باز کردن منو اصلی

سید محمدعلی حسینی شهرستانی معروف به هبة‌الدین شهرستانی، عالم و مجتهد بزرگ، مفسر قرآن، مجاهد و مبارز و یکی از بزرگان و وحدت‌گرایان جهان اسلام در بامداد ۲۴ رجب سال ۱۳۰۱، در سامرا به دنیا آمد. پدرش سید حسین حائری کاظمی و مادرش مریم از سادات و اولاد میرزا مهدی شهرستانی بود. نسبش به سی واسطه به زید بن علی بن الحسین می‌رسد. در نحوه ولادتش نقل شده:

هبة‌الدین شهرستانی
شناسنامه
نام کامل سید محمدعلی حسینی شهرستانی
تاریخ تولد ۱۳۰۱
زادگاه سامرا عراق
محل تحصیل سامرا، کربلا (شهر)، نجف
محل زندگی نجف
تاریخ مرگ ۱۳۸۶
شهر مرگ نجف، عراق
مدفن حرم موسی بن جعفر
اطلاعات آموزشی
تالیفات
جبل قاف
سراج المنبر
اضرار التدخین
نهضة الحسین
حل المشکلات
الهیئة و الاسلام
و ...

در بامداد سه‌شنبه بیست و چهارم این ماه آیت الله میرزاعلی شهرستانی (فرزند آیت الله سید محمد حسین شهرستانی)، دانشور ارجمند سامرا، به خانه سید حسین عابد شتافته، وی را از رازی سترگ آگاه ساخت. سخن میرزا علی كوتاه و روشن بود: دیشب طنین مهرآمیز آوایی، سكوت سنگین رؤیایم را شكست و گفت: فردا نوزاد مریم پای به گیتی می‌دهد. او را محمدعلی بخوانید و هبة‌الدین لقب نهید.[۱]

محتویات

تحصیلویرایش

آموزش رسمی‌اش از سن ده سالگی آغاز شد که به تحصیل مقدمات علوم اسلام پرداخت و در طول ۹ سال، صرف و نحو، منطق، عروض، بیان، بدیع، حدیث، درایه، رجال، فقه و اصول سطح متوسط، تاریخ، هیئت، حساب و ریاضیات را در کربلا به پایان رساند.[۲] پس از وفات پدرش در سال ۱۳۱۹، در ۲۱ شعبان ۱۳۲۰، رهسپار نجف شد.[۳] در نجف در مکتب اساتیدی چون محمدکاظم آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی و شریعت اصفهانی فیض برد[۲] و در شمار مجتهدان شیعه جای گرفت.

اقدامات اجتماعیویرایش

او با شیخ محمد عبده [۴] و سید محمدرضا[۵] و گردانندگان مجلات مصر چون «المقتطف» و «الهلال» ارتباط برقرار كرد[۶] و میان مراكز فرهنگی شیعه و سنّی در عراق، مصر و سوریه پیوندی ناگسستنی پدید آورد. در ۱۳۲۸، نخستین شماره ماهنامه دینی، فلسفی و علمی «العلم» را منتشر كرد[۷] و در بحرین دو مدرسه بنام «اصلاح» و «اسلام» افتتاح کرد.[۸]

اصلاحات و اقدامات برای وحدت مسلمینویرایش

شهرستانی برای تبلیغ دین به هندوستان رفت تا بعد از دیدار با علمای آنجا و نشست‌ها و تشکیل انجمن مذهبی به ژاپن برود، ولی دیدار او با «سید جلال‌الدین موید الاسلام حسین کاشانی» مسیرش را عوض کرد.[۸] او که نویسنده روزنامه «حبل المتین» بود، سفر به ژاپن را بی‌فایده می‌دانست. از این رو، سید هبة‌الدین به یمن رفت و از آنجا به حجاز، سوریه، لبنان، ایران سفر كرد و سپس به نجف بازگشت.[۹] او می‌خواست که در هر سرزمینی، انجمن مذهبی تشکیل و آن را با انجمن مرکزی نجف پیوند دهد تا در مواقع حساس، این نیروها وارد عمل شده و از مرزهای اعتقادی و دین، پاسداری کنند.[۱۰]

