باز کردن منو اصلی

زبان لری

یکی از شاخه‌های پارسی میانه
(تغییرمسیر از لری)

زبان لُری یک زبان ایرانی غربی و جنوب غربی است که توسط مردم ساکن و کوچ‌نشین منطقه بزرگی در غرب و جنوب ایران، استان لرستان و جنوب ایلام، و حداقل از نیمه جنوبی همدان (تویسرکان، نهاوند و ملایر) و همچنین شهر کنگاور و شهرستان گودین در استان کرمانشاه - که به گویش لری ثلاثی صحبت میکنند- استان خوزستان: دزفول، اندیمشک، مسجد سلیمان، لالی، اندیکا، رامهرمز، ایذه، باغملک، شوش، شوشتر، اهواز، باوی، ماهشهر، بهبهان، امیدیه و اکثر شهرستان‌های این استان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، استان فارس، استان بوشهر و استان اصفهان تکلم می‌شود. این زبان در کنار فارسی به شاخه جنوبی زبان‌های ایرانی غربی تعلق دارند.[۶] زبان‌های لری خود به دو گروه متمایز متناظر با تمایز بین لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شوند.[۷] زبان لری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است[۸] و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی دارد.[۸] ریشه زبان‌های ایرانی، لری-بختیاری و سایر گویش‌های لری مانند زبان فارسی به پارسی میانه و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان برمی‌گردد؛[۹][۱۰][۱۱] این در حالی است که گویش‌های لکی و کلهری تحت تأثیر زبان کردی قرار گرفته‌اند.[۶][۱۲] زبان‌شناسانی دیگر لری را یک پیوستار زبانی از گویش‌های ایرانی جنوب غربی بین گونه‌های فارسی و کردی دانسته‌اند[۸] که میان مردم لُر در غرب و جنوب غرب ایران رایج است و خود از گویش‌های مختلف تشکیل شده‌است.[۸] به عبارت دقیق‌تر این خانواده یک گروه جدا اما مرتبط از چند زیرگروه پیوسته از ایل‌ها و طایفه‌هاست که شناخته‌شده‌ترین این گروه‌ها عبارتند از: بالاگریوه یا پهلی یا فیلی، ممسنی، بختیاری، بویراحمد، کهگیلویه و ممسنی، ثلاثی، کومزاری، اچمی، سلیورزی، هورموزی یا خورموجی.[۱۳]

زبان‌های لری

زۊن لٛۏری-زوان لۏری 

تلفظ: zön łôri-zoān lôri
گویشگاه‌ها: ایران، غرب و جنوب غرب
عراق، مناطق شرقی[۱]
عمان، بخش‌های محدودی از مناطق شمالی[۲]
شمار گویشوران:
خانواده: هندواروپایی
زبان هند و ایرانی
زبان ایرانی
   زبان ایرانی غربی
    زبان‌های ایرانی جنوب غربی
     گویش‌های لری[۳][۴][۵]
      زبان‌های لری
کد زبان
ISO 639-1: هیچ
ISO 639-2:
ISO 639-3: گویش‌ها:
lrc – لری شمالی
bqi – لری بختیاری
luz – لری جنوبی
zum – لری کمزاری


گویش‌های زبان لُریویرایش

گویش‌های لری با تفاوت‌های کم و بیش از هم سخن گفته می‌شوند.[۱۴] دانشنامه ایرانیکا زبان لری را به دو دسته کلی لری شمالی و لری جنوبی تقسیم کرده‌است.[۶][۱۲] از سوی دیگر فهرست لینگوییست لری را به سه دسته شمالی، بختیاری و جنوبی دسته‌بندی کرده‌است.[۱۵] بنابراین می‌توان لری را به سه دسته زیر تقسیم کرد که خود شامل گویش‌های مختلف است.[۱۵]

برخی لکی را نیز گویشی از زبان لری دانسته‌اند.[۱۶][۱۷] زبان لکی و لری خرم‌آبادی ۷۸ درصد، لری خرم‌آبادی و لری بختیاری نیز ۷۸ درصد و لری بختیاری و لری جنوبی ۸۶ درصد شباهت دارند.[۱۸][۱۹]

