باز کردن منو اصلی
عکس میرزا حسینعلی نوری معروف به «بهاءالله»

آئین بهائی
Bahai star.svg

شخصیت‌های اصلی

بهاءالله
سید علی‌محمد باب · عبدالبهاء
میرزا محمدعلی
شوقی افندی

نوشته‌ها
کتاب اقدس · کتاب ایقان

کلمات مبارکه مکنونه
رساله سوال و جواب
کتاب بیان · هفت وادی
کتاب عهدی · الواح وصایا

مؤسسات

نظم اداری
ولی امرالله
بیت‌العدل اعظم
محافل روحانی

تاریخچه

تاریخچه دیانت بهائی
بابیان · شیخ احمد احسائی

شخصیت‌های بارز

مارثاروت · ایادیان امرالله
بدیع · حروف حی

بیش‌تر

نشانه‌ها · احکام
آموزه‌ها · ادبیات
گاهشماری
· نقد بهائیت· نقد بابیه·بهائی‌ستیزی
فهرست مقالات بهائی

آیین بهایی یا بهائیت، دینی است[۱][۲] که حسین علی نوری، ملّقب به بهاءالله، در سده ۱۹ میلادی، در ایران، بنیان گذاشت. پیشینهٔ دیانت بهائی که در ارتباط با شیخیه و بابیه بود، با قرائتی درون‌مذهبی از شیعه امامیه، شکل گرفت؛[۳] اما استقلال رسمی آن، در سال ۱۸۶۳، و با علنی کردن دعوت بهاءالله به «مَن یُظهِرُهُ الله»، شکل گرفت.

بهائیان معتقدند که بهاءالله (۱۸۱۷–۱۸۹۲) جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمد است.[۴] بهاءالله در سال ۱۸۶۳ این دین جدید را اظهار کرد. شمار پیروان این آئین بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است.[۵] با اینکه این شمار کمتر از ۰٫۲٪ جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی در کشورهای مختلف پس از مسیحیت دومین دین جهان شمرده می‌شود.[۶] مرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌است.

محتویات

اعتقادات

بهائیان معتقدند که بهاءالله، جدیدترین فرستاده خدا در سلسله پیامبران پیشین و دیانت بهائی در تداوم مسیر ادیان سامی است.[۷] در اسلام، محمد بن عبدالله آخرین پیامبر از سلسلهٔ پیامبران دانسته می‌شود و اسلام تائیدکننده و تکمیل‌کنندهٔ وحی‌ها به پیامبران قبلی دانسته می‌شود.[۸] به عقیدهٔ محمد حیدری در بی‌بی‌سی فارسی، این اعتقاد بهائیان در تناقص با ادعای درون دینی مسلمانان دربارهٔ «پایان نبوت» با پایان پیامبری محمد بن عبداللّه در سلسلهٔ پیامبران است.[۹]

خدا

بهائیان به خدایی معتقدند که یگانه، جاوید و خالق همه چیز است. این خدا به‌طور مستقیم در دسترس نیست ولی از طریق وحی با پیامبران ارتباط برقرار می‌کند که در این دین، پیامبر تجلی خداوندی است. تجدید دین از اصول این آئین است[۱۰] و یکتایی خداوند از آموزه‌های بنیادین دین بهائی است. خداوند در دین بهائی، غیرقابل ادراک، غیرقابل دسترس، منبع تمام وحی، ابدی، عالِم کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف شده‌است.[۱۱][۱۲]

بهائیان معتقدند که درک مستقیم ذات خداوند غیرممکن است. اگر چه دسترسی مستقیم به خداوند امکان‌پذیر نیست، ولی بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی می‌کند. او هر از گاهی چند با استفاده از فرستادگان خودش که در دین بهائی به آن‌ها مظاهر ظهور الهی گفته می‌شود با بشر مکالمه می‌کند. این مظاهر ظهور قصد دارند ادیان را در جهان اشاعه داده و برپا کنند. در آموزه‌های بهایی گفته می‌شود که خداوند بسیار بزرگ‌تر از آن است که توسط انسان‌ها به‌طور کامل درک شود و حتی تصویری کامل از وی به دست آید.[۱۳]

جهان پس از مرگ

بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسم تنها به عنوان واسطه و ابزاری برای ترقی روح است.[۱۴][۱۵] به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد.[۱۴] بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در آینه مشهود است از خود آینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی آینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.[۱۵]

آیین بابی
 

شخصیت‌های اصلی

باب
صبح ازل
ملاحسین بشرویه - قدوس
طاهره قرةالعین
حروف حی

نوشته‌ها
کتاب بیان - قیوم الاسماء

کتاب جزآء
کتاب پنج شأن
کتاب الحیات
کتاب لعالی و مجالی

تاریخچه

احمد احسائی
شیخیه
تاریخچه دیانت بیانی
میرزا یحیی نوری
میرزا حسینعلی نوری
یحیی دولت‌آبادی
انشعاب بابی بهائی
ملا محمد جعفر کرمانی
شیخ احمد روحی
ملک المتکلمین
علی‌محمد فره‌وشی
مسیو نیکلا


