حق رأی زنان

حق رأی زنان به معنی حق شرکت زنان در انتخابات است و از مهم‌ترین رویدادهای تکامل اولیهٔ جنبش‌های مدافع حقوق زنان بود. هواخواهان حق رأی زنان که سافروجتها نیز نامیده می‌شدند؛ کسب حق رأی را مقدمهٔ مشارکت سیاسی زنان در جامعه می‌دانستند.

تاریخچهویرایش

 
کارتون سیاسی کانادا یک زن در کبک با نشانه ای خواندن می نویسد:
«بولتن خبر: برای اولین بار در تاریخ ترکیه، زنان در انتخابات عمومی که در هفته جاری برگزار می شود، رای خود را در انتخابات عمومی انتخاب خواهند کرد.»
زنان در سال ۱۹۳۰ حق رأی دادن به ترکیه را در اختیار زنان گذاشتند اما تا سال ۱۹۴۰ حق رای برای زنان در انتخابات استانی در کبک وجود نداشت.

در سال ۱۸۴۸ جنبش حق رأی زنان در ایالات متحده آمریکا به یک جنبش اجتماعی گسترده تبدیل شد. در سال ۱۸۹۳، نیوزیلند نخستین کشوری بود که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. امروزه در میان کشورهایی که مردم می‌توانند در تصمیمات سیاسی و حاکمیتی-دولتی رای دهند، تنها کشورهای عربستان سعودی، بوتان، برونئی و واتیکان هستند که حق زنان برای شرکت در انتخابات را به رسمیت نشناخته‌اند.

در کشورهای مختلفویرایش

حق رأی زنان در نیوزیلندویرایش

نیوزیلند نخستین کشور مستقلی بود که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. در سال ۱۸۹۳، قانون انتخابات به نفع مشارکت سیاسی زنان تغییر یافت و در سال ۱۸۹۳ زنان برای نخستین بار در انتخابات ملی آن کشور شرکت کردند. کیت شپارد و ماری آن مولر از مهم‌ترین رهبران هواخواه حق رأی زنان در نیوزیلند بودند. تا سال ۱۹۱۹، زنان در نیوزیلند حق نامزدی در مجلس را نداشتند. نخستین زنی که در مجلس نیوزیلند به نمایندگی برگزیده شد، الیزابت مک کومب بود.

حق رأی زنان در بریتانیاویرایش

در سال ۱۸۶۶، دادخواستی به مجلس بریتانیا ارائه شد که در آن زنان بریتانیا تقاضا کرده بودند قانون انتخابات تغییر کند و حق رأی کامل زنان را نیز دربرگیرد. این دادخواست تحت اعتراض خشونت‌بار مخالفینی قرار گرفت که معتقد بودند؛ حق رأی زنان بزرگ‌ترین خطرات برای انگلستان به همراه خواهد آورد. پارلمان بریتانیا، نخست عقیده داشت که دخالت زنان در سیاست، زندگی سیاسی را مبتذل کرده و در عین حال ثبات خانواده را از میان می‌برد؛ بنابراین به دادخواست عمل نکرد. در سال ۱۸۶۷، نخستین جامعه ملی حق رأی زنان تأسیس گردید. اعضای این جامعه که به سافروجتها معروف گردیدند؛ خود را هواخواه حق رأی زنان می‌دانستند. سافروجت‌ها تا پایان قرن نوزدهم برای دادن حق رأی به زنان بیش از چهل دادخواست به پارلمان بریتانیا ارائه دادند که تا سال ۱۹۰۰ به طول انجامید. در سال ۱۹۰۳ جنبش حق رأی زنان توسعه بیشتری یافت و تظاهرات خیابانی و راهپیمایی‌های فراوانی را دربر گرفت. در یک اجتماع فضای باز که در ماه ژوئن ۱۹۰۸ در لندن برپا گردید، بیش از پانصدهزار زن طرفدار حق رأی زنان حضور یافتند. امیلین پانکهرست از شخصیت‌های برجسته هواخواه حق رأی زنان بود که برای اجتماعات بزرگی از مبارزات زنان انگلیسی صحبت کرد. امیلین پانکهرست معتقد بود که حق رأی زنان، زندگی سیاسی را اساساً دگرگون خواهد کرد، و حس جدید نوع‌دوستی و اخلاق را به وجود خواهد آورد. در سال ۱۹۱۰، آلیس پین و هریت استنتون بلچ در مبارزات زنان در بریتانیا شرکت کردند که پیوند عمیقی بین سافروجت‌های بریتانیا و ایالات متحده آمریکا ایجاد کرد. برخی مبارزات سافروجت‌ها در بریتانیا با خشونت همراه بود؛ چندین کلیسا نابود گردید، و نخست‌وزیر اسکویت چندبار مورد سوءقصد قرار گرفت. بسیاری از طرفداران حق رأی زنان زندانی شدند که باعث شروع اعتصاب سراسری زنان بریتانیا شد. سرانجام در سال ۱۹۱۸، بریتانیا حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. سن رأی برای زنان بریتانیا بالای ۳۰ سال بود در حالی که مردان می‌توانستند پس از ۲۰ سالگی در انتخابات شرکت کنند. در سال۱۹۲۱، حدود یک سوم زنان بریتانیا برای نخستین بار در انتخابات ملی شرکت کردند. پس از به دست آوردن حق رأی زنان در سال ۱۹۱۸، جنبش‌های طرفدار حقوق زنان در انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی رو به زوال گذاشتند و زنان انقلابی بیشتر جذب جنبش‌های دیگر ضدفاشیسم می‌گردیدند.

