محمود شهابی خراسانی

محمود شهابی خراسانی، از حقوقدان‌های برجسته عصر پهلوی انساني فرهيخته، فقیه، فيلسوفي عالي‌مقام و‎ ‎نامدار و از استادان ممتاز دانشگاه تهران اين مرز و بوم بود. او عمر خود را يك­سره وقف علم و دانش كرد. به واقع، تمام عمر وى را مى‏توان مجموعه سه ‏گانه : « خواندن » ، « نوشتن » و « آموختن » دانست. وي از نسل دانشمندان جامع بود كه در فرهنگ و سنّت خاص ما تنفس كرد و از بيشتر دانش‏ها و معارف متداول در مدارس درسي زمانه‌اش، مانند منطق و اصول و فقه، يا غير متداول و غريب مانند فلسفه و شعر و ادبيات و عرفان، تغذيه و پرورش يافت و در كنار آنها از اخلاق عملي، خودسازي، تقواپيشگي، نوع‏دوستي، تواضع، خدمت و شفقت به خلق نيز غفلت نداشت.[۱۲][۱۳][۱۹]

محمود شهابی خراسانی
1985 Mulhouse.jpg
زادروز۱۲۸۰
تربت حیدریه
درگذشت۱۳۶۵
فرانسه
محل زندگیتهران
ملیت ایران
تحصیلاتدکتری حقوق خصوصی
دانش‌آموختهٔدانشگاه تهران
پیشهحقوقدان، استاد ممتاز دانشگاه تهران
دیناسلام
مذهبشیعه
فرزندانمهندس مسعود، بانو فرخنده و دکتر منصور شهابی
خویشاونداندکتر علی اکبر شهابی

زندگی‌نامه و تحصیلاتویرایش

در سال ۱۹۸۴ میلادی مولوز -فرانسه

استاد محمود شهابی که به شهابی خراسانی هم معروف است  در سال 1321ق/ 1282ش، درتربت‏ حيدريه، در خانواده‌اي كه به دانش و تحقيق و فريادرسي و نيكي به مردم شهره بود، چشم به جهان گشود. پدرش، عبدالسلام، ملقب به شهاب ‏الدين، از دانشمندان روزگار خود و صاحب آثار زیادی بود. [۱۸][۱۹] وي منجمله دو كتاب به نامهای ،، راز عشاق ،، و ،، گنج نهفته،، دارد. [۱۹] .استاد شهابی تحصیلات مقدماتی را در تربت حیدریه درمدرسه نزد اموزگار که خانمی بود فرا گرفت و در مدت شش ماه  الف با و تلفظ کلمات یک دوره کامل قران را آموخت. پس از فرا گرفتن مقدمات فارسی و عربی در سال ۱۳۳۲ ق در سن یازده سالگی مشهد و سپس اصفهان را برای طی درجات بالاتر برگزید . او مقدمات علوم دینی را در محضرادیب نیشابوری و دیگر علوم ، ادبی و فقهی را نزد آیت  الله خراسانی و میرزا حسن موسوی بجنوردی، فرا گرفت و در سن ۲۵ سالگی به درجه اجتهاد رسید. .[۱۹][۱۳][۱۲]

تدریس در دانشگاه تهرانویرایش

استاد محمود شهابی در سال ۱۳۱۰ راهی تهران شد و در این شهر ماندگار گشت. وی در این شهر به تدریس علوم معقول و منقول در مدرسه عالی سپهسالار اشتغال داشت [۱۸]. هم‏دوره‌هاي ايشان، سردار فاخر حكمت، بدیع‌الزمان فروزانفر، محمدحسن شریعت سنگلجی، سید محمد مشکات و محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعرابهار بودند كه در آن زمان، پانزده نفر از اين بزرگان، عضو شوراى عالى فرهنگ بودند. مرحوم شهابى نيز از زمره اين بزرگواران بود.[۱۹] بعد از افتتاح دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۲وی دو رساله خود را به دانشگاه ارائه کرد و در سال ۱۳۱۳به استادی این دانشگاه در آمد و برای تدریس در زمینه حقوق و علوم سیاسی به دانشکده حقوق دعوت شد و به تدریس فقه و حقوق پرداخت. رتبه محمود شهابی در دانشگاه تهران استاد ممتاز بود و نزدیک به نیم قرن به تدریس اشتغال داشت. در دوره دکترای الهیات، مرحوم شهابی استاد کتاب شفا ی ابن سینا بود [۱۷] .استاد در دانشگاه نظامی هم تدریس حقوق میکرد. برادرایشان دکتر علی اکبر شهابی نیز از مدرسین ادبیات و استادان دانشگاه بود [۱۵].

