باز کردن منو اصلی

ری (Rey) در شاهنامه کشور قارن است و قارن از متحدان نوذر پادشاه ایران بود که توسط افراسیاب اسیر سپس کشته شد. قارن وقتی آخرین شب با نوذر ملاقات داشت به او گفت تصمیم دارد امشب مخفیانه بسوی پارس برود بهانه‌اش هم این بود که لشکر توران بجانب پارس شتافته‌است تا شبستان و روی‌پوشیدگان سپاه ایران را تصاحب نمایند.

ری
چهارطاقی یا آتشکده ری‌باستان
اطلاعات کلی
نامری
نوعشهر دژ
نام‌های دیگررغه، راگا
پایتختقارن به استناد شاهنامه
موقعیتتهران فعلی
ملیتایرانیان
شناخته شدهموطن موبدان یا مغان باستان
دیرینگیپیش از میلاد
نشان تمدنیاز شهرهای باستانی

پیشینه ری باستانویرایش

روایات متأخر قرون وسطا به تقریب متفقند که زرتشت از سرزمین ماد بوده‌است ولی دربار ویشتاسپ، حامی وی که در عرصه وعظ و تبلیغ او بود، در بلخ با طوس قرار داشته. ضمنا زادگاه پیامبر را گاهی آذربایجان و گاهی ری ذکر کرده‌اند[۱]. در اوستا یسنه ۱۸ و ۱۹ حتی روایتی وجود دارد که خود زرتشت یا جانشین او فرمانفرمای ری بوده‌است. قبیله مغان که موبدان مبلغ تعلیمات زرتشت از میان ایشان انتخاب می‌شدند، از ری بوده‌اند

تصرف ری در شاهنامهویرایش

نوذر نیز از پس قارن شبانه از دهستان بهمراه ۱۲۰۰ سوار برفت ولی افراسیاب روز بعد نوذر و همه همراهانش را در بیابان دستگیر و در بند کرد. شکستی که در یکی از جبهه‌های نبرد توسط قارن به لشکر توران رسیده بود شاه ترکان افراسیاب را بر آن داشت تا انتقام بگیرد به همین سبب فرمان داد نوذر را خیمه بیرون آورند تا در حضور سپاه به قتل رساند و همین کار را کرد گردن شاه ایران را زد.

افراسیاب قصد داشت ۱۲۰۰ اسیر که برخی از ایشان از خاندان سلطنت بودند را نیز بکشد ولی باز اغریرث مانع کار شد و از برادر خواست اسراء را به وی سپارد تا با گذشت زمان در بند هلاک شوند و افراسیاب پذیرفت. شاه ترکان[۲] بعد از این فرمان، فرمان حمله به ری را صادر نمود

چو این کرده شد ساز رفتن گرفتزمین زیر اسپان نهفتن گرفت
ز پیش دهستان سوی ری کشیداز اسپان به رنج و به تک‌خوی کشید
کلاه کیانی به سر بر نهادبه دینار دادن در اندر گشاد

مصرع اول بیت سوم چنین می‌نماید که شاه ترکان موفق به تصرف کل ایران و تاج کیانی که مخصوص شاهان ایران بود بر سر نهاده و پادشاه بی‌رقیب ایران شده‌است و حتماً هم ری که یکی از تمدن‌ها کهن ایران بود را نیز تصرف نموده پایتخت خویش قرار داده‌است. حکیم طوس فردوسی گرچه بجز کشته شدن نوذر از مرگ دیگر برزگان ایرانی نظیر قارن، شاپور، تلیمان، گرشاسپ یادی نمی‌کند ولی در تاریخ ایران‌باستان چنین حمله وحشتناکی به ایران نشده بود از فحوای کلام فردوسی و متون شاهنامه می‌توان فهمید که همه بزرگان ایران آندوران از دم تیغ افراسیاب گذشته‌اند و تقریباً آثاری از خاندان بزرگ ایرانی بر عرصه خاک باقی نمانده‌است.

در تائید این مطلب یعنی قرار گرفتن ری به پایتختی افراسیاب، ابیاتی دیگر آمده بدین منوال که چون دو فرزند نوذر، توس و گستهم پیش تصرف آمل شبانه گریختند ماموریت داشتند تا خانواده سلطنتی را که در پارس بودند از اسارت نجات دهند. ولی ظاهراً فقط خودشان از اسارت نجات یافتند که بزودی خبر قتل پدرشان نیز بدیشان رسید و آنها چاره یا جای امنی در ایران نیافتند لذا با گروهان خویش بجانب زابل رفتند تا از زال یاری بطلبند. متون از یاری شاه زابل می‌گوید و اهتمام به رهایی ۱۲۰۰ تن اسیر را دارد و به همین خاطر دواطلبی از میان سرداران برای این ماموریت خطیر می‌طلبد و کشواد حاضر به انجام آن می‌گردد. از آن طرف اغریرث که زندانیان را در بند داشت طی مراوداتی آماده رهایی ایشان شده بود و فقط برای رد گم کردن از زال خواسته بود تا یک حمله صوری به آمل یا ساری محل حبس اسیران بنماید تا اغریرث باز بطور صوری متواری شده تا ایرانیان بدون مانع بیایند و ۱۲۰۰ تن را رها کنند. اعتماد به بخش از ابیات مشکل است.

کز ایران چو دستان آزاد مردبیایند و جویند با وی نبرد
گرانمایه اغریرث نیک‌پیز آمل گذارد سپه را به ری
مگر زنده از چنگ این اژدهاتن یک جهان مردم آید رها

پانویسویرایش

  1. ری نزدیک تهران کنونی، در ماد شرقی
  2. حکیم طوس استثناً در این موضوع افراسیاب را بجای شاه توران شاه ترکان خطاب می‌نماید

منابعویرایش

  • دیاکونوف، ایگور میخائیلوویچ (۱۳۸۶). تاریخ ماد. ترجمهٔ کریم کشاورز. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۴۵-۱۰۶-۵.
  • شاهنامه فردوسی. از نسخه مسکو. نشر محمد. (صفحه: ۹۱). شابک ‎۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵

پیوند به بیرونویرایش