علی‌اصغر حکمت

دیپلمات، مترجم، نویسنده، و سیاست‌مدار ایرانی

علی‌اصغر حکمت (۲۶ مرداد ۱۲۷۱[۱] روستای پیراشکفت فارس – ۳ شهریور ۱۳۵۹ تهران)، سیاست‌مدار، ادیب، شاعر، نویسنده و مترجم معاصر ایرانی بود. وی در مقام وزیر معارف در دوره رضا شاه پهلوی نقش مهمی در توسعه آموزش نوین در ایران ایفا کرد. او نخستین رئیس دانشگاه تهران و بنیان‌گذار کتابخانه ملّی ایران و نشریه فروغ تربیت بود.

علی‌اصغر حکمت
Ali Asghar Hekmat.jpg
وزیر معارف ایران
مشغول به کار
۲۶ شهریور ۱۳۱۲ (سرپرست) ۴ اسفند ۱۳۱۳ (وزیر) – امرداد ۱۳۱۷
در زمانِرضا شاه پهلوی
نخست‌وزیرمحمدعلی فروغی
محمود جم
پس ازعمادالملک محسنی (سرپرست)
پیش ازاسماعیل مرآت
وزیر امور خارجه
مشغول به کار
۳۰ آبان ۱۳۲۷ – ۵ اسفند ۱۳۲۸
در زمانِمحمدرضا شاه پهلوی
نخست‌وزیرمحمد ساعد
پس ازموفق‌السلطنه اسفندیاری
پیش ازعلیقلی اردلان (سرپرست)
وزیر کشور
مشغول به کار
۷ اسفند ۱۳۱۷ – خرداد ۱۳۱۹
در زمانِرضا شاه پهلوی
نخست‌وزیرمحمود جم و احمد متین دفتری
پس ازابوالقاسم فروهر
پیش ازعلی سهیلی
وزیر دادگستری
مشغول به کار
۲۸ بهمن ۱۳۲۱ – ۱۲ امرداد ۱۳۲۲
در زمانِمحمدرضا شاه پهلوی
نخست‌وزیرعلی سهیلی
پس ازجواد عامری
پیش ازمحسن صدر
وزیر پیشه و هنر
مشغول به کار
۳۰ شهریور – آبان ۱۳۲۰
در زمانِمحمدرضا شاه پهلوی
نخست‌وزیرمحمدعلی فروغی
پس ازعلی منصور
پیش ازعباسقلی گلشائیان
وزیر بهداری
مشغول به کار
۱۱ اسفند ۱۳۲۰ – ۸ امرداد ۱۳۲۱
نخست‌وزیرمحمدعلی فروغی و علی سهیلی
پس ازسید باقر کاظمی
پیش ازاسماعیل مرزبان
وزیر مشاور
مشغول به کار
۶ اسفند ۱۳۲۸ – ۱۳۲۹
نخست‌وزیرمحمد ساعد
مشغول به کار
۲۲ شهریور – آذر ۱۳۲۶
نخست‌وزیراحمد قوام
اطلاعات شخصی
زاده۲۶ مرداد ۱۲۷۱
پیراشکفت فارس
درگذشته۳ شهریور ۱۳۵۹ (۸۸ سال)
تهران
ملیت ایران
اقامتگاهآرامگاه خانوادگی باغچه توتی در حضرت عبدالعظیم
پیشهبنیان‌گذار کتابخانه ملّی ایران
بنیان‌گذار نشریه فروغ تربیت
تخصصسیاستمدار، ادیب، شاعر، نویسنده و مترجم
دیناسلام
پرونده:علی اصغر حکمت.jpg
علی اصغر حکمت در سال ۱۳۵۴

پیشینه خانوادگیویرایش

علی‌اصغر حکمت فرزند احمدعلی مستوفی معظم‌الدوله (حشمت‌الممالک) و زادگاهش روستای پیراشکفت در هفت کیلومتری خان زنیان و ۳۵ کیلومتری جنوب غربی شیراز بود. اجداد پدری‌اش از علمای شیراز بودند و از طرف مادر نیز نوه حسن فسایی نویسنده کتاب فارسنامه ناصری و جدش سید علی خان امیرکبیر صاحب شرح صحیفه بود.[۲] به گفتهٔ همایون صنعتی‌زاده، بعضی از اجداد حکمت یهودی بوده‌اند.[۳]

تحصیلاتویرایش

علی‌اصغر حکمت پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در شیراز برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در کنار آموختن علوم جدید در مدرسه آمریکایی به آموختن علوم اسلامی نظیر فقه و اصول در مدارس اسلامی پرداخت. معروف است که میرزا طاهر تنکابنی از استادان وی بوده‌است.

