فتح تهران

ورود نیروهای مشروطه‌خواه به تهران

پوستر فتح تهران در کاخ‌موزه‌های سعدآباد، سپهدار محمدولی تنکابنی و سردار اسعد بختیاری سوار بر اسب دیده می‌شوند.

فتح تهران اشاره دارد به ورود نیروهای مردمی مشروطه‌خواه گیلانی و بختیاری که به تهران در سه‌شنبه ۲۲ تیر ۱۲۸۸ ه‍.ش (۲۴ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷/۱۳ ژوئیهٔ ۱۹۰۹) در جریان انقلاب مشروطهٔ ایران که منجر به متحصن شدن و پناهندگی محمدعلی شاه قاجار به سفارت روسیه در تهران و سپس خلع او از سلطنت و تبعید از ایران شد. فاتحان تهران زمام امور را در دست گرفتند و نهادی به نام مجلس عالی تشکیل شد.

رهبران انقلابیون فاتح تهران
سرداراسعد
رهبر بختیاری‌ها
سردار اسعد بختیاری
سپهدار
رهبر گیلانی‌ها
سپهدار اعظم محمدولی تنکابنی

پیش‌زمینهویرایش

اصفهان و ایل بختیاریویرایش

بختیاری‌ها مجموعه‌ای از طایفه‌های مختلف بودند که در ناحیه رشته کوه زاگرس در جنوب اصفهان تا شمال خوزستان زندگی می‌کردند. سه شاخه مهم خانوادگی در بین بختیاری‌ها عبارت بود از ایلخانی، حاجی ایلخانی و ایلبگی. در پی پیمانی که پس از درگذشت حسین‌قلی خان بختیاری بین خانواده‌های ایلخانی و حاجی ایلخانی بسته شد، مقام ایلخانی و ایلبگی بین دو خانواده تقسیم شد به طوری که مقام ایلخانی به مسن‌ترین فرد از این دو خانواده و مقام ایلبگی به خانواده دیگر می‌رسید. بنابراین، خانواده ایلبگی از قدرت در ایل بختیاری کنار گذاشته شده بود.[۱] در سال ۱۲۸۷ بختیاری‌ها محافظت از جاده اهواز-اصفهان و همچنین محافظت از تاسیسات نفتی شرکت دارسی را بر عهده داشتند که منافع سرشار آن به خانواده‌های ایلخانی و حاجی ایلخانی می‌رسید. بین این دو خانواده نیز رقابت برای در دست داشتن قدرت در جریان بود. در این سال، محمدعلی شاه، صمصام‌السلطنه را از مقام ایلخانی برکنار کرد و سردار ظفر را که دسته‌ای از تفنگچیان بختیاری را به نشانه وفاداری به شاه، به محاصره تبریز فرستاده بود، به مقام ایلخانی منصوب نمود.[۲] بنابراین صمصام‌السلطنه با ضرغام‌السلطنه، رئیس خانواده ایلبگی متحد شد و تصمیم گرفت به نفع مشروطه‌خواهان اصفهان وارد کارزار شود.[۳]

گیلانویرایش

گیلان جمعیتی کمتر از ۳۰۰ هزار نفر داشت که به دلیل مبادلات تجاری از طریق دریای خزر، اقتصادی شکوفا داشت. اقتصاد گیلان تابعی از نوسانات عرضه و تقاضا در کشورهای دیگر بود و نبض اقتصادی منطقه را بازرگانان خارجی در دست داشتند. افرادی با ملیت‌های مختلف در منظقه زندگی می‌کردند و چند مدرسه مدرن هم در رشت دایر بود. نیکیتین، یک مامور سیاسی روسیه، گیلان را پیشرفته‌ترین منطقه ایران از حیث نفوذ افکار آزادی‌خواهانه دانسته بود.[۴]

طبقه‌های دهقانی و کارگری در گیلان، فعال بودند و حرکت‌های اعتراضی ترتیب می‌دادند. مثلا دهقانان روستایی اجاره و مالیات به ماموران دولت پرداخت نمی‌کردند و آنها را به ده خود راه نمی‌دادند. در مواردی، با اربابان محلی درگیر شدند و اموالشان را به آتش کشاندند. در رشت خدمتکاران خانگی و در انزلی باربران بندر و قایق‌رانان اتحادیه تشکیل دادند و با هدف افزایش دستمزد اعتصاب کردند. ماهی‌گیران محلی به انحصار صیادی کمپانی لیانازوف اعتراض می‌کردند. فرقه اجتماعیون عامیون، انجمن ابوالفضل و اجتماعیون قفقاز از گروه‌های سیاسی فعال در گیلان بودند.[۵] مشارکت دهقانان در رویدادهای انقلاب مشروطه، یک ویژگی منحصربفرد در جنبش مشروطه ایران به شمار می‌رفت.[۶]

