شاه اسماعیل یکم

بنیانگذار و نخستین شاهنشاه دودمان صفویان

اسماعیل بن سلطان حیدر بن شیخ جنید ملقب به ابوالمظفر بهادرخان حسینی، و معروف به شاه اسماعیل ختایی ( ۱۷ ژوئیه ۱۴۸۷ – ۲۳ مه ۱۵۲۴) پایه‌گذار و اولین شاه دولت صفوی بود.[۲]

شاه اسماعیل اول صفوی
شاهنشاه ایران
Shah Ismail I.jpg
تصویر شاه اسماعیل اول از هنرمند ونیزی کریستوفانو دل آلتیسیمو در قرون وسطا، نسخه اصلی در موزه فلورانس نگهداری می‌شود
نخستین پادشاه صفوی
سلطنت۲۲ دسامبر ۱۵۰۱ – ۲۳ مه ۱۵۲۴
۱ جمادی‌الثانی ۹۰۷ – ۱۹ رجب ۹۳۰
تاج‌گذاری۲۲ دسامبر ۱۵۰۱ در تبریز[۱]
پیشینتأسیس شاهنشاهی صفوی
جانشینتهماسب یکم
وزیرانامیر زکریا
محمود جان دیلمی
نجم ثانی
عبدالباقی یزدی
میرزا شاه حسین
جلال الدین محمد تبریزی
زاده۱۷ ژوئیه ۱۴۸۷ میلادی
اردبیل، سلطنت آق‌قویونلو
درگذشته۲۳ مه ۱۵۲۴ (۳۶ سال)
حوالی تبریز، ایران صفوی
آرامگاه
همسر(ان)تاجلی بیگم
بهروزه خانم
نام کامل
ابوالمظفر شاه اسمعیل الحسینی الموسوی الصفوی بهادرخان
دودماندودمان صفوی
پدرشیخ حیدر
مادرعالم‌شاه بیگم
دین و مذهباسلام، شیعه دوازده‌امامی

حکومت وی به دو دلیل مهم است. اول اینکه پس از گذشت نه قرن از سقوط شاهنشاهی ساسانیان؛ یک فرمانروایی یکپارچه ایرانی بر کشور مسلط شد چرا که بعد از اسلام، حکومتهایی مانند صفاریان، سامانیان، طاهریان، زیاریان، آل بویه و سربداران قدرتهایی بودند که بر مناطق خاصی حکومت میکردند.[۳]

دوم، رسمی کردن مذهب شیعه به اجبار با اینکه تا آن هنگام اکثریت مردم ایران شافعی مذهب بودند.[۴]تغییر مذهب پیامدهای بزرگی برای آینده ایران داشت.

منفعت سیاسی کوتاه مدت آن جدا کردن دولت رو به رشد صفوی از همسایگان سنی قوی خود خلافت عثمانی در غرب و کنفدراسیون ازبکستان در شرق کشور و کمک به استقلال و تمایز مرزهای غربی کشور بود.

عواقب اجتناب ناپذیر آن درگیری بین شاه بعنوان مرکز قدرت سکولار و رهبران مذهبی شیعه بود. علمای شیعه دولت‌های سکولار را غیرقانونی می‌دانستند و این تنش وارد تار و پود سیاسی ایران شد که در نهایت با انقلاب ۵۷ سر باز کرد.

حکومت صفوی بیش از دو قرن دوام آورد و در اوج خود بر تمام ایران امروز، جمهوری آذربایجان، ارمنستان ، بیشتر گرجستان ، قفقاز شمالی، عراق، کویت، افغانستان، بخش هایی از سوریه، ترکیه، پاکستان، ازبکستان و ترکمنستان حکومت می‌کرد .[۵][۶][۷][۸].

تاسیس دوباره ایران به عنوان یک پایگاه اقتصادی بین شرق و غرب، ایجاد یک دولت و بوروکراسی کارآمد، نوآوری های معماری و حمایت آن از هنر از دیگر دستاوردهای صفویه بودند.

وی شاعر بود و با تخلص ختایی شعر می‌سرود و پس از عمادالدین نسیمی، ادبیات آذربایجانی را گسترش داد.[۹] وی علاوه بر ترکی آذربایجانی به زبان فارسی نیز شعر می‌سرود که تنها چند نمونه از اشعار فارسی وی به جا مانده‌است.[۱۰]

شاه اسماعیل در خلال ۱۰ سال، پس از حرکت از لاهیجان به اردبیل و تبريز رفت و از آن‌جا سراسر ایران را از کرمان و فارس و خراسان تا خوزستان و عراق عرب زیر پرچم دولت واحد شيعى درآورد و ملوک‌الطوایفی را برانداخت.[۱۱]

تبار و خانوادهویرایش

جد پدری شاه اسماعیل یکم به شیخ صفی‌الدین اردبیلی منسوب می‌شود.[۱۲][۱۳] بنا بر منبعی از نسخه خطی کتاب صفوةالصفا نگاشته ابن بزاز اردبیلی که یکی از شاگردان شیخ صفی‌الدین اردبیلی (جد اعلی شاه اسماعیل صفوی) بوده، جد اعلی دودمان صفویه تبار کُرد داشته‌است،[۱۴] نسخه اصلی این کتاب بعدها دوباره ویرایش شده‌است که اصالت کُردی صفویان را تغییر داده و آن‌ها را به امامان شیعه منسوب می‌کند،[۱۲] همچنین به نقل از کتاب سلسله النسب صفویه نوشته ابدال زاهدی، نسب صفی‌الدین اردبیلی به موسی کاظم هفتمین پیشوای شیعیان و نهایتاً به علی بن ابی‌طالب می‌رسد.[۱۵][۱۶]