حکمت در سال ۱۲۹۷ خورشیدی وارد خدمات فرهنگی شد. با نشر مقالات تحقیقی و تدریس زبان انگلیسی در مدارس متوسطه، کسب شهرت کرد و وارد فعالیت‌های سیاسی شد و با کمک عده‌ای از دوستان و همفکرانش به رهبری علی‌اکبر داور، حزب رادیکال را بنیان‌گذاری کرد. حکمت تا سال ۱۳۰۹ در وزارت معارف خدمت می‌کرد. در این سال به تشکیلات جدید دادگستری وارد شد که علی‌اکبر داور وزیر عدلیه راه انداخته بود. پس از چندی برای مطالعه در امور قضایی و ثبتی و امر آموزش و پرورش و دانشگاه به فرانسه و انگلستان اعزام شد. وی در اروپا در رشته‌های حقوق و ادبیات تحصیل و از دانشگاه سوربن پاریس در رشته ادبیات فارغ‌التحصیل شد و به تهران بازگشت.

وزارت معارفویرایش

حکمت هنوز در اروپا بود که محمدعلی فروغی نخست‌وزیر شد و او را در ۲۶ شهریور ۱۳۱۲ به عنوان کفیل (سرپرست) وزارت معارف به مجلس شورای ملی معرفی کرد. توسعه جدی آموزشی در ایران را علی‌اصغر حکمت آغاز کرد و در نخستین گام مهم، با به تصویب رساندن لایحه‌ای در مجلس در نوزدهم اسفند ۱۳۱۲، بودجه‌ای فراهم کرد تا شمار مراکز تربیت معلم را که تنها در تهران وجود داشت، در پنج سال به ۲۵ مرکز برساند. این مراکز تا آن زمان دارالمعلمین (برای پسران) و دارالمعلمات (برای دختران) نامیده می‌شد. در تهران یک دارالمعلمین عالی برای تربیت دبیران دبیرستانها وجود داشت که تنها دانشجوی پسر می‌گرفت و یک دارالمعلمین و یک دارالمعلمات برای تربیت آموزگار دبستان. با لایحه‌ای که حکمت به تصویب مجلس رساند، نام دارالمعلمین به دانشسرا تغییر یافت و قرار شد یک دانشسرای عالی هم برای دختران تأسیس شود. بر اساس همین مصوبه، از آن پس «مدرسه ابتدائی دبستان و معلم آن آموزگار، مدرسه متوسطه دبیرستان و معلم آن دبیر، مدرسه صنعتی هنرستان و معلم آن هنرآموز، هر شعبه از مدارس عالیه (فاکولته) دانشکده و مجموع شعب عالیه (اونیورسیته) دانشگاه و معلم مدارس عالیه، استاد» نامیده شد.[۴]

در نشست بعدی پس از تصویب این لایحه (۲۲ اسفند ۱۳۱۲) حکمت لایحه تأسیس دانشگاه را به مجلس داد که در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۳ به تصویب رسید. در چهارم اسفند آن سال محمدعلی فروغی حکمت را به عنوان وزیر معارف به مجلس معرفی کرد و گفت: «نظر به این که خدمات ایشان در امور محوله در وزارت معارف مورد خرسندی خاطر مقدس ملوکانه واقع شد، ٰحسب‌الامر اقتضای این را پیدا کرد که ایشان سمت وزارت معارف را داشته باشند».[۵] در ۲۴ اسفند آن سال دانشگاه تهران رسماً تأسیس و ریاست آن به حکمت واگذار شد.

