باز کردن منو اصلی

درگاه اصلی   رده‌ها و موضوعات   ویکی‌پروژه

به درگاه طبرستان خوش آمدید
تبرستون ِپورتال ره خِش بمونی


طبرستان
طبرستان
طبرستان، تبرستان، تپورستان، تپوریه یا تپوران بخشی از سرزمین‌های میان کوه‌های البرز و دریای مازندران اطلاق می‌شده‌است و از لحاظ جغرافیایی شامل استان مازندران و بخش‌هایی از استان‌های گلستان، شرق و شمال تهران، شمال سمنان و البرز می‌شده‌است. از قرن دهم نام مازندران بر این سرزمین گذاشته شد. تا پیش از آن مازندران سرزمینی نیمه‌اساطیری محسوب می‌شد که در شاهنامه و دیگر حماسه‌ها و اساطیر ایران نامش رفته بود؛ اما طبرستان همیشه خطه‌ای تاریخی محسوب می‌شده‌است. تا بیش از یک سده پس از تازش تازیان بازماندگان ساسانیان در طبرستان با عنوان اسپهبدان فرمان می‌راندند. منسوب به طبرستان را امروزه طبری (یا تبری) می‌خوانند.

بیشتر...

نوشتارهای خوب و برگزیده

Tabaristan rebellion.png

شورش طبرستان یا قیام عمومی طبرستان به آن دسته از شورش‌ها و نبردهای مردم طبرستان و مناطق پیرامون آن اشاره دارد که به رهبری اسپهبدان این سرزمین از سال ۱۶۸ هجری قمری تا ۱۸۹ هجری، علیه عباسیان رخ دادند.

۲۵ سال پس از خودکشی اسپهبد خورشید و انقراض گاوبارگان، با بالا رفتن نارضایتی‌ها از عمال خلیفه‌های عباسی، مردم به اسپهبد قارنوندیان، ونداد هرمز، رجوع کردند و از او خواستند تا رهبریشان را برای قیام برعهده گیرد. وی پس از مشورت با دیگر اسپهبدان، از دودمان‌های پادوسپانیان، باوندیان و مصمغان، این درخواست را پذیرفت و در روزی از پیش مشخص شده، شورش بزرگی علیه خلافت عباسی شکل گرفت و مردم طبرستان و رویان در این روز پادگان‌ها را فتح نمودند و نظامیان عرب را به قتل رساندند. مورخین از این روز به عنوان «روزی که طبرستان از عمال خلیفه خالی شد» یاد می‌کنند.

پس از قتل‌عام عرب‌ها و نایبان خلیفه در طبرستان، خلافت عباسی سلسله نبردهایی برای بازپس‌گیری طبرستان آغاز کرد. خلیفه مهدی عباسی خواستار مرگ ونداد هرمز و آوردن سر او به بغداد بود، ولی هیچ‌کدام از سردارانش موفق به این کار نشدند و سرانجام ولیعهد او توانست با اعلان آتش‌بس و انعقاد پیمانی، ونداد هرمز را همراه با خود به بغداد، پایتخت خلافت، ببرد. در طول این مسیر بود که مهدی عباسی درگذشت و هادی عباسی به مقام خلافت رسید. ونداد هرمز تا اواخر حکومت هادی در بغداد ماند، ولی نهایتاً به طبرستان بازگشت. سرانجام در دوران خلافت هارون‌الرشید، با حضور شاهزادگان طبرستان به عنوان گروگان در بغداد، در سال ۱۸۹ هجری، شورش‌های طبرستان به صورت کامل متوقف شدند.

پس از اقدامات هارون‌الرشید اوضاع آرام شد و در زمان مأمون طبرستان تحت امر طاهریان درآمد، ولی چندی نگذشت که اسپهبد وقت قارنوندیان، مازیار، علم شورش برپا کرد و به جنگ علیه خلافت و امیران طاهری پرداخت. اما نهایتاً شکست خورد و اعدام گشت. پس از شکست‌های پیاپی اسپهبدان، مردم طبرستان به شورشیان علوی مهاجر روی آورده و در اتحاد با داعی کبیر دولت علویان طبرستان را ساختند.

