باز کردن منو اصلی
یک عقدنامه مربوط به سال ۱۲۱۹ (قمری)/۱۸۰۴ (میلادی)

خط فارسی یا الفبای فارسی، خط یا دبیره‌ای است که از آن برای نوشتن زبان فارسی استفاده می‌شود. خط ابجد عربی مادر خط فارسی است.[۱] پیش از حمله اعراب به ایران و ورود اسلام به این کشور، دو دبیره پارسی اوستایی و دبیره پارسی پهلوی بکار گرفته می‌شدند؛ ولی زبان کتاب اعراب بر اساس خط کوفی بود و علی بن ابی طالب خود نیز به خط کوفی می‌نوشت.[۲] تا این زمان، قلمروی عرب‌ها از افغانستان و ایران تا سوریه و مصر گسترش یافته بود و غلط‌خوانی‌های زیادی در نامه‌نگاری‌های خلیفه‌ها به وجود می‌آمد. مردم کشورهای دیگر در ادای واژه‌های عربی دچار مشکل بودند تا اینکه در سال ۶۵ هجری، عبد الملک بن مروان در دمشق به خلافت رسید و در نامه‌ای که به حجاج بن یوسف ثقفی خلیفهٔ عراق نوشت، به او گفت که این خط کوفی که ابوالاسود دؤلی طراحی کرده، کفایت نمی‌کند و از حجاج بن یوسف خواست تا خط عربی را بر پایهٔ همین خط کوفی توسعه دهد و ترویج کند.[۳] حجاج کسی بود که به سردارانش دستور داد تا تمام روحانیان دین‌های دیگر و کسانی که به خط غیر از عربی می‌نویسند را از دم تیغ بگذرانند. آثار این اقدامات حتی از کتاب‌سوزی در ایران نیز پررنگ‌تر بود.[۴] این اقدامات مشکلات زیادی برای زبان سایر کشورها ازجمله پارسی‌زبانان به وجود آورد. عرب‌ها، چهار حرف اصلی را در الفبای خود نداشتند و آن را حروف عجمی می‌نامیدند. سرانجام یک خوش‌نویس به نام خواجه ابولمال، سه نویسهٔ پ ژ و چ را به الفبای عربی اضافه کرد و پس از مدتی، نویسهٔ گ نیز پس از یک فراز و نشیب به شکل کنونی به الفبای عربی اضافه شد.[۵]تعلیق و نستعلیق، دو شیوهٔ خوش‌نویسی از خط عربی هستند که توسط ایرانیان ابداع شدند.

افغانستان و پاکستان نیز بنا بر ناچاری، بین خطوط عربی و فارسی، خط فارسی را برگزیدند. دلیل این امر آن بود که فارسی چند حرف جدید و پرکاربرد به خط عربی اضافه کرده بود. بدین گونه خط فارسی در کشورهای ایران، افغانستان و پاکستان و تاجیکستان به‌عنوان خط رسمی انتخاب شد. در پی تغییر خط در تاجیکستان از سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸ میلادی) به لاتین و بعد خط سیریلیک، خط فارسی در این کشور کنار گذاشته شد. همچنین پس از شکست‌های امپراطوری بیزانس از عرب‌های مسلمان در زمان صدر اسلام، خط‌های باستانی در زیرمجموعه‌های آن امپراطوری نابود و خط عربی جایگزین شده بود. یکی از آن زیرمجموعه‌ها کشور کنونی ترکیه بود که سرانجام در سدهٔ بیستم میلادی مصطفی کمال پاشا دستور داد خط عربی را به خط الفبای ترکی لاتین تغییر دهند. خط لاتین برای پارسی‌زبانان نیز با نام دبیره پارسی لاتین شناخته می‌شود.

محتویات

الفبای خط فارسیویرایش

 
دست‌نوشته‌ای از بخشی از سه آیهٔ نخست سورهٔ نساء به خط کوفی

اساس الفبای فارسی با الفبای عربی یکی است. اما الفبای فارسی دارای ویژگی‌هایی است که آن را از خط عربی اندکی متفاوت می‌سازد. شکل بعضی از نویسه‌های خط فارسی با نویسهٔ عربی آن‌ها تفاوت می‌کند. برای مثال «ک» فارسی در حالت پایانی یا تنها با سرکش نوشته می‌شود در حالی که «ك» عربی در این دو حالت بدون سرکش است یا حرف «ی» در عربی به‌صورت «ي» است. تفاوت‌های جزئی دیگری هم وجود دارد.

