ایل قاجار

(تغییرمسیر از طایفه قاجار)
آقا محمد خان قاجار مؤسس سلسله قاجاریه
ناصرالدین شاه طولانی‌ترین دوره حکومتی را در سلسله قاجار به عنوان پادشاه گذراند.

ایل قاجار، قاجارها، کاجارها از ایلات ترک اغوز در شمال شرقی و ایضاً شمال غربی ایران زندگی می‌کردند. قاجارها به عنوان شاخه‌ای از مردمان آذربایجانی در نظر گرفته می‌شوند.[۱] در سال ۱۷۹۴، شخصی از میان این ایل با نام، آقا محمد خان قاجار توانست پس از سلسله زندیان، حکومتی جدید در تاریخ پادشاهی ایران، با نام قاجاریان را بنیان‌گذاری کند. جمعیت کنونی ایل قاجار، در حدود ۱۵٬۰۰۰ نفر در سال ۱۹۸۰ برآورد شده بود که عمدتاً در ایران سکونت دارند.

تاریخویرایش

قاجارها حداقل از قرن نهم ه‍.ق و بعد از آن در قراباغ، بوزوق، آیدین آناتولی و حلب شام و از اوایل قرن یازدهم ه‍.ق در استرآباد و مرو ساکن بودند. مردم داغستان حداقل تا قرن سیزدهم، اهالی گنجه و قراباغ و ایروان را قاجار عنوان می‌کردند.[۲]

قاجارها و ترکمن‌ها همواره به مردم مازندران حمله کرده و موجب آزار آنان می‌شدند و هر از چند گاهی مردم به رهبری افرادی چون سبزعلی خان لاریجانی و مقیم خان ساروی با آنان وارد نزاع و درگیری می‌شدند.

ایل قاجار توسط شاه عباس در شرق طبرستان و در استرآباد یا همان گرگان کنونی سکونت داده شدند تا سدی در برابر حملات قبایل ترکمن شمالی باشند. در زمانی که افغان‌های غلجه‌زایی قندهار به رهبری محمود افغان به اصفهان تاخته، این شهر و شاه سلطان حسین را محاصره کردند فتحعلی‌خان قاجار رئیس شاخه اشاغی‌باش ایل قاجار به کمک پادشاه صفوی آمد ولی شاه سلطان حسین به خاطر محاصره اصفهان و به خطر افتادن جان خانواده صفوی که اسیر محمود بودند به او پیغام داد که با افغان‌ها درگیر نشود به همین سبب او دوباره به مازندران برگشت.

پس از مرگ کریم خان زند آقا محمد خان از شیراز مرکز دولت زند گریخت و به استرآباد، مرکز ایل قاجار، رفت. وی پس از تحکیم موقعیت خود در میان قاجارها به گسترش قلمرو خود در کشور دست زد. وی سرانجام با شکستن دادن رقیب خود لطفعلی خان زند در سال 1173شمسی موفق شد حکومت زند را براندازد و در سال 1175شمسی، خراسان را تصرف کرد و به حکومت بازماندگان افشاریان در خراسان پایان داد. پس از تثبیت قدرت تهران را پایتخت خود قرار داد و به حاکمیت سلسله قاجار در ایران رسمیت داد.

تاریخ نویسانی که تاریخ قاجارها را نوشته اند ایشان را مغول دانسته اند، اما چون هیچگونه سند کتبی بکار نبرده اند این خود می رساند که تنها به گفته و مدل سر کردگان این طایفه بسنده کرده اند. زیرا بسیاری از طوایف ترك، از اعقاب چنگیز و پادشاهان مغول بودن را افتخاری پنداشته و خود را به ایشان نسبت داده اند و نسب خود را نخست به تيموريان و از آن راه به ايلخانان مغول رسانده و حتی قراقویونلوها و آق قویونلوها راهم که با ایشان نزديك بوده اند با خود درین نسبت نادرست شريك كرده اند.

این مورخان گفته اند که قاجارها با هلاکوخان مغول در ۶۵۶ هجری وارد ایران شده اند و تا ۷۳۹ که سلسله ایلخانان مغول منقرض شده به حال چادر نشینی و بیابان گردی از کنار جيحون گرفته تا دشت مغان زندگی کرده اند و چون درسال ۷۳۹ دست ایلخانان از پادشاهی ایران کوتاه شد ایشان زندگی خود را در خطر دیدند و از ایران بشام یعنی سوریه کنونی هجرت کردند تا اینکه تیمور گورکانی در ۸۰۳ بدان سرزمین رسید ، قاجارها را در آنجا دید و ایشان را جز و لشكر یان خود پذیرفت و با خود به ایران باز گردانید.

گویا این نکته که قاجارها زمانی به شام رفته و از آنجا به ایران آمده باشند درست باشد زیرا که در میان طوایف تركان غربی طایفه معروف بیات هست و در میان طوایف قاجار طایفه ای هست بنام شامبیاتی، یعنی بیاتهای شام و این می رساند که قاجارها به بياتها نزديك بوده اند و لااقل این طایفه شامبیاتی مدتی در شام مانده است .