انجمن ایالتی رشت تنها انجمنی بود که یکی از رهبران آن؛ هارطون گالستیان، ارمنی بود. مجاهدان رشت با انتشار شبنامه، از حقوق برابر اقلیت‌های مذهبی دفاع می‌کردند. یهودیان و ارمنیان به انجمن رشت رفت و آمد داشتند.[۷]

یکی از اقدامات محمدعلی شاه، بعد از تعطیلی مجلس، منصوب کردن محمدعلی سردار افخم به حکومت گیلان بود. او اگرچه حاکمی خودکامه بود، اما نتوانست مانع فعالیت مخفیانه انجمن‌ها در رشت و بندر انزلی و نافرمانی دهقانان در منطقهٔ تالش شود. او برای سرکوب نافرمانی‌ها، به کمک مالک بزرگ منطقه تالش، سردار امجد، به آنجا لشکرکشی کرد. اما نیروهای دولتی مغلوب شدند و گریختند که این رویداد در از دست دادن ابهت و هیمنه حاکم گیلان تاثیرگذار بود.[۸]

تهرانویرایش

در پی کشمکش‌های متعددی که در سال‌های ۱۲۸۶ و ۱۲۸۷ بین محمدعلی شاه قاجار و مجلس شورای ملی روی داده بود، در ۴ خرداد ۱۲۸۷ محمدعلی شاه از تهران به باغ شاه رفت و پنج روز بعد طی یک اعلامیه تلگرافی به کل کشور، مشروطه‌خواهان را سبب تزلزل ملت و حکومت ایران دانست.[۹] محمدعلی شاه پس از تقویت قوای نظامی، به بریگاد قزاق به فرماندهی لیاخوف مأموریت داد مقاومت مجلس را در هم بشکند. در روز دوم تیر ۱۲۸۷[۱۰] مجلس به توپ بسته شد، مشروطه‌خواهان پس از متحمل شدن تلفات زیادی شکست خوردند و جمعیتی انبوه، مجلس شورای ملی، دفاتر احزاب مشروطه‌خواه و منزل سران مشروطه را غارت کرد. در پی پیروزی کودتا، شاه مجلس شورای ملی را منحل و در تهران حکومت نظامی اعلام کرد. لیاخوف فرماندار نظامی تهران شد و ۳۹ نفر از مشروطه‌خواهان به اسارت درآمدند.[۱۱]

با پیروزی قوای دولتی، نیروهای مشروطه‌خواه تحت تعقیب قرار گرفتند و بسیاری از آنان دستگیر، شکنجه و کشته شدند. در شهرهای دیگر مانند انزلی و اردبیل هم مشروطه‌خواهان شاخص شکنجه و اعدام شدند. عده دیگری نیز به کشورها یا سفارتخانه‌های خارجی پناه بردند یا به نحوی پنهان شدند تا از گزند نیروهای دولتی در امان بمانند. دفاتر روزنامه‌ها و انجمن‌ها در هم شکسته و غارت شد. محمدعلی شاه ابتدا اعلام کرد که به مشروطه وفادار است و تا سه ماه آینده، مجلس جدیدی را ترتیب خواهد داد.[۱۲]

در حالی که با به توپ بستن مجلس، مشروطه‌خواهان در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر کشور، طی مدت کوتاهی شکست خوردند و دستگیر یا متواری شدند، اما در تبریز مجاهدان مشروطه خواه، نیروهای سلطنتی را عقب راندند و به مشروطه‌خواهان در دیگر نقاط کشور انگیزه و امید بخشیدند.[۱۳] با موفقیت مشروطه‌خواهان در آذربایجان، اصفهان و گیلان، ناآرامی‌ها در نقاط دیگر کشور هم اوج گرفت و شهرهای بوشهر، بندرعباس، کرمانشاه و مشهد هم از کنترل نیروهای دولتی خارج شد. منابع مالی دربار رو به اتمام رفت و بانک‌های خارجی هم وام جدیدی برای تامین مخارج نیروهای قزاق نپرداختند.[۱۴]

