آیهٔ نور به آیهٔ ۳۵ سورهٔ نور گفته می‌شود.این آیه به زیبایی و بیان تمثیلی مشهور است. و بیش از هر آیه دیگر تفسیر عرفانی و باطنی قرآن را می طلبد.

آیه نور
الله نور السموات والارض.JPG
تایپوگرافی از ابتدای آیه نور «الله نور السماوات و الارض»
مشخصات قرآنی
نام آیهآیه نور
نام سورهنور
شماره آیه۳۵
شأن نزولندارد
شماره جزء۱۸
شماره حزب۳۶
اطلاعات دیگر
شماره کلمه۴۸
شماره حرف۲۵۱
حروف مقطعهندارد

متن عربی آیه و ترجمهویرایش

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

 (ترجمه: خدا نور آسمان‌ها و زمین است. مَثَل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی، و آن چراغ در شیشه‌ای است. آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته زیتونی که نه شرقی است و نه غربی، افروخته می‌شود. نزدیک است که روغنش -هر چند بدان آتشی نرسیده باشد- روشنی بخشد. روشنیِ بر روی روشنی است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می‌کند، و این مَثَل‌ها را خدا برای مردم می‌زند و خدا به هر چیزی داناست. (ترجمهٔ فولادوند)

خداوند نور آسمانها و زمین است؛ مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته می‌شود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی؛ (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله‌ور شود؛ نوری است بر فراز نوری؛ و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می‌کند، و خداوند به هر چیزی داناست.(مکارم شیرازی))[۲۴–۳۵]

معانی کلمات آیهویرایش

  • مشكاه: لغتی حبشی به معنای چراغدان و طاق کوچک است[۱]
  • نور: آنچه به خودی خود روشن است و اجسام دیگر را آشكار مى‌‏كند و نيز نور خلاف ظلمت است. به حواس نور گفته شده زیرا با آنها محسوسات روشن مى‌‏شود، به عقل نور گفته شده چراكه معقولات با آن آشكار مى‏‌شود، به ايمان نيز از اين جهت نور اطلاق مى‌‏شود.
  • زجاجة: شيشه
  • مصباح: چراغ
  • درى: درخشان. ستاره را در سفيد و درخشان بودن به «دُر» تشبيه كرده‌‏اند.
  • زَيت: روغن زيتون. چنانكه به درخت و ميوه آن زيتون گويند واحد آن زيتونه است[۲]

در روایاتویرایش

بر طبق برخی روایات شیعی این آیه تمثیلی است برای این موضوع که پیامبر اسلام و اهل بیت او به واسطه نزدیکی به ذات احدیت، خود به مرحله درخشانی رسیده اند و ایجاد آسمانها و زمین به واسطه آنها متحقق می گردد؛ و مرتبه نورانی حقیقت محمّدیه و علویه جلوه کامل نور ذات خدا می باشند.[۳]

رضا، امام هشتم شیعیان دوازده‌امامی، در تفسیر این آیه می‌گوید:[۴]

او هدایت کننده اهل آسمان و هدایت کننده اهل زمین است.

در منهج از علی بن ابی طالب روايت نموده در معنى آيه:

حق تعالى نشر حق فرمود در آسمانها و زمين تا آنكه همه آسمان و زمين و آنچه ما بين آنهاست به نور حق منور گشت، يا آنكه همه اهل آسمانها و زمين را به نور حق منور ساخت تا همه به حق آشنا گرديدند.[۵]

از باقر امام پنجم شیعه درباره این آیه «اللّهُ نُورُ السَّموَاتِ وَالاَْرْضِ مِثْلَ نُورِهِ کَمِشْکوة فیها مِصْباح» سؤال شد، گفت:

نور علم در سینه پیامبر همان چراغ است. چنان که چراغ نور خود را به شیشه پس می دهد، محمّد نیز علم خود را در سینه علی که مانند زجاجه صاف و صیقلی است نهاد. پس محمّد مصباح و علی زجاجه است؛ زیرا محمّد معلّم علی بود و این نور چون نه از مکتب یهود و نه از نصرانی اخذ شده، نه شرقی و نه غربی است. نزدیک است عالم آل محمّد تکلم به علم کند قبل از آنکه از آن بپرسند. نور علی نور؛ یعنی امام مؤید به علم و حکمت پس از امام دیگر تا قیامت خواهد بود که اوصیاء و خلفای خدایند و نباید زمین در هیچ عصر از وجودشان خالی باشد[۶]

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خویش ذیل آیه نور به نقل از امام ششم شیعه جعفرصادق آورده است که او از پدرش باقر نقل کرده است:

«اللّهُ نُورُ السَّموَاتِ وَالاَْرْضِ». خداوند ابتدا از نور خودش گفته است.

«مثل نوره»: مثال هدایت خداوند در قلب مؤمن است.

«کمشکوة فیها مصباح»: مشكوه عبارت از درون مؤمن است و قندیل قلب وی، و مصباح همان نوری است که خداوند در قلب او قرار داده است.

«یوقد من شجرة مبارکة»: شجره همان مؤمن است.

زیتونة لا شرقیة و لا غربیة»: درختی است که غروب ندارد، چرا که وقتی خورشید طلوع می کند، بر آن طلوع می کند و وقتی غروب می کند نیز بر آن غروب می کند.

«یکاد زیتها یضیی ء»: نوری که در قلب مؤمن است نزدیک است که بدرخشد، هر چند وی سخن نگوید.

«نور علی نور»: فریضه ای بر فریضه و سنّتی بر سنت.

«یهدی اللّه لنوره من یشاء»: خداوند هر کس را بخواهد به فرایض و سنن خویش هدایت می کند.

«و یضرب اللّه الأمثال للناس»: این مثلی است که خداوند برای مؤمن زده است.

سپس گفت:

بنابراین مؤمن در پنج نور در حرکت است: محل ورود او نور است. محل خروج او نور است. عمل او نور است. سخن او نور است. حرکت او در روز قیامت به سوی بهشت نور است[۷]

صدوق در کتاب توحید خود روایتی از امام ششم شیعه جعفر صادق نقل می‌کند:

خداوند آیه نور را مثالی برای اشاره به اهل بیت قرار داده است. آیاتی که مردم به وسیله آنها به سوی توحید و مصالح دین و شرایع اسلام و سنن و فرائض خدا هدایت می‌شوند.[۸]

صالح بن سهل از اهل شهر همدان گفت، حضرت امام ششم شیعیان در پیرامون آیه نور گفت:

مشکاة: زهرای مرضیه باشد.

مصباح: حسن مجتبی است.

زجاجة: حسین بن علی باشد.

کوکب دری: زهرا باشد از میان زنها.

شجرة مبارکة: ابراهیم خلیل‌الله است.

لا شرقیة و لا غربیة: او متمایل به یهودیت و نصرانیت نیست.

زیتها یضی‌ء: نشر علوم و حقائق است از او.

نور علی نور: امامی پس از امامی از آن ظاهر شود.

یهدی الله لنوره: هدایت به وسیله اهل بیت پیامبر باشد.

در تفاسیرویرایش

مفسران نور را تفسیر به قرآن، ایمان، هدایت الهی، دین اسلام، محمد، اهل بیت، علم و دانش، و… کرده‌اند.

سید حیدر آملی در برداشتی از آیۀ نور، حقیقت را بالاترین مرتبه از نور، یعنی «مصباح» می‌داند که با عالم جبروت منطبق است. وی همچنین حقیقت را از شئون ولایت می‌شمرد، زیرا ولایت همانند حقیقت مشاهدۀ ذات، صفات و افعال در مظاهر است.[۹]

سید محمدحسین طباطبائی صاحب المیزان این روایت را از قبیل اشاره به افضل مصادیقش که پیامبر اسلام و اهل بیت اویند، دانسته است؛ ولی از نظر او آیه شامل غیر اهل بیت مانند انبیاء، اوصیاء و اولیاء نیز می‌شود[۱۰]