تقویم وایام محرمه

تقويم بديع - میلاد باب
اعدام باب

شاخه‌های

آیین بیانی
ازلی - بهائیت -نقد بابیه


وحدت اساس ادیان

بهائیان دین را اولین موهبت در عالم می‌دانند زیرا تعالیم الهی را بر جمیع تعالیم دیگر مقدم می‌دانند و آن را سبب ترقیات و عزت انسان می‌دانند. یکی از اعتقادات دین بهائی، وحدت اساس ادیان است بدین صورت که اساس ادیان الهی یکی است و همگی در اساس مشترک می‌باشند. چون اساس همه ادیان اعتقاد به خداوند یگانه و زندگی بعد از مرگ و توجه به اخلاق پسندیده و نیکو و کمالات عالیه انسانی می‌باشد پس اساس همه ادیان الهی یکی است و تفاوت بین ادیان فقط در احکام و فروعات است و دلیل آن نیز رشد و تکامل و بلوغ بشر در طول زمان است و در هر زمان بنا به رشد فکری و عقلی بشر که رشدی نامحدود است، تعالیم و احکام الهی نیز متفاوت خواهد شد.[نیازمند منبع]

اگرچه ادیان و فرهنگ‌های مختلف دیدگاهی متفاوت دارند بهائیان معتقدند که این اختلاف نظرها در عین حال مربوط به یک پدیده واحد است تفاوت میان این ادیان و فرهنگ‌ها به بافت و فرهنگی که پیام در آن منتشر شده نسبت داده شده‌است. بهائیان ادیان بزرگ (وحتی کوچک) جهان که توسط مظاهر ظهور الهی و در زمان‌ها و مکان‌های مختلف شکل گرفته‌اند را از یک منبع می‌دانند. بر اساس تعالیم بهائی، هیچ دین یا آئین و مذهبی را نمی‌توان برتر از دیگری دانست اما ادیان جدیدتر به شرایط زمانی و روحی انسان‌های کنونی نزدیکتر هستند. بهائیان بقیه ادیان را ادیانی الهی می‌دانند. بهاءالله در بسیاری موارد اذعان داشته‌است که زیرسوال بردن اعتبار هر یک از پیامبران گذشته معادل تکذیب همه ادیان (و دین بهایی) و همچنین تکذیب خداوند است.[۱۶]

مراتب هستی

از نظر آئین بهائی، عالم وجود نامتناهی است، ولی مراتب وجود متناهی هستند. این مراتب عبارت‌اند از:

  1. عالَم خلق یا مرتبهٔ عبودیت
    مرتبهٔ عبودیت (جهان هستی) مخصوص بندگان خدا است. این مرتبه نیز نامتناهی است؛ یعنی هر موجودی در آن می‌تواند بر کمالات خود بیفزاید، اما هیچ‌گاه به مرتبهٔ نبوت نمی‌رسد و از رتبهٔ عبودیت خود تجاوز نمی‌کند. مثلاً پترس هیچ‌گاه مسیح نمی‌شود.
  2. عالَم امر یا مرتبهٔ نبوّت
    مرتبه دیگر، نبوت است. این مقام مخصوص پیامبران است و واسطه‌ای میان عالم خلق (عبودیت) و عالم حق (ربوبیت) است و فیوضات خداوند (عالم حق) را به عالم خلق منتقل می‌کند. مثل آینه‌ای که شعاع آفتاب را منعکس می‌نماید.
  3. عالَم حق یا مرتبهٔ ربوبیت
    مرتبه حق نیز از عهدهٔ تصور بشر خارج است و همان خداوند متعال است. این عالم مقدس و منزه است و هیچ صعود و نزولی در آن نیست. تنها راه ارتباط آن با این جهان عالم امر یعنی عالم پیامبران است.[نیازمند منبع]

آموزه‌های بهائی

تعدادی از بیشمار آموزه‌های بهایی در اینجا معرفی می‌شوند.

