ابوطالب

عموی محمد بن عبدالله

ابوطالب، عمران بن عبدالمطلب که به عبدمناف نیز شهره است، پدر علی بن ابی‌طالب و عموی محمد — پیامبر اسلام — است. او بزرگ خاندان آل ابی‌طالب است و منصب سقایت و رفادت از مهمانان کعبه را عهده‌دار بود. وی به جهت انتصاب به فرزند بزرگش طالب، به لقب ابوطالب شهره شده‌است.

ابوطالب بن عبدالمطلب
Young Mohammed and the monk Bahira.jpg
ملاقات محمد و ابوطالب با بحیرا
نام در زمان تولدعمران یا عبدمناف
زادهٔ۸۷ پیش از هجرت
مکه، حجاز، شبه‌جزیره عربستان
درگذشت۳ سال پیش از هجرت (۸۳–۸۴ سال)
مکه
آرامگاهجنت‌المعلی، مکه
دیگر نام‌هاعمران
شناخته‌شده برایعموی محمد و پدر علی و کلیددار کعبه
همسر(ها)فاطمه بنت اسد
فرزندانطالب
عقیل
جعفر
علی
جمانه
فاخته: (ام هانی)
والدینعبدالمطلب
فاطمه بنت عمر
خویشاوندانزبیر (برادر)
عبدالله (برادر)

در خصوص تاریخ دقیق ولادت ابوطالب، در منابع تاریخی گزارشی در میان نیست، با این وجود او را هشتاد و چند تا نود ساله توصیف کرده‌اند. او در سال هشتم عام‌الفیل، محمد هشت سال را کفیل شد. در شرکت ابوطالب در جنگ فجار، اختلاف است. پس از تخریب کعبه در سال ۲۵ پس از عام الفیل بر اثر سیل، ابوطالب دستور تجدید بنای کعبه را صادر کرد. از ابوطالب در ماجرای سفر تجاری کاروان قریش و همراهی محمد با ابوطالب در این سفر یاد شده‌است. در این سفر، وقتی کاروان به بصری می‌رسد، ملاقاتی با راهبی مسیحی به نام بحیرا صورت می‌گیرد که منجر می‌شود ابوطالب محمد را به مکه بازگرداند. برخی منابع آورده‌اند که ابوطالب نیز همراه با محمد به مکه بازگشت. پیشنهاد امین شدن محمد برای اموال خدیجه و پس از آن ازدواج با او، از اقدامات ابوطالب بوده‌است.

پس از بعثت محمد به پیامبری، قریش بر محمد هجمه‌هایی وارد کردند اما ابوطالب با وجود آنکه در ظاهر اعتقادی به سخنان محمد نشان نمی‌داد، سرسختانه از او حمایت می‌کرد. قریشیان مخالف، بارها و با پیشنهادهای مختلفی، قصد در تغییر نظر ابوطالب کردند اما موفق به این امر نشدند. در سال هفتم و پس از بالا گرفتن دعوت محمد و شدت گرفتن مخالفت‌ها با محمد در مکه، مخالفان اسلام تصمیم گرفتند تا پیامبر اسلام را به قتل برسانند؛ اما با مخالفت ابوطالب، این تصمیم منصرف شدند و در نتیجه تحریم‌هایی علیه بنی‌هاشم و مسلمانان وضع نمودند. این تحریم‌ها هرگونه رابطه فردی و اجتماعی با بنی‌هاشم را ممنوع می‌دانست. در همین خصوص، ابوطالب با همراهی محمد، تمام مسلمانان را در خارج از مکه و در مکانی که بعدها به شعب ابی‌طالب شهرت یافت، جمع کرد. پس از سه سال از محاصره اقتصادی، ابوطالب و به همراه دو نفر از اهالی شعب، پس از اطلاع محمد در خصوص نابودی نامه سران قریش توسط موریانه‌ها، به نزد سران قریش رفتند و درخواست کردند تا عهدنامه را مشاهده کنند. ابوطالب در این خصوص تصریح کرد که برادرزاده‌ام از طرف خدای خویش خبری دریافت کرده‌است که عهدنامه توسط موریانه‌ها از بین رفته‌است؛ اگر سخنش راست باشد، این محاصره اقتصادی را پایان دهید و اگر دروغ باشد، من محمد را به شما تسلیم می‌کنم. با وجود آنکه متن عهدنامه توسط موریانه‌ها خورد شده بود، اما محاصره اقتصادی تا مدتی پس از آن همچنان پابرجا ماند.

تاریخ درگذشت ابوطالب را ۶۲۰ میلادی/سال ۱۰ بعثت گزارش شده‌است. سن وی در هنگام درگذشت، هشتاد و چند ساله تخمین زده می‌شود. بر پایه گزارشی سن وی در هنگام درگذشت ۹۰ سال بوده‌است. در سال درگذشت ابوطالب، اختلافی گزارش نشده‌است و منابع تنها در پس و پیش بودن درگذشت ابوطالب و خدیجه در این سال دچار اختلاف هستند. پس از رسیدن خبر درگذشت ابوطالب به محمد، او سخت گریست و به علی دستور غسل، کفن و دفن داد و برایش طلب مغفرت کرد. او را همچون پدرش عبدالمطلب در منطقه حجون مکه که امروز به قبرستان ابوطالب مشهور است به خاک سپردند. برای ابوطالب، چهار پسر به نام‌های طالب، عقیل، جعفر و علی و سه دختر به نام‌های ام هانی، جمانه، ام طالب گزارش شده‌است. فرزند ابوطالب، همگی از فاطمه بنت اسد به دنیا آمده‌اند. هرچند ابن سعد زن دیگری را به نام عله به ابوطالب نسبت می‌دهد که برایش پسری به نام طلیق به دنیا آورد.

منابع در خصوص مسلمان بودن یا نبودن ابوطالب دچار اختلاف هستند. تمام منابع شیعی و برخی از منابع سنی مذهب، گزارش‌هایی در خصوص ایمان ابوطالب در باطن به محمد و اسلام آورده‌اند با این وجود بسیاری از منابع سنی مذهب، او را غیر مؤمن به اسلام گزارش کرده‌اند که در حالت کفر از دنیا رفته‌است. در خصوص ایمان یا عدم ایمان او استدلال‌های فراوانی شده‌است. سجاد — امام چهارم شیعیان — در استدلالی برای اثبات ایمان ابوطالب می‌گوید: «در شگفتم که چطور مردم در ایمان ابوطالب تردید دارند در حالی ک هیچ زن مسلمانی نباید بعد از گزینش اسلام در حباله و عقد شوهر غیر مسلمان خود باشد و فاطمه بنت اسد از اولین زنان مسلمان است و در نکاح ابوطالب از دنیا رفت.» اشعار ابوطالب دیگر استدلال در خصوص ایمان او به‌شمار می‌آید. برخی از منابع شیعی، علاوه بر ایمان ابوطالب، او را یکی از اوصیاء اولیاء الهی می‌دانند.

تبار،‌ نام و لقبویرایش

تبارویرایش

ابوطالب، عمو و حامی پیامبر اسلام و پدرش عبدالمطلب، بزرگ مکه بود. نام و نسبش را عبدالمناف بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف قرشی گزارش کرده‌اند. پدرش عبدالمطلب، از روسای مکه بود و منصب سقایت (آب‌رسانی به زائران کعبه) و رفادت (مهمان‌داری از زائران) را عهده‌دار بود.[۱][۲] بنی‌هاشم از دیرباز میراث‌دار امور عام‌المنفعه در منطقه مکه بودند و جایگاه ویژه‌ای را در نظر عامه مکیان داشتند. در میان امور عام‌المنفعه بنی‌هاشم، مساله حفر چاه زمزم توسط هاشم — پدربزرگ ابوطالب — تا سال‌ها به عنوان نماد شرافت و نیکوکاری این خاندان محسوب می‌شد. رویارویی دو تیره بنی‌هاشم و بنی‌امیه، در اختلاف هاشم و برادرش عبدشمس ریشه داشت. همین اختلاف‌ها سبب شد تا هنگامی که بنی‌هاشم به همراه سایر تیره‌های قریش، اجتماع حلف الفضول را بنا نهاد، کسی از بنی‌امیه در آن شرکت نکرد و در ماجرای شعب ابی‌طالب که بنی‌هاشم دچار تحریم اقتصادی شدند، بنی‌امیه تلاش‌هایی را برای همراه‌سازی دیگر طایفه‌های قریش برای مخالفت با بنی‌هاشم انجام داد. شأن و جایگاه بنی‌هاشم سبب شد تا بر اساس فقه اسلامی، بنی‌هاشم از تصرف در صدقات منع بشوند.[۳] مادر ابوطالب، فاطمه دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم بود که برای عبدالمطلب سه فرزند با نام‌های ابوطالب، زبیر و عبدالله را به‌دنیا آورد.[۴] فرزندان از نسل ابوطالب را آل ابی‌طالب، طالبین، بنت ابی‌طالب و بنی‌هاشم طالبی گویند.[۵]