درحالی که عرب‌ها فاقد چهار حرف اصلی (پ، ژ، گ، چ) هستند، بسیاری از حروف الفبایشان را به گونه‌های متفاوت ادا می‌کنند. امروزه تمام حروف خاص عربی همانند (ظ، ض، ذ) (ص، ث) (غ)، (ح)، (ط)، (همزه، عین ساکن، تنوین‌ها، تشدید، اِعراب و غیره) در خط فارسی هم وجود دارند که نشان می‌دهد این خط ابتدا توسط اعراب ساخته شد و سپس به ایران راه یافت. در مقابل، ایرانیان چهار حرف خاص خود را به خط عربی اضافه کردند. بعبارت دیگر اگر خط فارسی ابتدا در ایران ساخته شده بود، اکنون حروف هم‌واج در آن وجود نداشت و چه دلیلی داشت که برای یک واج مثل واج (زِ)، چهار نوع حرف (زِ، ضِ، ظِ، ذِ) ابداع شود؟ بعلاوه اگر خط فارسی ابتدا در ایران ساخته شده بود، امروز در الفبای عربی شاهد چهار حرف پارسی (پ، ژ، گ، چ) نیز بودیم.

علاوه بر این در جدول زیر حروفی هم دسته قرار داده شده‌است که از زبان عربی به ایران راه یافته‌اند و ایرانیان تفاوتی در ادای آن‌ها قائل نیستند.

واج حروف الفبای عربی
ز ز - ظ - ض - ذ (زینب، ظریف، ضامن، ذلیل)
س س - ص - ث (سپهر، صباء، ثریّا)
ق ق - غ (قربانعلی، غلامرضا)
ت ت - ط (توفان، طاها)
ه ه - ح (هومن، حسن)
 
خط کوفی مغربی

در الفبای فارسی و عربی بعضی مصوت‌ها معمولاً نوشته نمی‌شوند که این مسئله ممکن است موجب بروز ابهاماتی در فهم کلمه یا جمله شود. برای اکثر این مصوت‌ها علائم اختیاری‌ای به این الفبا اضافه می‌شود که معروفترین آن‌ها فتحه یا زبر (ـَ)، کسره یا زیر (ـِ) و ضمه یا پیش (ـُ) هستند.

تاریخچه خط فارسیویرایش

در خصوص تاریخچه خط دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. علمای قدیم دیدگاه‌هایی دارند که امروزه در مورد درستی آن تردید وجود دارد. دانشمندان امروزی از خاورشناسان و پژوهشگران برآنند که خط کوفی یا عربی از خط نبطی گرفته شده‌است که در شبه جزیرهٔ طور سینا منتشر بوده‌است. قدیم‌ترین سندی که به دست آمده‌است کتیبهٔ معروف به «نقش نماره» است که تاریخ آن ۳۲۸ بعد از میلاد است، دومین سند، کتیبهٔ معروف به «نقش زبد» است متعلق به ۵۱۱ بعد از میلاد و سند سوم، کتیبهٔ «نقش حران» است که تاریخش ۵۶۸ بعد از مسیح می‌باشد. خط نبطی در صحرای سوریه در منطقهٔ دولت «بنی غسان» بین تجار متبادل گردیده و تغییرات یافته و به وسیلهٔ تجار به مراکز تجاری و فکری حجاز منتقل شده و منتشر گردیده‌است. بعید هم نیست که در این تغییرات مردم حیره و اتباع دولت «آل منذر» که با مکه و مدینه روابط تجارتی داشته‌اند نیز سهیم باشند. بعضی معتقدند که اعراب خط نبطی را از «حوران» در اثناء مسافرات خود به شام و به وسیلهٔ تجار آموخته‌اند. خط عربی یا خط اسلامی از خط نبطی و خط نبطی از خط آرامی مأخوذ است و یمنی‌ها هم مستقیماً خط مُسند را از آرامیان گرفته‌اند. خطی که در قدیم‌ترین اسناد عربی دیده می‌شود مانند نقش زبد، نقش حران و سنگ قبر عبدالرحمن بن جبر مورخهٔ ۳۱ هجری، که در مصر کشف شده‌است مبدأ دو خط اسلامی کوفی و نسخ است، چیزی که از آثار اسلامی به دست می‌آید آن است که خط کوفی زودتر مشق شده و اصلاح گردیده و در آن استادانی پیدا شده‌اند و این خط به واسطه اینکه حروفش بهتر از حروف نسخ (که آن روزها تا دیری هر دو بی نقطه و اعراب نوشته می‌شدند) بود، یعنی حروف متشابهه کمتر داشت، خاص نوشتن قرآن، کتیبه‌ها و کتب علمی قرار گرفت، همچنان که نسطوریان و سریانیان خط سریانی و سطرنجیلی را و عبریان خط مُرَبّع را مخصوص کتب مقدس دینی و کتاب‌های علمی قرار داده بودند و خط نسخ برای مکاتبات خصوصی و رفع حوایج عادی به کار می‌رفته‌است. (شاه شاعران محمد تقی بهار) تاریخ دقیق نگارش زبان فارسی به خط امروزی پیدا نیست.

ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانی یا کوفی حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نوشته نمی‌شد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمی‌توانستند آن را بخوانند؛ ازاین‌رو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.[۶]

اگر چه خط کنونی فارسی از عرب‌ها (خط اسلامی یا کوفی که برگرفته از نبطی و سریانی است) وام گرفته شده، با وجود این می‌توان ادعا کرد که خط اسلامی، خطی است که ایرانیان در شکل‌گیری و خوش‌نویسی آن سهم عمده‌ای داشته‌اند. از آن گذشته بعدها ایرانیان براساس نیازهای زبانی خود، حروفی همانند پ، ژ، گ، چ را به الفبای عربی اضافه کردند و الفبای فارسی را پدیدآوردند و از سده سوم هجری به علت رواج نامه‌نگاری‌های دیوانی، کم‌کم خط‌های مانوی و پهلوی، جای خود را به الفبای فارسی دادند.[۷]

 
نمونه‌ای از خط ثلث، خط نسخ فارسی و خط توقیع؛ قرن ۱۸ میلادی

خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته می‌شود یا در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشته‌است، را نباید خط عربی دانست؛ بلکه این خط که ابتدا از «انبار» به نجد عربستان رفته یکی از خطوط متداول سریانی و نبطی بوده که با تحولاتی برای نوشتن زبان عربی به کار رفته‌است. استفاده از خط عربی برای نوشتن فارسی در خراسان آغاز شد و علت آن این بود که در فارس و نواحی غربی ایران هنوز گروه‌های بزرگی از زرتشتیان و موبدانشان زندگی می‌کردند که به پارسی میانه (پهلوی) می‌نوشتند و خط پهلوی هنوز رقیبی برای خط و نگارش‌های جدید به‌شمار می‌آمد و از ساخت روش‌های جدید نگارشی برای فارسی جلوگیری می‌کرد.[۸] بعبارتی دیگر درصورت پیروزی ایران در جنگ با اعراب، امکان داشت چیزی شبیه به خط پهلوی خط کنونی ایران باشد.

بنابراین، فارسی گویش محلی جنوبی‌ترین ناحیه ایران بود که به‌عنوان یک زبان گفتاری به تدریج از جنوب به شمال و خاور ایران گسترش یافت و آنگاه در منتهی‌الیه شمال خاوری ایران به زبان ادبی آن ناحیه تبدیل گردید و از آن‌جا به باختر و جنوب ایران رفت و سرانجام در بخشی بزرگ از آسیا ریشه دواند.[۹]

ترتیبِ الفبای فارسی در آغاز به صورت ابجد بوده‌است و بسیاری از خطهای دیگر، از جمله خط لاتین هم که برآمده و برگرفته از خطوط کهن سامی هستند، هنوز بر همان ردیف «ابجد» و «هوز» استوارند. تغییر شکل الفبای فارسی به صورت کنونی، پس از آن روی داد که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا، کوشیدند حروف همسان از نظر صورت و ردیف صوتی را در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای «پیرآموز» گذاشتند.[نیازمند منبع] اولین کسی که خط را از کوفی به خط نسخ و اعراب دار و نقطه دار تبدیل کرد ابن مقله ابن موگلای شیرازی بود