دکتر هوشنگ نهاوندی ( وزیر وقت وزارت علوم و آموزش عالی ) ، پروفسور فضل الله رضا (رییس وقت دانشگاه تهران) و تیمسار سرتیپ جواد صالحیه (داماد وقت استاد شهابی) فرمانده کل پلیس راه کشور

بارها از طرف حکومت وقت کارهايي از قبيل وزارت ‎آموزش و پرورش به ايشان پيشنهاد شد. يکي از پيشنهادها تصور مي‌كنيم که زمان دولت ملي ‎ ‎دکترمحمد مصدق بود. استاد از پذيرفتن عذر خواست و پاسخ داد کاري که از من ساخته‎ ‎است، درس دادن و کتاب نوشتن است. همين‌طور شايد دو سه بار از طريق حکومت دعوت به ‏سناتوری شد که آن را هم نپذيرفت. در اواخر حکومت سابق نامه‌هاي متعددي از ‎طرف وزارت دربار ارسال شده بود که مي‌خواستند خلأ «انجمن شاهنشاهی حکمت و فلسفهٔ ایران» را با حضور ايشان پر ‎کنند. مخصوصاً شهبانو فرح پهلوي چون از سجاياي اخلاقي ايشان شنيده بود، با وساطت دکتر سید حسین‎ ‎نصر و مرحوم دکتر علي‌اکبر شهابي، مصر بود و عاقبت ايشان عضويت افتخاري ‎آن انجمن را پذيرفت. استاد شهابی چندين دوره در شوراي دانشگاه تهران نمايندگي و در شوراي ‎عالي فرهنگ عضويت داشت.

مدتي هم بنا به خواهش دکتر محمد علی هدايتي ـ وزير دادگستري وقت ـ که‎ ‎از دوستان ايشان بود، قاضی تجديد نظر محاکم شرعي بود که پس از مدتی به واسطه گرفتاري‌ هاي زياد‎ ‎علمي از آن استعفا كرد.[۱۲][۱۳] ‎

مقام علمیویرایش

استاد شهابی در علوم متنوع دارای اطلاعات وسیع بود. سید حسن امین نقل می‌کند که بدیع الزمان فروزانفر هر گاه مشکل علمی داشت آن را از محمود شهابی می‌پرسید.

استاد محمد حسین ساکت ، نویسنده،مترجم و پژوهشگر، در باب منطق نگاری به زبان پارسی میگوید: [۱۷] پس از زبان تازی بیشترین و گرانقدرترین نگاشته های علمی ادبی، به زبان فارسی بود و زبان توانمند پارسی به یاری نگارش و گسترش دانشها شتافت و تار و پود دانشهای منطق، ستاره شناسی و غیره را به دست استادان بافت. وی میگوید: استاد شهابی خراسانی از پیشگامان منطق نگاری سره در عصر ما بود. نابودی پارس به دست اسکندر مقدونی سبب پراکنده شدن متون زرتشتی در سراسر جهان شد و یونانیان و مصریان دانش خود را از این متون گرفتند. ایرانیان گذشته از نگاشته های پزشکی در منطق و فلسفه هم آثاری را نوشته بودند و استاد شهابی از تاثیر اندیشه ورزی ایرانیان و یونانیان سخن گفته است . با بنیاد یافتن دانشگاه جندی شاپور به دست خسرو انوشیروان دانشهای فلسفی به زبان پهلوی ترجمه شد. در آغازجنبش ترجمه، آثاری در رشته های منطق و پزشکی به زبان تازی درآمد. اهمیت منطق درباره سرشت منطق و پیوندش با فلسفه بود. نخستین کسی که در دانش منطق تغییراتی پدید آورد و به آن اهمیت کلان داد ابن سینا بود. محمد حسین ساکت میگوید: منطق قدرت میز استدلال درست از نادرست به کار میرود از این رو باید آن را هنر هنرها نامید منطق در پارسی پیشینهای کهن دارد و ابن سینا در دانشنامه علایی شاهکاری در این زمینه ایجادکرده و واژههای پارسی برای منطق آفرید. استاد شهابی نخستین کسی است که به نگارش به فارسی دست زده است، ‘’ خرد سنج ‘’ مجموعه ای است که او در این زمینه پدید آورد، ولی این مجموعه هیچگاه چاپ نشد ( دست نوشته های منطقی ’’ خرد سنج ‘’ در اختیار کتابخانه ملی قراردارد ) [۱۴]. استاد واژههای منطقی به زبان پارسی را از دانشنامه علایی گرفت و پارهایی از آنها را خود آفرید و سپس کتاب