حق رأی زنان در ایالات متحده آمریکاویرایش

در سال ۱۸۲۰ بیش از دوهزار زن آمریکایی به دولت ایالات متحده آمریکا تقاضانامه‌ای ارائه کردند و در آن خواستار اعطای حق رأی برابر با مردان شدند. این تقاضانامه مورد اعتنای دولت آمریکا واقع نشد. آلیس پین و هریت استنتون بلچ دو زن آمریکایی بودند که در مبارزات زنان در بریتانیا و آمریکا شرکت فعال داشتند. در سال ۱۹۱۰، زنان آمریکا راهپیمایی‌ها و تظاهرات وسیعی را در نیویورک، ماساچوست و نیوجرسی سازمان دادند. در سال ۱۹۲۰ ویلسون رئیس‌جمهور ایالات متحده، نوزدهمین متمم قانون اساسی آن کشور را به مجلس سنا رساند که بر اساس آن تمام زنان ایالات متحده آمریکا برای اولین بار حق رأی برابر با مردان می‌یافتند.

حق رأی زنان در ایتالیاویرایش

در سال ۱۹۱۹ نخستین دادخواست زنان ایتالیایی برای حق رأی به مجلس ایتالیا ارائه شد. در سال ۱۹۲۵، ارزش رأی زنان نصف مردان بود. با به قدرت رسیدن موسولینی، زنان از شرکت در انتخابات منع شدند. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، زنان ایتالیا حق رأی برابر با مردان کسب کردند.

حق رأی زنان در آلمانویرایش

حق رأی زنان در فرانسهویرایش

شارل دوگل در سال ۱۹۴۴ برای نخستین بار حق رأی زنان در فرانسه را به رسمیت شناخت.

حق رأی زنان در هندویرایش

در هند، ساروجینی نایدو از رهبران کسب حق رأی برای زنان بود. کنگره ملی هند به رهبری مهاتما گاندی از حق رأی زنان پشتیبانی می‌کرد. پس از استقلال هندوستان، در سال ۱۹۵۰، زنان هندی برای نخستین بار حق رأی به دست آوردند.

حق رأی زنان در اندونزیویرایش

حق رأی زنان در ژاپنویرایش

در سال ۱۹۱۹، در ژاپن، ایشیواکا فوسائه نخستین انجمن طرفدار حق رأی زنان را تأسیس کرد. این انجمن گردهمایی‌های بسیاری را ترتیب می‌داد و زنان را نسبت به اهمیت مشارکت سیاسی آگاه می‌کرد. در سال ۱۹۲۰ یکی از دو حزب اصلی ژاپن، از حق رأی زنان پشتیبانی کرد. در سال ۱۹۲۴ ارتش ژاپن تمام جنبش‌های اجتماعی مردم‌سالاری و فمنیستی را سرکوب کرد. در سال ۱۹۴۵ نیروهای متفقین، ژاپن را شکست دادند. در سال ۱۹۴۷ تظاهرات سراسری در ژاپن به طرفداری از حق رأی زنان سازمان‌دهی شد. سرانجام در سال ۱۹۴۸، قانون اساسی جدید ژاپن حق رأی برابر زنان را به رسمیت شناخت.