  • وحدت عالم انسانی
    به گفته شوقی افندی، تعالیم روحانی دین بهائی را می‌شود در یک تعلیم تلخیص کرد و آن «وحدت عالم انسانی» است و جز آن، همه تعالیم دیگر در حکم فروع و ملحقات و حواشی همین تعلیم اصلی اساسی است.[۱۷]
  • تحری حقیقت
    آثار بهائی جستجوی حقیقت به‌طور مستقل را یکی از اساسی‌ترین وظایف هر فرد می‌داند. بهاءالله تأکید می‌کند که فرد باید دنیا را با چشم خود ببیند و نه از نگاه دیگران.[۱۸] تعالیم بهائی بیان می‌کنند که فرد به جای تقلید کورکورانه از دیگران یا از سنت‌های جامعه خود باید به جستجوی حقیقت بپردازد. آثار بهائی بیان می‌کنند که نوع بشر از توانایی تشخیص حقیقیت برخوردار است و فرد با استفاده از قوهٔ عقل و خرد که خداوند به انسان داده می‌تواند مسائل را بررسی کند و به حقیقت دست یابد.[۱۹][۲۰] این اصل در انتخاب دین توسط فرد نیز مصداق دارد و آثار بهائی بیان می‌کنند که هر فرد در نحوهٔ تعیین اعتقاد خود باید آزاد باشد و هیچ‌کس هرگز نباید برای قبول عقاید دینی تحت فشار یا اجبار قرار گیرد.[۲۱] کودکانی که در خانوادهٔ بهائی متولد یا بزرگ می‌شوند خود باید در هنگام بلوغ (حداقل سن ۱۵ سال برای دختر و پسر) در مورد اعتقاد دینی خود تصمیم بگیرند.[۲۱]
  • وحدت لسان و خط برای عالمیان
    یکی از تعالیم دین بهائی برای رسیدن به هدف این آئین که همانا وحدت عالم انسانی است، وحدت لسان و خط است. بدین صورت که باید جمیع ملل از اهل معارف و علوم با اتفاق نظر یک زبان را به عنوان زبان عمومی انتخاب کنند تا هر فرد فقط نیازمند یادگیری ۲ زبان باشد. یکی زبان وطنی که با قوم خود گفتگو کند و دیگری زبان عمومی که با اهل عالم محاوره کند؛ و دیگر محتاج یادگیری زبان سومی نباشد.[نیازمند منبع]
  • ترک تعصبات جاهلیه
    بهائیان وجود تعصبات جاهلیه مانند تعصبات سیاسی، جنسی، نژادی، قومی و دینی را از بین برندهٔ بنیاد عالم انسانی می‌دانند.[۲۲] بهائیان احساس برتری را دلیل اصلی ایجاد تعصب می‌دانند.[۲۳]
  • تساوی حقوق رجال و نساء
    بهائیان معتقدند زن و مرد هر دو انسانند و امتیازی از نظر انسانی برهم ندارند برای همین زن و مرد باید در جمیع حقوق اجتماعی برابر باشند. در مورد حقوق زن و مرد نیز نباید حقوق با وظایف اشتباه شوند. اعتقاد به تساوی حقوق، اعتقاد به تساوی وظایف نیست.[۲۴] بهائیان معتقدند که هیچ تفاوتی بین زنان و مردان نیست و فقط احتیاج به تربیت است و اگر هر دو یکسان تربیت شوند هیچ امتیاز برتری‌ای بین ان دو نخواهد بود.[۲۵] با این وجود نقاط تاریکی در این تساوی وجود دارد که تحریم عضویت زنان در بیت العدل و عدم توازن در دریافت حق‌الارث بین زن و مرد در صورت نبود وصیتنامه از آن جمله‌اند.[۲۶]
  • دین باید سبب الفت و محبت باشد
    بهائیان معتقدند که پیغمبران اصولاً برای برطرف کردن اختلافات بشر و به وجود آوردن الفت بین مردم ظاهر شده‌اند، لذا اگر دین هم که خود باید علاج اختلافات باشد سبب اختلاف و جنگ و جدائی شود، به گفته عبدالبهاء بی‌دینی بهتر از آن است.[۲۷][۲۸][۲۹][نیازمند منبع][نیازمند منبع]
  • جهان بشری محتاج نفثات روح القدس است
    به این معنی‌است که نیاز روحانی فارغ از درجهٔ پیشرفت مادی‌است. بهائیان معتقدند انسان‌ها علاوه بر نیاز مادی نیازمند مواردی روحانی هستند که به وسیلهٔ پیامبران ممکن است و لذا نیاز به تجدید ادیان وجود دارد.[نیازمند منبع]
  • لزوم هماهنگی علم و دین
    برای پیشبرد تمدن، جامعه بشری نیاز به هماهنگی و همکاری بین علم و دین دارد. عبدالبهاء انسان را به پرنده ای تشبیه می‌کند که دو بال دارد، یک بالِ علم و یک بالِ دین و برای پرواز باید دو بال با هم هماهنگ باشند، نه یکی ضعیف و دیگری قوی.[نیازمند منبع] علم و دین باید مکلمل یکدیگر باشند، دین بدون عقلگرایی و خرد به خرافات و تعصبات تنزل پیدا می‌کند و علم بدون ایمان و اخلاق به ابزاری برای ماده گرایی خشک تبدیل می‌شود. [۳۰]
  • صلح عمومی
    در آبان ماه سال ۱۳۶۴ ه.ش. بیت‌ العدل ‌اعظم در بیانیه <<وعدۀ صلح جهانی>>[۳۱]، دلایل اطمینان جامعۀ بهائی به تحقّق صلح بین‌المللی به عنوان مرحلۀ بعدی تكامل اجتماع را چنین تشریح می‌نماید:
    «صلح بزرگی كه آرزوی دل و جان نیك‌اندیشان جهان در قرون و اعصار بوده و درباره‌اش عارفان و شاعران در نسل‌های پی در پی سخن گفته و در كارگاه خیال نمودارش ساخته‌‌‌اند، صلحی كه تحقّقش نوید تمام كتب مقدّسه در هر دور بوده، حال به دستیابی ملل نزدیك گشته است. این اوّلین بار در تاریخ جهان است كه می‌توان تمام كرۀ زمین را با وجود اختلافات بی‌شمار مردمش به شكل یك واحد مجسّم كرد. پس استقرار صلح جهانی نه تنها امكان دارد، بلكه اجتناب‌ناپذیر است.»
  • از میان بردن فقر مفرط و ثروت بی اندازه
    منابع مادی و انسانیِ جامعه بشری باید در راه رفاه درازمدت عموم انسانها نه منافع کوتاه مدت یک اقلیت خاص صرف شود و فرهنگ مشارکت، همکاری و خدمت جای خود را به رقابت، مصرف گرایی و حرص بدهد. آئین بهائی بر اشتغال با روحیه خدمت به دیگران[۳۲]، عدم تأثیر پذیری از مادی گرایی [۳۳] و ابراز خصائل اخلاقی همچون درستکاری، صداقت و امانت در فعالیت‌های اقتصادی تأکید می‌کند. از جمله احکامی که به فرد بهائی کمک می‌کند تا اولویتهای مادی و ضروری اش را متعادل کند حکم حقوقُ الله است که در آن فردِ بهائی بصورت داوطلبانه نوزده درصد درآمد خود را بعد از خرجهای ضروری به تشکیلات بهائی اعطاء می‌کند تا در راه خیر عموم خرج شود. [۳۴] در سال ۱۳۹۷ بیت العدل اعظم، بهائیان را تشویق کرد که در فعالیت‌های جامعه سازی با مشارکت در گفتمانهای مربوط به درک علل ریشه ای فقر یادگیری، دانش و تجربه خود را در این زمینه مستمراً افزایش دهند و در فرآیندهای جامعه سازی بکار گیرند[۳۵]
  • تعلیم و تربیت عمومی و اجباری
    این آموزه بر تعلیم علم و تربیت اخلاقی همگانی تأکید می‌کند[۳۶] و هدف از تعلیم و تربیت توانمندسازی افراد برای خدمت به جامعه است.[۳۷] بهائیان فعالیت‌های گسترده ای در ایجاد مدارس نوینِ دخترانه و پسرانه در ایران داشتند. آنان در اواخر قرن نوزدهم با تشویقها و راهنماییهای عبدالبهاء در بسیاری از نقاط ایران، از روستاهای کوچک گرفته تا شهرهای بزرگ مدارس نوینی برپا کردند که پذیرای همه افراد فارغ از دین و جنسیت بود. در این مدارس دانش آموزان با علوم و هنرهای مدرن آشنا می شدند. [۳۸] از دیگر نمونه‌های تلاشهای جامعه بهائی ایران برای امر آموزش تأسیس دانشگاه علمی آزاد است که در سال ۱۳۶۶ به منظور فراهم کردن امکان تحصیلات عالیه برای بهائیان محروم از تحصیل ایجاد شد.[۳۹]