نام و القابویرایش

نام وی را منابع، عمران و عبدمناف گزارش کرده‌اند.[۶][۷] در برخی منابع نیز نام او شیبة گزارش شده‌است.[۸] ابوطالب یکی از القاب مشهور اوست و اکثر منابع او را با این لقب معرفی کرده‌اند.[۹] خود او در یکی از اشعارش، نام خود را عبدمناف گزارش می‌کند.[۱۰] حاکم حسکانی نیز گزارش می‌کند که اکثر منابع متقدم، نام او را همان کنیه‌اش می‌دانند. بر اساس روایتی از علی بن ابی‌طالب که صدوق در معانی الاخبار ان را گزارش کرده‌است، علی نام پدرش را عبدمناف گزارش می‌کند و تاکید می کند که ابی‌طالب، لقب اوست که بر نامش غلبه پیدا کرده‌است. از او در زیارتی مخصوص محمد، با عبارت «السلام علی عمک عمران، ابی‌طالب» یاد شده‌است.[۱۱] دلیل شهرت او به «ابوطالب»، به جهت بزرگترین فرزندش به‌نام طالب بود.[۱۲][۱۳] شیخ الابطح، سیدالبطحاء، رئیس مکه و شیخ قریش، دیگر القاب غیر مشهور ابوطالب است.[۱۴]

سرگذشتویرایش

خاستگاهویرایش

بنابر گزارش منابع اسلامی، اسماعیل – پسر ابراهیم و هاجرکعبه را ساخت و کعبه پیش از پایه‌گذاری شهر مکه، ساخته شد. مکه به‌تدریج به مرکزی مهم برای کاروان‌های تجاری در عربستان و مرکز فعالیت‌های مذهبی و تجاری غربِ حجاز تبدیل شد. علاوه بر کعبه، بیش از ۳۰۰ بت نیز وجود داشت و عرب‌ها هر ساله آن‌ها را زیارت می‌کردند و اعمالی چون چرخیدن گرد کعبه – که در اصطلاح اسلامی طواف نامیده می‌شود – بوسیدن آن، قربانی کردن، و سنگ زدن به شیطان را انجام می‌دادند.[۱۵] به غیر از خدایان قبیله‌ای، بیشتر عرب‌ها اعتقاد به یک خدای مشترک برتر به نام «الله» داشتند؛ اما تشریفات مذهبی برای «الله» انجام نمی‌شد.[۱۶] همچنین در قرآن صحبت از افرادی که «دین حنیف» بوده‌اند، می‌رود. در قرآن حنیف اشاره به کسی دارد که از راهِ فطرت خود به دینِ طبیعی، که یکتاپرستی باشد رسیده‌است. ابراهیم به عنوان الگوی اصلی حنیفان – حق گرایان م عرفی می‌شود که با بصیرت شخصی‌اش به یکتاپرستی رسیده‌است؛ چنان‌که آیین حنیف معادل دین ابراهیم تعریف می‌شود. مفسران قرآن می‌نویسند که پیش از اسلام حنیف به دو دسته افراد اطلاق می‌شد: عرب‌هایی که پیرو آیین ابراهیم بودند و بت پرستانی که تنها برخی از مراسم دینی مربوط به آیین ابراهیم مانند حج یا ختنه را انجام می‌دادند. درستیِ تاریخی این گفته میان پژوهشگران غربی مورد اختلاف است. برخی اساساً گزارش‌های تاریخی مربوط را رد کرده‌اند و آن‌ها را تعمیم دادن مفاهیم قرآنی به دوران پیش از اسلام می‌دانند، اما دیگران درستیِ تاریخی همگی یا برخی از آن گزارش‌ها را می‌پذیرند.[۱۷] مدرک دقیقی مبنی بر این که آیین حنیف پیش از یهودیت و مسیحیت در میان عرب‌ها وجود داشته در دسترس نیست،[۱۸] اگرچه نشانه‌های رمزآلودی از آن در شعرهای قدیمی عرب یافت می‌شود.[۱۹]

ولادت تا پیش از بعثتویرایش

در منابع، تاریخی دقیق از ولادتش گزارش نشده‌است، اما آمده‌است که وی هشتاد و چند سال قبل از هجرت به دنیا آمد.[۲۰][۲۱] ادوارد گیبون در کتاب نزول و سقوط امپراطوری روم، ابوطالب را شریف‌ترین عموی محمد می‌داند که همواره و در همه حال، حامی او بوده‌است.[۲۲] به گزارش طبری، در سال هشتم عام الفیل معادل ۵۷۸ میلادی، عبدالمطلب که کفالت محمد ۸ ساله را عهده‌دار بود، در بستر مرگ، وصیت کرد تا کفالت محمد به ابوطالب سپرد شود. بر همین اساس، یکی از القاب محمد در کودکی، «یتیم ابوطالب» گزارش شده‌است.[۲۳] با این وجود در انساب الاشراف گزارشی نقل شده‌است که بر اساس آن، عبدالمطلب کفالت محمد را به فرزندش زبیر سپرد و پس از مرگ زبیر، ابوطالب عهده‌دار کفالت او شد؛ اما این گزارش با شواهد تاریخی سازگاری ندارد.[۲۴] پس از آن، کفالت محمد به ابوطالب سپرده‌شد.[۲۵][۲۶] سبحانی در فروغ ابدیت، از منابعی یاد می‌کند که ابوطالب را یکی از شرکت‌کنندگان در جنگ فجار به‌شمار آورده‌اند. در این جنگ که در ماه‌های حرام صورت گرفته‌است، محمد ۱۰ ساله نیز ابوطالب را همراهی کرده‌است. با این وجود یعقوبی در تاریخ خود، این گزارش‌ها را رد کرده‌است و معتقد است ابوطالب، بنی‌هاشم را از شرکت در این جنگ منع کرده‌بود.[۲۷] در سال ۲۵ عام‌الفیل، سیل باعث تخریب خانه کعبه شده بود و همین امر سبب شد تا ابوطالب دستور بازسازی کعبه را با اموالی که پاک تلقی می‌شد، بدهد.[۲۸]

بر اساس گزارش طبری، ابوطالب در یکی از سفرهای تجاری خود به شام، محمد را با خود همراه کرد.[۲۹] بنابر گزارش سبحانی، ابوطالب در ابتدا قصدی برای همراه کردن محمد نداشت و او را در مکه گذاشت و عده‌ای را بر او محافظ قرار داد؛ اما در لحظه حرکت کاروان قریش به سوی شام، ناراحتی محمد از فراغ ابوطالب سبب شد تا تصمیم ابوطالب در این خصوص تغییر کند.[۳۰] بر اساس گزارش ابوطالب، منابع سن محمد را در این سفر ۱۲ سالگی دانسته‌اند. در منابع اسلامی مانند سیره ابن اسحاق و تاریخ طبری نقل شده‌است که در این سفر با بَحیرا سرجیوس (یک راهب مسیحی) دیدار کرد و بشارت پیامبریش را از وی شنید.[۳۱][۳۲][۳۳] ابن هشام گزارش می‌کند که ابوطالب پس از ملاقات با بحیرا در در بصری، از همان منطقه به سمت مکه بازگشت و ادامه سفر را لغو کرد. منابع در اینکه ابوطالب محمد را به همراه گروهی به مکه بازگرداند یا آنکه خودش محمد را تا مکه همراهی کرد، اختلاف نظر دارند.[۳۴]

محمدباقر مجلسی در بحارالانوار گزارشی را نقل می‌کند که بر اساس آن ابوطالب با توجه به اوضاع اقتصادی محمد، به او پیشنهاد داد تا خود را به عنوان امین، به خدیجه که به دنبال امینی برای امور تجاری خود می‌گشت معرفی نماید.[۳۵] از ابوطالب در ماجرای ازدواج محمد با خدیجه، در موارد متعددی گزارش شده‌است. محمد در ابتدای امر برای ازدواج با خدیجه، با ابوطالب مشورت‌هایی را داشته‌است و پس از موافقت عمویش، اقدام به برگزاری مجلس عقد و ازدواج کرد. در این مراسم ابوطالب خطبه خواند و در آن خطبه به جایگاه بالای مقام و نسب محمد و محرومیت او از هرگونه ثروتی یاد کرد.[۳۶] به گزارش یعقوبی، ابوطالب خطبه عقد و ازدواج محمد و خدیجه را خوانده‌است.[۳۷] حمایت‌های ابوطالب از محمد، تا پس از بعثت محمد نیز ادامه داشت.[۳۸]

پس از بعثت تا مرگویرایش

پس از بعثت محمد به پیامبری، ابوطالب با پذیرش اسلام از جانب فرزندش علی، مخالفتی نشان نداد و در عوض، علی را به پشتیبانی از محمد توصیه کرد. ابوطالب از پشتیبانی خودش نیز نسبت به محمد، به پیامبر اسلام اطمینان داد. قریشان مخالف محمد، از ابوطالب تقاضاهایی چون بازداشتن محمد از ادعای پیامبری‌اش و درخواست مباهله داشتند، اما ابوطالب با آنان به مخالفت پرداخت.[۳۹] بنابر آنچه در تاریخ طبری، تاریخ کامل و مسند احمد آمده‌است، محمد در جلسه‌ای که با اقوام خود برای دعوت علنی به اسلام تدارک دیده‌بود، علی را به عنوان وصی خود معرفی کرد و پیروی از او را بر همگان لازم دانست. پس از این سخن بود که جمعی از حضار، با لحنی طعنه آمیز خطاب به ابوطالب گفتند: «محمد دستور داد تا از پسرت پیروی کنی و از او فرمان ببری و او را بزرگ خود قرار داد.»[۴۰] پس از دعوت علنی محمد، فشارهای قریش بر ابوطالب افزایش یافت.[۴۱]