وزارت کشورویرایش

در کابینه محمود جم نیز حکمت وزیر معارف بود و حکمت پس از استعفا از این سمت در امرداد ۱۳۱۷ در هفتم اسفند آن سال به وزارت کشور منصوب شد. در تابستان ۱۳۱۸ نخستین سرشماری رسمی کشور را انجام داد. در همان سال خدمت دو ساله خارج از مرکز را برای پزشکان، دندانپزشکان، داروسازان، دامپزشکان و پیراپزشکان اجباری کرد (امور بهداشت با وزارت کشور بود). در «قانون خدمتگذاری پزشکان‏» که در هفتم امرداد ۱۳۱۸ به تصویب مجلس رساند، پزشکان و متصدیان سایر امور طبی را به سه طبقه تقسیم کرد: پزشک یکم که می‌بایست دارای دانشنامه دکترا باشد (دندانپزشکان، داروسازان و دامپزشکان نیز در این رتبه جای می‌گرفتند)، پزشک دوم که پروانه رسمی طبابت از وزارت فرهنگ داشته باشد (طبیبان سنتی که با قبولی در امتحان مجوز طبابت می‌گرفتند و به آنها طبیب مجاز می‌گفتند) و پزشکیار که شامل پیراپزشکانی می‌شد که تحصیلات پایینتر از دکترا داشتند.[۶]

در کابینه دکتر متین دفتری که در سال ۱۳۱۸ تشکیل شد، حکمت در سمت وزیر کشور ابقا شد تا خرداد سال بعد که دولت متین دفتری سقوط کرد و حکمت بار دیگر از خدمت معاف شد و به کار تحقیق و مطالعه پرداخت.

پس از شهریور ۱۳۲۰ویرایش

پس از شهریور ۱۳۲۰ و استعفای رضا شاه از سلطنت، حکمت در ترمیم کابینه محمدعلی فروغی در سی‌ام شهریور ۱۳۲۰ وزیر پیشه و هنر شد. در سیزدهم آذر از دولت کنار گذاشته شد اما فروغی دوباره او را در یازدهم اسفند به دولت برگرداند و به عنوان وزیر بهداری به مجلس معرفی کرد. با اینکه دولت فروغی همان روز از مجلس رأی اعتماد گرفت، فروغی تصمیم گرفت از کار کنار برود و دیگر مسئولیت دولت را نپذیرفت. علی سهیلی که در هفدهم اسفند از شاه فرمان نخست‌وزیری گرفت، حکمت را در وزارت بهداری نگه داشت.

با استعفای سهیلی در هشتم امرداد ۱۳۲۱ حکمت هم از دولت کنار رفت تا آنکه سهیلی دوباره در ۲۸ بهمن آن سال کابینه تشکیل داد و حکمت را این بار به عنوان وزیر دادگستری به مجلس معرفی کرد. دوران وزارت دادگستری او مصادف بود با فشار دولت بر مطبوعات و انتقاد و حملاتی که بابت فشار بر مطبوعات به دولت وارد می‌شد. ناامنی گسترده در کشور نیز بر حجم کاری وزارت دادگستری بشدت افزوده بود. حکمت سرانجام در تابستان ۱۳۲۲ استعفا کرد.

حکمت در دولت قوام‌السلطنه وزیر مشاور و در دولت ساعد وزیر امور خارجه و سپس وزیر مشاور شد. پس از پایان این دولت در سال ۱۳۲۹ به بعد دیگر در کابینه‌ها سمتی نگرفت.

درگذشتویرایش

علی‌اصغر حکمت روز دوشنبه سوم شهریور ۱۳۵۹ خورشیدی برابر چهاردهم شوال ۱۴۰۰ قمری در تهران وفات یافت و در آرامگاه خانوادگی در حضرت عبدالعظیم (باغچه توتی) به خاک سپرده شد.