بعد از مراجعت به نجف، مشارکت جدی در مبارزات شیعیان عراق داشت و نقش مؤثر و سازنده‌ای در پیروزی انقلاب عراق و استقلال آن کشور به عهده گرفت که به این خاطر، مدتی در شهر حله، زندانی بود. در سال ۱۳۳۲، در جنگ جهانی اول، او همراه روحانیونی چون شیخ الشریعة اصفهانی، ملا کاظم آخوند خراسانی و سید مصطفی کاشانی، پرچم بارگاه علی را برداشت و در میان مردم به طرف جبهه رفت.[۱۱]

در سال ۱۳۳۹‌ به عنوان وزیر معارف انتخاب شد، اما به علت اقداماتی كه در اصلاح نظام آموزشی عراق آن روز انجام داد،[۱۲] مورد پسند حكومت وقت قرار نگرفت و در ذیحجه سال ۱۳۴۰ از این منصب کناره گرفت.[۱۳] و به تحقیق و تالیف مشغول شد. سال ۱۳۴۲ به دستور حکومت عراق و تاکید علمای وقت، ریاست دیوان‌عالی تمیز (کشور) را به عهده گرفت[۱۴] که به مجلس «تمیز جعفری» مشهور شد. تلاش در سازماندهی دادگاه‌های شرعی و پیوند آنها با دیوان عالی، گزینش داوران شایسته، تبیین احكام و تنظیم قوانین لازم در شیوه دادرسی بخشی از اقدامات فقیه بیدار سامرا در این مقام به شمار می‌رود.[۱۴] در سال ۱۳۵۲، به درخواست اهالی بغداد به نماینده مجلس شورای ملی انتخاب شد و بعد از انحلال مجلس،[۱۵] به تالیف و نگارش پرداخت. او در صحن حرم موسی کاظم، کتابخانه‌ای با عنوان «مكتبة الجوادین العامه» را بنيان نهاد.[۱۶]

آثارویرایش

بیش از ۱۰۹ كتاب و رساله از او به یادگار مانده است.

  • جبل قاف
  • سراج المنبر
  • اضرار التدخین
  • نهضة الحسین
  • حل المشکلات
  • الهیئة و الاسلام
  • ما هو نهج‌البلاغه
  • المعجزة الخالدة
  • الشریعة و الطبیعة
  • الدلائل و المسائل
  • التوت و الملکوت
  • المحیط فی تفسیر القرآن
  • التذکرة فی احیاء مجد العترة
  • نور الناظر فی علم الرایا و المناظر
  • الامة و الائمة فی طریق تعیین خلفاء النبی
  • التنبیه فی تحریم النشبیة بین الرجال و النساء
  • فیض الباری یا اصلاح منظومه سبزواری

سال‌های بیماریویرایش

او چندین سال مبتلا به درد چشم بود و برای معالجه به سوریه رفت، اما درمان‌ها برایش فایده‌ای نداشت.[۱۵] در نهایت نابینا شد. بعد از آن، هر روز كتاب‌های مورد نیاز را برایش می‌خواندند و به عادت معمول مقاله یا كتاب می‌نوشت.[۱۷]

وفاتویرایش

شهرستانی در شب دوشنبه بیست و ششم شوال ۱۳۸۶[۱۸] در سن ۸۵ سالگی درگذشت و در حرم موسی بن جعفر به خاك سپرده شد.[۱۸]

پانویسویرایش

  1. اسلام و هیئت، هبة‌الدین شهرستانی، ص ۵۲.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ همان، ص ۵۵.
  3. هبة‌الدین شهرستانی، سید محمدمهدی موسوی، ص ۷ و ۸.
  4. مفتی مصر.
  5. صاحب مجله «النهار».
  6. اسلام و هیئت، هبة‌الدین شهرستانی، ص ۱۰ و ۱۱.
  7. هبة‌الدین شهرستانی، سید محمدمهدی موسوی، ص ۱۱.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ هبة‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.
  9. هبة‌الدین شهرستانی، ص ۲۲.
  10. اسلام و هیئت، ص ۵۵.
  11. لمعات اجتماعیة من تاریخ العراق الحدیث، علی الوردی، ج ۴، ص ۲۳۶ـ۲۴۲.
  12. اسلام و هیئت، ص ۵۹ و ۶۰.
  13. هبة‌الدین شهرستانی، ص ۱۹ و ۲۰.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ اسلام و هیئت، ص ۵۸.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ اسلام و هیئت، ص ۶۰ و ۶۱.
  16. نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، ج ۴، ص ۱۴۱۶.
  17. ریحانة الادب، علی مدرس تبریزی، ج ۶، ص ۳۵۱.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، ج ۴، ص ۱۴۱۶ و ۱۴۱۷.

منبعویرایش