رویدادهاویرایش

تسخیر اصفهانویرایش

در روز هفتم دی ۱۲۸۷، بازاریان و اصناف اصفهان بازار را تعطیل کردند و در مسجد شاه گرد آمدند. در روز دوازدهم دی، سواران بختیاری به رهبری ضرغام‌السلطنه با نیروهای دولتی در اصفهان درگیر شدند و اقبال‌الدوله، حاکم اصفهان بعد از چند روز درگیری به کنسولگری بریتانیا پناهنده شد. صمصام‌السلطنه بختیاری در روز ۱۵ دی وارد اصفهان شد و اداره شهر را در دست گرفت. او خود را حاکم اصفهان قلمداد نکرد و به جای آن، خواستار برگزاری انتخابات و تشکیل انجمن ولایتی شد. پشتیبانی ایل بختیاری از مشروطه‌خواهان اصفهان اهمیت تاریخی ویژه‌ای دارد؛ چون تا آن زمان، ایل‌های مهم کشور یا در مقابل مشروطه صف‌آرایی کرده بودند و یا موضعی منفعل و بی‌طرف داشتند.[۱۵]

با این که صمصام‌السلطنه برای مداخله به نفع مشروطه‌خواهان، اهداف شخصی برای بازپس‌گیری مقام ایلخانی ایل بختیاری را داشت اما اهداف او به یک نزاع درون‌ایلی محدود نماند و وارد مبارزه با حکومت مرکزی و تلاش برای حاکمیت قانون در کشور شد.[۱۶]

دولت برای مقابله با شورش، حکومت اصفهان را به عبدالحسین میرزا فرمانفرما سپرد و او را با چندصد سوار بختیاری به رهبری ظفرخان راهی اصفهان کرد. اما عبدالحسین میرزا تصمیم گرفت که به اصفهان نرود. او به اتفاق سربازان بختیاری‌ که تمایل به جنگیدن با اقوام و خویشان خود نداشتند، از کاشان جلوتر نرفتند. ظفرخان هم نیروهای نظامی خود را پراکنده کرد.[۱۷]

تسخیر گیلانویرایش

گروهی از مشروطه‌خواه با محوریت کریم خان رشتی و برادرش، عبدالحسین خان معزالسلطان گرد هم آمدند و تصمیم گرفتند برای سرنگونی سردار افخم از سوسیال دموکرات‌های قفقاز کمک بخواهند. آنها از نفوذ بالایی در منطقه برخوردار بودند؛ هم از چهره‌های شناخته شده سیاسی در دوران مجلس اول شورای ملی بودند، هم با سوسیال دموکرات‌ها ارتباط داشتند و هم با سردار منصور، زمین‌دار بزرگ منطقه (که ساکن تهران بود) روابط خوبی برقرار کرده بودند. این دو برادر، در آبان ۱۲۸۷، در سفری که به تفلیس داشتند، با حزب سوسیال دموکرات روسیه توافق کردند که تعدادی از نیروهای کارآزموده را برای کمک به مبارزه در گیلان اعزام نمایند. در گام نخست، ۲۳ داوطلب به رهبری والیکو به رشت آمدند، ولی تعداد آنها به تدریج به ۳۵ نفر رسید. آنها در ساختن فشنگ، نارنجک و بمب دستی و شناسایی نقاط حساس شهر برای طراحی حمله، کمک کردند.[۱۸] تعداد این داوطلبان در ادامه و با پیروزی‌هایی که بعدا به دست آمد، به ۳۰۰ نفر هم رسید.[۱۹]

تا قبل از این رویدادها، رابطه برادران رشتی با ارمنی‌های حزب داشناک، چندان دوستانه نبود؛ چون به عنوان عناصری آشوب‌طلب تلقی می‌شدند. در سازماندهی مشروطه‌خواهان برای تسخیر گیلان نیز فعالان ارمنی، از ابتدای برنامه‌ریزی‌ها برای مبارزه دعوت نشده بودند. گروه فعال دیگری که با گرایش‌های مذهبی تحت عنوان انجمن طلاب در رشت فعال بود، توسط میرزا کوچک خان رهبری می‌شد که روز قبل از عملیات در شهبندری عثمانی بست نشستند و خواستار بازگشت مشروطه شدند. یزدانی، این کار را احتمالا جزئی از نقشه برادران رشتی می‌داند تا بتواند حواس نیروهای دولی را نسبت به اهداف اصلی پرت کند.[۲۰]