مهمترین اقداماتویرایش

حکمت به اقتضای مسئولیت‌هایی که بر عهده داشت دست به اقدامات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی گوناگونی زد که از جمله آن‌ها می‌توان بدین موارد اشاره نمود: تأسیس کتابخانه‌های (ملی، فنی معارف، دانشسرای عالی)، احیای انجمن آثار ملی، تأسیس موزه‌های (ایران باستان، مردم‌شناسی، پارس شیراز و موزه حضرت معصومه قم)، تأسیس دانشگاه تهران به همراهی جمعی از روشنفکران و سیاست‌مردان دیگر و تأسیس دانشکده علوم معقول و منقول، دانشسراهای مقدماتی، تأسیس مدارس جدید، دارالتربیه عشایر، برگزاری کلاس‌های ملی شبانه جهت مبارزه با بی‌سوادی، تغییر نام مدارس خارجی به فارسی، تأسیس پیشاهنگی و سازمان تربیت بدنی، تأسیس صحیه مدارس، و تأسیس فرهنگستان ایران[۷]

سال ۱۳۱۳ او از صادقِ هدایت شکایت کرد و صادق هدایت به ادارهٔ تأمینات احضار شده و از او تعهد گرفته شد [نیازمند منبع] که دیگر ننویسد و چیزی چاپ نکند و بدین گونه صادقِ هدایت از اولین ممنوع‌القلم‌های تاریخِ سانسورِ ایران شد.[۸] [نیازمند منبع]

ریاست دانشگاه تهرانویرایش

تأسیس دانشگاه تهران، تأسیس دانشسراهای مقدماتی در سراسر کشور، برگزاری جشن هزاره فردوسی، تأسیس فرهنگستان ایران، ایجاد پیش‌آهنگی و تغییر برنامه‌های مدارس به اصول آموزشی کشورهای خارج، ایجاد تحول در زبان و ادبیات پارسی، توجه به آثار باستانی و تشکیل موزه ایران باستان، تربیت کادر آموزشی و انتشار نشریات و توجه به امر ورزش در مدارس، توسعه و تکمیل مدارس ابتدایی و متوسطه از جمله کارهای او بود.

فعالیت‌های آموزشیویرایش

علی‌اصغر حکمت ازسال ۱۳۲۹ استاد کرسی تاریخ مذاهب و ادبیات ایران در دانشگاه تهران بود. تدریس یکی از مهم‌ترین اشتغالات حکمت بود که حتی در دوران وزارت آن را رها نکرد. وی همزمان با تحصیل در جردن تهران به تدریس فارسی و عربی در کلاس‌های یازدهم و دوازدهم مدرسه پرداخت. با اخذ دانشنامه به شیراز بازگشت و به تدریس جغرافیا و حساب مشغول شد. مدتی نیز به تدریس انگلیسی در مدارس علمیه پرداخت که با مخالفت عده‌ای این سمت را از دست داد. از ۱۳۱۵ ش علاوه برداشتن مسؤولیت وزارت فرهنگ و ریاست دانشگاه تهران به تدریس تاریخ ادبیات ایران و ادیان و مذاهب نیز می‌پرداخت که این امر تا سال ۱۳۵۱ ش ادامه یافت.

حکمت در هندوستانویرایش

حکمت شیرازی در تحکیم و توسعه روابط همه‌جانبه ایران با کشورهای مسلمان و آسیایی، به ویژه هندوستان، کوشش فراوان کرد. او چندی سفیر کبیر ایران در هند بود و از دانشگاه دهلی دکترای افتخاری دریافت داشت. حکمت با بسیاری از رجال هند چون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو، ابوالکلام آزاد، تاگور و… دوستی و مراوده داشت. بخشی از آثار تحقیقی و ادبی وی نیز دربارهٔ هند است از جمله «نقش پارسی بر احجار هند»، «سرزمین هند»، «ادیان و تمدّن و فرهنگ هند» و… از او اشعاری نیز دربارهٔ هند و شهرها و مردم این دیار باقی‌مانده که آن‌ها را «هندیات» نامیده‌است. حکمت چهار سفر به هند کرد که گزارش سه سفر را در یادداشت‌های خود آورده‌است: نخستین سفر حکمت از روز شنبه ۶ اسفند ماه ۱۳۲۲ / ۲۶ فوریه ۱۹۴۴ آغاز می‌شود و تا ۱۶ اردیبهشت ۱۳۲۳ / ۶ می۱۹۴۴ ادامه می‌یابد. او خاطرات خود را از این سفر در دفتر ششم ثبت کرده‌است که: «... روزی آقای دکتر صدیق، وزیر فرهنگ، تلفنی به من گفتند که اگر مایل باشید به هندوستان سفری شوید و هفته‌ای برنیامد که مقرّر شد که این بنده به‌اتّفاق دکتر غلامرضا رشید یاسمی و ابراهیم پور داود، به عنوان هیئت فرهنگی، به هندوستان اعزام شویم. روز شنبه ۶ اسفند ۱۳۲۲ / ۲۶ فوریه، بار سفر بسته شد و با هواپیما از تهران به عزم هندوستان حرکت نمودیم.[۲][پیوند مرده]