شيخ صدوق

«معناى نور، روشن كننده است، و از همين معناست سخن خدا كه : «خداوند، نور آسمان ها و زمين است» ، يعنى روشن كننده آنها و فرمان دهنده آنها و راهنماى آنهاست . پس آنها با [كمك] خدا در نيازمندى ها و منافعشان راه رامى يابند، همان طور كه در روشنايى و درخشندگى ، راه را پيدا مى كنند.[۱۱]

مرتضی مطهری

معنای آیه این می‌شود که خدا نور تمام جهان است . باید بدانیم که اگر می‌گوییم خدا نور است ، نه مقصود این است که از نوع نورهای حسی است [ چرا ] که اینها از مخلوقات خدا هستند ، بلکه فقط به معنی این است که ذات‌ الهی ذات پیدا و پیدا کننده است ، پیداترین پیداها و روشن‌ترین روشنها اوست و هر چیزی که روشن است ، از پرتو او روشن است ، هر چیزی که‌ پیداست از پرتو او پیداست . به این معنا خدا نور است . خداست آنچه که‌ پیداست به خود و به ذات خود ، چیزی او را پیدا نکرده است ، چیزی است‌ که هر چیز دیگر به او پیداست و به نور او پیداست و از فروغ او پیداست.[۱۲]

ناصر مکارم شیرازی

اگر بخواهيم براى ذات خدا تشبيه و تمثيلى از موجودات حسى اين جهان انتخاب كنيم- گر چه مقام با عظمت او از هر شبيه و نظير برتر است- آيا جز از واژه «نور» مى‌توان استفاده كرد؟! همان خدايى كه پديد آورنده تمام جهان هستى است، روشنى بخش عالم آفرينش است، همه موجودات زنده به بركت فرمان او زنده‌اند، و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند كه اگر لحظه‌اى لطف خود را از آنها باز گيرد همگى در ظلمت فنا و نيستى فرو مى‌روند.و جالب اين كه هر موجودى به هر نسبت با او ارتباط دارد به همان اندازه نورانيت و روشنايى كسب مى‌كند:قرآن نور است چون كلام اوست.آيين اسلام نور است چون آيين اوست.پيامبران نورند چون فرستادگان اويند.[۱۳]

فضیلت آیهویرایش

از عبد الله عباس نقل است که: "هر کس آیه نور را بسیار بخواند روشنایی چشم او محفوظ ماند"[۱۴]

"اگر کسی درد چشم دارد آیه نور را تا "نور علی نور" بر چشم بخواند و هر صبح سه بار بر این دستور عمل نماید درد چشم او زایل شود"[۱۴]

"خواندن آیه نور قبل از خواب با حضور قلب به عدد الله (66 مرتبه) به خصوص در حال صفای روحانی، موجب دیدن خواب های شیرین می گردد".[۱۵]

منابعویرایش

  1. «چراغ».
  2. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج‏7، ص220.
  3. بحارالانوار، ج 23، ص 325-304؛ تفسیر القمی، ج 2، ص 105-103.
  4. الکافی، شیخ محمّد بن‌یعقوب کلینی
  5. تفسير كبير منهج الصادقين، ج 6، ص 312.
  6. شرح توحید الصدوق، شرح و تعلیق نجفقلی حبیبی، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، ج 2، ص 626.
  7. تفسیر القمی، ج 2، ص 103؛ نور الثقلین، ج 3، ص 606-605.
  8. صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۵۷.
  9. دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، جلد : 10 ، صفحه : 211.
  10. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۵، ص۱۴۱.
  11. دانشنامه عقايد اسلامي نویسنده : محمدی ری‌شهری، محمد جلد : 7 صفحه : 305.
  12. آشنایی با قرآن 4 (مطهری، مرتضی) ، جلد : 1 ، صفحه : 97.
  13. برگزيده تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 3 صفحه : 296.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ نراقی، ملااحمد، الخزائن، حسن حسن زاده آملی، ص 350، علمیه اسلامیة، تهران، 1378 ق.
  15. نراقی، ملااحمد، الخزائن، حسن حسن زاده آملی، ص 350، علمیه اسلامیة، تهران، 1378 ق.