« رهبر خرد» را تعریف کرد، که شاهکاری در منطق است. شهابی که از دانش آموختگان برجسته فقه و فلسفه بود به کاری بزرگ دست زد و به گسترش زبان فارسی در علم خدمت کرد .[۱۳] [۱۷]

دکتر مهدی محقق، استاد فلسفه  میگوید[۱۷]: من در سال ۱۳۲۵ زمانی که تحصیل میکردم و شرح منظومه منطق را می خواندم. در صدد بر آمدم که کتابی بیابم که منطق را به فارسی توضیح داده باشد.سرانجام، رسیدم به کتاب ’’ رهبر خرد’’ این کتاب ،خیلی از مشکلات منطقی که من داشتم را برطرف کرد. سالها بعد من با مرحوم شهابی بیشتر آشنا شدم.  وی در سال ۱۳۴۶یک جلد رهبر خرد را خوشنویسی کرد و به من داد. در همان وقت به همکار ژاپنی من، پروفسور ایزوتسو، یک جلد از این کتاب را داد. ایزوتسو گفت: این بهترین کتابی است که من در منطق دیدم.او سپس تقریراتی به زبان ژاپنی بر این کتاب نوشت[۱۷][۱۳] در دوره دکترای الهیات، مرحوم شهابی استاد شفای ابنسینا بودند و من کتاب شفا را نزد ایشان خواندم.

عبدالله انوار در باره استاد شهابی میگوید [۱۷] : استاد به قدری مسئله قضاوت در اسلام را دقیق بحث میکردند، که من فهمیدم این کار باید واجب کفایی باشد. در فرهنگ اسلامی نظر به دو چیز است علوم عقلی و علوم نقلی. استاد شهابی در هر دو فقیه بودند . فقهی که ایشان به ما درس میداد آنقدر دقیق بود که از مراجع هم کاملتر بحث می کرد. چیزی که در وی خیلی معروف شده مسئله منطق و کتاب رهبر خرد است که یکی از دو کتابی است که در فارسی درباره منطق نوشته شده است.

استاد در فقه کتابی دارد به نام ‘’ادوار فقه ‘’ ( در ۳ جلد ) که در زمینه فقه شاهکاری است ،استاد معتقد است که فقه امری است که باید دائماً تحول پیدا کند چون بر اعمال انسانی نظارت میکند. اعمال انسانی دائما در حال تغییر هستند و فقیه هم باید دائماً از لحاظ آشنایی با قواعدی که میخواهد اثبات کند با مردم در تماس باشد. چند چیز بر فقیه واجب است یکی زبانشناسی فقیه که باید به زبان روز جامعه باشد چنانچه خیلی از اتفاقاتی که زمانی وجود داشت، امروز وجود ندارد. امروز ما در باب بردگی حکم فقهی نداریم. امروز روابطی که انسانها باهم دارند روابط انسان قرن پانزدهم نیست و تفاوت زیادی با آن نوع رابطه دارد. فقه را اگر با منطقش قبول نکنیم تبدیل به علمی می شود که مردم را زده می کند. [۱۷][۱۳]