جغرافیای گویش‌وران لر
 
توزیع جغرافیایی مناطقی که در آن‌ها به زبان لری سخن گفته می‌شود

لرستان به معنی سکونتگاه مردم لر[۲۰][۲۱][۲۲] واژه‌ای است که به سرزمین‌های لرنشین اطلاق می‌گردد و به معنای گستره جغرافیایی است که مردم لر در آن سکونت دارند. با این توضیح می‌توان حدود لرستان را از دشت‌های غرب خانقین و مندلی در عراق تا دشت ارژن در استان فارس در ایران و از شمال از استان همدان، تا سواحل خلیج فارس[۲۳] به صورت حدودی تعیین کرد.[۲۰][۲۱][۲۲] لرستان در طول تاریخ به مناطق کوچکتری تقسیم شده‌است.

لغت نامه دهخدا در کنار توصیف استان لرستان به عنوان یکی از تقسیمات کشوری جدید، از لرستان به معنای سرزمین محل سکونت لرها نام می‌برد:

لرستان یعنی اراضی لرنشین، و آن ناحیتی است وسیع به مغرب ایران، که از شمال محدود است به کرمانشاه و از مشرق به کوه‌های بروجرد و ملایر و از مغرب به عراق و از جنوب به خوزستان.[۲۴]


و سکنه نواحی واقع در شمال غربی آبدیز یکی موسوم به لکی و قسمت دیگر دارای زبان لری است. زبان لری فعلی از ترکیبات زبان ایرانی قدیم، و از حیث ترکیب کلمات با زبان فارسی شباهت تام دارد و عناصر خارجی در آن کمتر نفوذ یافته و به واسطه محصور بودن در کوه‌ها این نظر بیشتر تأیید می‌شود، در صورتی که کردستان چون در سر راه واقع بوده عناصر خارجی در آن بیشتر نفوذ یافته‌اند.

دانشنامه ایرانیکا جغرافیای گویش‌وران لر را از جنوب استان همدان (دست کم از نهاوند به سمت جنوب) تا خوزستان و استان فارس بیان می‌کند. جدا از تقسیم مردم لر به دو گروه لرهای بزرگ و لرهای کوچک، گویش لری را می‌توان به دو دسته لری شمالی و جنوبی تقسیم کرد و رودخانه دز را می‌توان به نوعی مرز دو دسته لری شمالی و جنوبی دانست که لری شمالی به زبان کردی نزدیکتر است اما در هر حال زبان لری و گویش‌های مختلف آن شاخه‌ای از گویش‌های ایرانی جنوب غربی است.[۶] به‌طور دقیق تر می‌توان گویش‌های لری را به مناطق جغرافیایی زیر تقسیم کرد:

۱. لری بختیاری: استان چهار محال و بختیاری، قسمت اعظم خوزستان، شرق لرستان[۶] و قسمت‌های غربی و جنوبی استان اصفهان.[۹]

۲. نواحی شمالی: بروجرد، جنوب استان همدان[۶][۲۵] و بخش‌هایی از جنوب استان مرکزی.[۱۲]

  1. لری بهمئی: بهمئی ،رامهرمز، بهبهان، امیدیه ٬باغ‌ملک، هندیجان، دیلم، گناوه ،دشتستان و قسمت‌هایی از لردگان.
  2. لری بویراحمدی: در شهرستان‌های بویراحمد، دنا، گچساران، باشت، دهدشت ،چرام، نورآباد ممسنی، بخشی از سپیدان، کازرون و قسمت‌هایی ازمرودشت.