حق رأی زنان در چینویرایش

مائو از طرفداران جنبش هواخواه حق رأی زنان در چین بود. پس از تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹، زنان برای نخستین بار حق شرکت در انتخابات را یافتند.

حق رأی زنان در نیجریهویرایش

حق رأی زنان در پروویرایش

حق رأی زنان در ایرانویرایش

پس از پیروزی انقلاب مشروطه ایران در سال ۱۹۰۶، مجلس نمایندگان مردم در تهران گشوده شد. مردم ایران برای نخستین بار با انتخاب نمایندگان خود برای حضور در مجلس شورای ملی، در امور سیاسی مشارکت مستقیم پیدا کردند. در نخستین نظام‌نامه انتخابات مجلس شورای ملی، زنان از حق رأی اعم از انتخاب شدن یا انتخاب کردن محروم شدند. در نظام‌نامه مجلس شورا زنان، خارج شدگان از دین اسلام، دیوانگان، تبعه خارجه، دزدان و قاتلین، گدایان و متکدیان و اشخاصی که کمتر از ۲۰ سال داشتند؛ فاقد حق رأی شناخته شدند.

در سال ۱۳۲۲ طرح اعطای حق رای به زنان از سوی نمایندگان حزب توده آذربایجان در مجلس ارائه شد.[۱] در سال ۱۳۲۴ و در حکومت خودمختار آذربایجان برای اولین بار در ایران به زنان حق رای داده شد ولی پس از برچیده شدن و شکست فرقه دموکرات آذربایجان بار دیگر حق رای از زنان سلب شد.[۲]

محمد مصدق، در قانون انتخاباتی همچنان زنان را از حق رأی محروم دانسته بود؛ وقتی مشاوران مصدق با این استدلال که در قانون اساسی همه شهروندان برابرند، اعطای حق رأی به زنان را پیشنهاد کردند، علما با حمایت طلاب و بزرگان اصناف اعتراض کردند که در شرع اسلام حق رأی فقط به مردان داده شده‌است.[۳] اما آیت الله کاشانی در سال ۱۳۳۰ با اجتهاد فقهی ژرف خود در پاسخ به یکی از خبرنگاران صریحاً اعلام کرد: شرکت زن در انتخابات منع شرعی ندارد[۴]. در دور دوم مجلس شورای ملی؛ ماده چهارم نظام‌نامه انتخابات به بحث و بررسی رسید. در این جلسه، محمدتقی وکیل‌الرعایا نماینده مردم همدان از حق رأی زنان پشتیبانی کرد و در مخالفت با نظام‌نامه انتخابات سخن گفت. سپس ذکاءالملک (محمد علی فروغی) و آیت الله سید حسن مدرس به عنوان مخالف در مجلس سخن گفتند و حق رأی زنان را مورد نکوهش قرار دادند. حسن مدرس، استدلال کرد که قوانین موجود به خوبی حقوق زنان را حفظ می‌کند و هشدار داد که اعطاء حق رأی به زنان به بی‌ثباتی سیاسی، فساد مذهبی و هرج و مرج اجتماعی خواهد انجامید.[۵] هنگامی که طلاب قم برای مخالفت و اعتراض با پیشنهاد اعطای حق رأی به زنان به خیابان‌ها ریختند، یک نفر کشته و دوازده تن مجروح شدند.