  • سفر دوم حکمت به هند پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۲۵ آغاز می‌شود و تا هفتم خرداد

۱۳۲۶ شمسی، برابر با ۲۹ مه ۱۹۴۷، ادامه می‌یابد، ظاهراً این اوّلین سفر حکمت به هندوستان، پس از استقلال هند است. این سفر برای شرکت در کنفرانس ملل آسیایی ترتیب داده شده‌است و حکمت در رأس هیأتی است که مصطفی قلی رام، دکتر غلامحسین صدیقی، دکتر مهدی بیانی، محمّدتقی مقتدری، خوشحال سعید شارما، عبّاس آریا و صفیه فیروز در آن عضویّت دارند و با هواپیما از تهران به کرمان و زاهدان می‌روند و از آنجا با راه‌آهن به میرجاوه و سپس کویته می‌روند و از آنجا به دهلی می‌رسند. در این سفر جواهر لعل نهرو، صدر اعظم فقید و وزیر امور خارجه که به قول حکمت «بزرگترین زعیم حزب کنگره هندوستان می‌باشد» این هیئت را در روز ۲ اسفند ۲۵، برابر با ۱۱ مارس ۱۹۴۷، به چای دعوت می‌کند: «وی در خانه خود از ما پذیرایی نمود. به مهربانی و ادب بسیار و دختر و نوه او نیز بودند. در حقیقت مجلسی دوستانه و خانوادگی بود. (نهرو) با قیافه باهوش و جذّاب و معقول خود با ما صحبت می‌نمود. مراسله‌ای که از طرف آقای قوام السّلطنه به او نوشته شده بود، به او هدیه کردم. از کتاب معروف او Discovery Of India که در آن راجع به روابط ایران و هند صحبت کرده‌است و نقل کلامی از من نموده‌است، صحبت شد و او را به خاطر تألیف آن کتاب ستایش کردم، وعده کرد آن را برای من بفرستد.» حکمت و همراهان در همین روز در عمارت مجلس مقننه با ابوالکلام آزاد که وزیر فرهنگ هند بود، ملاقات می‌کنند. حکمت می‌نویسد: «ابوالکلام آزاد پیرمردی است که در حدود شصت سال دارد و بسیار باهوش و حسّاس و پر از حرارت و جوش است و عربی و فارسی را به فصاحت تکلّم می‌کند، ربع ساعتی پذیرایی نمود و از مسائل مربوط به فرهنگ عمومی سخن می‌گفت…»(۳) «مولانا ابوالکلام آزاد دعوت کرد که فردا عصر ساعت ۵ به منزل او برای چای برویم»(۴) «وزراء کابینه هند و خود پاندیت نهرو نیز بودند، میز چای مفصّلی چیده و میوه و شیرینی و چای خیلی خوب، مخصوصاً چای چینی معطّری صرف شد.»[۹]

آثارویرایش

حکمت همچنین از مشاهیر فرهنگ و ادب فارسی بود که آثار بسیار گرانبهایی به خصوص در زمینه‌های ادبی، تاریخی و فرهنگی از خود برجای گذاشته‌است. در عرصه سیاست نیز از حکمت به عنوان یکی از مؤسسین حزب رادیکال یاد شده‌است.