احکام

در آئین بهائی، احکام به صورت مجموعه‌ای از باید و نبایدها که از روی ترس و هراس از عذاب الهی باید رعایت شوند مطرح نمی‌شود.[۴۰] بهاءالله احکام را بخش جدایی‌ناپذیر ترقّی معنوی انسان می‌داند.[۴۰] بهائیان معتقدند همان‌طور که اگر فردی از بام ساختمان بلندی به پایین بپرد به دلیل نادیده گرفتن قوانین فیزیکی عالم دچار صدمه می‌شود، زیرپا گذاشتن قوانین معنوی که بر عالم وجود حکمفرماست نیز به انسان از نظر معنوی لطمه وارد می‌سازد.[۴۰] در این دیدگاه، احکام دینی به انسان کمک می‌کند که زندگی خود را با قوانین معنوی که بر عالم حکمفرماست هماهنگ سازند.[۴۰]

به اعتقاد بهائی، احکام شامل دو بعد مکمّل هستند. یک بُعد، شامل احکام اخلاقی می‌شود که در گذر زمان تغییرناپذیرند و در ادیان مختلف مشترک هستند؛ مانند دعوت به صداقت و درستکاری. بُعد دیگر شامل احکامی است که هدف نظم‌بخشی به زندگی اجتماعی را دارند و که بعضی از آن‌ها در بستر زمان قابلیت تغییر دارد.[۴۱]بسیاری از احکام مربوط به زندگی معنوی و اجتماعی فرد در آئین بهائی در «کتاب اقدس» از آثار بهاءالله ذکر شده‌اند. در مقدمه این کتاب آمده اگر چه بسیاری از قوانین موجود در کتاب اقدس در جامعه امروزی قابل استفاده هستند، بهاءالله امکان استفاده از قوانین جدید با توجه به مقتضیات جامعه بهائی را فراهم آورده و این قوانین اندک اندک در این آئین ظهور یا تغییر می‌کنند.[۱۴] رعایت قوانین شخصی مانند روزه و نماز در عین حالی که به عهده همگان گذاشته شده از وظایف شخصی و فردی محسوب می‌شوند.[۴۲][۴۳] بهاءالله احکام را به عنوان یک چارچوب کیفری به هدف اجرای حکم یا مجازات در نظر نمی‌گیرد، بلکه احکام را عامل ترقّی معنوی انسان‌ها مطرح می‌کند.[۴۴][۴۱]

در آئین بهائی احکام غالباً نه به صورت دستورالعمل‌های جزئی برای موقعیت‌های متفاوت بلکه به به شکل اصول کلی ارائه شده‌است که در بسیاری موارد فرد به شکلی که در زندگی خود و در هر موقعیت مناسب می‌بیند این اصول را به کار می‌گیرد.[۴۱] تعالیم بهائی دربارهٔ بسیاری از جنبه‌های زندگی اظهارنظری نمی‌کنند.[۴۱] در برخی موارد، به صراحت ذکر شده که یک موضوع خاص مسئلهٔ انتخاب فردی است و نه حکم الهی. همچنین در مورد برخی از احکام اجتماعی آئین بهائی که هم‌اکنون به اجرا گذاشته می‌شوند نیز تأکید کلّی شدیدی بر آگاهی، درک و عقلانیت فرد است.[۴۱] بر طبق بیانات بهاءالله، بهائیان احکام بهائی را باید با سرور و از روی عشق اجرا نمایند.[۴۰] در آئین بهائی هیچ فردی مسئول نظارت بر رعایت احکام توسط دیگران نیست[۴۱]. در نظر بهائیان فرد فقط پاسخگوی خداست و هر شخص مسئولیت بهبود و به انضباط درآوردن رفتار و اعمال خود را دارد.[۴۱] در دیانت بهائی طبقهٔ روحانیون و علمای دینی که بتوانند احکام الهی را وضع یا تفسیر کنند وجود ندارد.[۴۱]

