باز کردن منو اصلی

سرزمین ماد، مادیا و یا مَدیا سرزمینی باستانی در شمال غربی ایران بود. در آغاز هزارهٔ‌یکم پیش از میلاد، قبایل مادی، سکونت در اراضی غرب ایران را که بعدها ماد نامیده شد، آغاز کردند. جایی که در آن زمان نشیمن‌گاه شاهک‌نشین‌های فراوان و گروه‌های قومی و زبانی گوناگونی مانند کوتی‌ها، لولوبی‌ها، کاسی‌ها و هوری‌ها بود. بعدها، در سده‌های نهم و هشتم پیش از میلاد، قدرت مادها تا حدی زیادی افزایش یافت و نقش آن‌ها برجسته شد و سرانجام در سدهٔ هفتم پیش از میلاد، سرتاسر غرب ایران و برخی از مناطق نزدیک آن به مادها تعلق یافت. بنابراین، مرزهای ماد در طول چند صد سال، به‌تدریج و رفته‌رفته تغییر کرد؛ با این حال، گسترهٔ جغرافیایی دقیق ماد برای ما ناشناخته باقی مانده‌است.[۱]

سرزمین ماد
طرحی از نخستین شاهک ماد
اطلاعات کلی
نام کشورماد
نام‌های دیگرمدی، مدیا،
نام‌های مشابهآمادا، آمادان، همدان
نخستین پیشوادیاکو
آخرین پیشواآستیاگ
پیشوایان دیگرهاناسیروکا
دوران۶۷۳ پ.م.
مقرّ سیاسی یا محل اجتماعدژ هگمتانه
سایر اطلاعات
شناخته شدهکشور قبایلی
محدوده قلمرومتغییر
شاهک نشین‌هاآمادا،خارخار آرازیاش
زاگروتی، کیشه‌سو، گیزیلبوندا
آندیا، بیت کاری ساپاردا
زیکرتو
دیرینگیسده هفتم پ.م.
امپراتور آشور
ماد پس از انقراض آشور

جماعت بدوی مادویرایش

در دورهٔ نخستین، مرزهای غربی شاهک‌نشین‌های ماد که از یکدیگر مستقل بودند، از مرزهای غربی دشت همدان فراتر نمی‌رفتند. اطلاعات ما دربارهٔ حدود شمالی و شرق ماد بسیار اندک است. با این حال، سرزمین اصلی ماد، آن‌گونه که آشوری‌ها از اواخر سدهٔ نهم پیش از میلاد تا آغاز سدهٔ هفتم پیش از میلاد آن را می‌شناختند، از سوی شمال به قزل‌بنده محدود می‌شد که قزل‌بنده در کوه‌های قافلان‌کوه در شمال دشت همدان قرار داشت؛ از سوی غرب و شمال غرب نیز محدودهٔ آن از دشت همدان فراتر نمی‌رفت و به کوه‌های زاگرس محدود می‌شد، به جز در جنوب غربی که مادها تا دره‌های زاگرس را در اختیار داشتند که این مرز در دامنهٔ رشته‌کوه گرین واقع شده بود و ماد را از الیپی، پادشاهی‌ای در نواحی پیشه‌کوه به سمت جنوب کرمانشاه، جدا می‌کرد. از سوی جنوب نیز مرز ماد به منطقهٔ ایلامی سیماشکی محدود می‌شد که امروزه با درهٔ خرم‌آباد تطبیق داده می‌شود.[۲]

نام ماد نخستین بار در متون شلمنسر سوم (۸۵۸–۸۲۴ پ. م) پادشاه آشور آمده‌است و در آن از مردم سرزمین مادا نام برده شده‌است. ساکنان این سرزمین به نام ماد شناخته شدند.[۳] سرزمین آذربایجان فعلی در شمال غربی فلات ایران را با نام ماد کوچک و نواحی کردستان، تهران (ری)، حوزهٔ شمال غربی کویر مرکزی و همدان را با نام ماد بزرگ می‌شناختند. نخستین پایتخت کشور ماد هگمتانه نام داشت.