مخالفان محمد سه مرتبه برای منصرف کردن ابوطالب از حمایت‌هایش از محمد و منصرف کردن برادرزاده‌اش از ادعاهایش، با او جلسه برگزار کردند اما در هر بار، او حمایت خود را از محمد اعلان کرد.[۴۲][۴۳] در یکی از ملاقات‌های قریش با ابوطالب، به او پیشنهاد شد تا محمد را با عمارة بن ولید که جوانی زیبارو و با ذکاوت بود، مبادله کند، اما ابوطالب از این پیشنهاد قریش سخت برآشفت و بر اساس گزارشی از تاریخ طبری، معطم بن عدی را که حامی این پیشنهاد بود، به قتل تهدید کرد.[۴۴] ابوطالب همچنین برای حفاظت محمد از آزار و اذیت‌های قریش، گروهی را به عنوان حلقه دفاعی از محمد تشکیل داد که اعضاء آن از میان بنی‌هاشم بودند. در این میان ابولهب از دعوت ابوطالب سربازد.[۴۵] گیبون دلیل این مخالفت قریشیان با محمد را حسادت ورزی به جایگاه بنی‌هاشم می‌داند.[۴۶]

در سال هفتم پس از بعثت[۴۷] و پس از بالا گرفتن دعوت محمد و شدت گرفتن مخالفت‌ها با محمد در مکه، مخالفان اسلام تصمیم گرفتند تا محمد را به قتل برسانند اما در این خصوص با مخالفت ابوطالب مواجه شدند و به همین دلیل از تصمیمشان منصرف شدند. قریشیان در نهایت تحریم‌هایی علیه بنی‌هاشم وضع کردند. این تحریم‌ها هرگونه رابطه فردی و اجتماعی با بنی‌هاشم را ممنوع می‌دانست. در همین خصوص، ابوطالب با همراهی محمد، تمام مسلمانان را در خارج از مکه و در مکانی که بعدها به شعب ابی‌طالب شهرت یافت، جمع کرد. از میان بنی‌هاشم، جز ابولهب، همگی نسبت به کشتن محمد، اعلان مخالفت کردند و همین امر سبب شد تا ابوطالب در وصف و مدح آنان شعری بسراید.[۴۸] شعب ابی‌طالب مکانی مسکونی بود که خانه‌های کوچک با سایه‌بان‌های مختصر داشت. ابوطالب برای اینکه مسلمانان در این منطقه مورد حمله غافلگیرانه دچار نشوند، دیده‌بان‌هایی را بر بلندی‌های منطقه گماشت. این محاصره اقتصادی، سه سال به طول انجامید. مفاد این محاصره اقتصادی از قرار ذیل بود:[۴۹]

  • هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد تحریم می‌شود.
  • ارتباط و معاشرت با آنان اکیداً ممنوع می‌گردد.
  • کسی حق ازدواج با مسلمانان را ندارد.
  • در تمام پیشامدها باید از مخالفان محمد طرفداری کرد.

ابوطالب و به همراه دو نفر از اهالی شعب، پس از آگاهیشان محمد در خصوص نابودی نامه سران قریش توسط موریانه‌ها، به نزد سران قریش رفتند و درخواست مشاهده عهدنامه را کردند. پس از آن ابوطالب گفت: برادرزاده‌ام از طرف خدای خویش خبری دریافت کرده‌است که عهدنامه توسط موریانه‌ها از بین رفته‌است؛ اگر سخنش راست باشد، این محاصره اقتصادی را پایان دهید و اگر دروغ باشد، من محمد را به شما تسلیم می‌کنم. با وجود آنکه متن عهدنامه توسط موریانه‌ها خورد شده بود، اما محاصره اقتصادی تا مدتی پس از آن همچنان پابرجا بود.[۵۰] ابوطالب همراه مسلمانان در شعب ابی‌طالب ماند. تا آنکه پس از چندی از پایان محاصره اقتصادی مسلمانان، درگذشت.[۵۱] پس از مرگ ابوطالب، محمد مورد تهدید و عداوت‌های قریش واقع شد و چندین بار مورد سوء قصد و توهین قرار گرفت. محمد در این خصوص خطاب به یکی از دخترانش می‌گوید: «تا ابوطالب زنده بود، قریش موفق نشدند دربارهٔ من کار ناگواری انجام دهد.».[۵۲]

درگذشت و آرامگاهویرایش

 
نمایی از قبرستان ابوطالب، محل دفن ابوطالب در مکه

درگذشتویرایش

تاریخ درگذشت ابوطالب، سال ۱۰ بعثت مصادف با ۶۲۰ میلادی گزارش شده‌است. سن وی در هنگام درگذشت، هشتاد و چند ساله تخمین زده می‌شود.[۵۳] بر پایه گزارش‌هایی او تا ۹۰ سالگی زنده بود.[۵۴] در سال درگذشت ابوطالب، اختلافی گزارش نشده‌است و منابع تنها در پس و پیش بودن درگذشت ابوطالب و خدیجه در این سال دچار اختلاف هستند.[۵۵] درگذشت ابوطالب کمی پس از پایان محاصره اقتصادی مسلمانان توسط قریش و در ماه‌های ذیقعده یا شوال گزارش شده‌است.[۵۶][۵۷] در سیره حلبی و تاریخ الخمیس آمده‌است که ابوطالب در بستر بیماری، به حمایت و پیروی از محمد سفارش کرد و تبعیت از محمد را مایه سعادتمندی دانست.[۵۸] پس از مرگ او، فرزندش علی دستور داد تا به جایش حج به جا آورند.[۵۹]

دفن و آرامگاهویرایش

به گزارش ابن ابی‌الحدید معتزلی، پس از رسیدن خبر درگذشت ابوطالب به محمد، او سخت گریست و به علی دستور داد تا ابوطالب را غسل داده، کفن کرده و دفن نمایند. محمد پس از آن برای ابوطالب طلب مغفرت کرد.[۶۰] او را همچون پدرش عبدالمطلب در منطقه حجون مکه به خاک سپردند. امروزه محل خاکسپاری او در نزد ایرانیان به قبرستان ابوطالب شهره شده‌است.[۶۱]

همسر و فرزندانویرایش

در کتاب ریاض الانساب، برای ابوطالب، چهار پسر به نام‌های طالب، عقیل، جعفر و علی گزارش شده‌است که هر کدام ۱۰ سال با دیگری فاصله سنی داشتند.[۶۲] در طبقات ابن سعد، تعداد فرزندان ابوطالب ۴ پسر و سه دختر گزارش شده‌اند که همگی از فاطمه بنت اسد به دنیا آمده‌اند. هرچند ابن سعد زن دیگری را به نام عله به ابوطالب نسبت می‌دهد که برایش پسری به نام طلیق به دنیا آورد.[۶۳] بزرگترین این فرزندان طالب است که از زندگی او اطلاعات دقیقی گزارش نشده‌است و تنها ابن سعد از حضورش به اکراه در جنگ بدر و در مقابل سپاه اسلام خبر داده‌است و پس از آن جنگ نیز ناپدید شد. او نه از کشته‌شدگان و نه از اسیران بدر بود و در سپاه قریش که به مکه بازگشت نیز حضور نداشت. از طالب برای ابوطالب نسلی باقی نماند. عقیل فرزند دوم ابوطالب بود که او نیز همچون طالب در جنگ بدر شرکت کرد و اسیر شد و در نهایت با فدیه عباس آزاد شد. از او فرزندان بسیاری گزارش شده‌است. جعفر فرزند دیگر ابوطالب که به جعفر طیار شهره است، سی و دومین مسلمان و رئیس مهاجرین مسلمان به حبشه بود. از وی نیز فرزندان بسیاری باقی ماند. علی، کوچکترین پسر ابوطالب بود. از ابوطالب سه دختر باقی ماند به نام‌های ام‌هانی (هند یا فاخته)، جمانه و ام‌طالب (ریطه).[۶۴]

محمد پس از ازدواج با خدیجه، تصمیم گرفت تا برای کمک به ابوطالب، علی بن ابی‌طالب را در خانه خود بزرگ نماید. جعفر بن ابی‌طالب را نیز عباس برای تربیت به خانه خود برد.[۶۵] به گفته ابوالفرج اصفهانی، عباس، طالب را و حمزه، جعفر را به خانه خود برای تربیت بردند. جعفر سبحانی معتقد است هدف اصلی محمد از این اقدام، تربیت و پرورش علی تحت نظارت خودش بوده‌است.[۶۶] زمانی که علی ۶ ساله بود، پدرش، ابوطالب که ریاست بنی‌هاشم را بر عهده داشت، دچار مشکل مالی گردید. محمد که خود در کودکی تحت سرپرستی ابوطالب قرار گرفته بود و در این زمان سنش از ۳۰ سال گذشته بود، برای سبک کردن بار عائلهٔ وی به او پیشنهاد کرد که سرپرستی علی را او بر عهده بگیرد. ابوطالب پذیرفت و علی از کودکی در خانهٔ محمد، تحت نظر او قرار گرفت.[۶۷]