بانو فرشید افشار پژوهشگر ـ حقوقدان مینویسد[۱۶]: تبحر و تسلط استاد بر اصول و قواعد فقه و وسعت معلومات آن‌ جناب در رشته‌های متعدد علوم ادبی و منطق وفلسفه و کلام و دیگر علوم اسلامی بر هیچکس پوشیده نیست. مطالب و مباحث دقیق و مشکل اصول و قواعد فقه را با بیانی دلپذیر ایراد می‌فرمایند و محضر ایشان برای دانشجویان بسی مغتنم است. دانشجویان با رغبتی خاص در کلاس ایشان حاضر می‌شوند و خطاب استاد به شیفتگان تدریسشان «علماء اعلام» است که با لحن شیوایی ادا می‌شود. دانشجویان ایشان را به بزرگ اندیشی و صفات درخور تمجید می‌شناسند. توجه و علاقه ایشان به پیشرفت در امر تحصیلی دانشجو و آرزوهایشان در سیر کمال او، در خور سپاس و تحسین است و شاید هیچ عبارت و کلامی در خور این سپاس یافت نشود عمر استاد سراسر مشحون از افتخار معنوی و ارشاد و تدریس دانش پژوهان بوده و در شبستان ادب گویای این شعر بوده‌اند.

هرگز شنیده‌ای که بسازد کسی بسوزما ساختیم خرم و خوشدل که سوختیم

بانو افشار ادامه میدهد: مقام علمی استاد با نفوذ معنویت، مورد توجه دانشجویان بوده و فروزش راه روشنشان مشعل فروزان پژوهندگانی است که در کسب کمال و دانش به‌ دنبال خیر و صلاح و نجاح می‌گردند. آرزو می‌کنیم، نسل ما در راهی که استاد پوئیده گام بردارد ، گامهایی مطمئن و سریع٫ چه، استاد با دیروز درخشانی مشعل دار علم امروز ماست و ما وظیفه‌ داران سر زمینمان که باید فردایمان را درخشان سازیم ضروری است در راهی که او پیموده گام برداریم.

احمد مهدوی دامغانی مینویسد ‘’ براستی بسیار جای تأسف است که آقای شهابی تا حدی مجهول القدر مانده است وشاید طبقه فاضله کنونی چه از جوانان و دانشجویان از شناخت فی الجمله ایشان بی بهره باشند ‘’ . [۱۴] [۱۵]

کنفرانس در خارجویرایش

استاد شهابى در دو كنفرانس اسلامى كه خارج از ايران برگزار شد، حضور داشت و سخنرانی‌ های تحسین‌ برانگیز و ارزنده‌ای ایراد کرد:[۱۹][۱۶]

اول ـ كنفرانسى كه سال 1376ق به دعوت دانشگاه پنجاب درلاهور تشكيل شد ودكتر معين نيز در آن حضور داشت. همچنين نزديك به چهل هيئت نمايندگى از چهل كشور از بيشتر مناطق مهم جهان در آن شركت كرده بودند.

دوم ـ كنفرانسى در بیت‌المقدس «اورشلیم » كه خطابه ‏هايى با موضوع فلسطين و الجزاير در آن مطرح شد و استاد به عنوان نماينده مرحوم سید حسین طباطبايی بروجردی در آن حضور يافت. در آن هنگام، هنوز بخش اعظم اورشلیم به اشغال اسرائيل درنيامده بود.

همسر و فرزندانویرایش

همسر استاد شهابی دختر دکتر « ابولحسن‌ خان معتمدالاطبا » بود‎. ‎خاندان او از تجار خوشنام، دانش‌پرور و فريادرس مردم بودند. او جزو اولين گروه زنان‎ ‎بود که به دبيرستان مي‌رفتند ، زبان فرانسه را هم خوب مي ‌دانست و تحصيلات بالايي داشت‎. ‎

