اسحاق

شخصیتی در ادیان ابراهیمی

اسحاق[الف] یکی از سه شه‌پدر بنی‌اسرائیل و یکی از شخصیت‌های مهم ادیان ابراهیمی، از جمله یهودیت، مسیحیت و اسلام، است. او فرزند ابراهیم و ساره، پدر یعقوب و پدربزرگ اسباط اسرائیل بود.

اسحاق
Isaac a Lover of Peace.jpg
اسحاق در حال حفر چاه (تصویرسازی از کتاب مقدس)
اطلاعات در جهان
خانواده
همسرربه‌کا
فرزندها

اسحاق نامی به معنای «او می‌خندد» است که اشاره به خنده ابراهیم و ساره در ناباوری، زمانی که خدا به آن‌ها خبر داد صاحب فرزند می‌شوند، دارد. او تنها شه‌پدری است که نامش تغییر نکرد و هرگز از کنعان خارج نشد. مطابق روایت کتاب مقدس، اسحاق ۱۸۰ سال عمر کرد و میان شه‌پدران بیشترین طول عمر را داراست.

تاریخ‌دانان اسحاق را شخصیتی افسانه‌ای یا شخصیتی که از دوران زندگی عشایری یا نیمه‌عشایری در خاطر اسرائیلیان باقی مانده‌است، می‌دانند.

نام

اسحاق معرب نام عبری יִצְחָק (Yiṣḥāq) به معنای «او می‌خندد/خواهد خندید»[۱] و از ریشه سامی ṣḥq (به معنای خندیدن) است.[۲] در متون اوگاریتی مربوط به قرن سیزدهم قبل از میلاد، آثاری کشف شده که به لبخند خیرخواهانه ال، خدای کنعانیان، اشاره دارد[۱] و اسحاق شاید مخفف یسحاق‌ئیل به معنای «ال می‌خندد» باشد، همانطور که اسماعیل (یشمائیل) نیز به معنای «ال می‌شنود» است و خنده ال در متون اوگاریتی نیز از این نظریه پشتیبانی می‌کند. به هر صورت، فعل ṣḥq به شخص (پدر یا پسر) اشاره ندارد و درباره یک خداست.[۳] با این حال، سفر پیدایش این خنده را به ال منسوب نمی‌کند؛ بلکه به پدر و مادر اسحاق، ابراهیم و ساره، نسبت می‌دهد. طبق روایت کتاب مقدس، وقتی خدا (عبری: الوهیم) به ابراهیم خبر داد که سرانجام فرزندی خواهد داشت، او روی صورت افتاد و خندید. ابراهیم خندید؛ زیرا ساره سن باروری را پشت سر گذشته بود و خود نیز سن بالایی داشت. بعداً، ساره وقتی شنید سه پیام‌آور خداوند وعده خود را تجدید می‌کنند، به همان دلیل از درون خندید. با این حال، او زمانی که خدا از ابراهیم در این مورد سؤال کرد، خنده خود را منکر شد.[۴][۵][۶]

روایت سفر پیدایش

تولد

 
نگاره‌ای در کنیسه بیت‌الفا

پیش‌گویی شده بود که ابراهیم صاحب پسری می‌شود که نامش اسحاق خواهد بود. زمانی که ابراهیم به صد سالگی رسید، همسر اولش ساره که ۹۹ ساله بود، این پسر را زایید. اسحاق دومین پسر ابراهیم و اولین و تنها فرزند ساره بود. نام ابراهیم تا پیش از این، ابرام بود اما پس از تولد فرزندش به ابراهیم تغییر کرد.[۷]

اسحاق هشت روز بعد از تولد ختنه شد؛ عملی که برای همه اعضای خانواده ابراهیم اجباری بود؛ زیرا ابراهیم در این مورد با یهوه عهد بسته بود و اسحاق نیز برای حفظ آن توافق، ختنه گردید.[۸]

زمانی که اسحاق از شیر گرفته شد، ساره اسماعیل را در حال تمسخر کردن دید و از همسر خود درخواست کرد کنیزش هاجر و فرزند او را بیرون کند تا اسحاق تنها وارث ابراهیم باشد. ابراهیم در این کار تردید داشت اما بعد از فرمان خدا، به خواسته همسرش گوش کرد.[۹]