اسماعیل فرزند شیخ حیدر است و مادرش مارتا یا عالمشاه بیگم، دختر سلطان اوزون حسن آق‌قویونلو و تئودورا (دسپینا خاتون) دختر شاه طرابوزان بود.[۱۷]

اوایل زندگیویرایش

 
نگاره‌ای از شاه اسماعیل.

اسماعیل در ۲۵ رجب سال ۸۹۲ در اردبیل متولد شد[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱] . او در یک سالگی (رجب ۸۹۳) پدرش را از دست داد. پس از مرگ حیدر، صوفیان صفویه در اردبیل جمع شدند و سلطان علی پادشاه، پسر ارشد حیدر را به جانشین پدر تعیین کردند و اندک زمانی بر پیروان صفویه در اردبیل افزوده شد.[۲۲] پدرش شیخ حیدر به همراه مریدان خود - که به دلیل بر سر داشتن کلاه قرمز رنگ قزلباش (سرخ سر به زبان تُرکی) خوانده می‌شدند برای جهاد علیه مسیحیان چرکس به نواحی قفقاز حمله کردند. توسعه‌طلبی حیدر باعث شد که با شروانشاهان وارد جنگ شود. سلطان یعقوب آق‌قویونلو در این جنگ به کمک شروانشاهان رفت و نهایتاً حیدر تیر خورد و به اسارت درآمد و جان خود را در این مبارزه از دست داد و فرزندانش نیز به اسارت درآمدند. در این زمان اسماعیل کودکی شیرخوار بود.

اسماعیل به همراه مادر و دو برادرش در استخر، فارس به مدت چهار سال و نیم زندانی شدند.[۲۳] در این دوره سلطان یعقوب آق‌قویونلو مرد و بین فرزندانش رستم و بایسنقر جنگ درگرفت و رستم برای مقابله با بایسنقر، «سلطان علی» برادر بزرگ اسماعیل و خانواده‌اش را آزاد کرد، تا بتواند از پشتیبانی قزلباشان خانقاه اردبیل برخوردار شود. سلطان علی با شکوه فراوان وارد تبریز شد و با سپاهی از صوفیان بایسنقر را شکست داد. رستم از قدرت سلطان علی به وحشت افتاد و وی را در میانه راه تبریز و اردبیل به قتل رساند. سلطان علی برادر هفت ساله‌اش اسماعیل را به یاران صمیمی و وفادارش سپرد.

در اردبیل و لاهیجانویرایش

اسماعیل مدتی پنهانی در اردبیل زیست و سپس برای امنیت بیشتر اش به لاهیجان انتقال داده شد و نزد امیر آن جا «کارکیا میرزا علی» پناه گرفت. کارکیا میرزا علی فرمان‌روای محلی لاهیجان و دیلمان که شیعه و سید و دوستدار خاندان صفوی بود در تربیت اسماعیل خردسال اهتمام کرد. اسماعیل تا سال ۹۰۵ (قمری) با مراقبت‌های شمس الدین لاهیجی که از فضلای آن دیار بود فارسی، عربی، قرآن و مبانی و اصول شیعه امامیه را فرا گرفت.[۲۴] همچنین در این مدت، زیر نظر هفت تن از بزرگان صوفی لاهیجان فنون رزم را آموخت.[۲۵]

بدین ترتیب اسماعیل از یک سو زیر تأثیر فرهنگ صوفیانه خانقاه شیخ صفی بود و از سوی دیگر احتمالاً در گیلان با برخی آموزه‌های ایران باستان[نیازمند منبع]و تشیع امامی آشنا شده و مجموعه این آموزه‌ها او را برای تبدیل شدن به یک حاکم مقتدر، فرمانده نظامی و پیشوای مذهبی آماده ساخت.

بازگشت به اردبیلویرایش

 
مجسمه شاه اسماعیل با دیوان شعر خود در دست اثر استاد ودود مؤذن-موزه شیخ صفی الدین اردبیلی

قزلباشان به بهانه زیارت بقعه شیخ صفی‌الدین با کسب اجازه از کارکیا اسماعیل را به اردبیل بردند. هدف قزلباش‌ها از این کار خروج از حیطه کارکیا بود[نیازمند منبع]. قزلباشان به همراه اسماعیل به منطقه خلخال رفتند و نزدیک به سه ماه در روستاهای اطراف خلخال اقامت داشتند. ایشان در این مدت با برخى در آناتولی ارتباط بر قرار کرده و از آن‌ها می‌خواستند که تُرکان قزلباش را جمع‌آوری کرده به ایران بفرستند در مدت سه ماه در حدود دو هزار قزلباش به شیوه‌های مختلف از آناتولی وارد ایران شده به اردوی اسماعیل پیوستند.[۲۶] در این هنگام اسماعیل ۱۲ سال و یک ماه بیشتر سِن نداشت. از وقتی که اسماعیل از لاهیجان بیرون آمده بود تا هنگامی که در ارزنجان اردو زد در حدود هفت هزار تُرک آناتولی به اردویش پیوستند که بیشتر از نُه قبیله زیر بودند:

  1. ایل شاملو از شمال شرق مدیترانه و شمال غرب شام
  2. تکه لو از ناحیه جنوبی آناتولی
  3. افشار از ناحیه آناتولی
  4. قاجار از شمال و شرق آناتولی
  5. روملو از ناحیه آناتولی
  6. قره‌مان از منطقه کیلیکیه در جنوب آناتولی و اطراف قونیه
  7. ورساق از منطقه کیلیکیه در شمال دریای مدیترانه
  8. ذوالقدر از بخش علیای فرات بین سوریه و ترکیه کنونی
  9. استاجلواز شرق آناتولی
  10. بیات از شرق آناتولی و شمال عراق

علاوه بر این قبایل دسته‌جاتی از قبایل مغول ساکن در نواحی تالش و سوادکوه نیز در اردوی اسماعیل بودند که در برابر ترکان در اقلیت بودند و «صوفیان تالشی» نامیده می‌شدند.[مشکوک ]

از قیام تا پادشاهیویرایش

تصرف آذربایجانویرایش

در سال ۸۷۹ هفت تن از سران قزلباش در ارزنجان یک جلسه مشورتی با حضور شاه اسماعیل برگزار کردند تا در مورد حرکت جهادیشان تصمیم بگیرند؛ موضوعی که در این جلسه مطرح بود این بود که برای جهاد به گرجستان حمله کنند یا ایروان را بگیرند كه منطقه مسیحی‌نشین و اغلب مذهب(ارمنى)داشتند، که حاکمانشان از خاندان‌های دیرین ایرانی و بازمانده از دوران پارتیان و ساسانیان بودند، عده‌ای نیز پیشنهاد دادند به روستاهای آذربایجان حمله کنند و عده‌ای نیز بر این عقیده بودند مدت زمان بیشتری در ارزنجان بمانند که تُرکان بیشتری به لشکر بپیوندند و سپس به آذربایجان یورش برده، آن جا را از آن خود کنند.

اسماعیل ميرزا ابتدا با ایل شاملو كه از شمال شرق مدیترانه و شمال غرب شام به قريه شاملو(در نزديكى تبريز) مكرر هجرت و نقل مكان ميكردندو علوى نيز بودند(بيشتر خاندان شان در جبل عامل ساكن بوده) و اكثر ياران عقيدتى اسماعيل ميرزا از اين ايل شاملو بودند، برای گردآوری سپاه بیشتر به قراباغ و وان رفت و در سال ۹۰۶ قمری همراه با هفت هزار سپاهی قزلباش به سمت شروان لشکر کشید. در جنگی که نزدیک قلعه گلستان روی داد، فرخ یسار با وجود بیست هزار جنگاور مغلوب و کشته شد.[۲۷] اما قلعه گلستان در مقابل سپاه صوفیان به مقاومت پرداخت و بلافاصله تسلیم نشد. با این حال باکو تسلیم شد و سردار خردسال به جای آنکه وقت خود را برای محاصره و تسخیر قلعه گلستان ضایع کند، از حوالی شروان عزیمت کرد و راه آذربایجان را پیش گرفت. در نزدیک نخجوان الوند بیگ آق‌قویونلو را مغلوب کرد (۸۸۰ش/۹۰۷ ق /۱۵۰۱ م) و خود پیروزمندانه وارد تبریز شد و سلطنت خود را با اعلام و اظهار سلطنت شیعه که به هر حال با آیین اکثریت اهل شهر مغایر بود، اعلام داشت.[۲۸] شاه اسماعیل یکم صفوی قیام مؤثر خود را ضد امیران آق‌قویونلو به سال ۹۰۷ قمری، از اردبیل آغاز کرد ولی پایتخت خود را به تبریز انتقال داد. با این وجود، اردبیل به سبب آن که مدفن شیخ صفی‌الدین بود، پایتخت معنوی شاهان صفوی به‌شمار می‌رفت و از تقدس و احترام خاصّی بهره‌مند بود.[۲۹]

 
کلاه خود شاه اسماعیل صفوی

وی در حالی که چهارده سال بیشتر نداشت به کمک مریدانی كه اغلب از تبار شاملو(قريه اى در نزديكى تبريز) و به پرادايس ثقلين اعتقاد داشتن و سخت به او معتقد بودند شاه ایران شد و سلسله خویش را به نام جدش صفی‌الدین، «صفویه» نامید که در تاریخ ایران به دو دلیل اهمیت بسیار دارد:

  • یکی این که این سلسله اولین سلسله کاملاً مستقل ایرانی و ملی بعد از حمله اعراب به ایران (در سال ۳۲ قمری) بوده‌است.
  • دوم اینکه مذهب تشیع در ایران توسط شاه اسماعیل مذهب رسمی اعلام شد.

اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمیویرایش

 
اعلام شیعه به عنوان مذهب رسمی در مسجد جامع تبریز در سال ۱۵۰۱ میلادی

شاه اسماعیل از طرف مادر مسیحی بود و نسب او به ژان چهارم ترابوزان میرسید که در ۱۴۵۸م دخترش دسپینا را بخاطر پشتیبانی شدن توسط ترکان صفوی در برابر عثمانیان به اوزون حسن پدربزرگ اسماعیل داد.

اسماعیل بخاطر ایجاد روابط خصمانه با سنیان عثمانی در شهر تبریز مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی اعلام نمود.

اکثریت مردم در آنزمان سنی مذهب بودند . اُمرای قزلباش این مطلب را به شاه اسماعیل یادآور شدند، اما شاه در پاسخ عنوان کرد که «در این کار خداوند و امامان او را یاری خواهند کرد و اگر مردم بخواهند در مقابل او کوچک‌ترین اعتراضی کنند، پاسخشان شمشیر خواهد بود.»[۳۰]

ا... يك شب پيش از تاجگذارى شاه، نزد وى رفتند و گفتند: قربانت شويم دويست سيصد هزار خلق كه در تبريز است، چهار دانگ آن همه سنى اند و از زمان حضرات تا حال اين خطبه را كسى در تبريز برملا نخوانده و مى ترسيم مردم بگويند كه پادشاه شيعه نمى خواهيم و نعوذ باللّه اگر رعيت برگردند چه تدارك در اين باب توان كرد،

پادشاه فرمودند خداى عالم و حضرات ائمه معصومين همراه منند و من از هيچكس باك ندارم. بتوفيق اللّه تعالى، اگر رعيت حرفى بگويد شمشير مى كشم و يك كس زنده نمى گذارم[۳۱]

تغییر اذانویرایش

در جریان فتح تبریز امر كرد كه خطيبان اشهد ان عليا ولى اللّه و حى على خير العمل را در اذان و اقامه وارد كنند[۳۲]

توهین به مردگان و بزرگان مذاهبویرایش

در سال ۸۸۷ش(۱۵۰۸م) پس از ورد به بغداد دستور نبش قبر عبدالقادر گیلانی و ابوحنیفه نعمان بن ثابت را صادر و به جسد آنها اهانت کرد و دستور داد جسد یک سگ را در قبر ابوحنیفه بگذارند.[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹]

کشتار علمای اهل سنتویرایش

از دیگر اقدامات وی، کشتار فضلا و دانشمندان سنی مذهب بود که حاضر به دست برداشتن از باورهای خود نشدند. برای نمونه می‌توان به قاضی نوراله شوشتری، شیخ الاسلام (تفتازانی) هراتی و قاضی کمال‌الدین میرحسین میبدی اشاره کرد.[۴۰]

در شیراز امر کرد روحانیون سنی جمع شوند و فرمان داد تا خلیفه‌های سه‌گانه (ابوبکر، عمر و عثمان) را دشنام گویند ولی آن‌ها از این کار خودداری کردند و شاه دستور داد آن‌ها را کشتند.[۴۱]

استفاده از آدمخوران و زنده خواریویرایش

شاه اسماعیل برای نشان دادن تنفر خود از دشمنانش و نیز برای تغییر مذهب مردم به مذهب شیعه عده ای قزلباش آدمخوار بهمراه خود داشت که به آنها فرمان میداد تا انسانها را زنده یا مرده تناول کنند.

اولین واقعه آدمخواریویرایش

در ۱۵۰۴ میلادی در مازندران در مصاف با حسین کیا چلاوی یکی از خوانین ثبت شده است[۴۲]

حسین کیا چلاوي با مرادبیک و توابع در اوایل ذي حجه سنه مذکور از قلعه بیرون آمدند.و بیش از ده هزار نفر به اسارت درآمده از میان آنها حدود هزار تن کشته شدند و دو تن به اسامیمرادبیک جهانشاه لوي ترکمان و ساتلمیشبیک زنده زنده از

ته به سر سیخ کشیده شده کباب شدند و قزلباشان از گوشت آنها تغذیه کردند.[۴۳]

دومین واقعه آدمخواریویرایش

در سال ۱۵۱۰ در مصاف با ازبکان به سرکردگی شیبک خان ازبک اتفاق افتاد:

او را در زير اجساد اوزبكان مقتول يافتند بي زخمي و جراحتي، در حال سرش از تن جدا كردند، نزد نواب كامياب همايون آوردند. آن حضرت پس از احضار سر، جسد پر حسد او را طلب داشت. تيغ بندان درگاه في الحال جسد او را حاضر آوردند و قهرمان صفدر سه ضربت شمشير بر شكمش زده، فرمود كه قورچيان كثيرالاخلاص و ملازمان كثيرالاختصاص هر كس سر نواب همايون ما را دوست م يدارد، از گوشت بدن اين دشمن من قدري ميل نمايد.[۴۴]

بر سر گوشت جسد آن ناپاك به نوعي ازدحام و هجوم عام شد كه چند كس مجروح و زخمي گشتند و (جمعي كه دورتر بودند يك لقمه گوشت او را از جمعي كه نزدي كتر بودند، به مبلغ كلي مي خريدند و مي خوردند) و گوشت خام (و حرام با خاك و خون آغشته) را بر وجهي خوردند كه بنگيان گرسنه محتاج در وقت در رسيدن كيف بنگ و طغيان جوع، گوشت