بانو فرخنده شهابی مینویسد:[۱۳] وقتي استاد به خواستگاري مي‌رود، خانواده خانم که تهراني بودند، استاد را که شهرستاني‎ ‎بود و نشناخته بودندش، قبول نمي‌كنند. بنا به گفته خانم «راضیه سدیدی» روزي در خيابان در ‎پشت شيشه يک کتابفروشي کتاب «رهبر خرد» استاد را مي‌بيند و با خود مي‌گويد اگر اين‎ مرد توانسته خرد را رهبري کند، حتماً رهبر خوبي براي من و فرزندان آينده من خواهد ‎بود. خانم داراي شخصيت بسيار قوي بود و در زمان مرحوم پدرشان هنوز نام خانوادگي مرسوم نبود، ‎بعداً که اقوامشان اسم «ستوده تهراني» را انتخاب کردند، او براي خود نام «‎سديدي» را برگزيد که به قول خودش معني محکم مي‌دهد. بعد‎ ‎از ازدواج بااستاد ايشان متمايل شد که تحصيلات خود را ارتقا دهد وچندین اثر منجمله کتاب «خودشناسي براي خداشناسي» ازخود بجا گذاشتند. نتیجه این ازدواج ۳ فرزنداست: [۱۲] [۱۳]

علاقه بوطنویرایش

در چهل سالگی تهران - ایران

استاد شهابی به وطن خود ايران و تاریخ باستان این سرزمین عاشقانه مهر مي‌ ورزيد و هميشه‎ ‎اين گفته پيغمبر اسلام حضرت محمد را يادآور مي‌شد « حب الوطن من الايمان » او میگوفت اگر وطن نداشته باشيم، دين خود را هم به راحتي نمي‌توانيم داشته باشيم‎.

دکتر منصور شهابی میگوید [۲۰]: زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸– ۱۹۸۰) در روز حمله صدام حسین و اعراب به ایران در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ میلادی ، استاد که مریض بودند بقدری ملتحب و شوریده حال شدند و حالشان چنان خراب شد که من مجبور شدم پدرم را چند روزی در بیمارستان بستری کنم . پدر باصدایی ضعیف مرتب تکرار میکر د ' پروردگارا ایرانیان و ایران زمین را حفظ کن '

استاد همیشه نزدیکانش را به  استفاده از پارچه های کازرونی کار وطن بود بجای پارچه های انگلیسی تشویق می‌کرد و خودش هم همیشه از پارچه های بافت ایران استفاده می‌کرد. استاد بسيار ساده زندگي مي‌كرد و ساده مي‌ پوشيد و تنها استادي بود که کلاه شاپو‎ ‎به سر مي‌ گذاشت و کتی بلند مي‌ پوشيد او هميشه شال گردن و عصايي ‎در دست داشت. در اتاقي که روزهاي جمعه و گاهي هم عصر پنج‌ شنبه و عيدهاي ملي و‎ ‎مذهبي ميزبان ، ميهماناني از کارمند جزء اداره گرفته تا وکيل و وزير و امراي ارتش‎ ‎بود، به جز هزاران جلد کتاب و صندلي‌ هاي چوبي که دور تا دور کتابخانه اش چيده شده بودند، تجمل ‎ديگري نداشت. در اواخر حتي تخت‌ خوابش را هم به اتاق کتابخانه منتقل کرده بود.[۱۳][۲۰]

آثارویرایش

مرحوم شهابي در ابياتي سروده است:[۱۹]

به منطق رهبري كردم خرد را...نوشتم دوره‌هاي فقه‏داني
ز عرفان و اصول و فقه و حكمتبديع و هم بيان و هممعاني
ز تاريخ و ادب،تفسير وتحديثبكردم حل مشكل گر بخواني
به توحيد و نبوت هم امامتحجج آورده‌ام محكم مباني
غزل‏ها و قصايدنغز و پرمغزچه خود گفتم چه گرداندم زباني

استاد محمود شهابی تالیفات و آثار بسیاری از خود به زبانهاي فارسي، عربي و انگليسي به یادگار نهاده که می‌توان : ادوار فقه (سه جلد، ۱۳۶۲)؛ رساله «بود و نمود» (در فلسفه، ۱۳۳۲) مشتمل بر چند مبحث از مباحث ماهیت و وجود [۵]، رهبر خرد (در منطق، ۱۳۱۳) ، تصحیح چندین اثر از ابن سینا ، فصلی از کتاب [۱] Islam The Straight Path از پروفسور Kenneth W. Morgan استاد Colgate University بنام شيعه ،، Shi’a ،، فصل ۵ از صفه ۱۸۰ تا صفه ۲۲۴ که در بعضي از دانشگاه‌ هاي دنيا تدريس میشود. این كتاب به چند زبان دیگر نیز ترجمه شده است [۱۳][۱۲] ، و کتاب ،، زنده عشق ،، [۵] آخرین اثر ایشان که در خارج از کشور و در اواخر عمر با نیت نوشتن نوعی شرح‌ حال و زندگینامة آغاز می‌شود، اما به‌ طور کلی متن آن دربارة عشق، عشق انسان به کمال، تجرد نفس و فطرت و خداشناسی است و در اثنای این مطالب، داستان‌ها و خاطره‌هایی گوناگون هم نقل شده است. را یاد کرد.