مبنای احکام بهائی آثار مکتوب و رسمی بهاءالله مانند کتاب اقدس و ضمائم آن به همراه تبیینات و توضیحات عبدالبهاء و شوقی افندی و قوانین وضع شده توسط بیت العدل اعظم است.[۴۱] حکایت‌های شخصی و روایت‌های شفاهی از زندگی بهاءالله یا دیگر بزرگان این آئین، نمی‌توانند به هیچ وجه مبنایی برای تعیین احکام باشند.[۴۱]

در ادامه قسمتی از احکام «کتاب اقدس» که توسط شوقی افندی، تأکید شده آورده می‌شود:

عبادت‌گاه

 
مشرق‌الاذکار فرانکفورت آلمان

بهاءالله بنیانگذار دین بهائی به پیروانش دستور می‌دهد که در هر شهری ساختمانی به بهترین صورت ممکن به نام خداوند ساخته شود و در آن به ذکر پروردگار پردازند[۵۱] به این بناها مشرق‌الاذکار گفته می‌شود. مشرق‌الاذکارها در دین بهائی مختص بهائیان نمی‌باشد و هر کس با هر دین و اعتقادی می‌تواند در آن به هر نوعی که علاقه و اعتقاد دارد، به دعا با خدای خود بپردازد. تقریباً هیچ طرح خاصی برای مشرق‌الاذکارها وجود ندارد.

اماکن مقدس بهائیان

حیفا و عکا برای بهاییان شهرهایی مقدس‌اند. آرامگاه بهاءالله در عکا و آرامگاه سیدعلی‌محمد باب در حیفا واقع شده‌است.[۵۲]

نظام اداری

نظم اداری در دین بهائی بر اساس کتاب اقدس (کتاب احکام بهائیان) است. بدین صورت که بهاءالله در کتاب اقدس و کتاب عهدی پسر بزرگ خود، عباس افندی (عبدالبهاء) را مبین آثار و جانشین خود معرفی کرد. عبدالبهاء نیز پس از خود در الواح وصایا، شوقی افندی (نزد بهائیان مشهور به ولی امرالله ۱۹۵۷–۱۹۲۱) را به عنوان جانشین خود برگزید.

در عین حال بنا به مندرجات کتاب اقدس و الواح وصایا یک نظام انتخابی به نام بیت العدل اعظم نیز باید در تحت نظر ولی امرالله مسئول حل و فصل امور جامعه بهائی باشد. اولین انتخابات بیت العدل اعظم در سال ۱۹۶۳ برگزار گردید.

بهائیان و بابیان

پس از تیرباران سید علی‌محمد باب، پیروانش که به «بابی» مشهور بودند بر طبق بیانات باب در کتاب بیان به دنبال مظهر ظهور بعدی که در این کتاب به «ظهور من یظهره الله» اشاره شده‌است، گشتند. آن‌ها در ابتدا از میرزا یحیی نوری که باب به او لقب صبح ازل داده بود پیروی می‌کردند ولی پس از چندی در سال ۱۸۶۳ میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) برادر میرزا یحیی خود را من یظهره‌الله معرفی کرد. دولت عثمانی هم از بیم جنگ میان دو فرقه میرزا یحیی و اتباعش را به قبرس و میرزا حسینعلی و یارانش را به عکا تبعید کرد. میرزا یحیی از آن پس فعالیت چندانی نشان نداد و فعالیت‌های بهائیان اندک اندک او و یارانش را به فراموشی افکند. اما حسینعلی که خود را بهاءالله می‌خواند به فعالیت‌های وسیعی دست زد و بهائیت را پدیدآورد.[۵۳]

متون بهائی

کتاب‌ها و نامه‌های بسیاری توسط بهاءالله، عبدالبهاء و شوقی افندی نوشته شده‌است که همگی جزو آثار بهائی دسته بندی می‌شوند. [۵۴].

آثار بهاءالله

 
عکسی از عباس افندی مشهور به عبدالبها

آثار عبدالبهاء

  • رساله مدنیه
  • رساله سیاسیه
  • خطابات (سه جلد)
  • مکاتیب (نه جلد)
  • مفاوضات
  • مقاله شخصی سیاح
  • تذکرة الوفا
  • مجموعه الواح به افتخار بهائیان پارسی
  • الواح وصایا

سرکوب و آزار و اذیت بهائیان

از ابتدای پیدایش آئین بابی در سال ۱۸۴۴ میلادی و پس از آن آئین بهائی در ۱۸۵۲ میلادی مخالفت و سرکوب توسط علمای دینیشیعه و حکومت قاجاریه با این دو آئین آغاز شد. بهائی ستیزی در دوران حکومت قاجاریه در ایران به اشکال گوناگون دیده می‌شد. انتشار مطالب بر ضدّ آئین بابی و بهائی و تبعید، حبس، شکنجه و قتل و کشتار پیروان، از روش‌های رایج بهائی ستیزی در آن دوران بود.[۵۵][۵۶] بهائی ستیزی در دوران حکومت پهلوی نیز اگرچه نسبت به دوران قاجاریه کم تربود، ولی به همان اَشکال سابق ادامه داشت. [۵۵][۵۶] در دوران قاجار آزار و اذیت‌ها بیش تر از طرف عوامل محلی صورت می‌گرفت و حکومت مرکزی گاهی از این برخوردها حمایت می‌کرد و گاهی به دلیل ترس از دست دادن کنترل با آن‌ها مخالفت می‌نمود.[۵۵] اما در دوران پهلوی با قوی تر شدن حکومت مرکزی، این خود دولت بود که به تدریج عامل اصلی آزار و اذیت بهائیان شد. در نتیجه شکل آزار و اذیت‌ها از حرکت‌های تهاجمی عوام در دوران قاجار تغییر کرد و ماهیتی اداری به خود گرفت که اغلب همراه با بخشنامه‌ها و آئین‌نامه‌های دولتی بود.[۵۵]