ویژگی‌های ظاهری و اخلاقیویرایش

ابوطالب در میان قریش به سخاوت شهرت داشت و در زمانی که هیچ‌یک از افراد این قبیله به اطعام دیگران نمی‌پرداخت، او اطعام کننده در مکه بود.[۶۸] او را مردی پاک‌دل و بلند همت معرفی کرده‌اند که خانه خودش را ملجا و مأمن افتادگان و درماندگان و یتیمان کرده قرار داده بود.[۶۹] وی در طول زندگانی، با وجود جایگاه اجتماعی بالا، زندگی ساده و تنگدستانه داشت و به کسی از ضیق زندگی شکایت نمی‌کرد.[۷۰][۷۱]

دیدگاه و فعالیت‌های سیاسی و اعتقادیویرایش

شیعه
 
درگاه تشیع
عقاید
فروعنمازروزهخمسزکاتحججهادامر به معروفنهی از منکرتولیتبری
عقاید برجستهمهدویت: غیبت (غیبت صغرا، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعتبداشفاعت و توسلتقیهعصمتمرجعیت، حوزه علمیه و تقلیدولایت فقیهمتعهشهادت ثالثهجانشینی محمدنظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوممحمدعلیفاطمهحسنحسینسجادباقرصادقکاظمرضاجواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه محترم نزد شیعهسلمان فارسیمقداد بن اسودمیثم تمارابوذر غفاریعمار یاسربلال حبشیجعفر بن ابی‌طالبمالک اشترمحمد بن ابوبکرعقیلعثمان بن حنیفکمیل بن زیاداویس قرنیابوایوب انصاریجابر بن عبدالله انصاریابن‌عباسابن مسعودابوطالبحمزهیاسرعثمان بن مظعونعبدالله بن جعفرخباب بن ارتاسامة بن زیدخزیمة بن ثابتمصعب بن عمیرمالک بن نویرهزید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسدحلیمهزینبام کلثوم بنت علیاسماء بنت عمیسام ایمنصفیه بنت عبدالمطلبسمیه
رجال و علماکشته‌شدگان کربلافهرست رجال حدیث شیعهاصحاب اجماعروحانیان شیعهعالمان شیعهمراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجدالحراممدینه، مسجد النبی و بقیعبیت‌المقدس و مسجدالاقصینجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفهکربلا و حرم حسین بن علیکاظمین و حرم کاظمینسامرا و حرم عسکریینمشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیهقم و حرم فاطمه معصومهشیراز و شاه‌چراغکاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرسآستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرفری و حرم شاه عبدالعظیم
مسجدامامزادهحسینیه
روزهای مقدس
عید فطرعید قربان (عید اضحی)عید غدیر خممحرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعثمیلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهلهرویداد غدیر خمسقیفه بنی‌ساعدهفدکرویداد خانه فاطمه زهراقتل عثمانجنگ جملنبرد صفیننبرد نهروانواقعه کربلامؤتمر علماء بغدادحدیث ثقلیناصحاب کساآیه تطهیر
کتاب‌ها
قرآننهج‌البلاغهصحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصاراصول کافیتهذیب الاحکاممن لایحضره الفقیه
مصحف فاطمهمصحف علیرساله حقوقاسرار آل محمد
وسائل‌الشیعهبحارالانوارالغدیرمفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیانتفسیر المیزانکتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری)اسماعیلیهزیدیهغلاهواقفیه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن)سنت (روایات پیامبر و ائمه)عقلاجماع

به گزارش ابن ابی‌الحدید، ابوطالب به عنوان داور در میان قبایل مکه فعالیت داشت و در داوری خویش به عدل رفتار می‌کرد. او اولین شخصی بود که قانون سوگند در شهادت برای اولیای دم را وضع کرد. او علاوه بر داوری، منصب سقایت حاجیان را از پدرش عبدالمطلب به ارث برده بود؛ اما بعدها این منصب را در عوض دِینی به برادرش عباس سپرد.[۷۲] این منصب از مهمترین مناصب در میان قبایل قریش بود و عاملی مؤثر در نفوذ اجتماعی و سیاسی آن زمان محسوب می‌شد. پس از عبدالمطلب، این منصب به زبیر و پس از آن به ابوطالب محول شد. ابوطالب در سال اول عهده‌داری این منصب، ده هزار درهم از برادرش عباس وام گرفته و در این راه انفاق کرده‌است. در سال دوم ۱۵ هزار درهم وام ستاند و در سال سوم به جهت مشکلات مالی خود، از این کار واماند و این منصب را به عباس سپرد.[۷۳]

پذیرش و حمایت از اسلامویرایش

به گزارش ابن‌هشام در سیره خویش، محمد پس از درگذشت ابوطالب، در توصیف او گفت: «مصیبتی که قریش بر من در هنگام دعوت به اسلام بر من روا داشتند، کمتر از مصیبت از دست دادن ابوطالب بود، ابوطالب در جریان دعوتم، بازو و نگهدار من بود و تا زمانی که ابوطالب زنده بود، قریشیان نمی‌توانستند مرا اذیت کنند.»[۷۴] با درگذشت ابوطالب به عنوان رهبر خاندان بنی‌هاشم، رهبری این خاندان به ابولهب که دشمن دیرینه محمد بود، سپرده شد.[۷۵][۷۶]

مسئله ایمان یا کفر ابوطالب، از مسائل دیرینه و اختلافی بین شیعه و سنی بوده‌است.[۷۷] به گزارش طباطبایی، اجماع اهل بیت پیامبر، منابع شیعی و برخی منابع اهل سنت، به ایمان ابوطالب اشاره دارند. در مقابل برخی منابع اهل سنت با ذکر روایاتی، منکر ایمان ابوطالب شدند.[۷۸] بنابر گزارش منابعی چون سیره ابن هشام، با وجود آنکه محمد، ابوطالب را سزاوارترین فرد به پذیرش اسلام معرفی می‌کرد، اما ابوطالب با اشاره به کهولت سن و با توجه به ملالت و کینه قریش نسبت به محمد، از این کار سرباز زد. با این وجود وی هیچگاه از حمایت محمد دریغ نکرد. حمایت‌های ابوطالب در مقابل هجمه‌های مشرکان مکه، از جانب مخالفان به جهت کفالت ابوطالب نسبت به محمد و رابطه فرزندخواندگی تلقی می‌شد. ابوطالب در نغز و ذم قریش شعری را نیز سروده‌است. به باور گلشنی در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ابوطالب سیاست سکوت در مقابل دعوت پیامبر اسلام را پیش گرفت تا نفوذ کلامش را در میان قوم، از بین نرود. به گزارش منابع شیعی، ابوطالب به اسلام گروید اما ایمانش را آشکار نمی‌کرد. بر این اساس ابوطالب با جایگاه اجتماعیش می‌توانست تا از مسلمانان حمایت نماید و در نصرت محمد او را همراهی کند. جمهور علما و مفسرین شیعه و برخی از دانشمندان اهل سنت، با استناد به روایاتی از اهل بیت محمد، ابوطالب را مسلمان می‌دانند و مستند گروهی که ابوطالب را مشرک می‌دانند، روایاتی ضعیف و مرسل دانسته‌اند. گروه معتقد به شرک ابوطالب، به آیات ۱۱۳ سوره توبه و ۵۶ سوره قصص استناد کرده‌اند و معتقدند این آیات در شأن ابوطالب نازل شده‌است. تعبیر و تفسیری که از جانب معتقدین به ایمان ابوطالب، بی‌اعتبار و مردود دانسته شده‌است.[۷۹] بر این اساس، منابع سنی مذهب با استناد به روایاتی از صحیح بخاری و مسلم، آیه ۵۶ قصص برای عدم ایمان ابوطالب نازل شده‌است. برخی مفسرین سنی مذهب، برای این ادعا خویش، مدعی اجماع شده‌اند. بر اساس روایتی که ابوهریره آن را نقل کرده‌است، تلاش‌های محمد برای گفتن لا اله الا الله در آخرین لحاظات زندگی ابوطالب بی‌ثمر بود و در نهایت آیه ۵۶ قصص نازل شد. بر اساس روایتی دیگر، کفر ابوطالب در مقابل ایمان وحشی — قاتل حمزه، عموی پیامبر اسلام — قرار گرفته‌است. منابعی که به ایمان ابوطالب معتقدند، دلایلی را برای این موضوع ذکر کرده‌اند از جمله:[۸۰]

  • اشعار ابوطالب با موضوع حمایت از اسلام
  • خطبه ابوطالب در زمان ازدواج محمد و خدیجه
  • حمایت‌های ابوطالب از پیامبر اسلام در صدر اسلام