در سال ۱۳۴۱ (۱۹۶۲ میلادی)، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در هیئت دولت ایران به تصویب رسید. بر اساس این لایحه، زنان اجازه شرکت در انتخابات و نامزد شدن برای انتخابات را پیدا می‌ کردند روح‌الله خمینی جلسه‌ای در قم تشکیل داد و سرانجام تصمیم به ارسال تلگراف به محمدرضا شاه پهلوی در جهت به مخالفت با سه بند لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی از جمله اعطای حق رای به زنان ایرانی گرفت که اصل مربوط به حق رأی زنان از مهم‌ترین اعتراضات وی بود.[۶] البته نباید فراموش کرد که در همان زمان او بارها بر این تاکید کرد که با اصل حق رای زنان مشکلی ندارد بلکه با سیاست هایی محمد رضا که آنان را به فساد می کشاند مخالفت دارد او در یکی از سخنان خویش تصریح کرد:این شاه است که زنها را به فساد مى‏ کشاند و آنها را عروسک مى‏خواهد بار بیاورد. مذهب با این فاجعه ‏ها و دردها مخالف است، نه با آزادى زن.[۷] او همچنین در جای دیگر تصریح می دارد که :در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادى آنان نبوده است، بر عکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شى‏ء مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت او را به وى باز داده است. زن مساوى مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیتهاى خود را انتخاب کند.[۸] محمدرضاشاه، تصمیم‌گیری در این مورد را به دولت اسدالله علم واگذار کرد. اسدالله علم در یک سخنرانی حرکت‌های علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را حرکات مرتجع و مخالف ترقی زنان دانست،در آستانه انقلاب اسلامی ایران، آیت‌الله خمینی مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را مطابق قوانین اسلام تلقی کرد و با مشارکت سیاسی زنان مخالفت نکرد.[۹] بلک آن را تقویت و زنان را قهرمانان و طلیعه داران این پیروزی معرفی کرد.

حق رأی زنان در اسرائیلویرایش

زنان از جمله اعضای مجمع موقت ملی اسرائیل بودند. اعضای این مجمع منشور استقلال اسرائیل را بر اساس منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و تساوی کامل میان زنان و مردان و اصل جدایی دین از سیاست، در تاریخ ۱۴ مه ۱۹۴۸ میلادی (۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷ خورشیدی) تصویب و امضا کردند. زنان در کشور اسرائیل از تساوی کامل با مردان در تمام زمینه‌ها منجمله در حق رای برخوردارند. اسرائیل نخستین کشور در خاورمیانه بود که یک زن سیاست‌مدار توانست در آن به مقام نخست‌وزیری برسد.

حق رأی زنان در عربستان سعودیویرایش

دولت عربستان سعودی تاکنون حق رأی زنان را در انتخابات‌ها به رسمیت نشناخته‌است. علمای وهابی این تصمیم دولت را تأیید کرده و رأی دادن زنان را موجب فساد و خلاف عفت دانسته‌اند. رئیس دولت عربستان سعودی اعلام کرد که زنان فاقد صلاحیت لازم برای قضاوت دربارهٔ نامزدهای انتخاباتی هستند. هر چند برخی دیگر از نمایندگان اظهار کردند که ممنوعیت رأی در عربستان سعودی به این دلیل است که اکثر زنان این کشور شناسنامه ندارند.[۱۰]

حق رأی زنان در عمانویرایش

در انتخابات مجلس شورا عمان که در سال ۲۰۰۳ انجام پذیرفت، زنان برای نخستین بار اجازه شرکت داشتند. در این انتخابات ۹۵ هزار زن عمانی شرکت کردند و پانزده زن نامزد انتخابات بودند.[۱۱]

حق رأی زنان در بحرینویرایش

نخستین انتخابات بحرین در سال ۱۹۷۳ برگزار شد که در آن تنها مردان حق رأی داشتند. در سال ۲۰۰۲، دولت بحرین برای نخستین بار از مشارکت سیاسی زنان در انتخابات پشتیبانی کرد؛ در انتخابات شورای شهر که در همان سال برگزار شد، زنان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داشتند. با این حال، هیچ‌یک از زنان نامزد شده به شورای شهر بحرین، راه نیافت.[۱۲]

حق رأی زنان در امارات متحده عربیویرایش

در انتخابات دسامبر سال ۲۰۰۶، زنان حق رأی داشتند.[۱۳]