 
مشروطه‌خواهان مسلح در گیلان

در ۱۹ بهمن ۱۲۸۷، طرح معزالسلطان عملیاتی شد. به صورت همزمان، گروهی از افراد مسلح به رهبری معزالسلطان به باغ مدیریه حمله کردند که در طی زدوخوردها، سردار افخم کشته شد و گروه دیگر به رهبری والیکو به دارالحکومه در مرکز شهر تاختند و با نیروهای قزاق مدافع درگیر شدند. مدافعان دارالحکومه نیز پس از سه ساعت تسلیم شدند و اداره شهر به دست مشروطه خواهان افتاد. در این نبرد حدوداً ۵۰ تا ۶۰ نفر شرکت داشتند که شامل ۳۰-۳۵ گرجی و ۱۰ نفر ارمنی بودند. ارمنیان به رهبری یپرم خان، در میانه زدوخوردها به شورشیان پیوسته بودند.[۲۱]

سران قیام، برای اداره شهر، کمیته‌ای تشکیل دادند و به افتخار مجاهدت‌های ستارخان، نام آن را کمیته ستار گذاشتند. معزالسلطان، میرزا حسین کسمایی، محمدعلی تربیت و یپرم خان در این کمیته عضویت داشتند. رهبران کمیته، سیاستی میانه‌رو در پیش گرفتند و از محمدولی خان سپهدار تنکابنی دعوت کردند تا حکومت گیلان را در دست گیرد. سپهدار، از زمین‌داران بزرگ منطقه بود و سابقه‌ای در مخالفت با مشروطه داشت؛ چنان که در روزهای اول انقلاب مشروطه، دستور داده بود تا به مردم بی‌سلاح در مسجد جامع تهران تیراندازی کنند. او همچنین در محاصره تبریز شرکت داشت. اما بعد، با سران جنبش تبریز همدلی نشان داد و با ترک محاصره به تنکابن بازگشت و انجمنی در دفاع از مشروطه تشکیل داد. مخبرالسلطنه در کتاب خاطرات و خطرات، او را «مرد شش‌دانگ روس» قلمداد کرده‌است. با این حال، کمیته ستار به دلایلی از جمله احتمالا تجربه حکمرانی او، به دست آوردن اعتماد زمینداران و جلوگیری از رو در رویی احتمالیش با قیام رشت، او را برای اداره شهر دعوت کرد و او نیز پذیرفت.[۲۲]

همچنین به منظور برنامه‌ریزی برای تصرف تهران، یک کمیسیون جنگ تشکیل شد که در آن معزالسلطان به نمایندگی از گیلانی‌ها، سیدعلی مرتضوی به نمایندگی از تبریزی‌ها، یفرم خان به نمایندگی از ارمنیان، والیکو به نمایندگی از گرجیان، احمد صادق‌اف به نمایندگی از قفقازی‌ها و پانف بلغاری در آن عضویت داشتند.[۲۳]

کمیته ستار پس از کنترل کامل رشت، به انزلی نیز دست یافت و در اندیشه فتح تهران، در اسفند ۱۲۸۷ منجیل و رودبار و در ۱۵ اردیبهشت ۱۲۸۸ قزوین را از کنترل نیروهای دولتی خارج کرد.[۲۴]

تسخیر تهرانویرایش

 
توپ جنگی که در نبردهای دوران مشروطیت مورد استفاده قرار می‌گرفت؛ نمونه به نمایش درآمده در خانه مشروطه تبریز