۵. لری میانی: خرم‌آباد، دورود، پلدختر، دوره، اندیمشک، شوش، بخش‌هایی از جنوب استان ایلام،[۶] قسمت‌هایی از استان قزوین[۱۲] و در عراق[۲۶]

۷. لرهای کمزاری: کشور عمان و جزیرهٔ مسندم.[۲۷][۲۸][۲۹]

گویشوَران لُریویرایش

 
پراکندگی گویش‌وران زبان لری در ایران، سال ۲۰۱۰ میلادی طی نظرسنجی به سفارش شورای فرهنگ عمومی ایران

پراکندگی گویش‌وران لر در امتداد رشته کوه زاگرس در غرب کشور ایران و به‌طور دقیق‌تر از زاگرس میانی تا کناره‌های خلیج فارس و در غرب تا حدود میان رودان است.[۱۲] بیشترین جمعیت گویش‌وران لر در استان‌های لرستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان است ولی جمعیت قابل ملاحظه‌ای از لرزبان‌ها در مناطقی از جنوب استان ایلام، غرب استان فارس و اصفهان و استان بوشهر ساکن هستند.[۱۲] ولی برخی از لرزبان‌ها در مناطقی از ایران پراکنده‌اند که علت این پراکندگی به‌طور عمده مسائل سیاسی به ویژه در زمان حکومت رضاشاه پهلوی صورت گرفته و از آن جمله می‌توان به لرزبان‌هایی که به استان‌های قزوین، قم و کرمان تبعید شده و هم‌اکنون بخشی از گویش‌وران لر به‌شمار می‌آیند اشاره کرد.[۱۲]
دزفولی و شوشتری نیز با اینکه به عنوان گویشی از زبان فارسی مطرح اند، به لری شبیه تراند.[۶][۱۲]
هر چه از سوی میانه زاگرس به جنوب و کناره‌های خلیج فارس حرکت کنیم گویش‌وران لر به زبان فارسی بیشتر نزدیک می‌شوند و هر چه به سمت زاگرس میانی و شمالی و به‌طور خاص مناطق کردزبان حرکت کنیم واژه‌ها و شباهت‌های واجی بیشتری میان گویش‌وران لر و گویش‌وران کرد خواهیم داشت و لری خرم‌آبادی نمونه‌ای از نزدیکترین گویش‌های لری به زبان کردی است.[۱۲]

گمان‌های غیر زبان‌شناسانویرایش

نام زبان لری در کتاب‌های تاریخی قدیمی نیامده‌است و ظاهراً زبان مردمان این ناحیه گویشی از زبان پهلوی در نظر گرفته شده‌است. پیش از بررسی‌های زبان‌شناسی نوین، برخی نویسندگان بر پایه حدس، گویش لُری را با زبان‌های کردی‌تبار مربوط می‌دانستند؛ برای نمونه دهخدا در لغت نامه دهخدا، لر (و یا لور) را نام عشیرتی بزرگ از عشایر کرد می‌داند ولی منظور از واژه کرد رمّه گردان یا چوپان است نه قوم کرد:

گروهی از کردها در کوه‌های میان اصفهان و خوزستان و این نواحی بدیشان شناخته آید و بلاد لر خوانند و هم لرستان و لور گویند.[۳۰]

یا دکتر پرویز ناتل خانلری گویش‌های لری و بختیاری را نزدیک به زبان کردی گمان برده‌است و در این خصوص می‌نویسد: «در کوهستان بختیاری و قسمتی از مغرب استان فارس ایلهای بختیاری و ممسنی و بویراحمدی به گویش‌هایی سخن می‌گویند که با کردی خویشاوندی دارد اما با هیچ‌یک از شعبه‌های آن درست یکسان نیست و میان خود آنها نیز ویژگی‌ها و دگرگونی‌هایی وجود دارد که هنوز با دقت حدود و فواصل آنها مشخص نشده‌است. اما معمول چنین است که همه گویش‌های بختیاری و لری را جزو یک گروه بشمارند.»[۳۱]

بر پایه گمانی دیگر از میان تمام اقوام آریایی، لرها از نظر سازمان زبانی رابطه تنگاتنگی با کردی زبانان و فارسی زبانان دارند؛ در حالیکه برخی پژوهشگران بیان داشته‌اند که لرها از کردها منشعب می‌شوند اما برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند که لرها از قدیم‌الایام گروهی مستقل بوده‌اند؛ گرچه، از دو همسایه فرهنگی خویش تأثیر پذیرفته‌اند؛[۸] گرچه، لرها از نظر زبانی آشکارا با فارسی مرتبط هستند اما کارشناسان در این باره اختلاف نظر دارند که لری و فارسی از فارسی باستان منشعب شده‌اند یا از فارسی میانه. لری همچنین با کردی مرتبط می‌باشد؛ این ارتباط در گویش‌های شمالی لری بیشتر نمودار است. گویش‌های لری یک پیوستار زبانی مابین دو قطب فارسی و کردی هستند.[۸]