قربانی شدن

در زمان جوانی اسحاق، پدرش ابراهیم او را به کوه موریا برد. خدا به ابراهیم دستور داده بود قربانگاهی بسازد و پسرش اسحاق را در آن قربانی کند. زمانی که ابراهیم فرزندش را به قربانگاه بست و چاقو را برای کشتن او بیرون آورد، در آخرین لحظه فرشته‌ای از جانب خدا آمد و ابراهیم را از این کار بازداشت. در عوض، از او خواسته شد قوچی که در آن نزدیکی بود را قربانی کند.[۱۰]

ازدواج و تولد فرزندان

 
تولد عیسو و یعقوب، اثری از بنجامین وست

ابراهیم قبل از اینکه اسحاق چهل ساله شود، خدمتکار خود الیزر را به بین‌النهرین فرستاد تا از خانواده برادرزاده‌اش بتوئیل همسری برای اسحاق پیدا کند. الیزر ربه‌کا، زنی آرامی را انتخاب کرد. آن دو ازدواج کردند و بعد از سال‌ها رابطه، صاحب فرزندی نشدند و تصور می‌شد او نازاست. اسحاق برای او دعوا کرد و ربه‌کار باردار شد و دو پسر، عیسو و یعقوب، زایید. اسحاق در زمان تولد پسرانش ۶۰ ساله بود.[۱۱] او عیسو را دوست می‌داشت و ربه‌کا یعقوب را.[۱۲] در روایات مربوط به اسحاق، به کنیز داشتن او اشاره‌ای نشده‌است.[۱۳]

مهاجرت

اسحاق بعد از مرگ پدرش به بئر لاهای روی مهاجرت کرد.[۱۴] زمانی که آنجا درگیر قحطی شد، به سرزمین فلسطینی گرار که پدرش زمانی آنجا زندگی کرده بود، کوچید. آن سرزمین هنوز مانند دوران ابراهیم تحت سلطه ابیملک بود. مانند ابراهیم، اسحاق نیز به ابیملک دربارهٔ همسر خود دروغ گفت و آنجا به کار چاه‌کنی مشغول شد. او از چاه‌هایی که پدرش کنده بود بازدید کرد و دریافت فلسطینی‌ها بعد از ابراهیم چاه‌ها را در زمین فرو برده‌اند. او همه چاه‌ها را بیرون کشید و در طول مسیر بئرشبع چاه‌های بیشتری حفر کرد و سرانجام پیمانی مشابه توافقنامه پدرش با ابیملک بست.[۱۵]

حق تولد

 
اسحاق به پسر خود برکت می‌دهد. اثری از جوتو

چون اسحاق پیر شد، چشمانش نابینا گشت. روزی فرزند خود عیسو را فراخواند و از خواست برایش آهویی شکار کند تا به او برکت دهد. عیسو به شکار رفت و در همین زمان، یعقوب مطابق توصیه مادرش، پدر نابینای خود را گول‌زد و خود را عیسو معرفی کرد. اسحاق نیز یعقوب را به اشتباه برکت داد و وارث اسحاق شد و بر برادرانش سروری یافت. بنا به گفته سفر پیدایش، عیسو قبلاً در ازای «نان و خورشت عدس» حق تولد خود را به یعقوب فروخته بود. زان پس، یعقوب از ترس عیسو به تبعید می‌رود. مدتی بعد، اسحاق یعقوب را به بین‌النهرین فرستاد تا از خانواده برادرِ مادرش زنی بگیرد. یعقوب بیست سال نزد دایی خودش لابان کار کرد و سپس به خانه بازگشت. آن زمان با برادرش عیسو آشتی کرد و دو آن با همکاری هم پدرشان را که در ۱۸۰ سالگی مرده بود، دفن کردند.[۱۶]

محل دفن

مطابق روایات سنتی محلی، اسحاق و ربه‌کا، به همراه ابراهیم، ساره، یعقوب و لیه، در غار مخپلا دفن شده‌اند.[۱۷][۱۸]

نظرات پژوهشگران

برخی از محققان اسحاق را «شخصیتی افسانه‌ای» یا «شخصیتی که نماد دوران زندگی قبیله‌ای» یا «رهبری نیمه‌عشایری» است، توصیف کرده‌اند.[۱۹] در کل اعتقاد بر این است که داستان اسحاق، مانند قصه‌های دیگر شه‌پدران سفر پیدایش، ریشه در داستان‌های عامیانه یا سنت شفاهی مربوط به دوران دامداری عبرانیان دارد[۲۰] و از منبع پی وارد کتاب مقدس شده‌است و بین زمان گردآوری آن‌ها و داستان‌های موجود در کتاب، قرن‌ها فاصله است.[۲۱] قصه شه‌پدران کتاب مقدس در کتاب The Cambridge Companion to the Bible این‌گونه توصیف شده‌است:

با وجود تفاوت‌هایی که میان دوران این داستان‌ها و دورانِ زمان مکتوب شدن آن‌ها وجود دارد، این قصه‌ها شرایط سیاسی ادوار بعدی را بازتاب می‌دهند. بسیاری از روایات بر رابطه نیاکان و مردمی که در زمان آغاز روند مکتوب شدن این داستان‌ها (قرن ۸ قبل از میلاد) بخشی از جهان سیاسی اسرائیل هستند، تمرکز دارد. لوط نیای مردمان موأب و عمون در فرااردن است و مردمان عشایری که در شمال عربستان ساکن بودند در اسماعیل تجلی یافته‌اند. عیسو تجلی ادوم و لابان تجلی ممالک آرامی شمال اسرائیل است. یکی از مضامین پر رنگ داستان، تفاوت بین اجداد و مردم محلی کنعان است… در واقع، مضمون تفاوت‌ها میان یهودیه و اسرائیل (که هر کدام در جد خود تجلی پیدا کرده‌اند) با همسایگان دوره پادشاهی به خوبی در دیدگاه دینی قرار گرفته تا تصمیم خدای یهودیه و اسرائیل در برکت دادن به همه مردمان نشان داده شود.[۲۲]

به گفته مارتین نوث، پژوهشگر تنخ، داستان اسحاق نسبت به داستان یعقوب، به دوره فرهنگی قدیمی‌تری تعلق دارد.[۱۹] در آن زمان، قبایل بنی‌اسرائیل هنوز یکجانشین نشده بودند. آنان زمانی که به دنبال چراگاه بودند، با مردمان یکجانشین حاشیه جنوب فلیسطیه مواجه شدند.[۱۹] در نظر جوپسن، مورخ کتاب مقدس، میان اسحاق با مناطق شمالی‌تر در ارتباط است و در دفاع از فرضیه خود، به عبارتی در کتاب عاموس («مکان‌های والای اسحاق») ارجاع می‌دهد.[۱۹]

آلبرشت آلت و مارتین نوث معتقد هستند «شخصیت اسحاق زمانی جایگاه والاتری یافت که مضمون وعده وارد دین بنی‌اسرائیل شد. این مضمون در دین «خدای پدران» ریشه داشت و در زمان ارتباط با مردم جنوب فلیسطیه وارد عقاید آنان شد.»[۱۹] به گفته نوث، زمانی که تورات در این دوره گسترش پیدا می‌کرد، جایگاه اسحاق به عنوان یکی شه‌پدران تثبیت شد اما بعدها او مرتبه خود را از دست داد تا مقام ابراهیم بالاتر رود.[۱۹]

بر خلاف دو شه‌پدر دیگر (ابراهیم و یعقوب) روایت سفر پیدایش دربارهٔ اسحاق اطلاعات زیادی در برندارد. داستان تولد، کودکی و قربانی شدن اسحاق در واقع بخشی از داستان ابراهیم است و اسحاق شخصیت اول این روایات نیست. بعد از مرگ ابراهیم، اسحاق فقط در باب ۲۶ حضوری پر رنگ دارد و عمل قابل توجه دیگری از او سر نمی‌زند. در ادامه داستان او پیر شده‌است و قربانی نیرنگ ربه‌کا و یعقوب واقع می‌شود. به‌طور کلی می‌توان گفت با پایان حضور ابراهیم در داستان، داستان یعقوب آغاز شده‌است و اسحاق باز هم شخصیت دوم روایت است. حتی باب ۲۶ نیز بازتابی از روایت زندگی ابراهیم است و همچنین شباهت بسیار به داستان پسران یعقوب دارد.[۲۳]

