نوح

شخصیتی در داستان‌های ابراهیمی

نوح (به عبری: נוֹחַ) یکی از شخصیت‌های اصلی ادیان ابراهیمی است که داستان او در تورات، انجیل و همچنین قرآن ذکر شده‌است. در کتاب پیدایش که یکی از کتاب‌های اصلی تورات و انجیل است، از او به عنوان فرزند لمک، نهمین نسل از نسب آدم، نخستین کشاورز و پرورش دهنده تاکستان یاد شده‌است. طبق نقل‌های تورات، هنگامی که یَهُوه (خدای یهود) از فساد و تباهی فرزندان آدم به خشم آمد و تصمیم به نابودی آن‌ها با برپا داشتن طوفانی به طول چهل روز و چهل شب نمود، نوح به‌خاطر پرهیزکار بودنش، مورد عفو او قرار گرفت و خداوند به او امر نمود تا یک کشتی بزرگ بنا کند و همسرش، فرزندانش (سام، حام و یافث) و از هر حیوان، یک جفت نر و ماده را با خود ببرد تا از طوفان در امان باشند. کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان، نسل انسان‌های جهان را از سه فرزند او سام، حام و یافث می‌داند. نوح در دین اسلام دارای اهمیت زیادی بوده و اولین پیامبر اولوالعزم است.[نیازمند منبع]

نوح
NoahsSacrifice.JPG
"قربانی نوح" اثر Daniel Maclise
ستایش‌شده دریهودیت
مسیحیت
اسلام
صابئه
بهائیت
مکتب یا سنت
طول عمر طبق روایات مختلف:

۲۵۰۰، ۲۳۰۰ ،۲۰۰۰ ،۱۸۰۰، ۱۴۷۰ ۱۴۵۰

،۹۵۰

نوح در توراتویرایش

 
تابلوی طوفان نوح، اثر میکل آنژ

داستان نوح در فصل‌های ۶ تا ۹ کتاب آفرینش ذکر شده‌است. نوح در سال پانصدم زندگی خود سه پسر به نام‌های سام، حام و یافث داشت. در سال ششصدم خداوند که از گمراهی نسل آدمی اندوهگین شده بود، تصمیم به نابودی تمام آن‌ها گرفت و لیکن به نوح که مرد درستکاری بود، دستور داد که کشتی بزرگی بسازد تا نسل تمامی موجودات بعد از طوفان ادامه پیدا کند.

در تورات آمده‌است که پس از طوفان او اولین مردی بود که قدم بر روی زمین گذاشت و تاکستان بزرگی ایجاد کرد و شراب نوشید. حام فرزند نوح برهنگی پدر خود را دید و این اتفاق را برای برادران خود نیز بازگو کرد و در نتیجه نوح او را نفرین (نفرین حام) کرده و زمین او را به سام داد. نوح سیصد و پنجاه سال بعد از طوفان در سن نهصد و پنجاه سالگی درگذشت و آخرین فردی است که در تورات و انجیل عمری بسیار طولانی داشته‌است.

دیدگاه تاریخیویرایش

طوفانویرایش

داستان طوفان بزرگی که برای نابود نسل بشر فرستاده می‌شود، به حدی در اساطیر مردمان مختلف در سراسر جهان رایج است که به نظر می‌رسد یک ویژگی عمومی در تصورات انسانی باشد. عناصر بین‌النهرینی در روایت کتاب مقدس آشکار است[۱] و اتفاق نظر جامعی وجود دارد مبنی بر اینکه افسانه طوفان ابتدا در آن سرزمین شکل گرفته‌است. با توجه به وابستگی زندگی مردم بین‌النهرین به دو رودخانه بزرگ دجله و فرات، سیل و طوفان و خسارات پس از آن امری رایج در منطقه بوده‌است و رایج شدن چنین داستانی نزد مردم دور از انتظار نیست. قدیمی‌ترین نسخه داستان باید ریشه در گذشته‌های بسیار دور و قبل از اختراع خط داشته باشد. توصیفات جهانِ پیش از طوفان در نسخه بابلی یادآور نیزارهای جنوب عراق است که در آن، خانه‌ها و قایق‌ها از نی ساخته می‌شدند.[۲]