زبان فارسی نو به خط‌های دیگرویرایش

فارسی به خط عبریویرایش

کهن‌ترین نوشتهٔ به‌دست‌آمده از زبان فارسی نو به خط عبری کتابت شده‌است. نمونه‌های بسیار کهن دیگری هم از نوشته‌های متعلق به یهودیان فارسی زبان به دست آمده‌است که دارای مختصات گویشی خاص خود است. برای نمونه چند خط سندی که احتمالاً متعلق به قرن پنجم هجری‌است ذکر می‌شود. ابتدا صورت مکتوب آن با تغییر الفبا از عبری به فارسی و سپس صورت استاندارد فارسی امروزی آن ذکر می‌شود:[۱۰]

اگرت پُرسد کو از چی بی‌شناسی کو نبی‌ای بود
عالم را ونبی پَ چی کار ابایست تو
پسوه دِه کو نبی بود عالم را چی عالم
را از نبی نی بزیرد…

به فارسی کلاسیک:

اگرت پرسد که از چه بشناسی که پیامبری بُوَد عالم را = [از کجا می‌دانی که پیامبر حقیقت دارد؟]
و پیامبر به چه کار بایست = [و پیامبر به چه درد می‌خورد؟]
تو پاسخ ده که پیامبر بُوَد عالم را = [تو پاسخ بده پیامبر به این دلیل به جهان آمد که]
که از پیامبر نه گزیرست. [که ناگزیر پیامبر باید باشد]
و دیگر موارد

خطوط رایج در ایران باستانویرایش

 
پروفسور ابراهیم پور داوود (زادهٔ ۲۰ بهمن ۱۲۶۴، رشت - مرگ ۲۶ آبان ۱۳۴۷، تهران)

پروفسور ابراهیم پور داوود ایران‌شناس معاصر، اوستاشناس، نخستین مترجم فارسی اوستا و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران در ارتباط با خطوط رایج در ایران باستان در کتاب خود فرهنگ ایران باستان در صفحه ۱۰۲ می‌نویسد:

خطهائی که از زمان کهن در ایران رواج داشته، از خط میخی و آرامی و پهلوی گرفته تا خط اوستائی (دین دبیری) هیچ‌یک بومی این دیار نبوده و همه از مرز و بوم بیگانه و از کشورهای همسایه به این سرزمین رسیده‌است خود واژهٔ دبیری که بمعنی نوشته و خط است از لغتهای عاریتی زبانهای ایران باستان است که از زبان بابلی سامی بفرس هخامنشی درآمده و از آن زبان به پهلوی رسیده و از پهلوی در فارسی بیادگار مانده‌است. باید بیاد داشت پیش از آنکه ایرانیان در این سرزمین سر و سامانی گیرند و پادشاهی بزرگی بسر کار آورند، با دو دولت بزرگ و توانای همسایه از سوی مغرب در تماس بودند: یکی از آنها بابل بوده که نخستین پادشاهی آن (۱۹۲۶–۲۲۲۵ ق. م) در حدود بیست وسه سده پیش از میلاد بوجود آمده و دیگر پادشاهی آشور که در حدود سال هزار و هشتصد (۱۸۰۰) در شمال عراق کنونی به دوران رسیده

[۱۱]

خوشنویسیویرایش

 
تختگاه سنگ سیاه عزاداری شاه جهان برای ارجمند بانوبیگم (تاج الدوله)
 
اشعار فارسی
 
اشعار فارسی
 
نمونه‌ای از خط تعلیق بخط خواجه اختیار منشی (م ۹۷۴ ه‍.ق)

خط فارسی به شیوه‌های گوناگونی نگاشته می‌شود که برخی با سایر کشورهای اسلامی مشترک و برخی برخاسته از ذوق هنری خود ایرانیان است که از مشهورترین آن‌ها می‌توان به خط تعلیق، خط نستعلیق و خط شکسته‌نستعلیق اشاره کرد. خط نستعلیق افزون بر ایران در سایر کشورها هم طرفدارانی دارد و به‌دلیل ظرافت و زیبایی به «عروس خطوط اسلامی» شهرت پیدا کرده‌است.