نمونه نوشتارویرایش

نوشتار زیر به لری خرم‌آبادی است.[۶]

ایما هوفتیئیم نٱزیکیا سائٱت چارئو چارئو نیم. ڤنو که پآ تٱئش بؽئن ئو بیار بؽئن هٱمناْ بیآر کٱردن ئو ڤ سورئٱت هٱماْ خۉشونٱ آمادٱ گرڌاٛن سی رٱئتن ویراْ قولٛاْ

آما قٱرار نی‌آن کاْ یٱک دۏ کٱس بٱئیسن د اٛشگٱفت ئو بٱقیٱ روئن ویرٱ قولٛاْ. چۉن‌کاْ ٱساسیا زیادی داشڌٱن کاْ نٱمی‌تونسٱن ڤا خۉشۊ بیارٱنشۉ، دۏ نٱفٱر مۊئن د اْشگٱفت کاْ هٱم بٱسن تاْ ئی ٱساسیت ئو هٱم ناشڌا هازر بٱکٱن کاْ ڤٱتی کاْ اینو ورمیگٱرڌن بوهورٱن.

Īmā hoft-ī-Īm nezīk-yā sāat-e čār ö čār ö nīm. vano ke pā taš b-ī-n ö biār b-ī-n hama-ne biār kerd-en ö ve sörat hama xo-šōn-e āmāda kerd-en sī ḥarekat ve taraf-e kola.

amā qerār nĪā-n ke yak dö nafar bē-Īs-an de ešgaft ö baqia rö-an vīr-e kola. čūnke asās-yā ziād-Ī dāšt-en ke ne-mĪ-tōness-en vā xo-šō bö-jr-an-ešō, dö nafar man-en de ešgaft ke ham bē-Īs-an tĪ asā-s-yā va ham enāštā-ne hāzer kon-an ke möjqē ke īn-ō ver-mĪ-gerd-an bo-hor-an

ترجمه فارسی

ما تا نزدیکی‌های ساعت چهار، چهار و نیم خفته بودیم. آن‌هایی که پای آتش بودند و بیدار شده بودند، همه را بیدار کردند و همگی به سرعت خود را برای رفتن به سمت قله آماده کردند.

اما قرار گذاشتند که یکی دو نفر در غار بمانند و بقیه به سمت قلهٔ کوه راهی شوند. چونکه اثاث‌های بسیای داشتند که نمی‌توانستند همه آن‌ها را با خود حمل کنند. دو نفر در غار ماندند که هم مراقب اثاث‌ها باشند و هم صبحانه‌ای آماده کنند که هنگام بازگشت گروه بخورند.

وضعیت امروزی زبان لریویرایش

زبان لری یکی از زبان‌هایی است که حیاتش به دلایل مختلف درون و برون قومی، در معرض تهدید است. با توجه به استفادهٔ وافر و نسنجیده از شیوهٔ واژه‌گزینی، این شیوه به مهم‌ترین عامل آسیب‌رسان به زبان لُری تبدیل شده‌است. امروزه تعامل اقوام و ملل به شکل عجیبی گسترش یافته‌است و این امر موجب تأثیرگذاری بیش از پیش بر روی یک‌دیگر در همه عرصه‌ها شده‌است. در این خصوص، تأثیر زبان‌ها بر یک‌دیگر برای بعضی از اقوام به فرصت و برای برخی دیگر به تهدیدی جدی تبدیل شده‌است. برخی از زبان‌ها به دلیل برخورداری از عوامل رشد زبان که بیش‌تر درون‌قومی است دارای فرصت و برخی دیگر به دلیل عدم برخورداری از این عوامل مورد تهدید روزافزون و خطر از دور خارج شدن هستند. به نظر می‌رسد لُری در زمرهٔ زبان‌های دستهٔ دوم یعنی زبان‌های مورد تهدید قرار می‌گیرد.[۳۲] این قوم به علت نداشتن رسم‌الخط مشخص و واحد و نیز به علت شرایط خاص زیستی خود، موفق به مکتوب نمودن آثار ادبی خود نشده و از سوی دیگر در سال‌های اخیر نسل جدید مردمان لرتبار به فارسی صحبت کردن و دوری از زبان‌های بومی گرایش پیدا کرده‌اند که هر دوی این عوامل خطری برای ادامه حیات زبان‌های مردم لر می‌باشند. پرهیز از لری صحبت کردن در میان قشر تحصیل کرده و به ویژه جامعه دانشگاهی لرها بیش از قشرها دیگر شدت یافته‌است.[۳۳]