نیروهای بختیاری، به رهبری سردار اسعد بختیاری در ۳۱ اردیبهشت ۱۲۸۸ از اصفهان به سمت تهران حرکت کرد. محمدعلی شاه تعدادی از نیروهای بختیاری وفادار به خود را با فرماندهی امیرمفخم به مقابله با آنها فرستاد که در ارتفاعات حسن‌آباد موضع گرفتند و توپ‌های خود را مستقر کردند. اما سردار اسعد بعد از این که از متقاعد کردن امیرمفخم برای ترک مخاصمه ناامید شد، آن نیروها را دور زد و به رباط کریم رفت و در نهایت به اردوی گیلان که از کرج عبور کرده بود و به نزدیکی تهران رسیده بود، پیوست. نیروهای مشروطه‌خواه که از به هم پیوستن اردوی گیلان و اردوی بختیاری شکل گرفته بود، در روز ٣ تیر ۱۲۸۸ به سمت تهران حرکت کردند، در حالی که محمدعلی شاه دروازه‌های تهران را به توپ تجهیز کرده بود و فرستادگان روسیه و انگلیس تلاش می‌کردند آنها را از حمله به پایتخت منصرف کنند.[۲۵]

برای تحت فشار گذاشتن نیروهای مشروطه‌خواه، روسیه ارتشی را برای ورود به خاک ایران روانه کرد. این نیروها شامل یک هنگ قزاق، یک سپاه پیاده و یک واحد توپخانه در ٩ تیر ۱۲۸۸ در باکو تجمع کرده بودند و پنج روز بعد، بنا به گزارش کنت الکساندر بنکندورف، سفیر وقت روسیه در لندن، به انزلی و قزوین اعزام شدند. آنها در روز ۲۰ تیر وارد قزوین شدند.[۲۶]

سردار مریم بختیاری و تعدادی از نیروهای بختیاری، قبل از ورود نیروهای مشروطه‌خواه، مخفیانه وارد تهران شدند تا به محض شروع درگیری‌ها بتوانند در داخل شهر، در اطراف مجلس سنگربندی کنند و با نیروهای قراق بجنگند.[۲۷] نیروهای ملی در روز ۲۲ تیر موفق شدند دروازه بهجت‌آباد را بگشایند و وارد تهران شوند. آنها بهارستان و محلات شمالی تهران را تصرف کردند و در مسجد سپهسالار مستقر شدند. محمدعلی شاه با سه هزار سرباز و شانزده توپ به سلطنت آباد رفت. زد و خورد در شهر به مدت سه روز ادامه یافت تا این که در روز ۲۵ تیرماه، محمدعلی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد، لیاخوف تسلیم شد و پایتخت به کنترل مشروطه‌خواهان درآمد.[۲۸] در این درگیری‌ها، ۵۰۰ تن کشته شدند و بنا به گزارش مقامات بریتانیا، هیچ غارتی از سوی نیروهای فاتح تهران صورت نگرفت و موارد غارت، توسط نیروهای سلطنتی اتفاق افتاد.[۲۹]

رئیس‌الوزرایی کامران میرزاویرایش

محمدعلی شاه پس از عزل مشیرالسلطنه، برای تسکین افکار عمومی امر به تشکیل مجدد مجلس شورای ملی داد و عده‌ای را مأمور نمود تا تعمیرات اساسی در عمارت بهارستان انجام دهند. به‌دنبال این فعالیت‌ها؛ فرمان صدارت عظمی را به نام کامران میرزا؛ نایب‌السلطنه، عمو و پدر زن خود، صادر کرد.[نیازمند منبع]

صدراعظمی نایب‌السلطنهٔ قاجار، در میان دوستان و دشمنان محمدعلی شاه، حسن اثر نبخشید. مشروطه‌خواهان او را مردی مستبد و کم‌سواد می‌دانستند و از اعمال او در زمان ناصرالدین شاه و واقعهٔ رژی خاطرات بدی داشتند. همچنین وزیر مختار روسیه و وزیر مختار انگلستان، به این تصمیم شاه اعتراض نموده، آن را به صلاح او ندانستند.[نیازمند منبع]

سرانجام سه روز بعد از این انتصاب و به‌دنبال ملاقات وزرای مختار روسیه و انگلستان با محمدعلی شاه (که در باغ شاه ساکن بود) شاه، کامران میرزا را از رئیس‌الوزرایی برکنار نمود.[نیازمند منبع]

رئیس‌الوزرایی سعدالدولهویرایش

به‌دنبال صدور حکم رئیس‌الوزرایی سعدالدوله وقایعی در ایران اتفاق افتاد، که انتظار آن نمی‌رفت. قشون روسیه با سازوبرگ نظامی وارد تبریز شده و حکومت نظامی در این شهر برقرار نمود.