سالشمارویرایش

دوره اول تهاجم به سرزمین مادویرایش

آشوریان تا پایان دوران حکومت آشورناسیراپال‌دوم از قلل مرزی زاگرس نگذشته به نقاط دور دست ماد نفوذ نمی‌کردند. ولی بعد از آنکه پایگاه جنگی در زاموآ برای خود ایجاد کردند در جهت سرزمین ماد و دریای خزر تهاجمات سریع بع عمل آوردند. اتحادیه قبایل ماد تا حدود دهه سوم پ. م. برخوردی با آشور نداشت. در سال ۸۴۲ (پیش از میلاد) سلمنسرسوم آشوب نامار را خاموش کرد و یانزی بیت‌همبان را که مجاور محل بود به پادشاهی نامار مستقر ساخت اما پیشوای (یانزی) مزبور در سال ۸۳۴ (پیش از میلاد) از اطاعت آشور سرپیچی کرد و این بهانه‌ای برای نخستین لشکرکشی سلمنسرسوم به خاک ماد شد. آشوریان از سوی شمال‌شرقی و از طریق گردنه‌های جبال خشمار به طرف نامار سرازیر شدند. آشوریان دژهای نامار را تارومار کرده اموالی که در کوهستان‌ها مخفی شده‌بود تصرف نمودند و این عملیات چنان سریع انجام گرفت که فرصتی برای اقدامات دیگر باقی ماند و لشکریان آشور به قصد غارت و چپاول بسوی داخل سرزمین ماد به حرکت درآمدند. محتملا یانزی (شاه) نامار به ماد گریخته بود و این خود بهانه‌ای برای حمله آشوریان به آن خطه شد. لشکریان آشور در مرحله اول پیشرفت وارد کشور پارسوآ شدند و از ۲۷ شاهک آنجا خراج ستاندند.

در ادامه تجاوزات، آشوریان از کوهها گذشته به سرزمین مسی در قسمت علیای رودجغتو سرازیر شدند و سپس بسوی دیگر سلسله جبال مزبور و ناحیه آرازیاش و خارخار که در آن عهد به اتحادیه قبایل ماد تعلق داشت حرکت کردند. منابع آشوری برای بار اول از سرزمین آمادای یاد می‌کنند. ظاهرا لشکر آشور به بخش علیای قزل‌اوزن نزدیک بیجار و شاید دره همدان کنونی نفوذ کردند.

سالنامه‌های سلمنسرسوم نام چهار دژ که وی در کشور مادها اشغال کرد ذکر می‌کنند[۸]. آشوریان عده‌ای از ساکنان را به بردگی بردند و بخش اعظم ساکنان و دامها علی‌رسم در کوهها پنهان شده بودند و آشوریان مدتی در دره‌ها یکه‌تازی کردند حتی در خارخار تصویر سلمنسر را بر سنگ نقر کردند. ولی با اینحال راه بازگشت پیش گرفتند و یانزی نامار را که به اسارت درآورده بودند با خود بردند.

دایان آشورویرایش

 
محاصره و تسلیم شدن یکی از شاهکان اتحادیه قبایل ماد
 
مجازات پیشوایان مادی اسیر

لشکرکشی‌ها در سال‌های بعد ادامه یافت و سردار (تورتان) دایان‌ آشور در سال ۸۲۷ (پیش از میلاد) بسوی زاب بزرگ حرکت کرده سپس سرزمین گیلزان را در کرانه غربی دریاچه اورمیه فرو گرفت. دایان‌ آشور تعدادی دام‌های شاخدار و اسب از گیلزان و پادشاهی‌های مجاور تا آندیا بر مسیر سفلای رود قزل‌اوزن برسم خراج گرفت. در همان سال در آشور جنگ خانگی جدی آغاز شد و فقط شامشی‌-آداد پنجم پادشاه جدید آشور موفق شد مجدداً قدرت حکومتی واحد را در سراسر خاک پادشاهی مستقر سازد.

ایشپوعینی پادشاه اورارتو به هنگام جنگ‌های خانگی آشور به کرانه‌های دریاچه ارومیه آمد پادشاهی گیلزان را به اورارتو منضم ساخت و ظاهراً شکست سختی به پادشاهی مننا متحد آشور وارد کرد زیرا که در دهه دوم سده نهم پ. م. شارسینا متحد استراتژیک اورارتو، شاه مننا بوده‌است.