شباهت روایت سفر پیدایش و لوح ۱۱ از حماسه گیلگمش به اندازه‌ای زیاد است که مستقل دانستن دو روایت از یکدیگر غیرممکن است. نظر معمول این است که متن عبری از یک نسخه خط میخی بابلی گرفته شده‌است. احتمالاً نیاز یهودیان به یک تاریخ مکتوب سبب شده آن‌ها بخش‌هایی از برخی داستان‌های بابلی دربارهٔ زمان‌های اولیه را وام بگیرند، زیرا داستان‌های سنتی خودشان ناکافی بوده‌است.[۳] تناقضات موجود در متن روایت کتاب مقدس نشان می‌دهد این داستان از دو منبع مختلف گرفته شده که محققان اصطلاحاً آن‌ها را منبع جی (یهوه‌ای) و منبع پی (روحانی) می‌نامند.[۴]

مانند فهرست پادشاهان سومری و منابع سنتی بین‌النهرینی، تاریخ اولیه بشر در کتاب مقدس نیز به دو دوره قبل از طوفان و بعد از طوفان تقسیم شده‌است. عهد قبل از طوفان، در بر گیرنده گذشته‌ای دور است که در آن طول عمری دراز و غیر معمول داشتند. روایت کتاب مقدس از طوفان آشکارترین نمونه وابستگی مستقیم آن به دیگر افسانه‌های باستانی است و بیشتر جزئیات آن شباهت قابل تشخیصی با روایات بین‌النهرینی، به خصوص گیلگمش و اترهسیس، دارند. در هر دو سنت روایی، خدا به قهرمان داستان از طوفانی قریب‌الوقوع خبر می‌دهد. او شروع به ساختن کشتی کرده و با وقوع طوفان، خانواده‌اش و همه گونه‌های حیوانی را سوار آن می‌کند. در پایان کشتی بر کوهی می‌نشیند و قهرمان داستان سه پرنده به اطراف می‌فرستد تا مطمئن شود زمان پایین آمدن فرا رسیده‌است.[۵]

هر چند منبع جی باید مستقیماً از متن بابلی گرفته شده باشد، اما دیدگاه اسرائیلیان در آن غالب است. در داستان بابلی، خدایان به دلیل افزایش سر و صدا (یعنی افزایش جمعیت انسان‌ها) که خوابشان را مختل کرده، تصمیم به نابودی انسان‌ها می‌گیرند اما یکی از خدایان به قهرمان داستان اطلاع می‌دهد که قایقی بسازد و خانواده‌اش و حیوانات را نجات دهد. سرانجام، خدایان به این نتیجه می‌رسند که عجولانه عمل کرده‌اند و تصمیم می‌گیرند دیگر چنین نکنند. اما در سفر پیدایش، خدا طوفان را به عنوان مجازات ظلم و شرارت می‌فرستد و همان خدا نیز نوح و خانواده‌اش را نجات می‌دهد.[۶]

در ابتدای روایت کتاب مقدس به رابطه جنسی خدایان و زنان آدمیان و تولد قهرمانان از ایشان اشاره شده‌است؛ چنین چیزی در داستان بابلی دیده نمی‌شود اما مشابه آن در اساطیر یونانی وجود دارد. در عصر قهرمانی یونانی نیز قهرمانان فرزندان نیمه‌الهی متولد شده از آمیزش خدایان و موجودات فانی هستند و دقیقاً مشابه باب ۱۰ سفر پیدایش، مردمانی که نسلشان به این قهرمانان می‌رسد نام برده شده‌اند. بدین ترتیب داستان طوفان بابلی در این چارچوب قرار داده شده‌ تا نشان‌دهنده قضاوت خدا دربارهٔ دوران قهرمانان باشد.[۷]

