبرد با سربازان عبیدالله بن زیاد کشته شدند و خانواده‌اش به اسارت درآمدند.[۱۷][۱۸]

با وجود سرکوب شورش حسین، شهرت یزید که تنها چند ماه بود که خلافت رسیده بود، از این اتفاق تا حدی آسیب دید؛ این رویداد منجر به آن گردید که مخالفت با یزید تبدیل به یک شورش ضد-اموی شده و در گفتمان بسیاری از جریان‌های آینده که به مخالفت با امویان برخواستند، از آن استفاده گردد.[۶] همچنین شکست شورش حسین نقش زیادی در تکامل «هویت شیعی» بازی کرد.[۱۸]

شورش عبدالله بن زبیر

ابن زبیر به صورت مخفیانه شروع به پیدا کردن متحدانی در مکه کرد، اما مدتی بعد از مسئله به گوش یزید رسید. خلیفه در پاسخ زنجیر نقره‌ای برای او فرستاد که این نشانه آن بود که در صورت پایان شورش احتمالی، ابن زبیر در سایه امنیت خلیفه خواهد بود؛ اما عبدالله بن زبیر آن را رد کرد.[۱۹] یزید سپس عمر بن زبیر، برادر عبدالله را به همراه سپاهی به سمت او فرستاد و به وی دستور داد که برادر خود را دستگیر کند، اما این اتفاق منجر به رویارویی سپاهیان دو برادر در صحنه نبرد شد که با مرگ عمر و پیروزی عبدالله به پایان رسید. با این پیروزی و اتفاقات کربلا، مدینه و کوفه نیز عملاً تحت نفوذ ابن زبیر قرار داشتند.[۲۰] یزید باز هم تلاش کرد تا مسئله را از طریق دیپلماسی حل کند. او بزرگان مدینه را به دربار خود دعوت کرد و تلاش کرد تا با دادن هدایایی، مسئله را خاتمه بخشد. با این حال به نتیجه قطعی نرسید. پس از بازگشت به شهرشان، بزرگان مدینه از این خبر بردند که سبک زندگی یزید مخالف با سنت‌های دین اسلام است، از این گفتند که او عاشق موسیقی است، شراب می‌نوشد و به شکار می‌رود.

این خبرها باعث شورش مدینه شد و آن‌ها بیعت خود را از یزید برداشته و فرماندار اموی شهر را از مدینه بیرون کردند. در پاسخ، یزید ۱۲ هزار سرباز را به رهبری مسلم بن عقبه به حجاز فرستاد تا این منطقه را مجدداً به زیر سلطه دولت اموی بازگرداند. در آگوست ۶۸۳، نیروهای ابن عقبه مدینه را محاصره کردند و سه روز به مردم شهر فرصت دادند تا تسلیم شوند، اما با پاسخ رد اهالی مدینه مواجه شدند. پس از پایان اولتیماتوم، نیروهای اموی به مدینه حمله‌ور شدند و شهر به آسانی سقوط کرد. گفته شده که سه روز به غارت شهر مشغول بودند و سپس مدینه مجدداً با یزید بیعت نمود؛ هرچند بر اساس منبعی دیگر، نیروهای یزید شهر را غارت نکردند و تنها رهبران شورش اعدام شدند.[۲۱]

به هر صورت سربازان خلیفه به سمت مکه به راه افتادند تا به شورش ابن زبیر پایان بخشند.[۲۲][۲۳] ابن عقبه در راه درگذشت و فرماندهی سپاه به حصین بن نمیر داده شد و او در سپتامبر ۶۸۳ مکه را محاصره کرد. محاصره چند هفته طول کشید و در طول آن، کعبه نیز آتش گرفت. مدت کوتاهی بعد، در نوامبر ۶۸۳، یزید درگذشت و محاصره شهر به پایان رسید. مرگ او باعث آغاز یک جنگ داخلی بزرگ در میان مسلمانان شد که چند سال طول کشید. ابن زبیر خود را خلیفه خواند و عراق و مصر با او بیعت کردند، هرچند در نهایت مروان بن حکم توانست اوضاع را آرام کند.[۲۴][۲۵]