نظرات یهودیان

در مناب سنتی یهودی، سن اسحاق زمان قربانی شدن ۳۷ سال محسوب می‌شود که با نمایش او به عنوان یک کودک در آثار هنری تناقض دارد.[۲۴] ربی‌ها همچنین تصور می‌کردند دلیل مرگ ساره، شنیدن خبر قربانی شدن اسحاق بوده‌است.[۲۴] در سنت‌های متاخرتر یهودی، زمانی که مرحمت خدا طلب می‌شود، به قربانی شدن اسحاق اشاره می‌گردد.[۲۵] مفسران یهودی در اعصار بعدی نقش اسحاق را نسبت به آنچه در کتاب مقدس در مورد او گفته شده گسترش داده‌اند و در این نوشته‌ها تمرکز اصلی بر قربانی شدن اسحاق (که در عبری آن را «انقیاد» می‌نامند) است.[۱] مطابق یکی از این تفاسیر، اسحاق در جریان قربانی شدن مرد و سپس دوباره زنده شد.[۱] در آگادا، بر خلاف کتاب مقدس، شیطان است که اسحاق را می‌آزماید.[۲۶] تمایل اسحاق به قربانی شدن مطابق خواست خدا، به الگویی برای بسیاری از یهودیان که کشته شدن را به زیر پا گذاشتن قوانین یهود ترجیح دادند، تبدیل شد.[۲۴]

مطابق سنت یهودی، نماز عصر توسط اسحاق بنیاد نهاده شد. این باور ریشه در باب ۲۴ از سفر پیدایش[۲۷] دارد: «اسحاق زمان شام بیرون رفت تا تفکر کند.»[۲۴]

اسحاق تنها شه‌پدری بود که تمام عمرش را در کنعان سپری کرد. او یک مرتبه تلاش کرد آنجا را ترک کند، اما خدا مانعش شد.[۲۸] توضیح ربی‌ها این است که اسحاق تقریباً قربانی شد و هر آنچه قربانی شود، سرزمین اسرائیل را ترک نخواهد کرد.[۲۴] او بیشتر از همه شه‌پدران عمر کرد و نیز تنها شه‌پدری است که نامش تغییر نکرد.[۱][۲۹]

در ادبیات ربی‌ها همچنین نابینایی اسحاق در زمان پیری به قربانی شدن او مرتبط دانسته شده‌است: چشمان اسحاق نابینا شد زیرا اشک‌های فرشته‌های حاضر در آنجا در چشمانش ریختند.[۲۶]

نظرات مسیحیان

کلیسای اولیه مسیحی مضمونی که در عهد جدید در مورد اسحاق به عنوان نوعی مسیح وجود دارد را ادامه و گسترش داد و کلیسا را «فرزند عهد» و «پدر مؤمنان» معرفی می‌کرد. ترتولیان به شباهت میان هیزم بردن توسط اسحاق برای قربانی شدنش و حمل صلیب توسط عیسی اشاره کرده‌است[۳۰] و توافق جامعی وجود داشت که هر چند همه فداکاری‌هایی که تحت قانون قدیم انجام شدند پیش‌بینی فداکاری عیسی بودند، اما اسحاق به‌طور ویژه‌ای او را یادآوری می‌کند.[۳۱]

 
اسحاق بعد از قربانی شدن پدر خود را در آغوش می‌گیرد. نگاره‌ای مربوط به اوایل قرن بیستم.

کلیسای ارتدکس شرقی و کلیسای کاتولیک اسحاق را مانند دیگر شه‌پدران قدیس محسوب می‌کنند.[۳۲] در تقویم مسیحی ارتدکس شرقی و بیزانسی کلیسای کاتولیک، دومین جمعه قبل از کریسمس (۱۱ تا ۱۷ دسامبر) تحت نام یکشنبه پدران پیشین به شه‌پدران و صالحان عهد عتیق تعلق دارد که اسحاق نیز یکی از آن‌هاست.[۳۳][۳۴]

عهد جدید

عهد جدید می‌گوید اسحاق توسط پدرش «تقدیم شد» و نیز اسحاق پسرانش را رحمت بخشید.[۲۹] در نظر پولس، اسحاق نماد آزادی مسیحیان و اسماعیل نماد بردگی بود. او می‌گوید هاجر و ساره چون دو عهد هستند؛ هاجر عهد سینای است و بنده است، اما ساره آزاد است و فرزندش نیز چنین است.[۱][۳۵] نامه یعقوب[۳۶] در مورد قربانی شدن اسحاق ذکر می‌کند که عدالت به ایمان و عمل نیاز دارد، نه ایمان به تنهایی.[۳۷]

در نامه به عبرانیان، تمایل ابراهیم به قربانی کردن اسحاق و نیز برکت دادن اسحاق به پسرانش یعقوب و عیسو به عنوان نمونه‌های ایمان ذکر شده‌اند.[۳۸] در آیه ۱۹، نویسنده نجات اسحاق از قربانی شدن را مشابه رستاخیز عیسی می‌یابد و قربانی شدن اسحاق را پیش‌درآمدی بر تصلیب عیسی محسوب می‌کند.[۳۹]

