طایفه زند

یکی از طوایف قوم لک

طایفه زند یکی از طوایف لک است[۱][۲] برخی منابع زندها را از لرهای شمالی[۱][۳][۴] و برخی دیگر دارای اصالت کردی معرفی کرده‌اند.[۵][۱][۲] خوانین زند که سلسلهٔ زندیه را تشکیل دادند، خود را لر معرفی می‌کردند.[۶] کریم خان زند و لطفعلی خان زند پادشاهان سلسله زندیه از افراد مشهور این طایفه هستند. جمع کثیری از طایفهٔ زند در زمان صفویه به ملایر و دره گز خراسان تبعید شدند. در دوران صفویه و افشار ایل زند گاه به عثمانی‌ها و زمانی به افغان‌ها می‌تاختند و دارایی آنها را به یغما می‌بردند و با این کار بر آن بودند که دشمنان را از ایران برانند.[۷]

رسالهٔ دکتری جان. ر. پری دردانشگاه کمبریج در سال ۱۹۶۹میلادی در مورد کریم‌خان زند، طایفهٔ زند را این گونه معرفی کرده‌است: «طایفهٔ زند سه تیرهٔ مشخص دارد:

  • زند بگله
  • زند هزاره
  • خراجی

تشمال کریم (کریم خان زند) از تیرهٔ زند بگله بود. تیرهٔ زند بگله مهم‌ترین تیرهٔ طایفهٔ زند به حساب می‌آمده‌است. طایفهٔ زند گروهی بودند با معیشت شبانی که از اراضی دامنهٔ زاگرس به دهستان پری و کمازان در نزدیکی ملایر کوچ کرده بودند.» معمولاً زندها را شاخه‌ای از طوایف لر به حساب آورده‌اند. یقیناً از نواحی شمال لرستان کوچ کرده و به وسیله شاه عباس صفوی در اطراف ملایر اسکان داده شده‌اند.

پراکندگیویرایش

زمانی که شمار جمعیتی این خاندان، افزایش می‌یابد، قدرت آنان نیز در منطقه سکونتشان روبه گسترش می‌نهد و گروه‌های دیگری از مردان اطراف آنان بدان‌ها می‌پیوندند و سه تیره به نام‌های: زند بلگه، زند هزاره و زندخراجی را تشکیل می‌دهند. در نتیجه کوچاندن عده‌ای از آنان از سوی آغامحمدخان قاجار به لرستان و کوچ کردن گروه‌های دیگر از آنان به سوی عراق به دلایلی مختلف پراکنده شده‌اند و در مناطق ذیل پس از کریم خان زند (وکیل‌الرعایا)، سلسله زندیه رو به سقوط رفت، تا جایی که بازماندگان این طایفه را به شهرهای بد آب و هوا و دور از شیراز (پایتخت حکومت)، قم، گرمسار، ورامین، خراسان، ملایر، جنوب تهران (یافت آباد) تبعید کردند و عده‌ای به کوه‌های جوپار واقع در استان کرمان و ایذه در استان خوزستان پناه بردند. امروزه افرادی از تبار طایفهٔ «زند» در استان‌های خراسان، لرستان، همدان، کردستان، کرمانشاه، فارس، کرمان، تهران، قم، سمنان و خوزستان پراکنده شده‌اند.

کرمان: باستانی پاریزی یادآوری می‌کند: یک تیره از زندیان که لقب حسین‌شاهی داشتند و خود حسین‌شاه نوهٔ صادق‌خان برادر کریم‌خان بود، در جوپار (منطقه‌ای خوش آب و هوا) به دلیل ضعف حکومت ناصر الدین شاه با زدن سکه بر چرم شتر و با کمک سربازان وفادار به زندیه حکومت می‌کرد؛ و روی سکه اش چنین شعری نوشته بود:

زد حسین شاه سکه بر چرم شترهر که را جرأت بود چغری گدر (واژه ترکی آذری)

فرزندان وی به نام‌های آقاجان مشهور به آغ‌جان‌خان و برادر دوقلویش آقاغلام‌علی، آقامحمداسماعیل، حاج یدالله‌خان مشهور به حاجی‌خان، ابراهیم‌خان مشهور به دکتر معین که حکیم حاذق وقت بود، بی‌بی سروی و بی‌بی فاطمه بودند.

فارس: یک تیره که امروزه با نام خواجه‌پور، خواجه‌پور تادوانی، خواجه، و خواجه‌دوانی در دو روستای تادوان خفر، و دوان کازرون و نیز در شیراز و کرمان و بوشهر ساکن می‌باشند.

