باز کردن منو اصلی

آواز یا نغمه اصطلاحی است در موسیقی سنتی ایرانی که برای توصیف مجموعه‌ای از گوشه‌ها به کار می‌رود که معمولاً در کنار هم و مستقل از یک دستگاه اجرا می‌شوند. در ردیف موسیقی ایرانی معمولاً از آواز ابوعطا، آواز دشتی، آواز افشاری، آواز بیات ترک، و آواز اصفهان، و گاهی نیز از آواز بیات کرد و آواز شوشتری نام برده می‌شود.

موسیقی در ایران
تاریخ
پیش از اسلام هخامنشیان • ساسانیان
پس از اسلام صدر اسلاممروگی
معاصر قاجارپهلویلس‌آنجلسیزیرزمینی
موسیقی سنتی ایرانی
مقام‌هانظریه ادواردستگاه‌هاتحول مقام به دستگاهردیففواصل موسیقی ایرانیگوشهآوازهاسازهافرم‌ها
دیگر سبک‌ها
پاپرپراکسمفونیکجازمتالکرال
نواحی
آذربایجانیایلامیباصریبختیاریبخشی‌های خراسان شمالیبلوچیبندریترکمنیجنوبیخراسانیعلوانیهکردیکرمانیگیلکیلریمازندرانی
مناسبتی
زرتشتینوروزخوانیتعزیهرمضانصلوات‌خوانیمداحی

محتویات

تعریفویرایش

آواز را می‌توان یک دستگاه کوچک و مختصر در نظر گرفت، یا متقابلاً دستگاه‌ها را آن دسته‌ای از آوازها دانست که اصلی‌تر هستند.[۱] از دید نظریه‌پردازانی همچون علینقی وزیری آنچه دستگاه‌ها را از باقی آوازها مستثنی می‌کند برخوردار بودنشان از یک گام مستقل است (و از این دیدگاه راست‌پنج‌گاه را نباید یک دستگاه جدا از دستگاه ماهور دانست).[۲] از همین دیدگاه، لفظی مثل «آواز ابوعطا» یا «آواز همایون» اشاره به فرم موسیقایی آواز ندارد بلکه به نوعِ محتوای موسیقایی اشاره می‌کند.[۳]

ابهام در نامگذاریویرایش

لفظ «آواز» در موسیقی ایرانی از این جهت که سه معنای مختلف را می‌تواند متبادر کند مورد انتقاد قرار گرفته‌است. این مفاهیم عبارتند از:[۴][۵]

  • یک نوع محتوای موسیقایی (مثل آواز ابوعطا)، که موضوع همین مقاله است
  • یک نوع فرم موسیقی که در آن خواننده قطعه شعری را با صدای بلند می‌خواند (تک‌خوانی، یا با همراهی ساز)
  • یک نوعِ خاص از فرم موسیقاییِ آواز، که ضرب مشخصی ندارد (در تضاد با آهنگ‌های ضربی و تصنیف‌ها که ضرب مشخص دارند)

مهدی برکشلی در مقاله‌ای که در قالب کتاب ایرانشهر منتشر شد، از لفظ «نغمه» برای توصیف آواز (به معنای اول که موضوع این مقاله‌است) استفاده کرده‌است.[۶] ساسان سپنتا نیز بعدها از لفظ نغمه برای همین منظور استفاده کرده‌است.[۷]

طبقه‌بندیویرایش

بنا بر تقسیم‌بندی‌های رایج، آوازها در موسیقی ایرانی عبارتند از:[۸]

در بعضی روایت‌های ردیف، دو آواز بیات کرد (از متعلقات دستگاه شور) و شوشتری (از متعلقات همایون یا چهارگاه) هم به آنها اضافه می‌شوند.[۹]

تفاوت با دستگاهویرایش

اگر چه برخی از منابع، آوازها را در کنار دستگاه‌ها در ردیف آورده‌اند و گاه تعداد دستگاه‌ها را ۱۲ یا ۱۳ عدد ذکر کرده‌آند،[نیازمند منبع] اما طبقه‌بندی رایج ردیف شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. این که چه چیزی موجب می‌شود که برخی مجموعه‌های گوشه‌ها آواز تلقی شوند و دستگاه دانسته نشوند، به‌طور مبسوط مورد بحث نبوده‌است اما موارد زیر جزو تفاوت‌های آواز و دستگاه دانسته می‌شوند:

  • آوازها معمولاً فقط دارای یک مد هستند، یعنی تمام گوشه‌های آن در یک مد قرار دارند و پرده‌گردانی در اجرای آوازها محدود است و یک جزء اصلی از اجرای آواز دانسته نمی‌شود؛ اما دستگاه‌ها معمولاً چند مد دارند و پرده‌گردانی یکی از اجزای اصلی اجرای یک دستگاه است.[۱۰]
  • آوازها در موسیقی فولکلور رواج بیشتری داشته‌اند و دستگاه‌ها در موسیقی رسمی[نیازمند منبع]
  • قطعات سازی (بدون خواننده) در آوازها محدود و نادر هستند اما در اجرای دستگاه‌ها رواج دارند و مفصل هستند[۱۱]
  • گسترهٔ صوتی آوازها معمولاً کمتر از یک اکتاو است در حالی که گسترهٔ صوتی دستگاه‌ها معمولاً بیش از یک اکتاو است[نیازمند منبع]