بره فربه بريان را چنان برغبت تناول ننمايند[۴۵]

تاسیس گشت تبرائیانویرایش

تبرائیان یک گروه گشتی بودند که در کوچه‌ها و بازارها با صدای بلند مخالفان اهل بیت را لعن می‌کردند و مردم نیز در جواب ملزم به گفتن کلمه بیش باد و کم مباد بودند. این امور بوسیله شاه‌ اسماعیل اول و جانشین وی شاه‌ طهماسب الزام شد و در برخی مناطق نیز همراه با تهدید و فشار بوده و در صورتی که شخصی در بیان لعن و نیز در جواب کلمات بیش‌باد و کم‌مباد کوتاهی می‌کرد، او را به قتل می‌رساندند.[۴۶]

این گروهها در زمان شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب این کار را حرفه خود ساخته بودند تا اینکه شاه اسماعیل دوم با آنان روی موافق نشان نداد.

با اینحال این رسم در دوران زندیه و قاجاریه تا دوران ناصرالدین شاه نیز بطور غیر رسمی ادامه یافت و از اسباب عمده نفاق بین شیعه و سنی بود.[۴۷]

تخریب مساجد اهل سنتویرایش

او مساجد اهل سنت را نابود کرد. تومه پیرس، سفیر پرتغال به چین که در آن زمان به ایران سفر کرده بود در کتاب خود می‌نویسد: «او (شاه اسماعیل) کلیساهای ما را اصلاح می‌کند و خانهٔ همهٔ مسلمانانی که از سنت محمد پیروی می‌کنند خراب می‌کند»[۴۸]

اعلام جشن ملی عمرکشانویرایش

او ۹ ربیع‌الاول سالروز کشته شدن خلیفهٔ دوم عمر بن خطاب را جشن ملی عمرکشان اعلام کرد[۴۹]

پیوستن قبایل تُرک آناتولیویرایش

ایلات ترک بهارلو (از اولاد بایرام خوجه بهارلو و از ایلات تشکیل دهنده قراقوینلوها بودند) و قبایل ساری قمیش قبل از تسخیر تبریز (۹۰۷ ق / ۱۵۰۲ م) به سرکردگی حسن خان به شاه اسماعیل پیوستند.

ایجاد وحدت ملیویرایش

 
سکه اشرفی شاه اسماعیل یکم صفوی ضرب تبریز

پس از برافتادن ایلخانان مغول و به مدت حدود دو قرن در ایران از بلخ تا دیاربکر وضعیت ملوک الطوایفی حاکم بود. «روملو» در خصوص سال ۸۸۰ خورشیدی (۱۵۰۱ م./۹۰۷ قمری) مجموعه‌ای از حکام محلی را نام می‌برد، که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از: سلطان حسین بایقرا آخرین شاه تیموریان در خراسان، بدیع الزمان میرزا در بلخ، سلطان مراد در عراق عجم، حسین کیای چلاوی در سمنان، مراد بیک بایندر در یزد و شاه اسماعیل در آذربایجان.

شاه اسماعیل با برخورداری از نیروی قزلباش تصمیم گرفت که ایران را متحد سازد. ابتدا سلطان مراد حاکم عراق عجم -که پسر سلطان یعقوب آق‌قویونلو بود- را در نواحی مابین همدان و بیجار شکست داد و سلطان مراد به شیراز گریخت. شاه اسماعیل او را تعقیب نمود و او از ترس به بغداد گریخت و شاه اسماعیل بدون جنگ شیراز را تصرف نمود و از آنجا به قم رفت. سپس بر حسین کیای چلاوی حاکم سمنان و فیروزکوه پس از جنگی سخت غلبه کرد؛ و نهایتاً یزد و ابرقو را که در اختیار محمدکره بود، تصرف کرد و از شهری به شهری رفت و حکام محلی را برانداخت یا تابع خود نمود. آنگاه در سال ۸۸۷ ه‍.خ (۹۱۴ قمری) عازم عراق عرب شد و بغداد و نجف را نیز فتح نمود. بدین ترتیب او در مدت هفت سال تمام ایران بزرگ به جز برخی نواحی نظیر خراسان و ارمنستان را تصرف کردند و حکومتی واحد و مستقل را در آن برقرار ساخت و به عنوان پادشاه ایران تاجگذاری کردند.

شیوه کشورداری شاه اسماعیل و ترویج مذهب شیعه احتمالاً مانع تجزیه ایران آشوب‌زده میان دو قدرت بزرگ عثمانی و خان‌های ازبک آسیای میانه شد. وی برای تعدیل سیاست‌های افراطی سران قزلباش، صوفیان و مریدان حیدری، علمای ایرانی و نیز جبل عامل، کوفه و بحرین را به تدوین کتاب‌های فقهی در زمینه شیعه دوازده امامی دعوت کرد[۵۰] محقق کرکی که در نشر فقه و اصول مذهب شیعه اثنی اشعری شخصیت مهمی محسوب می‌شد، از جمله آنان بود. از جمله اقدامات شاه صفوی برای تجلیل از امامان شیعه ضرب سکه با نام ائمه اثنی عشری،[۵۱] قرار دادن نام ۱۲ امام شیعه به عنوان سجع مهر شاهی[۵۲]؛ تعمیر و توسعه آرامگاه امامان در شهرهای عراق و مشهد و نیز ایجاد ساختمان مقبره برای امام‌زاده‌ها در شهرهای ایران[۵۳] و طرح آب‌رسانی از فرات به نجف بود[۵۴]