برخی واژگان به زبان لریویرایش

برخی کلمات در زبان لری فیلی و ترجمه به فارسی: دآ= مادر/ بوٱ=پدر/ برآ=برادر/ لوچ=لب/ می می= عمه/ پاٛت= بینی/ کلاٛک=انگشت/ می= مو/ گوپ، دٱم=دهان قُل=مچ پا تا انگشتان پا/ مل=گردن/ کوک=کمر/ گیئ= شکم/ سی=برای/ داْ= داخل/ اْزگاٛل= زغال/ چیا- چوقا= تپه/ ژو= درد/

برخی کلمات در گویش بروجردی و ترجمه آنها به فارسی:نِنَه=مادر/ بواَ=پدر/بِرار=برادر/ خوآر=خواهر/لُو،لوچ=لب/ پِت=بینی/کِلِک=انگشت/دو=دهان/وِرِه=برای/زِنِشت=درد/ اِژبوژ=شپش/کِرجِنگ=خرچنگ/

برخی کلمات در زبان لوری دومنی و ترجمه به فارسی آنها: دی: مادر/ بوڤ: پدر/ کوکا، کٱکی:برادر/ بقیه کلمات با بختیاری یکی است.

برخی کلمات در زبان اچمی با ترجمه فارسی آنها: چپلاقی: پس گردنی/ کوپ: دهان/ گٱپ: بزرگ/ لوچ: لب/ خٱنٛه: خنده/ نک نک: دل آشوب بی‌قرار/ کِلیک: انگشت/

برخی کلمات در زبان لری بختیاری و ترجمه به فارسی: دا=مادر/ بٱڤاْ، بوڤاْ، بو=بابا/ برار، گٱگاْ، گو=برادر/ چپلاق: سیلی یا پس گردنی/ کٱچی=عمه/ نفت، پاٛت=بینی/ کلاٛک، کلاٛیچ=انگشت/ پٱل=مو/ قول=مچ پا تا انگشتان پا/ ماٛل=گردن/ قٱڌ=کمر/ گٱداْ، اشکم=شکم/ سی=برای/ ماٛن، مین=داخل/ ٱنگشت=زغال/ چوقا=تپه/ زناٛشت=درد/ کصله ساکی = زنانی که همجنسگرا باشند/

برخی کلمات در زبان لری رامهرمزی و ترجمه آن‌ها به فارسی: دا، دالکٱ=مادر/ بوٱ=پدر/ آمٱ=عمه/ گۊ، گیو=برادر/ دٱدی= خواهر/ قفا=پس گردنی/ نوفت=بینی/ پنجٱ= انگشت/ کوم=شکم / می=مو / پیل=پول / سی=برای / مؽن=داخل / تۉ=اتاق/ کور=پسر / دوتٱر=دختر / دزی=دزدی / هوناْ=خانه / خین=خون / میرٱ=شوهر / پیا= مرد / بٱهیگ=عروس