مستی نوحویرایش

داستان مستی نوح (۹:۱۸ تا ۹:۲۹) ارتباط خاصی با قصه طوفان ندارد و به نظر می‌رسد ادامه روایت نسل‌های بشر که در باب‌های ۴ و ۵ وجود دارد، است و مضمون گناه و فساد انسان در آن دیده می‌شود؛ با این حال، در آیات ۱۸ و ۱۹ به پیاده شدن پسران نوح از کشتی اشاره شده‌است. در ۹:۱۸ ذکر شده که حام پدر کنعان است و تلاش نویسنده برای ایجاد ارتباط میان این بخش و نفرین شدن کنعان در آیات ۲۵ تا ۲۷ را می‌رساند.[۸]

در ۹:۲۰ نوح مخترع شراب‌سازی دانسته شده‌است؛ این نوعی سبب‌شناسی از نوع ۴:۲۲ (دربارهٔ مس و آهن) است که البته در این مورد به صورت داستانی روایت شده‌است. به‌طور کلی منظور آیات ۲۰ تا ۲۷ این نیست که نوح با مست شدن مرتکب گناه شده، بلکه حام با برهنه دیدن پدر خود گناهی انجام داده‌است که نتیجه آن نفرین شدن کنعان است. آیات ۷ تا ۱۱ باب ۳، لختی را شرم‌آور توصیف کرده‌اند و بدین ترتیب منظور نویسنده این است که حام با برهنه دیدن پدر خود، او را تحقیر کرده‌است. با این حال، نوح به جای حام، پسر او کنعان را نفرین می‌کند. این در واقع با نفرت بنی اسرائیل از کنعانیان (که برده شدن را تقدیر ایشان می‌دانستند) مرتبط است، اما به صورت قطعی مشخص نیست این آیات در چه شرایط و با چه پیش‌زمینه‌ای نوشته شده‌اند. دوباره در بخش نفرین نیز بازی با کلمات دیده می‌شود و یافث با فعل عبری «بزرگ شدن» پیوند خورده‌است.[۹]

نوادگان نوحویرایش

در باب ۱۰ سفر پیدایش، ادعا شده که نسل بشر این بار از سه پسر نوح پدید آمد و به مردمانی که اسرائیلیان با آن‌ها آشنایی داشته‌اند، اجدادی نسبت داده شده‌است. این فهرست ترکیبی از منبع پی و منبع جی است و با توجه به نام‌های ذکر شده، کاملاً واضح است که شخصی در قرن ۶ یا ۵ قبل از میلاد آن را نوشته‌است. این شیوه شجره‌نامه نویسی امری مرسوم بوده و هدف نشان دادن رابطه میان مردم مختلف با در نظر گرفتن اجداد آن‌هاست. این رابطه قومی نیست، بلکه فرهنگی و سیاسی است. همین شیوه میان یونانیان نیز رواج داشته و آن‌ها معتقد بودند دئوکالیون (اولین انسان) سه پسر داشت که سه شاخه مردم یونانی از ایشان پدید آمده‌است. در فهرست سفر پیدایش، اسامی ملل، کشورها، مردمان، قبایل، شهرها و حتی پادشاهان و قهرمانان دیده می‌شود. همه نام‌های موجود قابل شناسایی نیستند اما می‌توان تعداد زیادی را تشخیص داد؛ مثلاً نمرود که پسر کوش معرفی شده، در واقع الهام‌گرفته از یک پادشاه آشوری است که بابل و کاسیان را مطیع خود کرد.[۱۰]

دیدگاه یهودیانویرایش

در بین علمای یهودی در مورد درستکار بودن نوح اختلافاتی وجود دارد. در تورات ذکر شده‌است که او «درستکاری در میان نسل خود» بود و از این رو بعضی عقیده دارند درستکاری او نسبی بوده و تنها در زمان مردم خود که همگی گمراه بودند فردی درستکار محسوب می‌شود، و لیکن در مقایسه با زمان ابراهیم او فردی درستکار محسوب نمی‌گردد. آنان همچنین اشاره می‌کنند که نوح برای کسانی که قرار بود در زمان طوفان قربانی گردند، دست به دعا برنمی‌دارد، در حالی که ابراهیم برای مردم قوم لوط قبل از عذاب دعا می‌کند؛ ولیکن در داستان تورات، نوح هیچ سخنی نمی‌گوید و فرمان‌های خدا را مو به مو اجرا می‌کند.