شامشی آدادپنجمویرایش

شامشی‌آداد از کوه کولار گذشته هدایای تقدیمی بوشکیه، مننا، پارسوا را اخذ و سرزمین میسیان کرده دهکده‌ها و نقاط مسکونی بسیار آتش زدند. آنگاه آشوریان به کوهستان گیزیل‌بوندا که ناحیه مجاور دریاچه اورمیه را از سرزمین ویژه ماد جدا می‌کرده روی آوردند. مهاجمان پس از آنکه نخستین دژ کوهستانی ناحیه مزبور را به تصرف درآوردند دو تن از پیشوایان گیزیل بوندا به منظور جلب عطوفت ایشان تعدادی اسب بارکش و عرابه به رسم هدیه تقدیم کردند ولی پیشوای سومی بنام پیریشاتی تصمیم گرفت پایداری کند اما شکست سختی متحمل و خود وی نیز اسیر شد. یکی دیگر از سران گیزیل‌بوندا اظهار انقیاد کرد و شامشی‌آدادپنجم در قلعه وی که به سیبار موسوم بود لوحی به پا داشت و تصویر خویش و نبشته‌هایی بر آن منقور ساخت. ظاهرا آشوریان در مشرق قزل اوزن بودند و راه بسوی سرزمین ماد گشوده شده بود.

مادیها تحت رهبری پیشوای اتحادیه قبایل قرار داشتند و این شخص هاناسیروکا نام داشت و مقرّ وی دژ ساگ بیتو بود. وی خواست در کوههای البرز پنهان شود ولی شاه آشور مادیها را مجبور به پیکار کرد. به روایت لوح آشوری متجاوزان ۲۳۰۰ کشته و ۱۲۰۰ نقاط مسکونی را ویران کردند و ۱۴۰ سوار به اسیری گرفتند[۹]. پایداری مادیها درهم شکسته نشد و مون سو آرتا فرمانفرمای آرازیاش هنگامی که آشوریان در بازگشت از کوههای میان قروین و همدان عبور می‌کردند راه را بر ایشان سد کرد ولی به این دسته از مادیها ضربهٔ سختی وارد آمد به موجب لوح نبشته ۱۰۷۰ تن کشته و عده‌ کثیری را آشوریان به بردگی بردند و تعدادی دام به رسم هدیه اخذ کردند.[۱۰].

هدف آشوریان از حملاتویرایش

 
اسارت و کوچاندن سکنه ماد توسط آشوریان

این لشکرکشی‌ها برای آشور از سه جهت اهمیت داشت:

  • جلوگیری از امکان اتحاد میان مردم مننا و ماد از یک طرف، و اورارتو که نیرو گرفته بود از طرف دیگر.
  • غارت مردم و گرفتن بردگان.
  • تدارک یک لشکرکشی علیه بابل که در آن زمان نامار را تحت فرمان و انقیاد خویش درآورده بود. عملیات جنگی بعدی ۸۱۹ (پیش از میلاد) متوجه بابل بود و بیشتر در خاک نامار جریان یافت. آشوریان در سالهای بعد به امور داخلی میانرودان سرگرم بودند ولی سرزمین ماد را هم از یاد نبردند.

شامشی‌آدادپنجم در سال ۸۱۰ (پیش از میلاد) درگذشت و آداد-نراری سوم که کودکی خردسال بود وارث تاج و تخت آشور گشت. در واقع بیوه شامشی‌آداد ملکه سمیرامیس امور ملک را اداره می‌کرد. حکومت یک زن، در میان اقوام پیرامون که به نظامات دوران پدر شاهی خو گرفته بودند، تاثیر عمیقی نمود و افسانه‌های فراوان درباره سمیرامیس دیربازی زبان‌زد عموم بود و حتی در عهد ما نیز در بعضی نقاط شایع است[۱۱]

آشوریان قصد داشتند سرزمین ماد را کاملا مطیع و منقاد خویش سازند. متاسفانه درباره این لشکرکشی‌ها فقط یادآوری فهرست واری که در فهرست اسامی مردان سال [۱۲] به عمل آمده و همچنین از یک نبشته رسمی که اندکی مشروحتر است اطلاعات مختصری وجود دارد . سمیرامیس و آدادنرای پنج بار به خاک ماد لشکرکشی کردند. به گفته کتسیاس، سمیرامیس به نقاط دور دست مشرق تا باکتریا لشکر کشید و جنگ کرد. گرچه اعتماد به گفته‌های کتسیاس دشوار است ولی محتملا تا حدی روایت موثقی را نقل کرده‌است.، زیرا در فاصله سال‌های ۸۰۲ (پیش از میلاد) و ۷۸۸ (پیش از میلاد) آشوریان پیشرفت مهمی بسوی مشرق کردند، گرچه گمان نمی‌رود به اراضی اصلی باختر دست یافته‌باشند.