ساختمان‌های دولتی اشغال شد و دستگیری و زندانی نمودن افراد آغاز گردید. از سوی دیگر عدهٔ زیادی از مشروطه‌خواهان که در حرم عبدالعظیم، متحصن بودند، از تحصن خارج و همه مسلح شدند و این آغاز زدوخورد مسلحانه بین قوای دولتی و قوای مشروطه‌خواه بود.

در قزوین و اصفهان و شیراز درگیری‌های شدیدی به وقوع پیوسته بود و از شروع قیام مسلحانه علیه شاه و دولت حکایت داشت. سعدالدوله در برابر این وقایع تاب مقاومت نیاورد و به‌اتفاق وزیران استعفا داد؛ ولی استعفایش پذیرفته نشد! در این هنگام جمعی از علمای مقیم نجف، کربلا و سامرا، تلگرام بسیار تندی علیه شاه منتشر کردند و اقدامات او را خلاف شرع دانستند و اضافه کردند که از هیچ نوع اقدامی علیه او فروگذار نخواهند کرد.

به‌دنبال این واقعه سعدالدوله، شاه را وادار نمود تا با برگزاری سریع انتخابات موافقت نماید. هیأتی بیست نفره مشغول تنظیم نظام‌نامهٔ انتخابات شدند. این هیئت و هیئت وزیران، چندین جلسهٔ مشترک برگزار کردند. عده‌ای نیز تحت عنوان «هیئت آشتی»، دولت را یاری می‌کردند. گردانندهٔ این هیئت صنیع‌الدوله و برادران وی بودند.

سرانجام نظام‌نامهٔ انتخابات، تکمیل و با تأیید شاه منتشر شد. ستارخان که مانند بسیاری از مشروطه‌خواهان از این عمل شادمان شده بود؛ از تبریز برای محمدعلی شاه پیام تشکر فرستاد.

ولی در همین ایام که شاه و دولت با شتاب برای برگزاری انتخابات تلاش می‌کردند، قوای بختیاری، به فرماندهی سردار اسعد بختیاری از اصفهان و مجاهدین گیلان به رهبری سپهدار تنکابنی به همراهی یپرم خان ارمنی و مجاهدین قفقازی، آهنگ فتح تهران را کرده بودند.

فتح تهرانویرایش

با آغاز تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، قوای سردار اسعد، به قم و قوای سپهدار تنکابنی، به ینگی امام رسیدند. در مقابل، سعدالدوله، قوایی به فرماندهی امیر مفخم بختیاری به سمت کرج فرستاد.

شاه با گرو گذاشتن جواهرات سلطنتی، مبلغ پنجاه‌هزار تومان از بانک استقراضی روس، وام گرفت و قسمتی از حقوق معوقهٔ سربازان را پرداخت. قوای نظامی دو طرف آمادهٔ جنگ شدند ولی سعدالدوله در تلاش برای مذاکره و حل و فصل مسالمت‌آمیز موضوع بود. بدین منظور از سردار اسعد و سپهدار تنکابنی خواست، نمایندگانی برای مذاکره نزد او بفرستند؛ ولی مسیر حوادث به‌گونه‌ای بود که تدابیر سعدالدوله به نتیجه نرسید و همکاران او از کار کناره‌گیری کردند.

روز ۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ ه‍.خ قوای سردار اسعد و سپهدار تنکابنی، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند.

جنگ بین قزاقان دولتی و قوای مشروطه‌خواه درگرفت و عصر روز ۲۴ تیرماه، جنگ به نفع مشروطه‌خواهان پایان پذیرفت. فردای آن روز محمدعلی شاه و نزدیکان او به سفارت روسیه و سعدالدوله به سفارت انگلستان پناه بردند.

خلع محمدعلی شاه از سلطنتویرایش

پس از پنج روز درگیری؛ بالاخره قوای مشروطه توانستند کنترل کامل تهران را به دست بگیرند. در این میان سران این قوا در عمارت بهارستان ساکن شدند و زمام امور تهران را به‌دست گرفتند.

پس از متحصن شدن محمدعلی شاه در سفارت روسیه؛ نمایندگان روسیه و انگلستان در عمارت بهارستان با دو زعیم مشروطه، دیدار کردند. در نهایت بعد از گفتگوهای سیاسی، محمدعلی شاه از سلطنت خلع شد و شاه جدید (احمد شاه) به تخت نشست و عضدالملک نایب‌السلطنه گردید.