شاه اسماعیل کلیه وظایف اداری و کشوری را به ایرانیانی سپرد که در اعتقادشان به تشیع جای شک و شبهه نبود و بسیاری از آنان پیشینه طولانی در کارهای دیوانی داشتند. نامدارترین رجال او عبارت بودند از: امیر زکریا تبریزی، محمود خان دیلمی، قاضی شمس‌الدین لاهیجانی، امیر نجم رشتی، امیر نجم ثانی، میر سید شریف شیرازی و شمس الدین اصفهانی[۵۵] ۴۰۷.

شاه اسماعیل به رسم‌ها و آیین‌های مذهبی و ملی بسیار علاقه نشان می‌داد و به ایجاد آبادانی و بناهای یادبود اهتمام داشت. مهم‌ترین آثاری که از دوران وی به یادگار مانده، عبارتند از ۴ بازار دور میدان قدیم اصفهان؛ مدرسه هارونیه و بقعه امامزاده هارون در اصفهان. وی بناهای یادبودی هم در اوجان فارس و شیراز و آبادانی و ساختمان‌های متعددی در خوی و تبریز بنیاد کرد.

همسرویرایش

نام یکی از همسران او «حیات» ذکر شده که شاعری فارسی‌زبان بوده‌است.[۵۶] همسر اصلی و محبوب وی شهبانو تاجلی بیگم بود که در نزد شاه اسماعیل بسیار عزیز و گرامی بود. شاه اسماعیل شعرهایی در وصف زیبایی و شجاعت تاجلی سروده بود و او را بسیار دوست می‌داشت. تاجلی بیگم مادر ولیعهد هم بود.

جنگ با دشمنان خارجیویرایش

 
جنگ شاه‌اسماعیل و ابوخیرخان
 
جنگ چالدران

پس از سقوط سلسله تیموریان، شیبک خان ازبک (یکی از نوادگان چنگیزخان که احیای امپراتوری تجزیه شده اجداد خود را در سر می‌پروراند)، به تشویق سلطان بایزید دوم برای نابودی دولت نوبنیاد صفوی از سمت شمال شرقی وارد ایران شد. شاه اسماعیل ابتدا تلاش کرد با فرستادن سفیران حسن نیت به سمرقند او را از ورود به ایران منع کند اما چون نتیجه‌ای نگرفت، به قصد جنگ با شیبک خان به خراسان لشکر کشید و شهرهای دامغان، گرگان و مشهد را آزاد کرد. پس از آن، دو لشکر در نزدیکی شهر مرو رودروی هم قرار گرفتند و در نبردی سخت، سپاه ایران بر ازبک پیروز شد. پس از آن شاه اسماعیل فرمان داد پوست سر شیبک خان را پر از کاه کنند و آن را به دربار سلطان بایزید عثمانی بفرستند.[۵۷]

اما در همین هنگام با یورش عثمانیها مواجه شد. سلطان عثمانی به نام سلطان سلیم یکم که شیعیان را کافر می‌دانست، به قصد اشغال کامل ایران با لشکری عظیم به این کشور لشکرکشی کرد. شاه اسماعیل به قصد دفع حمله عثمانیان که پس از فتح دیاربکر مستقیم راه تبریز را در پیش گرفته بودند با جمع‌آوری حدود ۵۰ هزار سرباز در مقابل ۲۰۰ هزار [نیازمند منبع]سپاه عثمانی به غرب لشکر کشید و به رغم کمبود نیرو و استفاده سپاه مهاجم از توپخانه در نبرد چالدران در سال ۸۹۳ خورشیدی آنچنان دلیرانه فرماندهی کرد و خود در میدان نبرد جنگید که به‌رغم شکست خوردن، نبرد او در زمره نبردهای بزرگ تاریخ و از افتخارات ایرانیان محسوب می‌شود.

در این جنگ ۴۹۰۰۰ سرباز ایرانی که تنها از سلاح‌های سرد مانند شمشیر و نیزه استفاده می‌کردند در برابر سپاه دویست هزار نفری عثمانی که مجهز به توپ و تفنگ بود به سختی ایستادگی کرد ترکان عثمانی در این جنگ قسمت بزرگی از آذربایجان را به اشغال خود درآورند. اشغال بخش‌هایی از آذربایجان توسط عثمانی تا زمان شاه عباس اول ادامه داشت. (البته پس از شاه اسماعیل نیز نبردهای پرشماری بین ایران و عثمانی به ویژه در دوره شاه عباس درگرفت و اختلافات مرزی و مذهبی دو کشور تا زمان فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول به درازا کشید)

شاه اسماعیل توانست در مدتی کوتاه با تدابیر جنگی ایران را متحد کرده و در برابر هجوم دشمنان داخلی و خارجی به ویژه ازبکان و عثمانی‌ها که از خاور و باختر به ایران حمله می‌کردند به خوبی مقاومت کند.