بر اساس روایتی مرسل از ابن‌عباس در منابع سنی مذهب، شأن نزول آیه ۲۶ انعام، در خصوص کفر ابوطالب گزارش شده‌است؛ با این حال، زمان نزول سوره انعام، چند سال پس از درگذشت ابوطالب عنوان شده‌است.[۸۱] به گزارش طباطبایی در تفسیر المیزان، این روایت توسط مقاتل و عطا نقل شده‌است و از چند جهت دچار اشتباه می‌باشد؛ اول آنکه این روایت با مضمون آیه خوانش ندارد، چرا که ضمیر موجود در آیه «و هم ینهون عنه و یناون عنه»، راجع به قرآن است و نه پیامبر اسلام. دوم آنکه روایات متعارض بسیاری در این خصوص گزارش شده‌است که ابوطالب از ایمان آورندگان به محمد بوده‌است.[۸۲] همچنین طباطبایی روایتی را از عبدالله بن عمر به نقل از ابوبکر گزارش می‌کند که بر اساس آن، ابوبکر از اسلام آوردن ابوطالب خبر می‌دهد. بر اساس این روایت ابوبکر پیش از اسلام آوردن پدرش، چنین می‌گوید: «به خدائی که تو را به حق مبعوث کرد من آن روزی که ابوطالب اسلام آورد بیشتر خوشحال بودم تا امروز که پدرم اسلام می‌آورد.»[۸۳] سجاد – امام چهارم شیعیان – در استدلالی برای اثبات ایمان ابوطالب می‌گوید: «در شگفتم که چطور مردم در ایمان ابوطالب تردید دارند در حالی ک هیچ زن مسلمانی نباید بعد از گزینش اسلام در حباله و عقد شوهر غیر مسلمان خود باشد و فاطمه بنت اسد از اولین زنان مسلمان است و در نکاح ابوطالب از دنیا رفت.»[۸۴][۸۵] دانشوران شیعه با توجه به روایتی که ابوطالب پس از درگذشتش به دستور محمد غسل داده شد و روایتی دیگر که او در بستر مرگ، شهادتین را به صدای آهسته ادا کرد، ایمان ابوطالب را معتقد شده‌اند.[۸۶]

در میان فرزندان عبدالمطلب، حمزه از پیشگامان در پذیرش اسلام بود و ابوطالب در مدح او شعری را سرود و حمزه را در میان برادران ستود. عباس نیز با وجود آنکه تا پیش از فتح مکه اسلام را نپذیرفت، در زمان حیات ابوطالب، هیچ مخالفتی علنی با محمد و اسلام بروز نداد.[۸۷] به گزارش طباطبایی، اشعار ابوطالب دلیلی دیگر برای اثبات ایمان اوست. در یکی از این اشعار ابوطالب در حمایت از محمد چنین سروده‌است:[۸۸][یادداشت ۱]

ألم تعلموا أنا وجدنا محمدانبیا کموسی خط فی أول الکتب
ألیس أبونا هاشم شد أزره و أوصی بنیه بالطعان و بالحرب

آذری در دانشنامه کلام اسلامی معتقد است که بنی‌امیه و بنی‌عباس، با هدف کاستن منزلت علی بن ابی‌طالب با اثبات شرک ابوطالب، در ترویج این عقید انگیزه مشترک داشته‌اند. این در حالی بود که ابوسفیان و عباس (از سران بنی‌امیه و بنی‌عباس) تا پیش از فتح مکه، از پذیرش اسلام امتناع کردند و در جبهه مقابل اسلام، به جنگ با مسلمانان رفتند. در همین خصوص، سید بن طاووس در کتاب طرائف گزارش می‌کند که مخالفان — دانشمندان اهل سنت — در پذیرش اسلام هیچ‌کس همچون ابوطالب، سختگیری به خرج نداده‌اند؛ چرا که بر اساس روش معمول آنان، یک خبر واحد در اثبات ایمان و اسلام فرد، کفایت می‌کند.[۸۹]

منابع شیعی، سه قسم دلیل برای اثبات ایمان ابوطالب، مدعی شده‌اند. مواضع عملی، اقوال و اشعار و دیدگاه نزدیکان ابوطالب در خصوص او. اقدامات حمایتی ابوطالب از جامعه نوبنیان مسلمانان و بالاخص پیامبر اسلام، از جمله مواضع عملی ابوطالب به حساب می‌آید. از این میان می‌توان به دعوت جعفر به خواندن نماز همراه با پیامبر، دعوت از فاطمه بنت اسد برای پذیرش اسلام، عدم همراهی با سران قریش در منصرف کردن محمد از ادعای پیامبری و تجلیل از تازه مسلمانان در اشعارش به عنوان مواضع عملی ابوطالب اشاره کرد.[۹۰]

وصایت اولیاءویرایش

اصطفاء در لغت به معنای برگرفتن بهترین و خالص‌ترین قسمت آب است و در اصطلاح کلام اسلامی، اصطفاء و اجتباء به معنای برگزیده شدن افراد از جانب خدا به منصب هدایت بشر است. این افراد به عنوان حجت الهی شناخته می‌شوند و نسبت به پیامبران، رسولان و امامان از مفهومی وسیع‌تر برخوردار هستند. این برگزیدگان الهی دارای رتبه و درجات مختلفی هستند و برخی بر دیگران برتری دارند. از این افراد به عنوان برگزیدگان ناشناخته یاد می‌شود. در منابع شیعی، روایاتی گواه بر وصی و یکی از برگزیدگان ناشناخته (اصطفاء) بودن ابوطالب گزارش شده‌اند. در این خصوص، روایاتی از امامان شیعه نقل شده‌است که انکار ایمان ابوطالب را مساوی با کفر بیان کرده‌اند.[۹۱] بنابر روایتی از موسی کاظم، ابوطالب از اوصیاء انبیاء معرفی می‌شود که در روز درگذشتش، وصایای انبیاء قبلی را به محمد تحویل داده‌است.[۹۲] علی بن ابی‌طالب نیز در روایتی، پدرش را دارای مقام شفاعت در قیامت دانسته و پدرش را بر تمام خلائق برتری داده‌است. شیخ صدوق در بابی با عنوان «باب الاعتقاد فی آباء النبی» در کتاب الاعتقادات، عبدالمطلب را یکی از حجج الهی و ابوطالب را وصی او گزارش کرده‌است. محمدباقر مجلسی نیز در بحارالانوار، ابوطالب را یکی از اوصیاء ابراهیم می‌داند.[۹۳] بر اساس آنچه در سیره حلبی گزارش شده‌است، ابوطالب پیش از ظهور اسلام و در قحطسالی که بر مکه نمایان شده بود، محمد را برای طلب باران به نزدیکی کعبه می‌برد و در آنجا خدا را به حق و مقام برادرزاده‌اش قسم می‌داد و باران می‌طلبید. بر اساس این گزارش، پس از دعای ابوطالب، چیزی نگشت تا باران شروع به باریدن گرفت.[۹۴]

آثارویرایش

اشعاری به ابوطالب منسوب شده‌اند که به جهت سروده شدن در سده نخست هجری و صدر اسلام و در برگیرنده بودن حوادث مکه، مورد توجه منابع قرار گرفته‌اند. در این خصوص ابن‌سلّام پس از گزارش قصیده‌ای از ابوطالب که در کتابی از یوسف بن سعد جمحی دیده‌است، آن شعر را فصیح دانسته‌است و ابیاتی از آن را الحاقی می‌داند. بیشتر اشعار منسوب به ابوطالب، با موضوع مدح پیامبر اسلام، دفاع از مسلمانان و برخی وقایع تاریخی و قومی است. ابن سلام ابوطالب را شاعری توانا و ابن حبیب او را در زمره شاعران گزارش کرده‌اند. ادبا و نحویانی چون سیبویه و جاحظ نیز به اشعار ابوطالب استنادهای ادبی کرده‌اند. صحت انتساب اشعار به ابوطالب، سخنانی مطرح شده‌است. ابن اسحاق بسیاری از اشعار منسوب به ابوطالب را نقل کرده‌است ولی ابن هشام از نقل برخی اشعار منسوب به ابوطالب که مورد تأیید شعرشناسان عصر قرار نگرفته‌است، اجتناب کرده‌است. با این وجود ابن هشام از قصیده لامیه ابوطالب، ۹۴ بیت را در کتابش گزارش می‌کند. نولدکه، صحت اشعار منسوب به ابوطالب که با موضوع تاریخ مکه بوده‌است را می‌پذیرد. به عقیده بروکمان، اشعاری که برای اثبات ایمان ابوطالب به وی نسبت داده‌شده‌است را با حقایق تاریخی وفق ندارد و شیعه به پشتوانه این اشعار، قصد قداست بخشیدن به علی بن ابی‌طالب را داشته‌است.[۹۵]

قصیده لامیه، مشهورترین قصیده منسوب به ابوطالب است. محمد در قحطی مدینه، هنگامی که منبر رفت، به کنایه یکی از اشعار ابوطالب را بر منبر خواند. همچنین در ماجرای غزوه بدر، پیامبر شعری دیگر از ابوطالب را تکرار کرده‌است. این قصیده به سال ۱۳۲۷ ه‍.ق توسط احمد فهمی در استانبول منتشر شد. رشر این قصیده را به همراه قصیده دالیه، به آلمانی ترجمه کرد.[۹۶] نخستین بار ابوهفان عبدالله بن احمد مهریزی مصری (متوفی ۲۵۵ ق) اشعار پراکنده منسوب به ابوطالب را در کتابی با عنوان شعر ابوطالب، جمع‌آوری کرد. بعدها ابونعیم علی بن حمزه بصری، (متوفی ۳۷۵ ه‍.ق) کتابی با عنوان دیوان ابی‌طالب و ذکر اسالمه را تألیف کرد که دربردارنده اشعار ابوطالب بود. نولدکه نیز نسخه خطی اشعار ابوطالب را که عفیف بن اسعد در سال ۳۸۰ ه‍.ق از روی نسخه ابوهفان استنساخ شده بود را در کتابخانه لایپزیگ گزارش کرده‌است. اشعار منسوب به ابوطالب در کتابی با عنوان دیوان شیخ الاباطح ابی‌طالب در سال ۱۳۵۶ ه‍.ق در نجف به چاپ رسید.[۹۷] ابوطالب در بخشی از قصیده لامیه در وصف محمد و ماجرای نزول باران به برکت او چنین می‌سراید:[۹۸][۹۹][یادداشت ۲]