حق رای زنان در اتحاد جماهیر سوسیالستی شوروی

تقریبا بلافاصله پس از انقلاب اکتبر حکومت جدید( شوروی) ،حق شهروندی کامل برای برای زنان قائل شد و با ایجاد استقلال اقتصادی و حق کارکردن برای دولت،برابری را برقرار ساخت.قوانین جدیدی که تصویب شد ؛دستمزد را برابر،ازدواج عرفی و درخواست طلاق زنان را مرسوم،حرام‌زادگی را لغو و سقط جنین را قانونی کرد و دقیقا در همان سال ۱۹۱۷ به زنان حق رای را داد.

الگوهای رأی دادن زنانویرایش

الگوهای رأی دادن زنان در کشورهای غربیویرایش

در اروپا، مطالعات نشان می‌دهد که رأی‌دهندگان زن گرایش بیش‌تری به محافظه‌کاری دارند. در بریتانیا، زنان بیشتر از مردان به حزب کارگر رأی می‌دهند. در انتخابات اخیر ایالات متحده آمریکا، زنان به نسبتی بیش از مردان به حزب دموکرات رأی داده‌اند و زنان جوان بیش‌تر متمایل به دموکرات‌ها بوده‌اند.

سال اعطای حق رای به زنان در کشورهای مختلفویرایش

برای مرتب‌سازی بر آسای تاریخ روی "سال اعطای رای" کلیک کنید.