مرگویرایش

 
مقبره شاه اسماعیل- بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

در ۲۳ مه ۱۵۲۴/ ۱۹ رجب ۹۳۰ شاه اسماعیل درگذشت و در آرامگاه خانوادگی در اردبیل به خاک سپرده شد. او هنگام مرگ دو ماه تا سی و هفت سالگی فاصله داشت و تقریباً بیست و سه سال سلطنت کرده بود.[۵۸]

 
لوازم شخصی شاه که در جریان نبرد چالدران به دست عثمانیان افتاد. از موزه توپ‌قاپی، استانبول.

فرزندانویرایش

پسرانویرایش

دخترانویرایش

پانویسویرایش

  1. Ghereghlou, Kioumars (October–December 2017). "Chronicling a Dynasty on the Make: New Light on the Early Ṣafavids in Ḥayātī Tabrīzī's Tārīkh (961/1554)". Journal of the American Oriental Society. 137 (4): 827. doi:10.7817/jameroriesoci.137.4.0805 – via Columbia Academic Commons. Shah Ismāʿīl's enthronement took place in Tabrīz immediately after the battle of Sharūr, on 1 Jumādā II 907/22 December 1501.
  2. Savory، ESMĀʿĪL I ṢAFAWĪ، ۸:‎ ۶۲۸–۶۳۶.
  3. تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه (صص ۲۱ تا ۳۶)
  4. Savory، ESMĀʿĪL I ṢAFAWĪ، ۸:‎ ۶۲۸–۶۳۶.
  5. Helen Chapin Metz. Iran, a Country study. 1989. University of Michigan, p. 313.
  6. Emory C. Bogle. Islam: Origin and Belief. University of Texas Press. 1989, p. 145.
  7. Stanford Jay Shaw. History of the Ottoman Empire. Cambridge University Press. 1977, p. 77.
  8. Andrew J. Newman, Safavid Iran: Rebirth of a Persian Empire, I.B. Tauris (March 30, 2006).
  9. G. Doerfer, "Azeri Turkish", Encyclopædia Iranica, viii, Online Edition, p. 246.
  10. http://www.iranicaonline.org/articles/esmail-i-safawi#ii
  11. شاه عباس کبیر، مریم نژاد اکبری مهربان ص ۱۷ برگرفته از مقالات عباس اقبال آشتیانی مجله یادگار سال چهارم شماره ۲.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ electricpulp.com. "(This official version contains textual changes designed to obscure the Kurdish origins of the Safavid family and to vindicate their claim to descent from the Imams.)EBN BAZZĀZ – Encyclopaedia Iranica". Retrieved 2017-08-16.
  13. آذر اکبرزاده ابراهیمی (بهار ۱۳۹۵). «بازشناخت نادره زنان در «صفوة الصفا»». پژوهش زبان و ادبیات فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۹-۰۲.
  14. EBN BAZZĀZ, DARVĪŠ TAWAKKOLĪ b. Esmāʿīl b. Ḥājī Ardabīlī, author of the Ṣafwat al-ṣafāʾ, a biography of Shaikh Ṣafī-al-Dīn Esḥāq Ardabīlī (d. 935/1334), founder of the Safavid order of Sufis and the eponym of the Safavid dynasty. Ebn Bazzāz was a disciple of Shaikh Ṣadr-al-Dīn Ardabīlī (d. 794/1391-92), the son and successor of Shaikh Ṣafī-al-Dīn. The work, also entitled al-Mawāheb al-sanīya fī manāqeb al-Ṣafawīya, deals mainly with Shaikh Ṣafī-al-Dīn’s miracles and sayings and contains little of a biographical nature (see Browne, Lit. Hist. Persia IV, pp. 38-39, for a list of its contents). Ebn Bazzāz completed this voluminous work (over 800 folios) around 759/1358, only twenty-four years after the death of Shaikh Ṣafī-al-Dīn. It is written in a straightforward style, without much rhetorical embellishment. Ideologically-motivated alterations were already present in a manuscript dated 914/1508, during the reign of Shah Esmāʿīl I (Aya Sofya 2123; Togan). Shah Ṭahmāsb (930-84/1524-76) ordered Mīr Abu’l-Fatḥ Ḥosaynī to produce a revised edition of the Ṣafwat al-ṣafāʾ. This official version contains textual changes designed to obscure the Kurdish origins of the Safavid family and to vindicate their claim to descent from the Imams, (Roger Savory), “EBN BAZZĀZ,” Encyclopædia Iranica, online edition
  15. میراحمدی، دین و دولت در عصر صفوی، ۳۹.
  16. منجم یزدی، تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال، ۷.
  17. جعفریان، ۲۸:۱۳۷۸و یوسف جمالی، تاریخ تحولات عصر صفوی، ۱۳۸۵:۴۵۰