سیاست‌های خارجی

 
مسیر پیشروی عقبه بن نافع در شمال آفریقا تا زمان کشته شدنش

در دوران یزید، حملات همه‌جانبه مسلمانان علیه امپراتوری روم شرقی متوقف شد؛ در عوض یزید تمرکز خود را بر ایمن کردن مرزهای خلافت اسلامی گذاشت.[۲۶] جزایر دریای مرمره رها شدند. منطقه جند حمص سوریه تقسیم شد و منطقه جدید جند قنسرین تشکیل شد. عقبة بن نافع که در دوران معاویه از فرمانداری افریقیه برکنار شده بود، با خواست یزید مجدداً به این عنوان گمارده شد. در سال ۶۸۱، عقبه به دستور یزید حملات گسترده‌ای به غرب آفریقا ترتیب داد که در آن رومیان و بربرها را شکست داد و بدین ترتیب مرزهای امپراتوری اسلام در دوران یزید به سواحل اقیانوس اطلس رسید و شهرهای طنجه و ولیلی را تصرف کرد. با این حال، عقبه موفق نشد تا آن مناطق را به صورت دائمی به خلافت اسلامی ضمیمه کند و در راه بازگشت به شرق، توسط نیروهای متحد بربر و رومی کشته شد و این منجر به از دست رفتن سرزمین های فتح شده شد.[۲۷]

درگذشت و جانشینی

یزید در دوازدهم نوامبر ۶۸۳ در حوارین، منطقه‌ای در شام، درگذشت. وی در زمان مرگ ۳۵ تا ۳۹ سال داشت. پس از درگذشت خلیفه، به توصیه او پسرش معاویه دوم خلیفه شد. هرچند معاویه دوم مانند پدر و پدربزرگ خلیفه توانایی نبود و پس از حدود بیست روز تا دو ماه درگذشت.[۲۸] مروان بن حکم جانشین وی گردید و به اوضاع خلافت اموی که در دوران معاویه دوم بهم ریخته بود، سر و سامان داد.[۲۹]

میراث

یزید از دید مسلمانان

یزید در میان مسلمانان، به‌خصوص در میان شیعیان،[۲] چهره یک شخصیت «شیطانی» را دارد. او نخستین کسی بود که به دلیل رابطه خونی خلیفه شد و پس از وی، این مسئله بدل به یک سنت در میان خلفا گردید.[۳۰] از او به عنوان «ظالمی» یاد می‌شود که سه «جرم» بزرگ در دوران خلافتش مرتکب شد: نخست مرگ حسین و همراهانش در نبرد کربلا که در دید شیعیان یک «قتل‌عام» به حساب می‌آید، دوم اتفاقات پس از نبرد حره که سربازان یزید وارد مدینه شدند و به دستور مسلم ابن عقبه شهر را غارت کردند و سوم، به آتش کشیدن کعبه در جریان محاصره مکه که به دستور حصین بن نمیر انجام شد. مسلمانان همچنین معتقدند که به دلیل عادت‌هایی نظیر می‌گساری، رقصیدن، شکار کردن و نگه داشتن حیوانات خانگی، نظیر سگ و میمون، شایسته رهبری جهان اسلام نبوده‌است.[۲]

یزید از دید تاریخ‌نگاران

با وجود دید منفی‌ای که مسلمانان نسبت به این خلیفه دارند، از یزید در منابع تخصصی و آکادمیک امروزی به نیکی یاد می‌شود. ژولیوس ولهاوسن یزید را فرمانروایی مهربان و خوش‌سیرت توصیف می‌کند که تمام تلاشش را می‌کرد که جز در مواقع ضروری، دست به خشونت نزد و ظالمی نیست که سنت دینی او را به تصویر می‌کشد.[۳۱] میخائیل یان دخویه، اسلام‌شناس شهیر هلندیِ قرون نوزدهم و بیستم، از این می‌گوید که یزید سخاوتمند و دوستدار صلح بود.[۲۵] جرالد هاوتینگ می‌نویسد وی تلاش می‌کرد تا سیاست‌های دیپلماتیک پدرش را ادامه دهد. با این حال، بر خلاف معاویه، وی با هدایا و دیپلماسی نتوانست بر مخالفان پیروز شود.[۲] برنالد لوییس هم او را فرمانروای توانایی توصیف می‌کند و نوشته‌های تاریخ‌دانان عرب در رابطه با یزید را چندان معتبر و صادق نمی‌داند.[۶]

در افسانه‌ها

خاطره حکومت یزید همچنین به اسطوره‌ها و افسانه‌ها نیز راه پیدا کرد. مطابق سنت‌های اسلامی، شخصی موسوم به «سفیانی» در آستانه ظهور موعود مسلمانان، خروج خواهد کرد و به رقیب مهدی تبدیل خواهد شد. گفته شده که او از نسل ابوسفیان است، بر شام حکومت خواهد کرد و بازماندگان پیامبر اسلام را به قتل خواهد رساند. به نظر می‌رسد که این داستان‌ها برگرفته از حکومت یزید باشد. محتملا این شخص که قرار است تا بدون کم و کاست کارهای یزید را تکرار کند، توسط پروپاگاندای زبیریان خلق شده‌است.[۷]