کتاب مقدس نوح را یکی از صالحان نسل خود معرفی کرده، منتهی به هیچ‌کدام از اعمال او اشاره نشده‌است. فیلون، فیلسوف یهودی هلنیستی، به این مسئله اشاره کرده که «چرا او (موسی) می‌گوید نوح در نظر خدا مرحمت یافت، در حالی که تا جایی که می‌دانیم، نوح هیچ کار خوبی انجام نداده‌است؟» آگادا، یک مجموعه متون یهودی، تلاش کرده فقدان موجود را با روایت اعمال نیک نوح بر طرف کند. به گفته این متن، اولین کار خوب نوح آشنا کردن اطرافیانش با ابزارهایی نظیر تبر و داس بود تا مجبور نباشند همه کارها را با دستان خود انجام دهند. در اساطیر یونانی چنین شخصی ε’υεργέτης نامیده می‌شود؛ او به دلیل کارهایی که سبب منفعت برای بشر شده، در نزد خدایان عزیز می‌گردد. کار خوب دیگر نوح، در نحوه ساخت کشتی بود؛ او برای ساخت کشتی عجله نکرد، بلکه سال‌ها منتظر ماند تا درختانی که کاشته، رشد کنند. نوح که نمی‌توانست از فرمان خدا سرپیچی کند و همچنین از نابودی انسان‌ها وحشت‌زده بود، ۱۲۰ سال به امید اینکه هم‌نسلانش دست از شرارت بردارند، منتظر ماند. او به ایشان هشدار داد و به توبه دعوتشان کرد (مضامین مشابهی در نوشته‌های مسیحی نیز وجود دارد). نوح در کتاب مقدس فردی صالح و کم حرف است، اما در آگادا، او پیامبری صادق است که به دلیل درست‌کرداری آزار می‌بیند. در این متون، نوح و پسرانش اهمیت بسیار به حیوانات می‌دهند، به گونه‌ای که برای هر کدام غدای مخصوص خودش را فراهم می‌کنند و برای مراقبت از آنان شب و روز نمی‌خوابند. به گفته فیلون، خدا خواستار نجات همه گونه‌ها بود. افلاطون نیز ادعای مشابهی را به خدایان یونانی نسبت داده‌است.[۱۱]

سِفِر رازیل هاملخ (רזיאל המלאך) (کتاب رازیل فرشته) مجموعه‌ای از نوشتارهای کابالایی است که از چندین بخش مجزا تشکیل شده‌است. ۱) کتاب هاملبوش ۲) رازیل بزرگ ۳) کتاب اسرار یا کتاب نوح. در افسانه‌ها در مورد این کتاب گفته می‌شود که محتوای آن توسط فرشته رازیل به آدم داده شد و نیز در زمان ساخت کشتی فرشته رازیل به نوح کمک کرده‌است.

دیدگاه مسیحیانویرایش

در انجیل پطروس از نوح به عنوان پیامبر درستکار یاد شده‌است. در کتاب لوقا، از طوفان نوح به عنوان مثالی برای روز قیامت ذکر شده‌است که همانند آن طوفان، در قیامت زمان نابودی گناهکاران رخ می‌دهد. در کتاب دیگری از پیتر از کشتی نوح همانند باپتیسم یاد شده‌است که همان گونه که باپتیسم انسان‌ها را نجات می‌دهد، کشتی نوح نیز انسان‌ها را نجات داد. در قرون بعد از عیسی، نوشته‌های مسیحی، کشتی نوح را همانند کلیسا دانسته‌اند که همان گونه که کلیسا مردم را به رستگاری می‌رساند، کشتی نوح نیز مردم را به رستگاری رهنمون می‌کند. در مسیحیت قرون وسطی معمولاً از سه پسر نوح (سام، حام و یافث) به عنوان پدران سه قاره شناخته شده (سام/آسیا، حام/آفریقا و یافث/اروپا) یاد می‌شد. در قرن ۱۸ و ۱۹ معمولاً از نفرین ذکر شده در تورات در مورد حام (نفرین حام) به عنوان دلیلی برای مقبول بودن برده داری سیاهپوستان آفریقایی یاد می‌گردید.