  18. «شاه اسماعیل اول صفوی». مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی |. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ نوامبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۰-۱۱.
  19. «شاه اسماعیل صفوی». بانک مقالات علوم اسلامی و انسانی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۰-۱۱.
  20. «بیوگرافی شاه اسماعیل صفوی». صدا و سیمای اردبیل |. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۸-۱۱.
  21. «شاه اسماعیل صفوی». دانشنامه رشد. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۸-۱۱.
  22. نوایی و غفاری‌فرد، تاریخ صفویه، 57.
  23. عالم آرای عباسی، ص ۳۲؛ جهانگشای خاقان، صص ۴۴–۴۶
  24. احسن التواریخ، ص ۹؛ جهانگشای خاقان، صص ۶۴–۶۷
  25. جهانشگای خاقان، ص ۵۷
  26. روضه الصفا:۱۰
  27. جهانگشای خاقان، صص ۱۱۹ و ۱۱۳
  28. تاریخ جهان آرا، صص ۴۶۵–۲۲۶؛ لب التواریخ، صص ۳۹۴–۳۹۵
  29. دکتر شهبازی شیران، حبیب (۱۳۸۳). پی جویی و تحلیل اجزاء و عناصر معماری جمعه مسجد اردبیل. مؤسّسه مطبوعاتی رعد، تبریز، مقدّمهٔ تاریخی
  30. ایران در عصر صفوی - راجر سیوری - چاپ سیزدهم - صفحهٔ ۲۷
  31. ادوارد براون، تاريخ ادبيات ايران از صفويه تا مشروطيت، ترجمه غلامرضا رشيد ياسمى، ص ۴۲.
  32. ادوارد براون، تاريخ ادبيات ايران از صفويه تا مشروطيت، ترجمه غلامرضا رشيد ياسمى، ص ۴۲.
  33. «ادشاه موسس (حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی) شاه اسماعیل اولپادشاه موسس (حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی) شاه اسماعیل اول». علی طراری. دریافت‌شده در ۱۶ مارس ۲۰۲۱.
  34. «نکاتی عجیب و عبرتهایی از زندگانی شاه اسماعیل صفوی (قسمت دوم)». اسلام تکس. دریافت‌شده در ۱۶ مارس ۲۰۲۱.
  35. «نقش ویرانگر صفویها در تاریخ ایران و اسلام». اهل سنت ایران. دریافت‌شده در ۱۶ مارس ۲۰۲۱.
  36. «گفتگوی صفیر با: آیت الله محمد هادی یوسفی غروی (استاد حوزه و دانشگاه و محقق تاریخ)». سایت رسمس آیت الله یوسف صانعی. دریافت‌شده در ۱۶ مارس ۲۰۲۱.
  37. «خراسان در عصر شاه اسماعیل اول صفوی» (PDF). کریم یوسف جمالی - دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد. دریافت‌شده در ۱۶ مارس ۲۰۲۱.
  38. «تاریخ شاه اسماعیل صفوی (ارمغان آوران تشیع)» (PDF). فرق الشیعه امیرحسین خنجی صفحه ۱۰۲. دریافت‌شده در ۱۶ مارس ۲۰۲۱.
  39. تاریخ شاه اسماعیل صفوی (ارمغان آوران تشیع) - امیرحسین خنجی - صفحه 102
  40. پناهی سمنانی، شاه اسماعیل اول، مرشد سرخ‌کلاهان، ۲۶۳ و ۲۶۴.
  41. پناهی سمنانی، شاه اسماعیل اول، مرشد سرخ‌کلاهان، ۱۳۶.
  42. Ghulam Sarwar, History of Shah Isma il Safawi (Aligarh, 1939), 47–49.
  43. ایلچی نظام شاه نسخه خطی موزه بریتانیا ورق10ب و تاریخ جهانگشاي خاقان نسخهي خطی موزه بریتانیا ورق104 و روضهالصفویه ص179و خلد برین ص127و129. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 15 (کمک)
  44. Haneda, Chah et les Qizilbas, 144–202.
  45. Szuppe, Entre Timourides, Uzbeks et Safavides, 58, n. 211.
  46. جعفریان، صفویه در عرصه دین فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۳۳.
  47. تاریخ اجتماعی ایران -راوندی ج۸ ص۱۳۶.
  48. The Judeo-Persian poet ‘Emrānī and his "Book of treasure": ‘Emrānī's Ganǰ… ‘Emrānī, David Yeroushalmi, p. 20.
  49. Culture and customs of Iran. Elton L Daniel, ‘Alī Akbar Mahdī, p. 185.
  50. ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه طهماسب، ص ۱۲۶
  51. جهانگشای خاقان، ص ۱۴۹
  52. ، دربارهٔ مهرهای شاه اسماعیل اول، صص ۱۸۲–۱۸۵
  53. عالم آرای عباسی، صص ۱۲۷ -
  54. گلشن مراد، ص ۵۵۶
  55. لب التواریخ، صص ۳۹۴ -
  56. کحاله، عمر رضا (۱۹۵۹). أعلام النساء فی عالمی العرب والإسلام. ۱. بیروت: موسسة الرسالة. ص. ۳۰۷.
  57. محمدپناه، بهنام (۱۳۸۹). کهن‌دیار (جلد دوم). سبزان. ص. ص ۱۳۸.
  58. سیوری، ایران عصر صفوی، 47.

منابعویرایش

  • محمدپناه، بهنام (۱۳۸۹). کهن‌دیار (جلد دوم). سبزان.

پیوند به بیرونویرایش

- بنیانگذار شاهنشاهی صفویه
شاه اسماعیل یکم
ابوالمظفر شاه اسمعیل الحسینی الموسوی الصفوی بهادرخان
شاهنشاه ایران

۱۵۰۱ – ۱۵۲۴ م

جانشین:
شاه طهماسب یکم