تمام این تغییرات، تحت لوای هیأتی به نام «مجلس عالی» که اعضای آن قریب به ۳۰ نفر بوده و از معتمدین سردار اسعد و سپهدار اعظم شناخته می‌شدند، صورت گرفت.

مجلس عالی طی نامه‌ای به شرح زیر که به محمدعلی شاه نوشت، وی را از سلطنت خلع نمود و احمد شاه را به‌جای وی منصوب کرد:

اعلیحضرتا مقتضیات وقت و شدت هرج‌ومرج مملکت و انزجار قلوب ملت از اداره آن اعلیحضرت ضرورت به هم رسانیده که آن اعلیحضرت از زحمات بار سنگین سلطنت خود را معاف فرمایند، برطبق همین ضرورت امروز که ۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ است در سفارت محترمه دولت بهیه روس پناهنده شده بالطبع شخص همایونی خود را از این زحمت فارغ فرمودند علی‌هذا مجلس عالی فوق‌العاده امروز ۲۷ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ در بهارستان تشکیل یافته اعلیحضرت قوی شوکت اقدس سلطان احمد شاه خلد الله ملکه و سلطانه را به شاهنشاهی ایران پذیرفته و تا تشکیل پارلمان موقتاً حضرت مستطاب اشرف عالی آقای عضدالملک دامت شوکته را به سمت نیابت سلطنت اختیار نمود.

همین «مجلس عالی»، هیئت وزیرانی به شرح زیر انتخاب و معرفی کرد:

رئیس‌الوزرایی سپهدار اعظم تنکابنیویرایش

در این اولین کابینهٔ پس از استبداد صغیر که فاتحان تهران تعیین کردند، دو تن از وزیران کابینه، داماد مظفرالدین شاه بودند، یعنی دو تن از شوهر خواهران محمدعلی شاه، شاه مخلوع. این دو تن فرمانفرما و صنیع‌الدوله بودند.

در این کابینه ناصرالملک که در آن هنگام، در لندن اقامت داشت به وزارت خارجه انتخاب شد؛ اما به ایران نیامد. کابینهٔ جدید که به سرپرستی سپهدار اعظم و مشورت سردار اسعد امور جاری کشور را نظم و نسق می‌داد، یپرم خان ارمنی را به ریاست نظمیه (شهربانی)، صمصام‌السلطنه را به حکومت اصفهان و مخبرالسلطنه را به حکومت آذربایجان تعیین نمود و یک دادگاه انقلابی برای محاکمهٔ طرفداران محمدعلی میرزا تشکیل داد.

به حکم این دادگاه، شیخ فضل‌الله نوری، صنیع حضرت، موقرالسلطنه، مفاخرالملک و میرهاشم، به دار آویخته شدند. در این زمان، انتخابات دورهٔ دوم مجلس به طریق دو درجه‌ای انجام گرفت و در همین زمان بود که محمدعلی میرزا ایران را ترک کرد. سرانجام پس از انجام یک سری اقدامات، عضدالملک نایب‌السلطنه قاجار، رسماً سپهدار تنکابنی را به رئیس‌الوزرایی برگزید (مهر ماه ۱۲۸۸).

تحلیل تاریخیویرایش

انگیزه‌های مداخله بختیاری‌هاویرایش

سهراب یزدانی معتقد است که اگرچه در بین سران و خان‌های بختیاری، درجاتی از آگاهی سیاسی وجود داشت؛ چنان که زنان خان‌ها روزنامه و کتاب می‌خواندند و خواستار حق رای برای زنان بودند، اما این سطح از آگاهی را نمی‌توان به همه طبقات بختیاری‌ها تعمیم داد. به اعتقاد یزدانی، توده ایل بختیاری فقیر و کم‌اطلاع بودند و از ماهیت مشروطه چیزی نمی‌دانستند. روحیه ظلم‌ستیزی که بر بختیاری‌ها حاکم بود، به طور مثال باعث شد گروهی از تفنگچیانی که برای مقابله با مقاومت مردم تبریز در برابر استبداد صغیر رهسپار شده بودند، در میانه راه نافرمانی کنند و راهی حرم عبدالعظیم شوند، اما به گفته یزدانی آنها «شیفته حکومت انتخابی یا پشتیبان حقوق مردم نبودند»؛ بلکه متزلزل شدن پایه‌های قدرت محمدعلی شاه باعث پیوستن بعضی از خان‌های بختیاری به مشروطه، به امید کسب سود مالی و سیاسی شد.[۳۰]