دیدگاه مسلمانانویرایش

 
نقاشی از کشتی نوح

نوح یکی از شخصیت‌های مهم قرآن و اساطیر اسلامی است. قرآن بر خلاف کتاب مقدس او را یک پیامبر می‌داند و از او با صفاتی چون «رسول الامین» و «عبد شکور» یاد می‌کند. او در کنار محمد، ابراهیم، موسی و عیسی پیامبران اولوالعزم محسوب می‌شوند و مثل هود، صالح، لوط، شعیب و موسی یکی از پیامبران عذاب‌آور است.[۱۲]

به‌طور کلی محمد علاقه داشت خود را در قامت پیامبران پیشین ببیند[۱۳] و نوح یکی از شخصیت‌های مورد علاقه‌اش بود و زندگی وی را نمونه اولیه خود می‌دید.[۱۴] محمد آنچه دوست داشت خودش بگوید را از زبان نوح بازگویی می‌کرد و آنچه از دشمنان نوح شنیده بود را در دهان دشمنان خود قرار می‌داد: «بزرگان قومش… گفتند [او] بشری مثل شماست… و خدا اگر می‌خواست فرشته‌ای می‌فرستاد.» (مومنون، آیه ۲۴) «توسط جنیان تسخیر شده.» (قمر، آیه ۹) «تنها فرومایگان از او پیروی می‌کنند.» (هود، آیه ۲۹) و نوح به ایشان پاسخ می‌دهد: «من از شما پاداشی نخواستم و پاداشم تنها بر خداست.» (یونس، آیه ۷۳) «به شما نمی‌گویم خزاین الهی نزد من است. غیب نمی‌دانم و فرشته نیستم.» (هود، آیات ۳۱ تا ۳۳) که این آیات در واقع بازتابی از دفاعیات محمد است.[۱۵]

در قرآن سوره‌ای به نام نوح وجود دارد. به گفته سوره مد نظر، نوح نزد گناهکاران می‌رود و آنان را به عذاب هشدار می‌دهد. مردم مسخره‌اش می‌کنند و در نتیجه، الله به نوح وحی می‌کند که یک کشتی بسازد. آنگاه طوفان شده و آب همه چیز را غرق می‌کند؛ تنها یک جفت از هر حیوان و آنان که به نوح ایمان آورده‌اند، نجات پیدا می‌کنند. نوح همچنین تلاش می‌کند پسر خود را نجات دهد اما او بر فراز کوهی پناه می‌گیرد و در نهایت غرق می‌شود. نهایتاً کشتی بر کوه جود توقف می‌کند. علاوه بر پسر نوح، همسر او نیز به همراه همسر لوط در میان گناهکاران است. به گفته گایگر، سه عنصر کلی داستان قرآن از آگادا، یکی از متون یهودی، وام گرفته شده‌است: نوح یک پیامبر است، مردم به کشتی می‌خندند و خانواده‌اش با آب داغ مجازات می‌شوند.[۱۶] وحی شدن دستور ساخت کشتی به نوح نیز در آگادا و قرآن مشترک است.[۱۷]