وابیض یُستسقی الغمام بوجههثِمال الیتامی عصمةٌ للأرامل
یطیف به الهلاک من آل هاشمفهم عنده فی نعمة وفواضل

در دیدگاه‌هاویرایش

 
مقبره ابوطالب، قبل از تخریب توسط حکومت سعودی

شیعهویرایش

شیعیان امامیه و اکثر شیعیان زیدیه با استناد به اجماعی که به اهل‌بیت پیامبر اسلام نسبت می‌دهند، بر ایمان ابوطالب سخت پافشاری می‌کنند.[۱۰۰] در همین خصوص، علی بن ابی‌طالب با سوگندی تأکید می‌کند که پدرش، مسلمان بوده‌است. او در روایتی دیگر، پدرش را صاحب مقام شفاعت می‌داند که می‌تواند تمام گناهکاران زمین را شفاعت نماید. جعفر صادق نیز در روایتی، ابوطالب را با اصحاف کهف مقایسه می‌کند و کتمان ایمانش را، باعث اجری مضاعف برای او می‌داند.[۱۰۱]

سنیویرایش

از میان فرقه‌های سنی مذهب، بلحی و ابوجعفر اسکافی از شیوخ معتزله، بر ایمان ابوطالب معتقد شده‌اند. اما در مقابل بیشتر سیره‌نویسان اهل سنت، به مشرک از دنیا رفتن ابوطالب معتقد شدند.[۱۰۲] جامی، شاعر حنفی مذهب، در مساله ایمان یا کفر ابوطالب، معتقد به کفر ابوطالب بوده‌است. وی دیدگاه شیعیان در خصوص ایمان ابوطالب را خیال‌پردازی می‌داند. جامی ابوطالب را با ابولهب مقایسه کرده‌است که به این خاطر، مورد انتقاد برخی از شاگردانش همچون میرحسین میبدی قرار گرفت.[۱۰۳] ابن ابی‌الحدید معتزلی نیز با اشاره به اشعار منسوب به ابوطالب و با وجود اعتقاد به عدم تواتر در لفظ اشعار ابوطالب، آنها را در دلالت بر تصدیق ابوطالب نسبت به نبوت محمد، متواتر معنوی می‌داند.[۱۰۴]

شرق‌شناسانویرایش

ینولد ریکولسن، ابوطالب را به عنوان تنها حامی محمد گزارش می‌کند که از این حمایت تا آخرین لحظه زندگی خود دریغ نکرد.[۱۰۵] تامس پاتریک هیوز در مدخل ابوطالب از فرهنگ اصطلاحات اسلامی، ابوطالب را عموی محمد و پدر علی می‌داند که با وجود دوستی ۴۰ ساله با محمد و حمایت‌های ویژه از او، به دین اسلام گرایش پیدا نکرد.[۱۰۶] ونسینک، دوایت دونالدسن، مونتگومری و ویل دورانت، تأکید می‌کنند که ابوطالب اسلام را به عنوان یک دین نپذیرفت و کافر به این دین از دنیا رفت.[۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰][۱۱۰] ویلیام مونتگومری وات، اسلام‌شناس بریتانیایی معتقد است که دلیل حمایت‌های ابوطالب از محمد، در نظر گرفتن منافع اقتصادی قبیله قریش و به ویژه بنی‌هاشم بوده‌است.[۱۱۱] روبرت گلیو می‌نویسد مسلمان بودن یا نبودن ابوطالب مورد بحث و مناقشه است و وی نمونهٔ خوبی در بحث‌های دین‌شناسی پیرامون وضعیت افراد پرهیزگار درگذشته قبل از رسالت محمد است.[۱۱۲]

در فرهنگ، هنر و ادبیاتویرایش

 
قبرستان ابوطالب، محل دفن ابوطالب در مکه (پس از تخریب)

شعر و ادبیات فارسیویرایش

از ابوطالب در منابع ادبی مختلفی یاد شده‌است. از میان شاعران معروف، نظام استرآبادی، الهامی کرمانشاهی، ملک الشعرای بهار، سلیمی تونی، غیاث شیرازی، فدایی، مولوی، نظامی گنجوی و… از ابوطالب در مضمون شعرهای خود استفاده کرده‌اند. در میان اشعار فارسی از ابوطالب در رجزهای علی بن ابی‌طالب یاد شده و او به عنوان بزرگ قریش و حامی پیامبر اسلام مورد توجه قرار گرفته‌است. در این خصوص در همایون‌نامه آمده‌است:[۱۱۳]

پس از وی سرافراز عباس بودسپر هنر اکرم الناس بود
چو بوطالب او را تهور نبودورا آن شکوه و تصور نبود

دیگر موضوعی که از تاریخ زندگانی ابوطالب مورد توجه منابع ادبی و شعرا قرار گرفته‌است، ارتباط کفار و پیامبر و میانجی‌گری و وساطت ابوطالب در بین این دو گروه می‌باشد. در خصوص ایمان یا عدم ایمان ابوطالب نیز در منابع ادبی، گزارش‌هایی وجود دارد. پذیرش کفالت محمد، ماجرای بحیرای راهب، پدر بودن برای علی بن ابی‌طالب، ازدواج محمد، شعب ابوطالب و درگذشت او نیز از ماجراهای مورد توجه منابع ادبی است. با این وجود، منابع کهن ادبی، ابوطالب به عنوان شخصیتی مستقل مورد توجه شاعران و نویسندگان قرار نگرفته‌است و همواره در بطن یک واقعه تاریخی از او سخن به میان آمده‌است؛ از همین روست که اشعار مربوط به ابوطالب در منظومه‌های تاریخی جای گرفته‌اند. در برخی از آثار شعرای سنی مذهب، شخصیت ابوطالب مورد طعن قرار گرفته‌است.[۱۱۴]

آثار نمایشی و رسانه‌ایویرایش

داستان فیلم سینمایی محمد رسول‌الله ساخته مجید مجیدی نیز، با روایت ابوطالب از زندگی محمد آغاز می‌گردد. داستان این فیلم از سال ۱۰ بعثت محمد و زمانی که مسلمانان در تحریم اقتصادی هستند شروع می‌شود. ابوسفیان با بازی داریوش فرهنگ از ابوطالب که پیر است می‌خواهد که به محمد بگوید که خدا را در دلش نگه دارد. ابوطالب به اتاق نبی اسلام می‌رود و پیامبر در حال نماز خواندن است و بعد از سوره حمد سوره فیل را می‌خواند و سپس در یک فلش‌بک که اکثر فیلم را شامل شده به سال عام الفیل و تولد پیامبر و دوران کودکی وی از زبان خود ابوطالب به عنوان راوی فیلم می‌رود. در این فیلم، مهدی پاکدل نقش ابوطالب را ایفا می‌کند.[۱۱۵]

منبع‌شناسیویرایش

از نخستین گردآورندگان حدیثی در شیعه، کلینی در کافی با نقل گزارش‌هایی از خدمات ابوطالب به اسلام، سخن گفته‌است. نجاشی تا قرن پنجم، حدود ۱۰ اثر را با موضوع ابوطالب گزارش کرده‌است.[۱۱۶] در کتاب‌های جامع، بخش‌هایی به تاریخ یا ایمان ابوطالب اختصاص یافته‌است؛ از جمله آنها کتاب بحارالانوار نوشته محمدباقر مجلسی است که در جلد ۳۵ مختص به علی بن ابی‌طالب، به مناسبت از ابوطالب گزارش‌های مطرح شده‌است. در دیگر آثاری همچون روضة الواعظین و بصیرة المتعظین اثر محمد بن فتال نیشابوری؛ شرح نهج‌البلاغه اثر ابن ابی‌الحدید معتزلی؛ الصحیح من سیرة النبی الاعظم نوشته جعفر مرتضی عاملی، الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف اثر سید بن طاووس و الغدیر اثر عبدالحسین امینی است که به مناسبت از ابوطالب مطالبی را گزارش کرده‌اند.[۱۱۷]