  • کشورهای عربی خط‌های زیر را عربی می‌دانند اما بعضی از این خطوط در حوزه ایرانی و هندی رایج شده‌است.
  1. جازة (توقیع، ریاسی)
  2. اصفهانی
  3. اندلسی
  4. بصری
  5. بهاری · بیضاوی · بیهقی · تاج (تاجی) · ترکستانی · تونسی · ثلث · ثلث جلی · جزائری · جلیل · حجازی · دیوانی (سلطانی) · دیوانی جلی · رقاع · رقعة · ریحان (ریحانی) · سنبلی · سودانی (تمبکتی) · شامی (سوری) ·
  6. شکسته (شکسته تعلیق) ·
  7. شکسته نستعلیق · طغراء (طغری) · طومار · طباعة عربی · غبار ·
  8. فارسی (تعلیق) · فاسی · قیروانی · کوفی · محقق · مدنی · مشق · مصحفی (مصاحف) · مصری · مغربی · مکی · مهدیه · نیریزی ·
  9. نستعلیق · نستعلیق هندی · نسخ (نسخی)

در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله شیرازی خطوطی را به وجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از: محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آن‌ها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.[۱۲]

انواع خط خوشنویسیویرایش

خط‌های خوشنویسی از قدیم می‌باشد و بیشتر خط‌ها برای نوشتن عربی بود ولی با گذشت زمان خط‌های جدیدی به وجود آمد و بیشتر برای فارسی به کار می‌رفت برای مثال از دوران صفوی خط تعلیق به وجود آمد و رفته رفته خط شکسته تر می‌شود. در این قسمت نمونه‌های خط‌ها را از قدیم بررسی می‌کنیم.

تعلیقویرایش

از قرن پنجم هجری در نسخ تحریری (شیوهٔ ایرانی)، به تدریج دگرگونی‌هایی پدید آمد و از اواسط قرن هفتم بر اثر تکامل قلم ایرانی خطی به وجود آمد که مقتبس از آن و نیز خط توقیع و رقاع بود و بنام خط تعلیق کمال و رواج یافت. این خط در تحریر کتاب‌ها و دیوان‌های شعر یکار می‌رفت و تا قرن هشتم رو به تکامل رفت. نیاز به سرعت در نوشتن باعث شد تا پیوستگی حروف و کلمات مجاز شود و خطی به وجود آمد که شکسته تعلیق نامیده شد. این قلم خاص کاتبان دیوان بود که گاهی «ترسّل» نیز نامیده شده‌است. امروزه خطاطان ایرانی با تعلیق کمتر آشنایی دارند. پس از رواج خط تعلیق، عثمانی‌ها و مصری‌ها در آن تصرفاتی موافق با سلیقه خود ایجاد کردند و شیوهٔ خود را «دیوانی» نامیدند.

 
نمونه‌ای از خط تعلیق

نستعلیقویرایش

در بین انواع خوشنویسی که از ابتدای اسلام تا بحال وجود داشته‌است، نستعلیق زیباترین نوع خوشنویسی محسوب می‌شود؛ به‌طوری‌که آن را «عروس خطوط اسلامی» لقب داده‌اند. نستعلیق که آمیختهٔ دو خط تعلیق و نستعلیق گفته شده، توسط میرعلی تبریزی به کمال دست یافت و حرکتی نو آغاز شد. خط نستعلیق از همهٔ شرایط زیبایی برخوردار است؛ از آن جمله: اعتدال، موزونی، استواری، تناسب، حسن ترکیب و هم‌آهنگی ذوق و سلیقه. علاوه بر زیبایی منظر، سهولت و سرعت تحریر نستعلیق و نیز آسانی قرائت کلمات و سطور از موجبات رواج آن بوده‌است. نستعلیق خطی است با قاعده و حروف این خط را ملهم از زیبایی طبیعت دانسته‌اند. در سی – چهل سال اخیر تا امروز توجه به خط نستعلیق روزافزون بوده‌است و خوشنویسانی توانا در این زمینه ظهور کرده‌اند. از هنرمندان خوشنویسی نستعلیق معاصر که در ترویج آن در دوران معاصر تلاش کرده و موجب رونق و ترویج این نوع خط شده‌اند، می‌توان از عمادالکتاب، سید حسین میرخانی، سید حسن میرخانی، علی‌اکبر کاوه را می‌توان نام برد. اصول خط نستعلیق امروزه همان است که میرعماد بر نشانده بود. هنرمند سده سیزدهم بنام محمدرضا کلهر در چارچوب شیوهٔ میرعماد تغییراتی ایجاد کرد که در زیباتر شدن و تطبیق آن با صنعت چاپ در آن زمان، نقش اساسی داشت. میرزا غلامرضا اصفهانی نیز از هنرمندان همین دوره است که نستعلیق را بسیار استادانه می‌نوشت. به هرحال بارزترین مشخصهٔ نستعلیق زیبایی آن است.