پانویسویرایش

  1. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۵۷.
  2. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۵۸-۱۵۹.
  3. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۵۹-۱۶۰.
  4. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۶۴-۱۶۳.
  5. یزدانی، مجاهدان مشروطه، ۱۶۴-۱۶۵.
  6. Dailami، «GILĀN viiia. In the Constitutional Revolution of 1905-11»، Encyclopædia Iranica.
  7. آفاری، «فصل سوم: مجلس اول، انجمن‌های شهری و فرقه اجتماعیون عامیون»، انقلاب مشروطه ایران ۱۹۰۶-۱۹۱۱ (۱۲۸۵-۱۲۹۰)، ۱۱۰.
  8. یزدانی، مجاهدان مشروطه، ۱۶۶.
  9. یزدانی، «پیدایش مجاهدان»، مجاهدان مشروطه، ۷۲.
  10. یزدانی، «پیدایش مجاهدان»، مجاهدان مشروطه، ۷۴.
  11. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۱۲۱-۱۲۲.
  12. یزدانی، «فصل دوم»، کودتاهای ایران، ۱۱۱-۱۱۰.
  13. یزدانی، مجاهدان مشروطه، ۱۵۳.
  14. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۱۲۶.
  15. یزدانی، مجاهدان مشروطه، ۱۵۵-۱۵۶.
  16. یزدانی، مجاهدان مشروطه، ۱۶۰-۱۵۹.
  17. یزدانی، مجاهدان مشروطه، ۱۶۲.
  18. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۶۶-۱۶۷.
  19. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۷۲.
  20. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۶۸.
  21. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۶۸.
  22. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۶۹-۱۷۱.
  23. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۶۸.
  24. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۷۶.
  25. پزشکزاد، مروری در انقلاب مشروطیت ایران، ۱۵۲-۱۵۴.
  26. آفاری، «فصل نهم: همبستگی ملل و اقوام، فتح تهران»، انقلاب مشروطه ایران ۱۹۰۶-۱۹۱۱ (۱۲۸۵-۱۲۹۰)، ۳۲۸.
  27. بهبهانی، «بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه خواه»، گزارش، ۶۴.
  28. پزشکزاد، مروری در انقلاب مشروطیت ایران، ۱۵۴.
  29. آفاری، «فصل نهم: همبستگی ملل و اقوام، فتح تهران»، انقلاب مشروطه ایران ۱۹۰۶-۱۹۱۱ (۱۲۸۵-۱۲۹۰)، ۳۲۸.
  30. یزدانی، «اردوی شمال، اردوی بختیاری»، مجاهدان مشروطه، ۱۶۱-۱۶۲.

منابعویرایش

  • آبراهامیان، یرواند (۱۳۷۷). ایران بین دو انقلاب. ترجمهٔ احمد گل‌محمدی؛ محمدابراهیم فتاحی ولیلایی. تهران: نشر نی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۱۲-۳۶۳-۵.
  • آفاری، ژانت (۱۳۸۵). انقلاب مشروطه ایران ۱۹۰۶-۱۹۱۱ (۱۲۸۵-۱۲۹۰) [The Iranian Constitutional Revolution Evolution 1906-1911]. ترجمهٔ رضا رضایی. تهران: نشر بیستون. شابک ۹۶۴-۹۰۰۳۶-۸-۱.
  • بهبهانی، سروناز (مرداد ۱۳۸۹). «بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه خواه». گزارش. دریافت‌شده در ۱۰ آبان ۱۳۹۹ – به واسطهٔ نورمگز.
  • پزشکزاد، ایرج (۱۳۸۵). مروری در انقلاب مشروطیت ایران. فرانکفورت، آلمان: نشر البرز.
  • یزدانی، سهراب (۱۳۸۸). مجاهدان مشروطه. تهران: نشر نی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۸۵-۰۸۳-۰.
  • یزدانی، سهراب (۱۳۹۶). کودتاهای ایران. تهران: نشر ماهی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۲۰۹-۰۰۴-۴.
  • Pezhmann, Dailami (2000). "GILĀN viiia. In the Constitutional Revolution of 1905-11". In Yarshater, Ehsan. Encyclopædia Iranica. New York City: Bibliotheca Persica Press.

پیوند به بیرونویرایش