بر اساس کتاب‌شناسی که انصاری قمی منتشر کرده‌است، بیش از ۱۱۰ عنوان کتاب در موضوع ابوطالب و ایمان او نگارش یافته‌است که شامل همه کتاب‌های در این زمینه نمی‌باشد. از میان آثاری که انصاری آنها را فهرست کرده‌است، ۲۳ اثر مربوط به مؤلفین سنی مذهب می‌باشد. از میان مهمترین منابع سنی در زمینه تاریخ و سیره ابوطالب می‌توان به: ابوطالب عم النبی تألیف عبدالعزیز سیدالاهل؛ ابوطالب کفیل الرسول تألیف گروهی از نویسندگان؛ الروض النزیه فی الاحادیث آلتی رواها ابوطالب عن ابن اخیه اثر شمس‌الدین ابن طولون دمشقی؛ اثبات اسلام ابی‌طالب اثر محمدمعین بن محمدامین بن طالب الله هندی سندی حنفی؛ بغیة الطالب لایمان ابی‌طالب اثر جلال‌الدین سیوطی، و اثر دیگری به این نام از محمد بن عبدالرسول برزنجی شافعی شهرزوری مدنی اشاره کرد. از میان مؤلفین شیعه، احمد مغنیه کتابی با عنوان ابوطالب مع الرسول، محمود بغدادی اثری با عنوان سیدالبطحاء؛ سید محمدعلی بن عبدالحسین شرف الدین عاملی اثری با عنوان شیخ البطح و عبدالحسین امینی اثری با عنوان ابوطالب مظلوم تاریخ را نگاشته‌اند.[۱۱۸] مهدی مجتهدی نیز در یادداشتی، بیش از ۲۵۵ عنوان مقاله و کتاب را با موضوع ابوطالب، گزارش می‌کند.[۱۱۹] طباطبایی یزدی، در کتاب‌شناسی خود از ابوطالب که با زبان انگلیسی منتشر شده‌اند، در بخش آثاری که صرفاً به زندگینامه ابوطالب پرداخته‌اند، به مدخل «ابوطالب» در واژه‌نامه اسلام نوشته توماس پاتریک هوگس،[یادداشت ۳] مدخل «ابوطالب» در واژه‌نامه تاریخی اسلام اثر لودفیگ آدامیک،[یادداشت ۴] مدخل «ابوطالب» در واژه‌نامه عمومی اسلام اثر ایان ریچارد نیتون،[یادداشت ۵] مدخل «ابوطالب» در واژه‌نامه ساده اسلام نوشته رقیه مقصود،[یادداشت ۶] مدخل «ابوطالب عبدمناف بن عبدالمطلب» در دایرة المعارف مختصر اسلام اثر گوردن نیوبان،[یادداشت ۷] مدخل «ابوطالب» در دایرة المعارف جدید اسلام اثر کریل گلاسه (Cyril Glassé)[یادداشت ۸] و مدخل «ابوطالب» در واژه‌نامه اسلام آکسفورد اثر جان اسپوزیتو[یادداشت ۹] اشاره می‌کند.[۱۲۰]

به گزارش گلشنی در دایرة المعارف بزرگ اسلام، در خصوص اسلام و ایمان ابوطالب، آثار متنوع و بی‌شماری نگارش یافته‌است. در این خصوص قدیمی‌ترین منبعی که با این موضوع نگارش یافته‌است، کتاب ایمان ابوطالب، اثر شیخ مفید (متوفی ۴۱۳ ه‍.ق) است.[۱۲۱] از میان نویسندگان سنی مذهب، برخی آثاری را در اثبات ایمان ابوطالب نگاشته‌اند. از جمله، احمد بن زینی دحلان — امام جماعت مسجدالحرام — که کتابی با عنوان ابوطالب چهره درخشان قریش را نگاشته‌است.[۱۲۲] دیگر افرادی که در این موضوع اقدام به تألیف کردند، عبارتند از: سعد بن عبدالله اشعری قمی (متوفی ۳۰۱ ه‍.ق)، ابوعلی کوفی (متوفی ۳۴۶ ه‍.ق)، ابومحمد سهل بن احمد بن عبدالله دیباچی، ابونعیم علی بن حمزه بصری تمیمی، (متوفی ۳۷۵ ه‍.ق)، ابوسعید محمد بن احمد بن حسین خزاعی نیشابوری و ابوعلی شمس‌الدین سید فخار بن معد موسوی (متوفی ۶۳۰ ه‍.ق).[۱۲۳] در زمینه ایمان ابوطالب، مؤلفین سنی مذهب آثاری همچون ابوطالب مؤمن قریش، تألیف عبدالله خنیزی و القصیدة الغراء فی ایمان ابی‌طالب شیخ البطحاء اثر سید احمد خیری پاشا حسینی را نگاشته‌اند؛ مؤلفین شیعه نیز آثار متنوع و متعددی در این خصوص نگاشته‌اند از جمله آنها: ایمان ابوطالب اثر ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان حارثی تلعکبری بغدادی؛ ایمان ابی‌طالب و موقف الشیخ المفید منه اثر محمدابراهیم خلیفه شوشتری؛ منیة الراغب فی ایمان ابی‌طالب اثر محمدرضا طبسی نجفی؛ اسلام ابی‌طالب من خلال الآیات و الاحادیث و الاشعار و الوقایع التاریخیه اثری از لبیب بیضون، ابوطالب بطل الاسلام اثر حیدرمحمد سعید عرفی و جلوگاه ایمان ابوطالب اثر سید مجید پورطباطبایی. کتاب العرفان فی دلائل ایمان حضرت عمران نوشته سید خورشید حسن شیرازی از جمله آثار در این زمینه است که به زبان اردو نگارش یافته‌است.[۱۲۴] طباطبایی یزدی در ذکر منابع انگلیسی زبان در خصوص ایمان ابوطالب، به مدخل «ابوطالب» در دایرة المعارف اسلام (ویراست اول) اثر فرانچ بوهل (Frants Buhl),[یادداشت ۱۰] مدخل «ابوطالب» در دایرة المعارف اسلام (ویراست دوم) اثر ویلیام مونتگومری وات،[یادداشت ۱۱] مدخل «ابوطالب» در دایرة المعارف اسلام (ویراست سوم) اثر آوری روبین،[یادداشت ۱۲] مدخل «ابوطالب» در دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد نوشته نجام افتخار حیدر[یادداشت ۱۳] و مدخل «ابوطالب» در دایرة المعارف زندگینامه‌ای اسلام اثر ام.اچ. سید[یادداشت ۱۴] اشاره می‌کند.[۱۲۵]

در خصوص جمع‌آوری و شرح اشعار ابوطالب، کتاب غایة الطالب فی شرح دیوان ابی‌طالب اثر محمد خطیب مصری، از نویسندگان سنی مذهب، طلبة الطالب فی شرح لامیه ابی‌طالب اثر علی فهمی؛ دیوان ابوطالب و شرح لامیه، اثر حیدرقلی سردار کابلی؛ شعر ابی‌طالب بن عبدالمطلب و اخباره نوشته ابوهفان عبدالله بن احمد عبدی و زهرة الادبا فی شرح لامیه شیخ البطحاء اثر جعفر نقدی، از جمله آثار در این زمینه بوده‌اند.[۱۲۶] از میان منابع انگلیسی که به اشعار ابوطالب توجه داشته‌اند می‌توان به ترجمه قصیده لامیه و دالیه ابوطالب، اثر اسکار رشر که به زبان آلمانی نگارش یافته‌است و کتاب انوار ابی‌طالب اثر نصر عباس نقوی که به زبان اردو، عربی و انگلیسی به چاپ رسیده‌است اشاره نمود.[۱۲۷]