پانویسویرایش

  1. "LURI OF IRAQ" Check |نشانی بایگانی= value (help). peoplegroups. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 11 September 2014.
  2. "KUMZARI OF OMAN" Check |نشانی بایگانی= value (help). peoplegroups. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 11 September 2014.
  3. Anonby، Eric John (2005). «Kurdish or Luri? Laki's disputed identity in the Luristan province of Iran» (PDF). Kurdische Studein (۴+۵): ۷-۲۲. دریافت‌شده در ۱۳۹۱/۱۱/۲۰. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  4. نقل منابع از ایزدپناه، ح. فرهنگ لکی، مؤسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ۱۱.
  5. B. Grimes, (ed.), Luri, in Ethnologues (13th edition), Dallas 1996, p.677
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ۶٫۴ ۶٫۵ ۶٫۶ ۶٫۷ ۶٫۸ "LORI DIALECTS" Check |نشانی بایگانی= value (help). Encyclopædia Iranica. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 11 September 2014.
  7. "IRAN vi. IRANIAN LANGUAGES AND SCRIPTS (2) Documentation" Check |نشانی بایگانی= value (help). دانشنامه ایرانیکا. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 11 September 2014.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ [Erik John] (02, Jul 2003). Update on Luri: How many languages?. Journal of the Royal Asiatic Society (Third Series). ص. ۱۷۱-۱۹۷. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴. مقدار |author-link1= را بررسی کنید (کمک); تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ "Isfahan xxi. PROVINCIAL DIALECTS" Check |نشانی بایگانی= value (help). Encyclopædia Iranica. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 11 September 2014.
  10. Yar-Shater، Ehsan (۱۹۸۲). Encyclopædia Iranica. V. London: Routledge & Kegan Paul. ص. ۶۱۷.
  11. Houtsma، M. T (۱۹۸۷). Encyclopaedia of Islam. V. London: Routledge & Kegan Paul. ص. ۴۱. شابک ۹۰-۰۴-۰۸۲۶۵-۴.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ ۱۲٫۴ ۱۲٫۵ ۱۲٫۶ ۱۲٫۷ ۱۲٫۸ "LORI LANGUAGE ii. Sociolinguistic Status of Lori" Check |نشانی بایگانی= value (help). Encyclopædia Iranica. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 23 April 2014.
  13. Journal of the Royal Asiatic Society (Third Series) , Volume 13 , Issue 02 , Jul 2003 , pp 171-197
  14. «بختیاری». دانشنامه جهان اسلام. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ "Language by Country" Check |نشانی بایگانی= value (help). Linguist List. 10 September 2014. Archived from the original on 10 September 2014. Retrieved 10 September 2014.
  16. William J. Frawley, William Frawley, International Encyclopedia of Linguistics& 4-Volume Set, Volume 1, Oxford University Press, 2003, ISBN 978-0-19-513977-8, page. 310.
  17. PeopleGroups.org. "PeopleGroups.org - Laki of Iraq".
  18. Ethnologue report for Bakhtiâri
  19. Ethnologue report for Luri, Northern
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ پشتدار، علی‌محمد (۱۳۷۶). لرها و لرستان از دیدگاه ولادیمیر مینورسکی. ۷. علوم انسانی «ایران شناخت». ص. ۱۶۰ تا ۱۸۳. دریافت‌شده در ۵ ژوئن ۲۰۱۳.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ "Lorestān". Encyclopaedia Britannica. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 11 September 2014.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ "LURISTAN iv. The Origin of Nomadism" Check |نشانی بایگانی= value (help). Encyclopædia Iranica. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 11 September 2014.
  23. "ATĀBAKĀN-E LORESTĀN" Check |نشانی بایگانی= value (help). دانشنامه ایرانیکا. Archived from the original on 11 September 2014. Retrieved 11 September 2014.
  24. لغت نامه دهخدا. دانشگاه تهران. ۱۳۷۷. ج. ۱۳ ص. ۴–۱۹۶۶۳
  25. «HAMADĀN i. GEOGRAPHY». ایرانیکا. دریافت‌شده در ۶ ژوئیه ۲۰۱۴.
  26. people groupe
  27. Ethnologue 14 report for Luri
  28. Ethnologue report for language code: zum
  29. Kumzari of Oman Ethnic People Profile
  30. لر در لغت‌نامه دهخدا
  31. «زبانها و گویش‌های ایران، کتاب تاریخ زبان فارسی، دکتر پرویز ناتل خانلری». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ مه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۳۱ ژانویه ۲۰۰۹.
  32. http://noronline.ir/news/show/4792/زبان-لری-در-خطر-نابودی
  33. http://www.mirmalas.com/news/19748/زبان-لری-لکنت-زبان-گرفته-است/