کشور سال اعطای حق رای به زنان
  افغانستان ۱۹۶۳
  Albania ۱۹۲۰
  Algeria ۱۹۶۲
  آندورا ۱۹۷۰
  آنگولا ۱۹۷۵
  Argentina ۱۹۴۷
  Armenia ۱۹۱۷
  آروبا ۱۹۴۹
  Australia ۱۹۰۲
  Austria ۱۹۱۹
  Azerbaijan ۱۹۱۸
  Bahamas ۱۹۶۰
  Bahrain ۲۰۰۲
  Bangladesh ۱۹۷۲
  Barbados ۱۹۵۰
  British Windward Islands ۱۹۵۱
  Belarus ۱۹۱۹
  Belgium ۱۹۱۹/۱۹۴۸
  British Honduras ۱۹۵۴
  بنین ۱۹۵۶
  Bermuda ۱۹۴۴
  بوتان ۱۹۵۳
  بولیوی ۱۹۳۸
  بوتساوانا ۱۹۶۵
  Brazil ۱۹۳۱
  برونئی ۱۹۵۹ (حق رای برای زنان در حال حاضر از سال ۱۹۶۲و۱۹۶۵ به حالت تعلیق درآمده‌است و فقط در انتخابات محلی مجاز به رای دادن هستند)
  Bulgaria ۱۹۳۸
  Upper Volta ۱۹۵۸
  برمه ۱۹۲۲
  Burundi ۱۹۶۱
  Cambodia ۱۹۵۵
  Cameroon ۱۹۴۶
  Canada ۱۹۱۷
  کیپ ورد ۱۹۷۵
  Cayman Islands نامعلوم
  جمهوری آفریقای مرکزی ۱۹۸۶
  چاد ۱۹۵۸
  Chile ۱۹۳۴
  China ۱۹۴۷
  Colombia ۱۹۵۴
  کومور ۱۹۵۶
  Zaire ۱۹۶۷
  Congo, Republic of the ۱۹۶۳
  Cook Islands ۱۸۹۳
  Costa Rica ۱۹۴۹
  Côte d'Ivoire ۱۹۵۲
  Cuba ۱۹۳۴
  {{{name}}} ۱۹۶۰
  Czechoslovakia (امروز: جمهوری چک، اسلواکی) ۱۹۲۰
  Denmark (در برگیرنده ایسلند) ۱۹۱۵
  جیبوتی ۱۹۴۶
  Dominican Republic ۱۹۴۲
  Ecuador ۱۹۲۹
  Egypt ۱۹۵۶
  El Salvador ۱۹۳۹
  Equatorial Guinea ۱۹۶۳
  Estonia ۱۹۱۷
  Falkland Islands نامعلوم
  فیجی ۱۹۶۳
  Finland ۱۹۰۶
  France ۱۹۴۴
  French Polynesia نامعلوم
  Gabon ۱۹۵۶
  Gambia, The ۱۹۶۰
  Georgia ۱۹۱۸
  جمهوری وایمار ۱۹۱۸
  Ghana ۱۹۵۴
  Gibraltar نامعلوم
  Greece ۱۹۳۰ (باسوادان، انتخابات محلی), ۱۹۵۲ (نامشروط)
  Greenland نامعلوم
  گوآم نامعلوم
  گواتمالا ۱۹۴۶
  Guernsey نامعلوم
  گینه ۱۹۵۸
  گینه بیسائو ۱۹۷۷
  Guyana ۱۹۵۳
  هائیتی ۱۹۵۰
  هندوراس ۱۹۵۵
  Hong Kong ۱۹۴۹
  Hungary ۱۹۱۸
  India ۱۹۴۷
  Indonesia ۱۹۳۷
  Iran ۱۹۶۳
  Iraq ۱۹۸۰
  Isle of Man ۱۸۸۱
  Israel ۱۹۴۸
  Italy ۱۹۴۶
  Jamaica ۱۹۴۴
  Japan ۱۹۴۷
  Jersey نامعلوم
  Jordan ۱۹۷۴
الگو:Country data Kazakh ۱۹۲۴
  Kenya ۱۹۶۳
  Kiribati ۱۹۶۷
  Korea, North ۱۹۴۶
  Korea, South ۱۹۴۸
  کویت ۲۰۰۵
  Kyrgyz ۱۹۱۸
  لائوس ۱۹۵۸
  Latvia ۱۹۱۷
  Lebanon ۱۹۴۳ (تحصیلات ابتدایی). ۱۹۵۲ (نامشروط)
  Lesotho ۱۹۶۵
  Liberia ۱۹۴۶
  Libya ۱۹۶۴
  Liechtenstein ۱۹۸۴
  Lithuania ۱۹۱۷
  Luxembourg ۱۹۱۹
  ماکائو نامعلوم
  ماداگاسکار ۱۹۵۹
  مالاوی ۱۹۶۱
  Malaysia ۱۹۵۷
  Maldives ۱۹۳۲
  Mali ۱۹۵۶
  مالت ۱۹۴۷
  Marshall Islands ۱۹۷۹
  موریتانی ۱۹۶۱
  Mauritius ۱۹۵۶
  Mexico ۱۹۴۷
  Micronesia, Federated States of ۱۹۷۹
  Moldova ۱۹۱۸
  Monaco ۱۹۶۲
  Mongolia ۱۹۲۴
  Morocco ۱۹۶۳
  موزامبیک ۱۹۷۵
  Namibia ۱۹۸۹
  Nauru ۱۹۶۸
  Nepal ۱۹۵۱
  Netherlands ۱۹۱۹
  New Zealand ۱۸۹۳
  Nicaragua ۱۹۵۵
  Niger ۱۹۴۸
  Nigeria ۱۹۵۸
  Norway ۱۹۱۳
  Oman ۲۰۰۳
  Pakistan ۱۹۴۷
  Palau ۱۹۷۹
  پاناما ۱۹۴۱
  Papua New Guinea ۱۹۶۴
  Paraguay ۱۹۶۱
  Peru ۱۹۵۵
  Philippines ۱۹۳۷
  Pitcairn Islands ۱۸۳۸
  Poland ۱۹۱۷
  Portugal ۱۹۳۱
  Puerto Rico ۱۹۲۹
  Qatar ۱۹۹۷
  Romania ۱۹۳۸
  Russia ۱۹۱۷
  Rwanda ۱۹۶۱
  Saint Helena نامعلوم
  Samoa نامعلوم
  San Marino ۱۹۵۹
  São Tomé and Príncipe ۱۹۷۵
  Saudi Arabia زنان حق رای ندارند
  Senegal ۱۹۴۵
  Seychelles ۱۹۴۸
  Sierra Leone ۱۹۶۱
  سنگاپور ۱۹۴۷
  Solomon Islands ۱۹۷۴
  Somalia ۱۹۵۶
  South Africa ۱۹۳۰ (سفیدها); ۱۹۶۸ (سایررنگ‌ها); ۱۹۸۴ (هندی‌ها); ۱۹۹۴ (سیاهان)
  Spain ۱۹۳۱
  Sri Lanka ۱۹۳۱
  Sudan ۱۹۶۴
  Dutch Guiana ۱۹۴۸
  Swaziland ۱۹۶۸
  Sweden ۱۹۲۱
   Switzerland ۱۹۷۱
  Syria ۱۹۴۹
  تایوان ۱۹۴۷
الگو:Country data Tajikestan ۱۹۲۴
  Tanzania ۱۹۵۹
  Thailand ۱۹۳۲
  Timor-Leste ۱۹۷۶
  Togo ۱۹۴۵
  Tonga ۱۹۶۰
  Trinidad and Tobago ۱۹۴۶
  Tunisia ۱۹۵۹
  Turkey ۱۹۳۰
  Turkmenistan ۱۹۲۴
  Tuvalu ۱۹۶۷
  Uganda ۱۹۶۲
الگو:Country data Ukrainian ۱۹۱۹
  امارات متحده عربی ۲۰۰۶
  United Kingdom) با ایرلند ۱۹۱۸
  United States ۱۹۲۰
  Uruguay ۱۹۲۷
  Uzbekistan ۱۹۳۸
  Vanuatu ۱۹۷۵
  Venezuela ۱۹۴۶
  Vietnam ۱۹۴۶
  South Yemen ۱۹۶۷
  Zambia ۱۹۶۲
  زیمبابوه ۱۹۱۹
  Yugoslavia ۱۹۴۵