 
خط نستعلیق

شکستهٔ نستعلیقویرایش

از انواع خوشنویسی ایران، خط شکسته نستعلیق است که دارای پیچش‌ها و حرکت‌های بسیار زیبایی است. مشخصهٔ بارز آن روان‌نویسی و تندنویسی است. این خط از ابداعات ایرانیان است که مستقیماً در پیوند با تعلیق و نستعلیق می‌باشد. از اوایل قرن یازدهم و آخر دورهٔ صفویه، خط شکسته نستعلیق به دلیل کثرت کاربرد و نیاز به تندنویسی به وجود آمد. مهم‌ترین خوشنویس این خط، درویش عبدالمجید طالقانی (نیمه دوم قرن ۱۲) است. ابداع و استخراج شکسته نستعلیق را از نستعلیق در اوایل قرن یازدهم به مرتضی قلیخان شاملو و برخی نیز به محمد شفیع هروی معروف به شفیعا نسبت داده‌اند. هنرمند دیگر این خط سید علی اکبر گلستانه در قرن سیزدهم است که شیوهٔ درویش عبدالمجید را ادامه داد. شکسته نستعلیق بعد از یک دوران کوتاه رکود، امروزه مورد توجه خوشنویسان واقع شده‌است. حروف و کلمات در این نوع خوشنویسی از شکل‌های متنوع زیبایی برخوردار است. حرکت در این خط از نستعلیق آزادتر است. از شکسته نستعلیق برای نوشتن متن‌های ادبی و شاعرانه فارسی، پیام‌های شاد و کارت‌های تبریک بهره گرفته می‌شود این نوع خوشنویسی در نقاشیخط و گرافیک نیز کاربرد وسیعی دارد.

 
نستعلیق شکسته

خط فارسی در رایانهویرایش

بر پایهٔ موضوع کتاب بهتر است از قلم‌هایی که متناسب با موضوع باشند استفاده کنیم که تعدادی از موضوع‌ها به شرح زیر است:[۱۳]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. کتاب زبان پاک نوشتهٔ احمد کسروی و کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشتهٔ یحیی ذکاء. نسخه الکترونیکی هم موجود است
  2. کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشتهٔ یحیی ذکاء صفحه هشتم
  3. کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشتهٔ یحیی ذکاء صفحه ششم
  4. آثار الباقیه عن القرون الخالیه ص ۳۵ و ۳۶ و ۴۸
  5. کتاب در پیرامون تغییر خط فارسی نوشتهٔ یحیی ذکاء صفحه نهم
  6. رامیار، محمود. تاریخ قرآن، ص ۳۷.
  7. همایون فرخ، رکن الدین، سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۴.
  8. ↑ پرش به بالا به: ۳۲٫۰۰ ۳۲٫۰۱ ۳۲٫۰۲ ۳۲٫۰۳ ۳۲٫۰۴ ۳۲٫۰۵ ۳۲٫۰۶ ۳۲٫۰۷ ۳۲٫۰۸ ۳۲٫۰۹ ۳۲٫۱۰ History of the Persian Language in the East (Central Asia). by Richard N. Frye. بازدید: دسامبر ۲۰۱۱.
  9. ژیلبر لازار: ریشه‌های زبان فارسی ادبی. در: مجله «ایران‌نامه»، پاییز ۱۳۷۲ - شماره ۴۴. (از صفحه ۵۶۹ تا ۵۸۴).
  10. D. N. MacKenzie, An EarlyJewish-Persian Argument
  11. فرهنگ ایران باستان، صفحه ۱۰۲، چاپ دوم، ناشر دانشگاه تهران، تحت نظر دکتور بهرام فره وشی
  12. «پیدایش خط و هنر خوشنویسی». وبگاه تبیان. دریافت‌شده در ۲۸ مرداد ۱۳۸۷.
  13. http://pictocademy.ir/ایندیزاین/قطع-فونت-استاندارد-کتاب/

منابعویرایش

  • همایون فرخ، رکن الدین، سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۴.
  • خانلری، پرویز (۱۳۸۲تاریخ زبان فارسی (جلد ۱ از ۳)، فرهنگ نشر نو
  • رامیار، محمود. تاریخ قرآن. تهران: انتشارات سپهد، چاپ دوم، سال ۱۳۶۲.

پیوند به بیرونویرایش