زندگی‌نامه خوب

Iren-actress.jpg

ایرن زازیانس (ارمنی: Իրեն Զազյանց; با نام هنری ایرن زادهٔ ۲۰ مرداد ۱۳۰۶ – درگذشته ۷ مرداد ۱۳۹۱) هنرپیشهٔ ایرانی ارمنی‌تبار تئاتر، سینما و تلویزیون بود. ایرن اهل بابلسر در استان مازندران بود. او بازیگری را از تئاتر فردوسی آغاز کرد. در سال ۱۳۲۹، به دعوت نوشین و لرتا، ایرن به جمع بازیگران تئاتر سعدی در برنامه افتتاحیه این تئاتر پیوست و در نمایش‌های شنل قرمز، بادبزن خانم ویندرمیر و چراغ گاز بازی کرد. وی سپس به سینمای ایران راه یافت و تا زمان انقلاب در حدود ۳۰ فیلم سینمایی بازی کرد که از بین آنها می توان به فیلم‌هایی همچون چشم به راه، قاصد بهشت، چشمه آب حیات و مروارید سیاه، محلل، بلوچ، برهنه تا ظهر با سرعت و خروس اشاره کرد. وی با کارگردانانی چون خسرو هریتاش، ساموئل خاچیکیان، اسماعیل کوشان، مسعود کیمیایی، امیر نادری و شاپور قریب کار کرد. او در سریال‌هایی چون «سلطان صاحبقران» و «هزاردستان» هر دو ساخته علی حاتمی هم نقش‌آفرینی کرد. ایرن پس از انقلاب در سال‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ در دو فیلم «خط قرمز» کیمیایی و «جایزه» علیرضا داودنژاد بازی کرد. آخرین تصویر ایرن در فیلم «شیرین» (عباس کیارستمی، ۱۳۸۷) بر پرده نشست. بسیاری از ایرانیان بازیگری او در سریال تلویزیونی سلطان صاحبقران و تخت ابونصر را به خاطر دارند. وی پس از انقلاب ۱۳۵۷ از ادامه فعالیت‌های هنری خود بازماند و اجازه نیافت که بر پرده سینما دوباره ظاهر شود. این هنرمند که سابقه نقش آفرینی در ۲۶ فیلم سینمایی، چهار سریال تلویزیونی و چندین تئاتر را در کارنامه خود داشت، پس از ناامید شدن از بازگشت به بازیگری، در دوره‌های آموزشی زیبایی و پوست شرکت کرد و این کار را برای امرار معاش در پیش گرفت.

شهرها

P Gorgan.svg

گرگان که سابقاً استرآباد نام داشت، شهری است که مرکز استان گلستان می‌باشد. این شهر دارای تنوع قومیتی فراوانی است ولی بومیان آن از مردم طبری هستند. این شهر در منطقه باستانی جرجان حضور داشته و از مناطق پراهمیت طبرستان بوده‌است. شهر گرگان و منطقه پیرامونش از نیمه سال ۱۳۷۶ خورشیدی از استان مازندران جدا شده و به صورت رسمی به استان گلستان موسوم شدند. مازندرانیان گرگان با لهجه گرگانی سخن می‌گویند. ترکمن‌ها، سیستانی‌ها، فارس‌ها، ترک‌ها و... هم‌اکنون در این شهر حضور گسترده دارند.

مکان‌های گردشگری

خانه نیما یوشیج.JPG

خانه نیما یوشیج نام موزه‌ای است که خانهٔ آبا و اجدادی نیما یوشیج در آن بوده و او را در حیاطش تدفین کرده‌اند. نیما یکی از اخلاف پادوسپانیان است. وی پیش از انتخاب نام «نیما»، که از شاهزادگان پادوسپانی گزیده شده، نام «علی اسفندیاری» داشت. وی شعر نو را در زبان فارسی ساخت و علاوه بر آن اشعاری به زبان طبری نیز سروده است.