پانویسویرایش

  1. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  2. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  3. مهروش، «بنی‌هاشم»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  4. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  5. رفیعی، «آل ابی‌طالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  6. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  7. مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة الامام علی، ۱:‎ ۴۹-۵۱.
  8. مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة الامام علی، ۱:‎ ۵۳.
  9. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  10. حسینی بهارانچی، اول من اسلم، ۴.
  11. مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة الامام علی، ۱:‎ ۵۱-۵۲.
  12. رفیعی، «آل ابی‌طالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  13. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  14. حسینی بهارانچی، اول من اسلم، ۴.
  15. Bowen, The history of Saudi Arabia, 1–30.
  16. Esposito, Islam: The Straight Path, 5–7.
  17. Rubin, “Hanif”, Encyclopaedia of the Qur'an.
  18. Köchler, The concept of monotheism, 29.
  19. Rubin, “Hanif”, Encyclopaedia of the Qur'an.
  20. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  21. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  22. Gibbon, the decline and fall of the Roman, 2:‎ 228.
  23. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  24. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  25. Rodinson, Muhammad: Prophet of Islam, 46.
  26. Rodinson, Muhammad: Prophet and Statesman, 8.
  27. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۶۸.
  28. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  29. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  30. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۶۸–۱۶۹.
  31. ساواری، ستاره‌ای که در مکه درخشید، ۱۴.
  32. Abel, “Baḥirā”, Encyclopaedia of Islam.
  33. Rodinson, Muhammad: Prophet of Islam, 47.
  34. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۶۹–۱۷۰.
  35. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۸۵–۱۸۶.
  36. سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۹۳.
  37. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  38. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  39. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  40. سبحانی، فروغ ابدیت، ۲۵۳.
  41. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  42. سبحانی، فروغ ابدیت، ۲۶۱.
  43. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  44. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  45. سبحانی، فروغ ابدیت، ۲۶۴.
  46. Gibbon, the decline and fall of the Roman, 2:‎ 235.
  47. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  48. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  49. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۴۲.
  50. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۴۵–۳۴۶.
  51. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  52. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۸۳–۳۸۴.
  53. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  54. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  55. رسولی محلاتی، «وفات ابوطالب و خدیجه»، درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام.
  56. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  57. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  58. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۶۴.
  59. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۶۵.
  60. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۶۵.
  61. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  62. حسینی بهارانچی، اول من اسلم، ۴.
  63. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  64. رفیعی، «آل ابی‌طالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  65. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  66. سبحانی، فروغ ابدیت، ۲۰۳.
  67. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, EI2.
  68. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  69. سبحانی، فروغ ابدیت، ۲۵۹.
  70. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  71. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  72. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  73. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  74. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  75. Welch, “Muḥammad”, Encyclopaedia of Islam.
  76. Momen, An Introduction to Shi'i Islam, 4.
  77. صدر، «جعل و تحریف اسباب نزول»، پژوهش‌های قرآنی.
  78. طباطبایی، المیزان، ۷:‎ ۵۹.
  79. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  80. صدر، «جعل و تحریف اسباب نزول»، پژوهش‌های قرآنی.
  81. صدر، «جعل و تحریف اسباب نزول»، پژوهش‌های قرآنی.
  82. طباطبایی، المیزان، ۷:‎ ۵۷.
  83. طباطبایی، المیزان، ۷:‎ ۵۸.
  84. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۶۵.
  85. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  86. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  87. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  88. طباطبایی، المیزان، ۷:‎ ۵۸.
  89. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  90. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  91. فرج‌پور، «ابوطالب برگزیده‌ای ناشناخته»، سفینه.
  92. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  93. فرج‌پور، «ابوطالب برگزیده‌ای ناشناخته»، سفینه.
  94. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۵۲.
  95. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  96. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  97. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  98. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  99. سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۵۳.
  100. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  101. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  102. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  103. ناصری، «تشیع در کلام جامی»، معرفت.
  104. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  105. Nicholson, A Literary History of the Arabs, 148.
  106. Hughes, “Abu Talib”, Dictionary of Islam.
  107. Wensinck, The Muslim creed, 239.
  108. Donaldson, The Shiite Religion, 15.
  109. Durant, The Story of Civilazation, 4:‎ 165.
  110. ۱۱۰٫۰ ۱۱۰٫۱ Monntgomery Watt, Muhammad; Prophet and Stateman, 76.
  111. Monntgomery Watt, Muhammad; Prophet and Stateman, 76.
  112. Gleave, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, EI3.
  113. رضایی، «چهره ابوطالب در ادبیات فارسی»، سفینه.
  114. رضایی، «چهره ابوطالب در ادبیات فارسی»، سفینه.
  115. «فیلم سینمایی محمد رسول‌الله»، باشگاه خبرنگاران جوان.
  116. واسعی، «ابوطالب بن عبدالمطلب»، دانشنامه حج و حرمین شریفین.
  117. انصاری قمی، «کتابشناسی حضرت ابوطالب»، آیینه پژوهش.
  118. انصاری قمی، «کتابشناسی حضرت ابوطالب»، آیینه پژوهش.
  119. مجتهدی، «راهنمای پژوهش دربارهٔ ابوطالب»، سفینه.
  120. طباطبایی یزدی، «کتاب‌شناسی توصیفی تحلیلی ابوطالب»، آیینه پژوهش.
  121. گلشنی، «ابوطالب»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  122. ناصری، «تشیع در کلام جامی»، معرفت.
  123. آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.
  124. انصاری قمی، «کتابشناسی حضرت ابوطالب»، آیینه پژوهش.
  125. طباطبایی یزدی، «کتاب‌شناسی توصیفی تحلیلی ابوطالب»، آیینه پژوهش.
  126. انصاری قمی، «کتابشناسی حضرت ابوطالب»، آیینه پژوهش.
  127. طباطبایی یزدی، «کتاب‌شناسی توصیفی تحلیلی ابوطالب»، آیینه پژوهش.

یادداشتویرایش

  1. ترجمه شعر: «مگر نمی‌دانید که ما محمد را پیغمبری یافتیم مانند موسی، همان پیغمبری که در کتب آسمانی اسمش برده شده؟ مگر ما را نمی‌شناسید و نمی‌دانید که پدر ما هاشم، خود آماده دفاع از چنین فرزندی بود و وقتی هم که موفق به دیدارش نشد فرزندان خود را وصیت کرد به ضرب و طعن در برابرش.
  2. ترجمه شعر: «سپید چهره‌ای که از ابرها به آبروی او باران طلب شود و پناه یتیمان و نگهدار بیوه زنان باشد. هاشمیان فقیر و رو به زوال به او پناه آورند و به نزد او در رحمت و فراوانی‌ها به سر برند.» (آذری‌نژاد، «ایمان ابوطالب»، دانشنامه کلام اسلامی.)
  3. “Abū Ṭālib” in A Dictionary of Islam, Hughes, Thomas Patrick ed. (New York - London: Scribner, Welford & Co / W. H. Allen & Co, 1885), p. 8.
  4. “Abū Ṭālib” in Historical Dictionary of Islam, Adamec, Ludwig W. ed. (Lanham – Maryland - London: The Scarecrow Press, Inc. , 2001), p. 30.
  5. “Abū Ṭālib” in A Popular Dictionary of Islam, Netton, Ian Richard ed. (Richmond: Curzon, 1997), p. 18.
  6. “Abū Ṭālib” in A Basic Dictionary of Islam, Maqsood, Ruqaiyyah Waris ed. (New Delhi: Goodword books, 1999), p. 30
  7. “Abū Ṭālib ʿAbd Manāf b. ʿAbd al-Muṭṭalib” in A Concise Encyclopedia of Islam, Newby, Gordon ed. (Oxford: Oneworld, 2002), pp. 17-8.
  8. “Abū Ṭālib” in The New Encyclopedia of Islam, Glassé, Cyril ed. (Walnut Creek – Lanham - New York: Roman & Littlefield Publishers, Inc. , 2002), pp. 25-6.
  9. “Abū Ṭālib” in The Oxford Dictionary of Islam, Esposito, John. L. (editor in chief) (New York: Oxford University Press, Inc. , 2003), p. 5.
  10. Buhl, Frants. “Abū Ṭālib” in Encyclopaedia of Islam: A Dictionary of the Geography, Ethnogra- phy and Biography of the Muhammadan Peoples, 1st ed. (Reprint), vol. I (Leiden - New York – København - Köln: E. J. Brill, 1987 (1913 –1936)), pp. 108-9.
  11. Watt, W. Montgomery. “Abū Ṭālib” in Encyclopaedia of Islam, 2nd ed. , vol. I, (Leiden: E. J. Brill, 1986), pp. 152-3.
  12. Rubin, Uri. “Abū Ṭālib” in Encyclopaedia of Islam, Kate Fleet et al (ed.), 3rd ed. , vol. I (Leiden: E. J. Brill, 2009), pp. 42-4.
  13. Haider, Najam Iftikhar. "Abū Ṭālib" in The Oxford Encyclopedia of the Islam- ic World. : Oxford University Press, , 2009. Oxford Reference. Date Accessed 14 Nov. 2019 <https:// www.oxfordreference.com/ view/10.1093/acref/9780195305135.001.0001/acref/9780195305135-e-0988>
  14. “Abu Talib” in Biographical Encyclopaedia of Islam, vol. 3, Syed, M. H. ed. (New Delhi: An-mol Publications Pvt. Ltd. , 2009), pp. 661-4.

منابعویرایش

فارسی و عربی

۱


۲


۲

  • آذری‌نژاد، اسماعیل (۱۳۹۰). «ایمان ابوطالب». دانشنامه کلام اسلامی. قم: موسسه امام صادق علیه السلام.

۳

منابع آنلاین

انگلیسی

  • Abel, Armand (1986). "Baḥirā". Encyclopaedia of Islam. 1 (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. ISBN 9004081143.
  • Bowen, Wayne H. (2008). The history of Saudi Arabia. Greenwood Publishing Group. ISBN 0-313-34012-9.
  • Durant, Will (1950). The Story of Civilazation. New York: New York.
  • Donaldson, Dwight M (1933). The Shiite Religion: A History of Islam. London.
  • Esposito, .John L (1998). Islam: The Straight Path. Oxford University Press. ISBN 0-19-511233-4.
  • Gibbon, Edward (1952). the decline and fall of the Roman Empire. Chicago.
  • Gleave, Robert M. (2014). "ʿAlī b. Abī Ṭālib". Encyclopaedia of Islam (3rd ed.). Leiden: Brill Online.
  • Hughes, Thomas Patrick (1999). Dictionary of Islam. London: New Delh.
  • Köchler, Hans (1982). The concept of monotheism in Islam and Christianity. International Progress Organization. ISBN 978-3-7003-0339-8.
  • Monntgomery Watt, W (1961). Muhammad; Prophet and Stateman. Oxford.
  • Momen, Moojan (1987). An Introduction to Shi'i Islam: The History and Doctrines of Twelver Shiʻism. Yale University Press. ISBN 0-300-03531-4.
  • Nicholson, Reynold A (1966). A Literary History of the Arabs. CAMBRIDGE AT THE UNIVERSITY PRESS.
  • Rubin, Uri. "Hanif". Encyclopaedia of the Qur'an. 3.
  • Rodinson, Maxime (2002). Muhammad: Prophet of Islam. Tauris Parke Paperbacks. ISBN 1-86064-827-4.
  • Veccia Vaglieri, Laura (1986). "ʿAlī b. Abī Ṭālib". Encyclopaedia of Islam. 1 (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. ISBN 9004081143.
  • Welch, Alford T. (1993). "Muḥammad". Encyclopaedia of Islam. 7 (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. ISBN 9004094199.
  • Wensinck, A.J (1932). The Muslim creed: lts Genesis and Historical Development. Cambridge.

برای مطالعهٔ بیشترویرایش

پیوند به بیرونویرایش