به هر تقدیر روایتی که درباره تسخیر ماد توسط سمیرامیس در میان مردم شایع بوده و کتسیاس نقل کرده اساساً صحیح است گرچه مؤلف مزبور به رسم خویش، بر آن پایه افسانه طویلی ساخته و پرداخته‌است.

یک متحد استراتژیک برای قبایل مادویرایش

قبایل ماد هیچگاه نتوانستند به حاکمان مننا اعتماد کنند چونکه مننائیان خود نیز در سیطره آشوریان بودند بدین سبب حضور یک نیروی سیاسی، نظامی جدید می‌توانست معادلات را به نفع اتحادیه قبایل ماد بهبود بخشد. در دوران شکست و سرشکستگی مادی‌ها یک نیروی سیاسی جدید وارد گیرودار با آشور شد و آن کسی نبود جز اورارتوییان. دوران حکومت آداد-نراری سوم پادشاه آشور با آغاز تهاجم مینوآ به جنوب شرقی آشور مصادف بود[۱۳]. آدادنراری یا مادرش ملکه سمیرامیس با مینوآ دوبار در مننا، پنج‌بار در خوبوشکیه، یک بار در دره علیای فرات پیکار کردند همچنین سلمنسر چهارم جانشین آدادنراری‌سوم نیز با اورارتو در جنگ بود ولی موفق نبود. در آن دوران اورارتو برای آشور خطری جدی بشمار می‌رفت. بنابر این بطور طبیعی از میزان فشار حداکثری آشوریان بر قبایل ماد تا حدی کاسته شد و ایشان توانستند با فراق بال بیشتر به آینده خویش بیاندیشند و تصمیمات درست در جهت رهایی اتخاذ نمایند.

وقایع آغاز قرن هشتم یا ۷۹۹ (پیش از میلاد) از لحاظ تاریخ ماد اهمیت فوق‌العاده داشت. در آن دوران که ماد هنوز برای مبارزه با دشمن خطرناکی چون آشور متحد و آماده نبود و پادشاهی نظامی آشور آن سرزمین را هدف چپاول و غارت‌گری‌های منظم قرار داده مرتباً قطعاتی از خاک آن را متنزع می‌نمود، تهاجم اورارتو منجر به ایجاد حایلی میان آشور و ماد گشت[۱۴] و بدین منوال ماد از اینکه تحت انقیاد آشور درآید نجات یافت و چون خود اورارتوییان از لحاظ قوم ماد به صورت بزرگترین خطر درآمدند مبارزه آزادی طلبانه مننا این خطر جدید را از قبایل سرزمین ماد دور ساخت. اورارتوییان بیشتر اراضی مننا را به زیر فرمان خود درآوردند مجدداً جسارت کرده به سرحددات بابل در دره دیاله حمله کردند، رقابت دو امپراتوری کشور گشا یعنی آشور و اورارتو به مردم ماد و مننا کمک کرد.

شکست سختی که لشکریان تیگلت‌پیلسر سوم در سال ۷۴۳ (پیش از میلاد) به اورارتو وارد آوردند به دعاوی اورارتو در مورد سیطره بر مننا پایان بخشید و دوران رونق و شکفتگی دولت مننا آغاز گردید و در آن عهد از حیث نیرو و اهمییت چندان از اورارتو و آشور عقب نبود. اطلاعات بعدی راجع به ماد و مننا مربوط به سال ۷۱۹ (پیش از میلاد) است.

فرهنگ و تمدن مادهاویرایش

در پایان قرن ششم در قلمرو اتحادیه قبایل ماد افراد جامعه به طور کلی به دامداری اشتغال داشتند، گرچه از زراعت که بر پایه آبیاری مصنوعی بوده نیز اطلاع داشتند. پرورش اسب اهمیت خاص داشت[۱۵] دام‌های بزرگ شاخدار و گوسفند نیز پرورش می‌دادند. با پرورش شتران دوکوهان باکتریایی نیز آشنا بودند پیشه‌ها بر خلاف نواحی غربی و شمال‌غربی ـ یعنی حدود کردستان و آذربایجان ـ رونقی نداشت و چندان در ماد تکامل نیافته‌بود.