مانند دیگر داستان‌های قرآنی، داستان نوح نیز در ادبیات متاخر اسلامی بسط داده شده، نام دیگر شخصیت‌ها ذکر شده و این داستان را به داستان‌هایی از فرهنگ‌های دیگر، مانند داستان فریدون، پیوند داده‌اند. همسر نوح را واعله نامیده‌اند و گناه او «مجنون» خواندن نوح نزد مردم توصیف شده‌است. مفسران قرآنی با استفاده از کتاب مقدس سه پسر نوح را سام، حام و یافث ذکر کرده‌اند. اسم پسری که در طوفان کشته شد نیز کنعان است که «عرب او را یام گوید.»[۱۸] و بدین ترتیب، بر خلاف کتاب مقدس، نوح در عقاید اسلامی چهار پسر دارد.[۱۹] مطابق قرآن، نوح در زمان آغاز طوفان ۹۵۰ ساله بود که احتمالاً ریشه در بخشی از سفر پیدایش دارد که گوید نوح ۹۵۰ سال عمر کرد. در کل نوحِ کتاب مقدس برای اساطیر اسلامی کاملاً آشنا بوده‌است اما به آن شاخ و برگ بسیار داده‌اند. به عنوان مثال، ثعالبی گوید بدنه کشتی مانند پرنده‌ای بود و در داستانی دیگر، عیسی یکی از پسران نوح را زنده می‌کند تا ماجرا را بازگوید. در قصه‌ای دیگر، خر آخرین موجودی که وارد کشتی شد محسوب می‌شود زیرا ابلیس به دم او چسبیده بود؛ نوح که از آهستگی او بی‌تاب شده، فریاد می‌کشد: «وارد شو، حتی اگر شیطان با توست» و بدین گونه ابلیس نیز وارد کشتی می‌شود.[۲۰]

تعداد افرادی که با نوح وارد کشته شده‌اند در منابع اسلامی بین ۷ تا ۸۰ نفر ذکر شده‌است.[۲۱] این نجات‌یافتگان نوح، ۳ پسرش و همسرانشان و ۷۳ نفر از مؤمنان هستند. روایتی دیگر نوح، همسرش، سه پسرش و همسران آن‌ها را میان نجات پیدا کردگان می‌داند.[۲۲] نسل قابیل طی طوفان منقرض می‌شود اما نوح جسد آدم را با خود وارد کشتی می‌کند و از آن برای جداسازی میان زنان و مردان استفاده می‌کند. حام از این محدودیت تجاوز می‌کند و به عنوان مجازات، رنگ پوستش سیاه می‌شود. کعبه به بهشت و حجرالاسود توسط جبرئیل پنهان می‌شود. کبوتر به دلیل یافتن خشکی پاداش می‌گیرد و به یکی از حیوانات اهلی تبدیل می‌شود. در روز عاشورا، انسان‌ها و حیوانات کشتی پیاده می‌شوند و جشن می‌گیرند و خدا را شکر می‌کنند.[۲۳]

شباهت شخصیت اوتنپیشتیم در افسانه گیلگمش با زندگی نوحویرایش

گیلگمش شخصیتی افسانه ای در فرهنگ سومری است که بعدها به فرهنگ آشوری و بابلی نیز نفوذ کرد این افسانه اولین بار در حدود ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد (بیش از ۴۴۰۰ سال پیش) نوشته شده و در این داستان شخصیتی به نام اوتنپیشتیم وجود دارد که داستان او شباهت انکار ناپذیری با داستان نوح دارد داستان از این قرار است که گیلگمش پس از مرگ انکیدو و رویارویی با واقعیت مرگ، در پی او رفت تا راز جاودانگی را از او بپرسد. معنی واژگانی نام اوتنپیشتیم «او که زندگی را یافت» است.

این شخصیت اسطوره‌ای (اوتنپیشتیم) در افسانهٔ گیلگمش، از سوی اآ (انکی)، یکی از خدایان سومری، فرمان یافت تا یک کشتی بزرگ بسازد. او سپس فرمان یافت همسر و فرزندانش، استادکاران روستا و همچنین نوزاد حیوانات را به همراه دانه‌های گیاهان به کشتی ببرد. توفانی برخاست و همه موجودات زنده را نابود نمود مگر کشتی نشینان را.

پس از ۱۲ روز اوتنپیشتیم پنجره کشتی را گشود تا نظری به اطراف بیفکند و چشمش به برآمدگی کوه نیسیر افتاد. کشتی را ۷ روز متوقف کرد و پس از این هفت روز کبوتری را به پرواز درآورد. کبوتر رفت و جز آب چیزی ندید و برگشت. بار دوم پرستویی را فرستاد اما او نیز برگشت. سرانجام کلاغی را فرستاد اما کلاغ برنگشت.