  1. ادوار فقه
  2. تقریرات اصول
  3. تعلیقات بر شرایع الاسلام
  4. سیر و تحول اصول فقه
  5. رساله بود و نمود
  6. قاعده لاضرر
  7. رهبر خرد
  8. ترجمه کتاب عظمت محمد(ص)
  9. فاروق یکم
  10. قواعد فقه
  11. شرح مبدأ و معاد ابن سینا
  12. خردسنج
  13. رساله بیم و امید: در شرح حدیث من سئل عن التوحید
  14. تصحیح التنبیهات و الاشارات ابن سینا به انضمام لباب الاشارات فخر رازی
  15. مقدمه بر روان‌شناسی ابن‌سینا
  16. شذرات
  17. ظل اللممدود فی أمّهات مباحث الوجود
  18. مشرح الفؤاد فی ترجمة السید الداماد
  19. فروغ ایمان
  20. شیعه
  21. اجر الفلک فی تفسیر سورة الملک
  22. شرح قصیده طغرایی
  23. زنده عشق[۱]

در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ کلیه آثار استاد شهابی از سوی اداره کل کتاب های نادر ونسخ خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ظبط شده است. مجموعه ای که در لا بلای آن برخی آثار منتشر نشده استاد مثل ،، فرهنگ اصطلاحات حقوقی،، بچشم میخورد، همچنین دست نوشته های منطقی وی همچون’’ خرد سنج ‘’ و ‘’ دانش سرا ‘’ نیز در اختیار کتابخانه ملی قرار گرفت. [۱۴]

قابل ذکر است که یکسال پس از فوت استاد در سال ۱۳۶۵ (ش ) در فرانسه فرزندان استاد مجموعه کتابهای، کتابخانه شخصی، استاد شهابی را که منجمله شامل بسیاری از کتابهای خطی و نادر هم بود توسط وکیلشان مرحوم آقای دکتر آذریان وکیل درجه یک دادگستری به کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی هدیه کردند.

شاگردانویرایش

حقوقدانان ، قضات عالی رتبه و وکلا که از سال ۱۳۱۸ به بعد دانشکده حقوق تهران را بپایان رسانده اند افتخار شاگردی ایشان را داشته‌اند.

از شوخی های او به قضات فارغ التحصیل این بود که می گفت:[۱۲]

قاضی شدن چه آسان ! انسان شدن چه مشکل !

حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنکی ( در سال ۱۳۹۵ ) در مورد استاد میگوید: تردیدی نیست، استادشهابی قطعا به علم حقوق معاصر ایران حق بزرگی دارد. وی در یک روایت در دوران تدریسش سالی ۴۰ حقوقدان تربیت کرده است [۱۷].

مثل بانوان و آقایان :


شعر و شاعریویرایش

وی به مانند پدر خود که شهاب تخلص داشت شعر می‌سرود و تخلصش،، استاد ،، بود. بیت زیر یکی از غزلیات پدر اوست :[۴]

برآ ای مهر تابان تا گریزندچنین موشان که با گردون ستیزند


و استاد شهابی میگوید:[۱۳]

شکر لله که به عشق تو سرافراز شدیم عشق‎ ‎سوزان تو را درخور و دمساز شديم
خام اگر پخته شد و سوخت به فرجام ز عشق پختگي بود که ما سوخته ز آغاز شديم
‎‎
عشق ار اعجاز کند زنده يقين عظم رميم جاودان زنده چو «استاد» ز اعجاز شديم