در دورهٔ جمهوری اسلامی (از انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون) بهائی ستیزی مجدداً به شکلی شدید و مستمر ادامه یافته‌است. بعد از انقلاب ایران و به قدرت‌رسیدن مسلمانان شیعه در راس حکومت، تبعیض‌های اجتماعی و تبلیغات منفی از سوی حکومت و نهادهای وابسته به آن، علیه اصول دیانت بهائی و باورمندان به آن به شکلی «سازمان‌یافته»[۵۷] شکل گرفت.[۵۸] بر خلاف دوران‌های قبل که بهائیان قربانیان اقدامات پراکنده حکومتی بودند، پس از انقلاب اسلامی طرح مشخص و برنامه‌ریزی‌شده‌ای برای نابودی جامعهٔ بهائی شکل گرفت.[۵۵]

خمینی قبل از اینکه به قدرت برسد دشمنی خود با بهائیان را اعلام کرده بود و واضح ساخته بود که اقلیت سیصد هزار نفرهٔ بهائیان ایران که بزرگ‌ترین اقلیت دینی کشور بود از حقوق پایهٔ انسانی که سایر اقلیت‌های دینی برخوردار بودند محروم خواهند شد.[۵۶] پس از انقلاب قانون اساسی جدید کشور به عمد بهائیان را به رسمیت نشناخت و برای آن‌ها هیچ حقی قائل نشد. دادگاه‌های جمهوری اسلامی ایران به نوبهٔ خود از بهائیان در برابر قتل و ضرب و تعرضات دیگر حمایت نمی‌کنند و آنان را مشمول حق دریافت خسارت ندانسته به این ترتیب هر آزار و تجاوزی به بهائیان مجاز انگاشته می‌شود و مصونیت قضایی دارد.[۵۶]

دبیرکل سازمان ملل متحد، بان کی مون، در گزارش سال ۲۰۱۶ خود در ارتباط با وضعیت حقوق بشر در ایران، بهائیان را ستم‌دیده‌ترین اقلیت دینی ایران نامید.[۵۹]

از جمله موارد سرکوب و آزار و اذیت بهائیان ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ممنوع اعلام کردن تمامی موسسات (شوراهای انتخابی) و فعالیت‌های جامعهٔ بهائی[۵۶][۵۵]
  • دستگیری و اعدام اعضای شوراهای انتخابی بهائی در سطح محلی و ملی (محفل‌های ملی و محلی)[۵۵]
  • مصادره اماکن و دارایی‌های متعلق به جامعهٔ بهائی[۵۶][۵۵]
  • مصادره و تخریب امکان دینی و قبرستان‌های بهائی[۶۰][۵۵]
  • زندان و شکنجه بهائیان[۵۶][۵۵]
  • اخراج بهائیان/ممانعت از اشتغال آن‌ها در مشاغل دولتی[۵۵]
  • ایجاد شرایط فشار بر صاحبان مشاغل برای اخراج کارکنان بهائی خود[۵۵]
  • عدم پرداخت حقوق بازنشستگی و صدور دستور مبنی بر اینکه بهائیان حقوق‌های دریافتی پیشین خود را بازگردانند[۵۵]
  • تعطیل کردن مغازه‌ها و کسب و کارهای بهائیان[۵۵][۵۹]
  • محرومیت از تحصیل در مدارس و دانشگاه ها[۵۵][۶۰][۶۱][۶۲]
  • ممانعت از ثبت ازدواج بهائیان[۵۵]
  • عدم صدور جواز کفن[۵۵]
  • مصادره املاک، دارایی‌های شخصی بهائیان[۵۵][۶۳]
  • تخریب منازل[۵۵]
  • آدم‌ربایی و قتل[۵۵]
  • مصونیت قضایی برای متجاوزان به حقوق افراد بهائی[۵۵]
  • نفرت‌پراکنی و انتشار تبلیغات ضد-بهائی در رسانه‌ها و تحریک عموم علیه بهائیان[۵۹][۶۴]

مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی

بر طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، بهائیان علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم می‌باشند. این مصوبه که به تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۹ (۲۵ فوریه ۱۹۹۱) صادر شده و در بند سوم آن ذکر شده که باید از ثبت نام بهائیان در دانشگاه‌ها جلوگیری به عمل آید و چنانچه هویت بهائی فردی هنگام تحصیل احراز گردد باید از تحصیل محروم شود و همچنین در ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۸۵ نیز مجدداً به تصویب شورای انقلاب فرهنگی و وزارت اطلاعات رسیده‌است بدین مضمون که بهائیان نمی‌توانند در دانشگاه‌ها ثبت نام کنند و در صورت ثبت نام باید اخراج گردند.[۶۵][۶۶]

واکنش‌ها

موج آزار و اذیت و سرکوب بهائیان در ایران پس از انقلاب اسلامی توجه جامعهٔ بین‌المللی را به خود جلب کرده‌است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد و سایر نهادهای سارمان ملل متحد، سازمان‌های حقوق بشر بین‌المللی، دولت‌های مختلف، دانشگاهیان و روزنامه نگاران کشورهای مختلف، فعالان مسلمان حقوق بشر و چهره‌های ترقی خواه جامعهٔ ایران متوجه بی گناهی و رنج بهائیان شده و سرکوب آن‌ها توسط حکومت ایران را محکوم کرده‌اند و خواستار پایان دادن به این آزار و اذیت شده‌اند.[۵۶]