نظرات مسلمانان

اسلام اسحاق را یکی از پیامبران می‌داند و او را پدر بنی‌اسرائیل و بنده صالح خدا معرفی می‌کند. مسلمین او را در کنار اسماعیل شخصیت‌های مهمی محسوب می‌کنند که بعد از پدرشان ابراهیم پیام توحید را ترویج کردند. میان فرزندان اسحاق، یعقوب نیز شخصیت محترمی نزد مسلمانان است. ۱۵ مرتبه از اسحاق در قرآن، اغلب در کنار پدرش ابراهیم و پسرش یعقوب، نام برده شده‌است. در آیاتی گفته شده‌است که خدا رسالت و کتاب را در نسل ابراهیم قرار داده‌است. در قرآن نام پسری که ابراهیم قصد قربانی کردن او را دارد، ذکر نشده و بحث‌های داغی میان متفکران مسلمان در ربط با هویت این پسر ایجاد شده‌است. در ابتدا، اکثر آن‌ها اسحاق را پسر مورد نظر می‌دانستند. به نظر می‌رسد در این بحث‌ها رقابت اعراب (که خود را از نسل اسماعیل محسوب می‌کردند) با یهودیان (که اسحاق را جد خود می‌دانستند) و حتی با ایرانیان (که بعد از اسلام برخی از ایشان خود را از نسل اسحاق می‌دانستند) دخیل بوده‌است. روایتی موجود است که عرب تازه مسلمان شده‌ای نزد عمر بن عبدالعزیز رفت و به او خبر داد یهودیان جد خودشان (اسحاق) را جایگزین اسماعیل کرده‌اند. مسعودی نیز از شاعری ایرانی به سال ۲۹۰ قمری را نقل کرده‌است که معتقد بود ایرانیان به واسطه جدشان اسحاق ذبیح از اعراب برتر هستند. ابن قتیبه و طبری از دیگر کسانی هستند که فرزند قربانی را اسحاق دانسته‌اند. در نظر طرفداران ذبیح بودن اسماعیل، خدا به ساره وعده یعقوب را داد و نتیجتا اسحاق نمی‌تواند قربانی باشد. به هر صورت، نهایتاً قربانی شدن اسماعیل به دیدگاه غالب میان مسلمین تبدیل شد.[۴۰]

قرآن

در قرآن از اسحاق به عنوان پیامبر و بنده صالح خدا نام برده شده‌است. قرآن اسحاق و یعقوب را هدیه خدا به ابراهیم می‌داند که بعدها فقط خدا را پرستیدند و رهبرانی صالح در راه خدا بودند:

و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و آنان را به مردان صالحی تبدیل کردیم و آنان را پیشوایانی در راه ما بدل کردیم و به آنان وحی کردیم که نیکوکاری کنند و نماز را مرتب برپا دارند و زکات بپردازند و آنان پرستندگان همیشگی ما بودند.

— قرآن، سوره انبیا، آیات ۷۲ و ۷۳[۴۱]

و همچنین در آیه‌ای دیگر:

و ما به او اسحاق را مژده دادیم که از پیامبران و صالحان بود.

— قرآن، سوره صافات، آیه ۱۱۲[۴۲]

در هنر

قدیمی‌ترین آثار هنری مسیحی در مورد اسحاق، فرسکوهایی هستند که در گوردخمه‌های رومی یافت شده‌اند.[۴۳] آلیسون مور اسمیت آثار مورد نظر را به سه دسته تقسیم کرده‌است:

ابراهیم اسحاق را به سمت قربانگاه می‌برد؛ ابراهیم زودتر در قربانگاه است و اسحاق با هیزم‌ها به سوی او نزدیک می‌شود… ابراهیم بالای پایه ایستاده و اسحاق در کنارش است و هر دو ژستی ثابت قدم دارند… ابراهیم در آستانه قربانی‌کردن اسحاق نشان داده شده‌است، در حالی که اسحاق ایستاده یا در کنار قربانگاه زانو زده‌است. گاه ابراهیم موهای اسحاق را گرفته‌است و برخی اوقات قوچی نیز در صحنه دیده می‌شود و در نقاشی‌های متاخر، دست خدا از بالا ظاهر می‌شود.[۴۳]