قم: اسکندرامان الهی می‌گوید: پنج تیره از عشیره زند در نزدیکی قم اسکان یافته‌اند و همچنین بدین اشاره می‌کند: کلانتر زندیان همراه با عشیرهٔ کشکولی کوچک می‌زیند و زمستانان در منطقه «هنگام» و تابستان‌ها نیز در منطقهٔ کاکان جای می‌گیرند. علاوه بر این تیره‌ای از زندیان، خاندان حسن آقای زندی با عشیره کشکولی بزرگ همزیستی دارند و در مناطق فارس و شیراز و قشقایی موجودیت دارند.

خانقین: محمدعلی سلطانی می‌گوید: چهار تیره از زندیان به نام‌های: محمد صالح، آغاطاهر، طاهرخان و علیان‌خانی در منطقهٔ خانقین اسکان یافته‌اند.

سنندج: ایرج افشار سیستانی اثبات می‌کند چند تیره از عشیرهٔ زند در منطقه سنندج سکونت دارند و کار آنان کشاورزی و دام‌پروری است و دارای مذهب شافعی هستند.

کرکوک: لیلا نامق در مورد تیره‌ای از عشیرهٔ زند بحث می‌کند و در هر دو روستای کوله‌جوب و خجی‌سروه در منطقهٔ قره‌تپه و کفری سکونت دارند و براساس سرشمار ی سال ۱۹۵۶ میلادی، تعداد آنان ۷۳۷ نفر بوده‌است.

خراسان: علی میرنیا بدین اشاره می‌کند که تیره‌هایی از عشیرهٔ زند در هردو منطقهٔ درگز و نوخندان و کلات در استان خراسان اسکان گزیده‌اند.

بغداد و دیاله: عباس عزاوی اینار روشن می‌کند: چند تیره‌ای از عشیرهٔ زند در سواحل رودخانه دیاله در روستاهای جوسه‌تپان، للبن، قیچی، قوبه، بان‌سنوق، کوکز، اجیلر، هودلی و تپه‌علی ساکن می‌باشند.

ایذه: تیرهٔ زندی که امروز از طایفهٔ اورک باب دینارونی و هفت‌لنگ لر بختیاری محسوب می‌شوند.

نام‌های دیگرویرایش

نام‌های زیر از طوایف «زند» به‌شمار می‌آیند:

زند، زندی، زند حقیقی، زندپور حسین‌شاهی، شفا زند، ژند، زند اعظم، زند مقدم، زندی‌پور، پورزند، زند وکیل، زند وکیلی، زنداقطاعی، زند کریمی، زند کشکولی، زند وکیلی، شمس‌اللهی، زند خانه‌شهری، زندباف، زند کریم‌خانی، زند لک، زند یافت‌آبادی، زند بابارئیسی، زندیه، لشنی زند، لشنی، خواجه‌پور، زند تابنده، خواجه‌پور تادوانی، خواجه، خواجه‌دوانی

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Perry, John. "ZAND DYNASTY". www.iranicaonline.org. Encyclopaedia Iranica. Retrieved 24 March 2017. The founder of the dynasty was Moḥammad Karim Khan b. Ināq Khan (...) of the Bagala branch of the Zand, a pastoral tribe of the Lak branch of Lors (perhaps originally Kurds; see Minorsky, p. 616) (...)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ...the bulk of the evidence points to their being one of the northern Lur or Lak tribes, who may originally have been immigrants of Kurdish origin., Peter Avery, William Bayne Fisher, Gavin Hambly, Charles Melville (ed.), The Cambridge History of Iran: From Nadir Shah to the Islamic Republic, Cambridge University Press, 1991, ISBN 978-0-521-20095-0, p. 64.
  3. the bulk of the evidence points to their being one of the northern Lur collectively called Lak , who may originally have been of Kurdish origin. ,John R. Perry, Karim Khan Zand , 2012, ISBN 1-78074-199-5,p. xx
  4. «KARIM KHAN ZAND». Encyclopædia Iranica. ۱۵ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲ مارس ۲۰۱۶.
  5. "ʿAŠĀYER (tribes in Iran) – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. After a short period of rule by the Kurdish (or Lor) clan of Zand in the second half of the 12th/18th century, the government of Iran fell into the hands of the another set of Qizilbāš chiefs, those of the Ašāqabāš section of the Qajar tribe.
  6. صدر کشاورز، محمدعلی (۱۳۶۹). عقاب کمازان. تهران: چاپ خوشه. ص. صفحه ۴۵ و ۶۸.
  7. http://mehremihan.ir/history/1252-zan-zand.html

منابعویرایش

ربیع بدیعی، جغرافیای مفصل ایران، جلد دوم، ص. ۹۶