جستارهای وابستهویرایش

پیوند به بیرونویرایش

پانویسویرایش

  1. ساناساریان، الیز؛ ص۱۱۳
  2. سناتور: فعالیت‌های مهرانگیز منوچهریان بر بستر مبارزات حقوقی زنان در ایران؛ ص۳۸۸
  3. مذاکرات مجلس، مجلس هفدهم، ۱۶ بهمن ۱۳۳۱
  4. روزنامه باختر امروز، ۲۸ آذر ۱۳۳۰
  5. مذاکرات مجلس، مجلس هفدهم، ۱۴ دی ۱۳۳۱
  6. «تلگراف به محمد رضا پهلوی دربارهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی». سایت جامع امام خمینی.
  7. خمینی، روح الله. صحیفه ی امام. ۳. ص. ۴۷۲.
  8. «از تحریم رأی زنان تا تکریم رأی زنان». www.imam-khomeini.ir. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۷-۳۰.
  9. «مصاحبه با مجله هفتگی «آمستردام نیوروو هلند» دربارهٔ حکومت اسلامی». سایت جامع امام خمینی.
  10. BBC NEWS | Middle East | Saudi women barred from voting
  11. «freedomhouse.org: Oman». بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۷.
  12. «freedomhouse.org: Bahrain». بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۷.
  13. «Untitled Document». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸.

منابعویرایش

  • آبراهامیان، یرواند (۱۳۷۷ایران بین دو انقلاب: درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر، ترجمهٔ احمد گل محمدی، به کوشش محمد ابراهیم فتاحی.، تهران: نشر نی، ص. ۷۰۹
  • رفیع پور، فرامرز (۱۳۷۷آناتومی جامعه یا سنة الله: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی، تهران: انتشارات کاوه
  • ساناساریان، الیز (۱۳۸۴جنبش حقوق زنان در ایران (طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۱۳۵۷)، ترجمهٔ نوشین احمدی خراسانی، تهران: نشر اختران، ص. ص۷۴، شابک ۹۶۴-۷۵۱۴-۷۸-۶
  • گیدنز، آنتونی (۱۳۷۶جامعه‌شناسی، ترجمهٔ منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، ص. ۲۳۸
  • هوکز، بل، تئوری فمینیست: از حاشیه به مرکز، شابک ۳-۶۱۴-۸۹۶۰۸-۰
  • Wikipedia contributors, "Women's suffrage," Wikipedia, The Free Encyclopedia