باز کردن منو اصلی

فیثاغورس

ریاضی‌دان و فیلسوف یونانی
(تغییرمسیر از فیثاغورث)

فیثاغورس یا فیثاغورث یا به‌طور صحیح و دقیق پیساگوراس (به یونانی: Πυθαγόρας) فیلسوف و ریاضیدان یونان باستان (۵۶۹–۵۰۰ پیش از میلاد) بود. او نخستین کسی بود که توانست اصول پراکنده‌ای را که ریاضیدانان نخستین عمدتاً با استقرا و آزمون و خطا کشف کرده بودند، بر پایهٔ اصول و براهین قیاسی بنا کند.[۱]

پیساگوراس
Pythagoras Bust Vatican Museum (cropped).jpg
شناسنامه
نام کامل پیساگوراس ساموسی
لقب --
حیطه فلسفه غرب
دوره فلسفه دوران باستان
مکتب مکتب فیثاغوری
زادروز ۵۰۰ (پیش از میلاد)
زادگاه ساموس، یونان
تاریخ مرگ --
محل مرگ ساموس، یونان
مدفن --
همسر(ها) تیانو
فرزند(ها) یک پسر (تلاگوس) و۳ دختر(" دامو "، "اریگ نته"، و"ماییاً)
دین --
استادان --
شاگردان --

محتویات

زندگیویرایش

پیساگوراس در جزیرهٔ ساموس، نزدیک کرانه‌های ایونی، زاده شد. او در عهد قبل از ارشمیدس، زنون، کسنوفانس و اودوکس (۵۶۹ تا ۵۰۰) پیش از میلاد می‌زیست.

در جوانی به سفرهای زیادی رفت و این امکان را پیدا کرد تا با افکار مصریان باستان، بابلیان و مغ‌های ایران آشنا شود. تقریباً، ۲۲ سال در سرزمین‌های خارج از یونان بود و چون پولوکراتوس (شاه یونان) برای او نزد فرعون مصر سفارش کرده بود به آمازیس رفته و توانست به سادگی به رازهای کاهنان مصری دست یابد. سال‌ها در مصر ساکن بود و در خدمت کاهنان و روحانیان مصری به شاگردی پرداخت و علوم مختلف آموخت. سپس از آنجا روانه بابل شد و شاگردی را از نو آغاز کرد. او در بابل به حالت اسارت زندگی می‌کرد تا اینکه به همراه داریوش اول به پارس آمد و از تخت جمشید که در حال ساخت بود دیدن کرد.

در حدود سال ۵۳۰ قبل از میلاد، از مصر بازگشت، و در زادگاه خود مکتب اخوتی (که امروزه برچسب مکتب پیساگوراس بر آن خورده‌است) را بنیان گذاشت که طرز فکر اشراقی داشت. هدف او از بنیان نهادن این مکتب این بود که بتواند مطالب عالی ریاضیات و مطالبی را تحت عنوان نظریه‌های فیزیکی و اخلاقی تدریس کند و پیشرفت دهد.

شیوهٔ تفکر این مکتب با سنت قدیمی دموکراسی، که در آن زمان بر ساموس حاکم بود، متضاد بود؛ و چون این مشرب فلسفی به مذاق مردم ساموس خوش نیامد، پیساگوراس به ناچار، زادگاهش را ترک گفت و به سمت شبه جزیره آپتین (از سرزمین‌های وابسته به یونان) رفت و در کراتون مقیم شد.

ازدواج و موسیقیویرایش

گفته می‌شود که او با یک زن فلسفه دان به اسم "تیانو" که از طرفدارانش بود ازدواج می‌کند. آن‌ها صاحب ۱ پسر به اسم "تلاگوس"، و ۳ دختر به اسم " دامو "، "اریگ نته"، و"ماییاً می‌شوند. به روایتی اولین کسی که کشف کرد موسیقی می‌تواند با زبان ریاضی بیان شود پیساگوراس بود. نقل است در شهر گذر می‌کرده که صدای چکش زدن آهنگری توجه اش را جلب می‌کند. نزدیک آهنگر می‌رود و مشاهده می‌کند که هر چکش یک صدای خاص و یکنواخت خود را دارد. او فرمول صدای آن‌ها را به ریاضی پیدا کرده و می‌نویسد. به قولی برای اولین بار موسیقی نوشته می‌شود. البته این روایت تکذیب می‌شود چرا که فرمول ابداعی پیساگوراس برای سازهای سیمی نوشته شده، نه سازهای کوبه‌ای، آنچه به نظر قطعی می‌آید این است که پیساگوراس توانسته بود به فرمولی ریاضی برای نوشتن موسیقی دست یابد.

ستاره‌شناسیویرایش

او اولین کسی بود که در بیش از ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، گرد بودن زمین را مطرح نمود و بیان کرد که زمین دارای دو قطب شمال و جنوب بوده و به دور خورشید می‌گردد.

رابطهٔ پیساگوراسویرایش

پیساگوراس دانشمند و ریاضیدان یونان باستان، با تحقیق بر روی مثلث قائم الزاویه به این نتیجه رسید که همواره مساحت مربعی که با وتر یک مثلث قائم الزاویه ساخته می‌شود برابر است با مجموع مساحت دو مربعی که با اضلاع زاویه قائم ساخته می‌شود و این قانون بعدها به عنوان رابطهٔ پیساگوراس نامیده شد. در هر مثلث قائم الزاویه، مجذور وتر برابر است با مجموع مجذور دو ضلع زاویهٔ قائمه.

دربارهٔ پیساگوراسویرایش

این جمله معروف را دوستدارانش در رثای او گفته‌اند: «Sic transit gloria mundi» یعنی

افتخارات جهان چنین می‌گذرند

. پروکلس لیکایوس دربارهٔ پیساگوراسمی‌گوید:

فیثاغورس این علم (علم ریاضیات) را به شکل آزاد آموزشی، امتحان کردن قواعد آن از آغاز و جستجوی قضایا به روشی غیر مادی و ذهنی تغییر داد. او نظریه متناسب‌ها و ساخت اشکال کیهانی را کشف کرد.

[۲] همچنین برتراند راسل دربارهٔ پیساگوراسمی‌نویسد:

هیچ‌کس را نمی‌شناسم که در عالم اندیشه به اندازهٔ پیساگوراس تأثیرگذار بوده باشد.[۱]

آراویرایش

پیساگوراس از شاگردانش انجمنی در شهر کُرُتُن در جنوب ایتالیا تشکیل داد. او در آنجا نه تنها به آموزش ریاضیات می‌پرداخت، بلکه از ریاضیات نتایج عرفانی می‌گرفت.[۱]

باید دانست که پیروان پیساگوراس تمام نظریاتشان را به «استاد» نسبت می‌دادند؛ و بنابراین مشخص نیست که چه اندازه از آیین پیساگوراس از خود پیساگوراس، و چه اندازهٔ آن از شاگردانش است.[۱]

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ رجینالد هالینگ دیل (۱۳۸۷)، «۸»، تاریخ فلسفه غرب، ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ، تهران: انتشارات ققنوس، ص. صفحه ۹۵ و ۹۶ و ۹۷
  2. Carl B. Boyer, A history of mathematics, page 48, 1991

منابعویرایش

  • سیاحت نامهٔ فیثاغورث در ایران. ترجمهٔ یوسف اعتصامی. تهران۱۳۶۳. چ۲. دنیای کتاب.
  • Carl B. Boyer, A history of mathematics, 2nd edition, by John Wiley & Sons, Inc. ۱۹۹۱