دلیل بسیار قوی براینکه قاجارها از نژاد مغول و حتی از ترکان شرقی نبوده اند اینست که در همه اسناد نسب خود را به طايفه «سالور» رسانده اند و سالور قطعا از همان ترکان ماورای قفقاز بوده و در میان طوایف ماورای قفقاز همه جا نام آنها را با خزرها و قبچاتها و بلغارها و بجناکها و دیگران با هم برده اند. و بازدلیل دیگر اینست که قاجارها از نخست خود را خویشاوند نزديك آق قویونلو دانسته اند و حتی به پادشاهی این سلسله فخر کرده اند و نام دیگر این طایفه « بایندر» است و بایندر نیز از طوایف تركان ماوراء قفقاز بوده و نامشان را با طوایف دیگر آن سر زمین توأم کرده اند .وانگهی قاجارها تنها در دوره صفویه در تاریخ ایران پیدا شده اند .

درین شک نیست که صفویه از اولاد شیخ صفی الدین اردبیلی از مردم آذربایجان بوده اند و در دوره صفویه طوایف ترك آذربایجان مهم ترین و در حقیقت یگانه عامل نظامی بودند. بهمین جهت است که ما تنها درین دوره بنام سه طایفه بزرگ ترك که دست نشانده و پشتیبان سلطنت صفویه بوده اند بر می خوریم: قاجارها و افشارها و بیا تها. طوایف کوچک تر را که کمتر بودند صفویه بدو دسته تقسیم کردند يك دسته را در آذربايجان گذاشتند و «شاهسون» نامیدند و دسته دیگر را به فارس بردند و برخی طوایف ایرانی و عرب راهم با آنها توأم کردند و دسته بزرگی بنام قشقایی، فراهم کردند که مرکب ازین سه عنصر کرد یعنی ایرانی و عرب و ترك زبانست .

بنا بر این چون پادشاهان صفوی از آذربایجان برخاسته اند و قزلباشها آذربایجانی بوده اند و قاجارها مانند افشارها و بیاتها هم از آذربایجان آمده اند پس شک نیست که قاجارها از ترکان غربی بوده اند و نه مغول .

در دوره ای که قاجارها در ایران بیشتر از همه وقت پراکنده شده بودند در آذربایجان و مازندران و گرگان (استراباد) و اطراف طهران بودند و هر گز اثری ازایشان در نواحی شرقی دیده نشده است. این خود دلیلست بر این که از غرب آمده اند و اگر از شرق آمده بودند می بایست در مشرق ایران هم بوده باشند.

زبان قاجارها نیز در همه مراحل تر کی غربی بوده است و این همان زبا نیست که نخستین شاعر آن شاه اسماعیل صفويست که خطایی تخلص می کرده و هنوز هم یکی از بهترین شاعران زبان ترکی غربی بشمار می رود و می دانیم که مادرش از ترکان بایندری یعنی آق قویونلو بوده است .

دلیل مهم پیوستگی ترکان غربی خصایص زبانی آنانست که به یکدیگر کاملا مر بوطند

پیوستگی ترکان غربی با یکدیگر با ندازه ایست که هنوزطوایف جزء به نام قشقایی که ضبط درست آن«قاشقای» است در دور ترین نقاط شمالی قلمرو ترکان غربی هستند و همین نام در میان ترك زبانان جنوب ایران دیده میشود . آهنگها و سرودهایی هم هست که هر دو گروه با این همه مسافت و بیش از سیصد سال زمانی که در میانشان هست هنوز می خوانند .[۳]

پس احتمالا، قاجارها مغول، تر کمان و سلجوقی نبوده اند بلکه از ترکان غربی و خویشاوند نزديك خزرهاو قبچانها و بلغارها و بجنا کها بوده اند و در حدود قرن هشتم با سایر طوایف ترك ماورای قفقاز از آن سرزمین هجرت کرده اند. اینان نخست در حدود قرن هشتم با سایر طوایف ترك ماورای قفقاز از آن سرزمین هجرت کرده اند و سپس 200 سال بعد از حمله مغول به ایران مجددا به ایران برگشته اند. صفویه آنها را از آذر بایجان به مازندران و گرگان و مر کز ایران برده اند و با افشارها و بیاتها و بایندرها بسیار نزدیک بوده و حتی شريك سرنوشت و شاید همسفر ایشان بوده اند .[۴]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. James Stuart Olson,Lee Brigance Pappas,Nicholas Charles Pappas. An Ethnohistorical dictionary of the Russian and Soviet empires

    KAJAR. The Kajars are considered a subgroup of the Azerbaijanis*. Historically, they have been a Turkic* Tribe who lived in Armenia. In the seventeenth and eighteenth centuries, when the Safavids tried to conquer the region, the Kajars settled in the Karabakh Khanate of western Azerbaijan. Agha Mohammed, a Kajar leader, overturned the Zend dynasty in Iran and established Kajar control in the area. This arrangement lasted u^il Reza Shah came to power in Iran in 1925. The Kajar population today exceeds 35,000 people, the vast majority of whom live in Iran.

  2. «قاجار». دانشنامهٔ جهان اسلام.
  3. «قاجارها از چه نژادی بودند / فاطمه قاضیها». www.cgie.org.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۵-۳۱.
  4. سعید نفیسی، تاریخ اجتماعی سیاسی ایران در دوره معاصر، تهران :انتشارات بنیاد، ۱۳۶۸.

منابعویرایش

پیوند به بیرونویرایش