بازماندگان یزید

از یزید در جنبش‌های اموی پس از امویان نیز به نیکی یاد می‌شد. دو تن از نوادگان وی، با نام‌های ابومحمد زیاد بن عبدالله بن یزید السفیانی و ابوعمیطر العلی بن عبدالله بن خالد بن یزید السفیانی به ترتیب در سال ۱۳۲ هجری و فتنه چهارم شورش‌هایی علیه عباسیان را رهبری کردند. در قرون بعد، جنبش‌هایی نظیر جنبش نبطه مدعی احیای شکوه دوران یزید و معاویه بودند و در سوریه هواخواهانی نظیر ابن عساکر و ابن خطیر برای خود دست و پا کردند، اما در نهایت به موفقیت نهایی‌ای نرسیدند.[۷]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد یزید اطلاعات بیشتری بیابید.


  در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
  در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار

اشعار

یزید اشعاری نیز دارد. برخی نظیر مطهری و شهریار بر این باورند که مصرع بیت اول یکی از غزل‌های حافظ از یزید اقتباس شده.[۳۲][۳۳] بیتی که به یزید منتسب است، چنین است:

أنا المسموم ما عندی بتریاقٍ ولا راقٍ أدر کأسا و ناولها ألا یا أیها الساقی[۳۴]

بیت مشهور حافظ بدین شرح است:

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Ibn Hajar Al-Asqalani, Ahmad bin Ali. Lisan Al-Mizan: Yazid bin Mu'awiyah.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ ۲٫۵ Hawting 2002, pp. ۳۰۹–۳۱۱.
  3. Wellhausen 1927, p. 168.
  4. de Goeje 1911, p. 30.
  5. Hawting 2002, pp. 309–311.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ Lewis 2002, p. ۶۸.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ Shaddel, Mehdy ‘May’. "Yazid I b. Moʿāwiya (Encyclopaedia Iranica)". Encyclopaedia Iranica.
  8. Goldschmidt Jr. & Al-Marashi 2019, p. ۵۳.
  9. Morony 1996, p. 183.
  10. Madelung 1997, p. ۳۲۲.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ Lewis 2002, p. ۶۷.
  12. Wellhausen 1927, pp. ۱۴۱–۱۴۵.
  13. Lammens 1921, pp. ۵–۶.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Wellhausen 1927, pp. ۱۴۵–۱۴۶.
  15. Howard 1991, pp. ۳–۷.
  16. Donner 2010, p. ۱۷۷.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ Madelung, Wilferd. "Hosayn b. ali". Encyclopædia Iranica. Retrieved 4 January 2019.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ Daftary 1992, p. ۵۰.
  19. Wellhausen 1927, p. ۱۴۸.
  20. de Goeje 1911, p. ۲۹.
  21. Wellhausen 1927, pp. ۱۵۲–۱۵۶.
  22. Wellhausen 1927, pp. 152–156.
  23. Donner 2010, pp. ۱۸۰–۱۸۱.
  24. Donner 2010, pp. 181–182.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ de Goeje 1911, p. ۳۰.
  26. Kennedy 2004, p. ۹۰.
  27. Christides 2000, p. ۷۹۰.
  28. Wellhausen 1927, pp. ۱۶۸–۱۶۹.
  29. Hawting 2000, p. ۴۷.
  30. Kennedy 2016, p. ۴۰.
  31. Wellhausen 1927, p. ۱۶۸.
  32. [حافظ به روایت شهریار، به اهتمام ابوالفضل علی محمدی، دکتر حسن ذوالفقاری، نشر چشمه، چاپ اول]
  33. [عرفان حافظ؛ مجموع ۵ کنفرانس سال ۱۳۵۰ در دانشکدهٔ الهیات و معارف دانشگاه تهران، چاپ ۲۲، ص۳۸]
  34. کتابخانه طهور

منابع


یزید
زادهٔ: ۶۴۷ درگذشتهٔ: ۱۲ نوامبر ۶۸۳
عنوان مذهبی
پیشین:
معاویه اول
خلیفه اسلام
خلیفه اموی

۶۸۰ – ۱۲ نوامبر ۶۸۳
پسین:
معاویه دوم