علل بهائی ستیزی

برنارد لوئیس معتقد است که حکومت‌های اسلامی و جوامع مسلمان همواره در پذیرش ادیانی که پس از اسلام ظهور پیدا کرده‌اند و به خدای یگانه اعتقاد دارند (مانند بهائیان) دچار مشکل فراوان بوده‌اند؛ چرا که از یک سو نمی‌توان پیروان این آئین‌ها را همانند پیروان ادیان چندخدایی آسیا یا انیمیست در آفریقا سرکوب کرد و از سوی دیگر هم برخورد با آن‌ها همانند مسیحیان و یهودیان بها دادن به آن‌هاست. به علاوه پذیرش آن‌ها مغایر پذیرش ختمیت وحی در زمان زندگی پیامبر اسلام است.[۶۷] آدام سیلورشتاین معتقد است که به علت ضعف ایران در قرن بیستم مردم ایران به دنبال علتی برای این موضوع بودند و به همین تئوری‌های توطئه‌ای از اینکه یهودیان، بهاییان، فراماسون‌ها و… مقابل پیشرفت ایران می‌ایستند به وجود آمد و بین مردم و حتی قشرها تحصیل‌کرده جامعه محبوبیت یافت.[۶۸]


تئوری توطئه

تئوری‌های توطئه در ایران مجموعه‌ی از باورها هستند که سیر وقایع و تاریخ ایران و سیاست آن را به نیروهای متخاصم خارجی و سازمان‌های مخفی نسبت می‌دهند. در روانشناسی اجتماعی معاصر این تئوری‌های به عنوان مجموعه‌هایی بسط‌ یافته از "توهمات جمعی" تعریف می‌شوند.[۶۹] یکی از گروه‌هایی که در ایران علیه آن‌ها تئوری توطئه مطرح شده‌است بهائیان هستند.[۶۹]

اعتقاد به توطئه پیروان آیین بهائیت بر پایه سندی جعلی منسوب به شاهزاده دیمیتری ایوانوویچ دالگوروکف (معروف به کنیاز دالگورکی)، سفیر کبیر روسیه در ایران در سال‌های ۱۲۶۳ تا ۱۲۷۰ است. این سند مدّعی است شاهزاده بابیت و بهائیت را به منظور تضعیف تشیع و به‌طور کلی تضعیف ایران به وجود آورده‌است.[۶۹] این سند در تهران در اواخر دهه ۳۰ میلادی پخش شد و از آن به بعد در مباحثات مسلمانان به‌طور وسیعی برای اثبات اینکه بهائیان توسط روس‌ها، و بعد انگلیس‌ها یا آمریکایی‌ها یا هر دو کنترل می‌شدند استفاده می‌شد.[۶۹] علاوه بر این، از آنجایی که مرکز جهانی این آئین در شهر حیفا قرار گرفته‌است، آئین بهایی توسط برخی، یک سازمان صهیونیستی در نظر گرفته می‌شود تا یک مذهب. برخی نویسندگان حتی آن را با فراماسونری[پانویس ۱] و بنیادگرایی اسلامی مرتبط دانسته‌اند. برخی نیز بهاییان را به حمایت مالی از انقلاب اسلامی متهم کرده‌اند.[۶۹]

برخی از ادعاهای بی پایه و اساس و متناقضی که در ایران در مورد بهائیان مطرح می‌شود عبارتند از اینکه آئین بهائی یک جنبش سیاسی است نه یک دین یا اینکه بهائیان عاملان و جاسوسان اسرائیل و صهیونیسم هستند یا بهائیان جاسوس و عامل امپریالیسم آمریکایی، انگلیسی یا روسی هستند و ... بی پایه و اساس بودن تمامی این ادعاها توسط سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق بشری و محققان بی‌غرض به اثبات رسیده است.[۷۰] برای مثال اتهام ارتباط با صهیونیسم و جاسوسی برای اسرائیل به این دلیل مطرح می‌شود که مرکز روحانی و اداری جامعۀ جهانی بهائی در عکا و حیفا در اسرائیل قرار دارد که تنها دلیل این مسئله این است که بهاءالله توسط مقامات ایرانی و عثمانی زندانی و در سال ۱۸۶۸ به عکا تبعید شد و در سال ۱۸۹۲ در همان جا درگذشت.[۷۰] بهائیان در حالی عامل صهیونیسم قلمداد می‌شوند که آئین بهائی در سال ۱۸۹۰ و قبل از تشکیل جنبش صهیونیسم، در فلسطین مرکز جهانی خود را بنا نهاده بود. [۷۱]

گروه‌های بهائی

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. این در حالی است که به گفته شهابی، فراماسون‌ها بهاییان را در جمع خود راه نمی‌دادند و مسئولین آیین بهایی نیز اجازه ورود به تشکیلات فراماسون‌ها را به بهاییان نمی‌دهند.