برخی آوازها که استقلال محسوسی از دستگاه مربوط دارند گاه «در مسیر دستگاه‌شدن» دانسته می‌شوند. برای نمونه، هرمز فرهت یکی از ویژگی‌های دستگاه‌ها را داشتن فرود مخصوص به خودشان می‌داند (فرود به ملودی کوتاهی گفته می‌شود که با آن اجرای دستگاه به نت پایه آن دستگاه بازگشت می‌کند). از همین رو، به نظر او آوازهایی نظیر افشاری و بیات ترک چون فرود مخصوص به خود دارند استقلال بیشتری از دستگاه شور دارند تا آواز دشتی و ابوعطا (که از فرود شور استفاده می‌کنند).[۱۲] عبدالله دوامی هم به شکل مشابهی آواز بیات کرد را در راه دستگاه شدن توصیف می‌کند.[۱۳]

استقلال از دستگاهویرایش

در تقسیم‌بندی متداول (که شامل هفت دستگاه و پنج یا شش آواز است)، تمام آوازها جزء متعلقات یک دستگاه طبقه‌بندی می‌شوند (مثلاً افشاری از متعلقات دستگاه شور دانسته می‌شود). با این حال بین ردیف‌های مختلف در مورد فهرست این آوازها اختلاف وجود دارد. مثلاً آواز شوشتری توسط برخی یک آواز مستقل دانسته می‌شود اما بیشتر ردیف‌ها آن را ذیل دستگاه همایون با نام گوشه شوشتری (و نه به عنوان یک آواز) طبقه‌بندی کرده‌اند.[نیازمند منبع]

یکی از عواملی که باعث استقلال یک یا چند گوشه از دستگاهی که به آن متعلق هستند و در نتیجه منجر به شکل‌گیری یک آواز می‌شود، وجود گوشهٔ درآمد برای آن آواز است. برای مثال در ردیف‌های مختلف گوشه‌ای به اسم «درآمد شوشتری» یا «درآمد ابوعطا» می‌توان یافت.[۱۴] با این حال، گوشه‌ای به نام «درآمد زابل» نیز در برخی ردیف‌ها موجود است اگر چه زابل هرگز به عنوان یک آواز مستقل مطرح نشده‌است.[۱۵]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

منابعویرایش

  • جعفرزاده، خسرو (۱۳۷۹). «آواز، دستگاه، ردیف: بررسی و شناخت مفاهیم موسیقی ایران». فصلنامه موسیقی ماهور (۱۰): ۹–۲۲.
  • خضرائی، بابک. «درآمد». دانشنامهٔ جهان اسلام، ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۸. 
  • سپنتا، ساسان (۱۳۷۰). «دستگاه‌های موسیقی ایران». ادبستان فرهنگ و هنر (۲۱): ۳۰–۳۵. دریافت‌شده در ۲۱ فوریه ۲۰۱۹ – توسط نورمگز.
  • طلایی، داریوش (۱۳۷۲). نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی. مؤسسهٔ فرهنگی هنری ماهور. شابک ۹۶۴-۸۱۰۵-۳۸-۳.
  • فخرالدینی، فرهاد (۱۳۹۴). تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران. تهران: نشر معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۹۸-۰.
  • محافظ، آرش (۱۳۹۰). «مقام دلکش: نگاهی تطبیی به مفهوم و خصوصیات مقام در موسیقی دستگاهی ایران». فصلنامه موسیقی ماهور (۵۳): ۱۰۵–۱۲۴.
  • برکشلی، مهدی (۱۳۴۲). «موسیقی». ایرانشهر. تهران: کمیسیون ملی یونسکو. ص. ۸۳۷–۸۹۸.
  • During, Jean (Dec 15, 1994). "DARĀMAD". Encyclopedia Iranica. Retrieved 2018-12-31.
  • Farhat, Hormoz (1960). Festival of Oriental Music and the Related Arts. Los Angeles: University of California. Archived from the original on 24 August 2018 – via Questia.
  • Hajarian, Mohsen (1999). Ghazal as a determining factor of the structure of the Iranian Dastgah (Ph.D.). University of Maryland, College Park.
  • Pourjavady, Amir Hosein (Jan 1, 2015). "Music of the Qajar Era: Delgosha Ensemble". Yearbook for Traditional Music. 47: 220–221. Retrieved 2018-12-30 – via Questia.
  • Tsuge, Gen'ichi (15 Dec 1987). "ĀVĀZ". Encyclopedia Iranica. Retrieved 2019-03-02.

برای مطالعهٔ بیشترویرایش

  • Massoudeih, M. T. (1997). Radīf-i āvāzī-i mūsīqī-i sunnatī-i Īrān. Persian Music Association, Tehran.
  • Miller, Lloyd (1999). Music and Song in Persia: the Art of Avaz. Curzon Press, London.