یادداشت‌ها

  1. به زبان عبری: יִצְחָק؛ یونانی: Ἰσαάκ‎، عربی: إسحٰق/إسحاق‎، امهری: ይስሐቅ

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ Encyclopedia of Religion, Isaac.
  2. Martin-Achard, “Isaac”.
  3. Martin-Achard, “Isaac”.
  4. Genesis 18:10–15
  5. Singer, Isidore; Broydé, Isaac (1901–1906). "Isaac". In Singer, Isidore; Adler, Cyrus; et al. Jewish Encyclopedia. New York: Funk & Wagnalls.
  6. Hirsch, Emil G.; Bacher, Wilhelm; Lauterbach, Jacob Zallel; Jacobs, Joseph; Montgomery, Mary W. (1901–1906). "Sarah (Sarai)". In Singer, Isidore; Adler, Cyrus; et al. Jewish Encyclopedia. New York: Funk & Wagnalls.
  7. Martin-Achard, “Isaac”.
  8. Martin-Achard, “Isaac”.
  9. Genesis
  10. Martin-Achard, “Isaac”.
  11. Martin-Achard, “Isaac”.
  12. Genesis
  13. Encyclopaedia Judaica, Volume 10, p. 34.
  14. Genesis
  15. Martin-Achard, “Isaac”.
  16. Jewish Encyclopedia, Isaac.
  17. "Unesco declares Hebron's Old City Palestinian World Heritage site". BBC. 7 July 2017. Archived from the original on 30 November 2018. Retrieved 29 November 2018.
  18. Krazovec, Joze (8 September 2010). The Transformation of Biblical Proper Names. pp. 75–76. ISBN 978-0-567-42990-2. Archived from the original on 2 December 2018. Retrieved 1 December 2018.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ ۱۹٫۴ ۱۹٫۵ Fahlbusch, Erwin; Lochman, Jan Milic; Bromiley, Geoffrey William; Barrett, David B.; Mbiti, John (2005). "Isaac". Encyclopedia of Christianity. Eerdmans. p. 744. ISBN 978-0-8028-2416-5.
  20. "Isaac". Columbia Encyclopedia (6th ed.). Columbia University Press. 1935. pp. 3, 200.
  21. Martin-Achard, “Isaac”.
  22. Lumby, Joseph Rawson (1893). Chilton, Bruce; Kee, Howard Clark; Meyers, Eric M.; Rogerson, John; Levine, Amy-Jill; Saldarini, Anthony J., eds. The Cambridge Companion to the Bible: Containing the Structure, Growth and …. Cambridge University Press. p. 59. doi:10.1017/CBO9781139167376. ISBN 978-1-139-16737-6.
  23. Martin-Achard, “Isaac”.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ ۲۴٫۳ ۲۴٫۴ The New Encyclopedia of Judaism, Isaac.
  25. Encyclopædia Britannica, Isaac.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ Brock, Sebastian P. , Brill's New Pauly, Isaac.
  27. Genesis
  28. Genesis
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ Easton, M. G. , Illustrated Bible Dictionary, 3rd ed. , Isaac.
  30. Cross and Livingstone, Oxford Dictionary of the Christian Church, 1974, art Isaac
  31. Kelly, J.N.D. Early Christian Doctrines, A & C Black, 1965. p. 72
  32. The patriarchs, prophets and certain other Old Testament figures have been and always will be honored as saints in all the Church's liturgical traditions. – Catechism of the Catholic Church 61
  33. "Sunday of the Forefathers - OrthodoxWiki".
  34. Liturgy > Liturgical year >The Christmas Fast – Byzantine Catholic Archeparchy of Pittsburgh
  35. Galatians
  36. James
  37. Encyclopedia of Christianity, Bowden, John, ed. , Isaac.
  38. Hebrews 11:17–20
  39. see F.F. Bruce, The Epistle to the Hebrews Marshall. Morgan and Scott, 1964 pp. 308–13 for all this paragraph.
  40. Watt, W. Montgomery. "Isaac". Encyclopedia of Islam. Brill.
  41. [قرآن انبیاء ۷۲]
  42. [قرآن صافات ۱۱۲]
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ Smith, Alison Moore (1922). "The Iconography of the Sacrifice of Isaac in Early Christian Art". American Journal of Archaeology. 26 (2): 159–73. doi:10.2307/497708. JSTOR 497708.

منابع

پیوند به بیرون