تألیفاتویرایش

  1. امثال قرآن مجید
  2. شرح احوال جامی
  3. رساله در باب امیر علیشیر نوائی
  4. «پارسی نغز» (مجموعه‌ای است از برگزیده‌های پارسی‌گویان)
  5. تصحیح «کشف‌الاسرار»؛ میبدی
  6. ره‌آورد حکمت، از نوشته‌ها و خاطرات شخصی علی‌اصغر حکمت
  7. نقش پارسی براحجارهند[۹]

ترجمهویرایش

  1. پنج حکایت از شکسپیر
  2. از سعدی تا جامی؛ ترجمه جلد سوم تاریخ ادبیات ادوارد براون؛
  3. امین و مأمون؛ ترجمه از سلسله روایات اسلامی جرجی زیدان
  4. ترجمه «رستاخیز»؛ تألیف تولستوی دانشمند روسی
  5. ترجمه «راه زندگانی»؛ تألیف نیکولا حداد مصری؛
  6. تاریخ جامع ادیان، نوشتهٔ جان بی. ناس
  7. نمایشنامه شاکونتالا اثر کالبداسا نویسنده هندی
  8. الواح بابل، نوشته ادوارد شی یرا

جوایز و نشان‌هاویرایش

از جمله نشان‌های او، نشان درجه اول وزارت فرهنگ، ۱۲۹۹ -نشان لژیون دونوراز دولت فرانسه، نشان درجه اول همایون ۱۳۲۵ ه‍. ش، نشان درجه اول نیل از دولت مصر ۱۳۱۸ ه‍. ش، نشان درجه اول الکواکب الاردنی از دولت هاشمی اردن، ۱۳۲۸ ه‍. ش-نشان درجه اول سردار اعلا از دولت افغانستان ۱۳۲۹ ه‍. ش، نشان رسمی درجه اول از دولت‌های هلند، دانمارک، انگلستان، ژاپن و ایتالیا.

اهدا کتاب‌های شخصیویرایش

علی‌اصغر حکمت اهداکننده حدود ۵۵۴۹ هزار جلد کتاب اعم از موروثی یا خریداری شده و روزنامه ـ عصر ناصری تا زمان معاصرـ به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در خرداد ۱۳۵۱ش. است که ۵۰۰ نسخه آن خطی و منحصربه‌فرد است. همچنین فرمانها و اسناد و کتابهای خطی اجداد خود را به کتابخانه آستان قدس رضوی و اشیای ذی‌قیمت دیگری را نیز به موزه ملی پارس اهدا نمود.[۱۰]

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. [۱]
  2. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، گلزار مشاهیر، زندگی‌نامه در گذشتگان مشاهیر ایران ۱۳۷۶–۱۳۵۸، ص ۱۴۰
  3. سیروس، علی‌نژاد (۱۳۹۵). از فرانکلین تا لاله زار؛ زندگینامهٔ همایون صنعتی‌زاده. تهران: ققنوس. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۷۸-۲۸۲-۳. پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  4. «مذاکرات جلسه ۷۱ دوره نهم مجلس شورای ملی نوزدهم اسفند ۱۳۱۲».
  5. «مذاکرات جلسه ۱۲۵ دوره نهم مجلس شورای ملی چهارم اسفند ۱۳۱۳».
  6. «مذاکرات جلسه ۱۰۱ دوره یازدهم مجلس شورای ملی هفتم امرداد ۱۳۱۸».
  7. رستگار فسایی، علی اصغر حکمت شیرازی، تهران، طرح نو، ص ۱۳۰و ۱۳۴، ۱۵۸–۱۵۰، ۱۸۸–۱۶۴؛ یغمائی، پیشین، ص ۳۳۱–۳۲۷؛ عاقلی، پیشین، ص۵۸۶؛ مرسلوند، ص ۱۱۵.
  8. مستند از خانه شماره ۳۷، بی‌بی‌سی در یوتیوب
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ http://parssea.org/?p=3848.
  10. یغمائی، اقبال؛ وزیران علوم و معارف فرهنگ ایران، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۵، ص ۳۲۴، ص ۳۳۲؛ حکمت، علی اصغر؛ ره آورد حکمت، ص۷۳؛ آقاشیخ محمد، مریم، گلزار مشاهیر، زندگینامه درگذشتگان مشاهیر ایران، ۱۴۰؛ عاقلی، ص ۵۸۸.

پیوند به بیرونویرایش