خانهٔ نیما در سال ۱۲۰۷ هجری قمری توسط ناظم الایاله در محله لالوی یوش در شهرستان نور ساخته شد. این بنا دارای ۳ ورودی، شاه‌نشین و اتاق‌های زیادی است. خانه نیما یوشیچ با داشتن آجرکاری و گچ‌کاری‌های زیبا از جاذبه‌های گردشگری استان مازندران به شمار می‌آید

مدال آوران المپیک

Shamseddin Seyedabbasi.png

سید شمس‌الدین سیدعباسی (۱۳۲۱ در شمشک - ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ در تهران) کشتی‌گیر آزادکار سابق قصرانی است که برندهٔ یک مدال برنز المپیک، یک مدال طلا و یک مدال نقرهٔ قهرمانی جهان و یک مدال طلای بازی‌های آسیایی را به دست آورده است. وی همچنین یکی از مربیان تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۸۵ و ۱۹۸۹ بود. شگرد اصلی سیدعباسی فن فیتیله‌پیچ بود و به آقای فیتیله‌پیچ و استاد فیتیله‌پیچ شهرت داشت. وی با همین فن در ۱۹ سالگی آیدین ابراهیمف قهرمان وقت جهان را در سال ۱۹۶۳ (۱۳۴۲) در جریان دیدار دوستانه ایران و شوروی ضربه فنی کرد. سیدعباسی از آن سال تا ۱۳۴۶ چندین بار قهرمان ایران در وزن‌های ۵۷ و ۶۳ کیلو شد و در ۱۹۶۷ به عضویت تیم ملی درآمد و تا سال ۱۹۷۲ عضو پیوسته تیم ملی کشتی آزاد ایران بود. در المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی با ۵ برد از جمله ۲ ضربه فنی، یک مساوی برابر انیو تودوروف بلغار و یک باخت از ماساکی کانکوی ژاپنی به مدال برنز وزن ۶۳ کیلوگرم رسید.

نوشتارهای برگزیده

نگارهٔ برگزیده

غذاهای محلی

یک کاسه دوشاب خرمالو

دوشاب خرمالو (به مازندرانی: خُرمادی دِشو یا خَرمِندی دِشو) نوعی دوشاب محلی مازندران است که انواع مختلفی دارد. این خوراکی دارای مواد معدنی کلسیم و ویتامین آ می‌باشد و برای شُش، مجرای ادراری، سینوس‌ها و روده‌ها و چشم مفید است.

نگاره‌های برگزیده جانوران بومی

Australia green tree frog (Litoria caerulea) crop.jpg

قورباغه درختی سبز (به طبری: داروگ) قورباغه‌ای از خانوادهٔ قورباغه‌های درختی (Hylidae)، از جنس لیتورا (Litoria) (قورباغه‌های برگی استرالیایی) است. در باورهای محلی این حیوان هرگاه کشته شود یا آواز بخواند، باران می‌بارد. از این مسئله در شعری فارسی به نام «داروگ» از نیما یوشیج استفاده شده که دارای شهرت بسیاری می‌باشد.

گفتار برگزیده

که مازندران شهر ما یاد باد
همیشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش همیشه گلست
به کوه اندرون لاله و سنبلست
هوا خوشگوار و زمین پرنگار
نه گرم و نه سرد و همیشه بهار

_ فردوسی

ضرب‌المثل

Wikiquote-logo.png

چپون که دزد بوه ورگ علاج‌کور نی
چوپان که دزد باشد، نمی‌توانی جلوی گرگ را بگیری.

آیا می‌دانید

سراسرنمای برگزیده

نظرخواهی‌های مرتبط با طبرستان

Two-people-talking-logo.jpg

درگاه‌های وابسته

در دیگر پروژه‌های ویکی‌مدیا