اوتنپیشتیم تمام حیوانات را آزاد کرد. خدایان از اینکه او نژاد انسان را نجات داد خوشحال شده و او را و همسرش را جاویدان نمودند[۲۴][۲۵][۲۶] ایزدان نجومی در حماسه گیل گمش شخصیت اصلی داستان گیلگمش، ظاهراً شخصیتی تخیلی نیست. غالباً پذیرفته‌اند او پادشاه مقتدر سومربوده است که درحدودشش هزارسال پیش جهت یافتن درخت زندگی یا آب حیات سفری را به سمت سرزمین دیلمون آغاز می‌کند. دیلمون (محل توقف کشتی اوتنا پیشتیم)، سرزمین خدایان یا زندگان جاوید نامیده شده‌است. گیلگمش دراین سفر حماسی بعداز ملاقات با ایشتار وردکردن درخواست مراوده با او به سفر خود ادامه می‌دهد. درالواح گلی سومر باستان ایشتار فرزند اله سین، ایزد ماه است. راس دیگر این تثلیث را شمش یا خدای خورشید تشکیل می‌داده‌است که هردو فرزندان سین به‌شمار می‌رفته‌اند. یکی دیگر از ایزدان نجومی اله سرسبزی یا دوموزی است که در الواح گلی سومر از او نام برده شده‌است.

منابعویرایش

  1. Whybray, “Genesis”, The Pentateuch, 63.
  2. Finkel, The Ark Before Noah: Decoding the Story of the Flood, 240.
  3. Finkel, The Ark Before Noah: Decoding the Story of the Flood, 241.
  4. Van Seters, The Hebrew Bible Today: An Introduction to Critical Issues, 24–26.
  5. Coogan, “The Earliest History”, The Oxford History of the Biblical World, 21.
  6. Van Seters, The Hebrew Bible Today: An Introduction to Critical Issues, 25.
  7. Van Seters, The Hebrew Bible Today: An Introduction to Critical Issues, 25.
  8. Whybray, “Genesis”, The Pentateuch, 65.
  9. Whybray, “Genesis”, The Pentateuch, 65.
  10. Van Seters, The Hebrew Bible Today: An Introduction to Critical Issues, 26.
  11. Halevy, “Noah, In the Aggadah”, Encyclopaedia Judaica, 288.
  12. Heller, “Nuh”, The Encyclopaedia of Islam, 108–109.
  13. Heller, “Nuh”, The Encyclopaedia of Islam, 109.
  14. Hirschberg, “Noah, In Islam”, Encyclopaedia Judaica, 288.
  15. Heller, “Nuh”, The Encyclopaedia of Islam, 109.
  16. Heller, “Nuh”, The Encyclopaedia of Islam, 109.
  17. Hirschberg, “Noah, In Islam”, Encyclopaedia Judaica, 289.
  18. Heller, “Nuh”, The Encyclopaedia of Islam, 109.
  19. Hirschberg, “Noah, In Islam”, Encyclopaedia Judaica, 289.
  20. Heller, “Nuh”, The Encyclopaedia of Islam, 109.
  21. Heller, “Nuh”, The Encyclopaedia of Islam, 109.
  22. Hirschberg, “Noah, In Islam”, Encyclopaedia Judaica, 289.
  23. Heller, “Nuh”, The Encyclopaedia of Islam, 109.
  24. Epic of Gilgamesh
  25. Utnapishtim
  26. http://www.hawzah.net/fa/article/view/5968
  • بی‌آزار شیرازی، باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، ۱۳۸۰ش، ص ۴۶؛ نک: نصرالله، تریخ کرک نوح، ۱۴۰۶ ق؛ نک:ابن کثیر، قصص الانبیاء، ۱۴۱۱ق، ص ۹۳.
  • دینوری، ابوحنیفه. اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدی دامغانی. تهران: انتشارات نی، ۱۳۶۶، چ ۲.