ارتش هنوز از مردم جدا نشده بود. اصطلاح کاره که در کتیبه بیستون به کار رفته هم به معنی لشکر است و هم به معنی مردم. ظاهرا سپاهیان از داوطلبان قبایل بودند. به گفته هرودوت در قرن هفتم پ. م. تقسیم‌بندی ارتش ماد از روی بستگی قبیله‌ای نود نه نوع سلاح. هر فرد آزادی که قادر به حمل سلاح بود سپاهی محسوب می‌شد. تصادفی نیست که آشوریان دائماً نام مادی‌ها را نه تنها با صفت دور بلکه نیرومند نیز موصوف می‌سازند. این می‌رسانذ که مادی‌ها برغم تفرقهٔ ظاهری و تقسیم به کشورهای کوچک متحد بوده‌اند. به دیگر سخن ... اینکه با وجود حفظ و ذکر نامهای متصرّفات کوچک، اصطلاح مادای را نیز به موزات آنها به کار می‌برند و مادها را به صفت نیرومند موصوف می‌سازند، می‌رساند که موجودیت اتحادیه قبایل ماد به طور کلی محفوظ مانده‌بود.

دوره دوم تهاجم به سرزمین مادویرایش

در سال ۷۴۴ (پیش از میلاد) لشکریان تیگلت‌پیلسر سوم بسوی دره رود دیاله حرکت وارد سرزمین پارسوآ شدند , سرزمین مفتوح جزو خاک آشور گشت. سالنامه‌های تیگلت‌پیلسر به صورت ناقص یافت شده شرادر و روست حدس زده‌اند که تیگلت‌پیلسر به تصرف پارسوآ اکتفا نکرده به داخل سرزمین ماد نفوذ کرد. با جملات بریده بریده‌ای از تصرف دهکده ازنزیاش یاد شده‌است و مردم این محل علیه بی‌سی‌خادیر فرمانفرمای کیشه‌سو خروج کرده‌بودند. بعد سخنی از فرار راماتئا فرمانفرمای آرازیاش نزدیک همدان رفته و ضمنا گفته شده است که در دهکده‌های وی گذشته از اسبان و دامهای شاخدار ذخایر سنگ لاجورد باکتریا نیز به چنگ مهاجمان افتاده، بطوری‌که در متن مصرحاً گفته شده است آخرین نقطه لشکرکشی دژ مادی زاگروتی بوده. سپس آشوریان راه بازگشت پیش گرفتند.

نگارخانهویرایش

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. Dandamayev and Medvedskaya, MEDIA.
  2. Dandamayev and Medvedskaya, MEDIA.
  3. «MEDIA». Encyclopædia Britannica.
  4. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  5. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  6. c. 708 Deioces founds Median Kingdom with its capital in Ecbatana. iranicaonline.org
  7. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  8. کوآکیندا Ku-akinda، تازانابی Tarzanabi، اسامول Es-amul، کینابلیلا Kinablila،
  9. ۱۴۰ سوار نکته جالبی است و خصوصیت قبیله فوق را نشان میدهد که ایشان سوارکار بودند. یک مصرع از شاهنامه: ابا شاه نوذر ۱۴۰ هزار ... همانا که بودند جنگی سوار
  10. این قسمت لوح شامشی از طریق دیگر در شاهنامه انعکاس یافته است
  11. اغلب از هرجای ایران که بپرسی فلان بنای تاریخی نظیر قلعه، پل، حمام را چه کسی ساخته اظهار می‌دارند دختری بانی آن است مانند قلعه دختر
  12. مردان سال: چون مبدأ تاریخی وجود نداشت سال‌ها را به نام وقایع برجسته و اشخاص مهم می‌نامیدند.
  13. این را باید مدّنظر داشت آنچه که در شاهنامه تحت عنوان زابل یاد می‌شود همان اورتوییان است
  14. که از دریاچه اورمیه تا دره دیاله و تقریبا سرحد ایلام ممتد بود
  15. آشوریان تقریبا جز اسب چیزی برسم خراج از مادی‌ها نمی‌گرفتند

منابعویرایش

  • Dandamayev, Muhammad A; Medvedskaya, Inna Nikolaevna (15 Aug 2006). "MEDIA". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2 Oct 2012.

پیوند به بیرونویرایش