و بلاخره هیچ نوشته‌‌اي نمي‌تواند وصف حال استاد شهابی را به‌خوبي يکي از آخرين اشعار خود او توصيف نمايد:[۱۲][۱۳]

عمرم اکنون فزون ز هشتاد استچيزها از گذشته‌ها ياد است
بارها اين تن و همه اندام متبّدل شده‌ ست چون ايام
همه اجزاي تن شده تجديد نيست اين گفته درخور ترديد
آنچه باقي است در همه احوال وان بود مبدأ همه افعال
آن همان است کش تو «من» خوانيوان که خود را بدان تو «خود» داني
آن روان است و نفس پاک از ج‍‍‍‍سم «روح» و « عقل »است هم مر آن را «اسم»
جسم نبوَد که آيدش تحليل نيست صورت که تا شود تبديل
چون به خود آمدم کنون دانم وين سخن از زبان جان خوانم
من همانم که بودم و هستم ني تن و سر، نه پايم و دستم
ز اخشيجان ني‌ام، نه هم خاکم عرشي‌ام، پاک‌تر ز افلاکم
تابشي ز آفتاب مکنونم جلوه‌اي از جمال بي چونم
پاک و عريانم از عوارض جسم به من آموختند آن همه اسم
ذره‌ام، قطره‌ام، نمم از يم موج يا سايه‌ام؟ نمي‌دانم
آنچه دانم که من ني‌ام از خود هم به خود نيستم، يقينم شد
هستي از خود نيافتم به يقين من نپايم به خود، همين و همين
هستي از ديگري رسيد به من هم به او هستمي بدون سخن
پيش از اين هيچ بودم و نا بود بي خبر آمدم چنين به وجود
من نبودم، کنون نباشم هم اين سخن روشن است، ني مبهم
بارالها، کرامتي فرما بعد از آن هم ز رحمتت بر‎ ‎ما
خودشناسم کن و خداي‌شناس تا شود «هستي‌»ام بزرگ سپاس


در عرصه روزنامه‌نگاریویرایش

محمود شهابی در دهه بیست تا سی شمسی مجله ایمان را منتشر می‌کرد و نویسندگان مشهوری چون مهدی بازرگان در این نشریه دینی و مذهبی و اجتماعی قلم می‌زدند.[۲]

درگذشتویرایش

استادشهابی هفت سال آخر زندگیش را در فرانسه در نزدیکی یکی از فرزندان خود دکتر منصور شهابی و خانومش کلود شهابی ( Claude Chehabi ) زندگی کرد[۱۵]. در این دوران کتاب ،، زنده عشق ،، را که در زمان ۳ ماه اقامتش درشهر گلندل نزدیک لوس آنجلس ( امریکا ) و بعداز آن پیش پسر بزرگش مهندس مسعود شهابی درکورت مادرا از شهرکهای شهرستان مارین کانتی در حومه سن فرانسیسکو [۱۱] شروع به نوشتن کرده بود در شهر مولوز ، فرانسه باتمام رساند ، این کتاب بعد از فوت ایشان در تهران بچاپ رسید [۱۱]

استاد در مرداد سال ۱۳۶۵ ش ( ژویه ۱۹۸۶ میلادی ) و در سن ۸۵ سالگی در مولوز ، فرانسه زندگی را بدرود گفت. آرامگاه استاد شهابی درپاریس در قبرستان پاریسی تیي Cimetière parisien de Thiaisدر « آرامگاه خانوادگی شهابی » و در قسمت مسلمانان منطقه ۱۰۱ است. [۱۱]،[۱۲]

یک جهان دانش و خرد افسوس ازفروزندگی بشد خاموش


دکتر علی اکبر شهابی ۸ مرداد ۱۳۶۵:[۱۲]

منابعویرایش


پانویسویرایش

  1. امین، «یادی از استاد محمود شهابی»، ص۹؛ مرسلوند، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ۱۳۷۶ش، ص۱۳۵–۱۳۶
  2. روضه خوانی از نگاه دیگر، مهدی بازرگان، شیعه نیوز به نقل از مجله ایمان، دی ۱۳۲۳، شماره ۱۰، صفحهٔ ۱۹