پانویس

  1. Religion and women. McGill studies in the history of religions. Arvind Sharma. SUNY Press, 1994. ISBN: 0-7914-1689-5 pp.211
  2. The Routledge historical atlas of religion in America. Bret E. Carroll. Routledge, 2000 ISBN: 0-415-92131-7 p.124
  3. بهائیان و شیعیان: شباهت‌های نگاه رسمی گروه‌های اکثریت به اقلیت، بی‌بی‌سی فارسی
  4. وبسایت رسمی جامعهٔ جهانی بهائی
  5. «Most Baha'i Nations (2010) | QuickLists | The Association of Religion Data Archives». www.thearda.com. بازبینی‌شده در 2018-10-20. 
  6. «Religion: Year In Review 2010 - Worldwide Adherents of All Religions | Britannica.com». 2016-11-20. بازبینی‌شده در 2018-10-20. 
  7. حیدری، محمد. «اهمیت همزیستی با بهاییان برای مسلمانان». بی‌بی‌سی فارسی. ۱۰ آبان ۱۳۹۶. بازبینی‌شده در ۰۱-۱۱-۲۰۱۷. 
  8. “Islam”. دانشنامه بریتانیکا. Retrieved 2017-12-01. 
  9. حیدری، محمد. «اهمیت همزیستی با بهاییان برای مسلمانان». بی‌بی‌سی فارسی. ۱۰ آبان ۱۳۹۶. بازبینی‌شده در ۰۱-۱۱-۲۰۱۷. 
  10. اصول اعتقادات بهائی، صفحهٔ ۱۳
  11. Bahá'í Reference Library - God Passes By, Pages ۱۲۷-۱۵۰
  12. *مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Monotheism». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۷ آوریل ۲۰۰۷.
  13. Juan Cole. «مفهوم تجلی در نوشته‌های بهائیت». Bahá'í Studies monograph ۹ (۱۹۸۲): pp. 1–38. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ ۱۴٫۴ ۱۴٫۵ بهاءالله. کتاب اقدس. ویلمت، Illinois، آمریکا: Bahá'í Publishing Trust. شابک ‎۰-۸۵۳۹۸-۹۹۹-۰.  پیوند به کتاب
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ادیب طاهرزاده. روح انسانی. دانداس، انتاریو، کانادا. شابک ‎۱-۸۹۶۱۹۳-۰۳-X. 
  16. اصول دیانت بهائی، ص ۲۱
  17. مقالات و رسائل در مباحث متنوعه، دکتر علی مراد داودی، مؤسسه معارف بهائی، صفحه ۲۱([۱])
  18. Momen، Moojan. The Baha'i Faith: A Beginner's Guide. Oneworld Publications، 2012. 
  19. Smith، Peter. A Concise Encyclopedia of the Bahá'í Faith. One World Publications، 2013. 
  20. Momen، Wendi. Understanding the Bahaʼı́ Faith. Dunedin Academic Pres، 2006. 
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Stockman، Robert. The Baha'i Faith: A Guide For The Perplexed.. Bloomsbury Academic، 2013. 
  22. پیام ملکوت، عبد الحمید اشراق خاوری، صفحهٔ ۵۹
  23. خطابات مبارکه، حضرت عبدالبهاء، صفحهٔ ۱۶۱
  24. مجموعه‌ای از مطالب دیانت بهایی، صفحهٔ ۲۹
  25. نجم باختر، شمارهٔ ۶، ۱۹۹۲ میلادی، جلد ۱۳
  26. Momen , Moojan, Marginality and apostasy in the Baha'i community, ELSEVIER, Religion 37 (2007) 187-209
  27. مبادی روحانی و تعالیم اجتماعی بهائی صفحهٔ ۱۴
  28. بدایع‌الآثار جلد اول صفحه ۲۱۶
  29. پیام ملکوت صفحه ۱۲۴
  30. بیت العدل اعظم. [‬http://www.payamha-iran.org/node/78 پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱) «پیام ۱۲ اسفند ۱۳۹۱»]. ۱۲ ا سفند ۱۳۹۱. 
  31. بیت العدل أعظم. وعدهء صلح جهانی. لجنهء امور احبّای ایرانی-امریکایی، ۱۹۸۵. 
  32. هادلستون، جان. در جستجوی عدالت اجتماعی. Century Press. 
  33. بیت العدل اعظم. «پیام اول مارس ۲۰۱۷ خطاب به بهاییان عالم». ۱ مارس ۲۰۱۷. 
  34. Smith، Peter. An introduction to the Baha'i Faith. Cambridge: Cambridge University Press، 2008. 163-164. 
  35. بیت العدل اعظم. «پیام اوّل مارس خطاب به بهاییان عالم». اوّل مارس ۲۰۱۷. 
  36. شاهوار، سلی. مدارس فراموش شده: بهاییان و آموزش نوین در ایران. باران، ۲۰۱۳. 
  37. شاهوار، سلی. مدارس فراموش شده: بهائيان و آموزش و پرورش نوين در ايران. باران، ۲۰۱۳. 
  38. شاهوار، سلی. مدارس فراموش شده: بهائيان و آموزش و پرورش نوين در ايران. باران، ۲۰۱۳. 
  39. Mina, Yazdani, (2015). "Higher Education under the Islamic Republic: the Case of the Baha'is". Journal of Educational Controversy (in انگلیسی). 10 (1). ISSN 1935-7699. 
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ ۴۰٫۲ ۴۰٫۳ ۴۰٫۴ Momen، Moojan. Baha'i Faith: A Short Introduction.. OneWorld Publication، 1999. 
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ ۴۱٫۳ ۴۱٫۴ ۴۱٫۵ ۴۱٫۶ ۴۱٫۷ ۴۱٫۸ ۴۱٫۹ Smith، Peter. An Introduction to the Baha'i Faith. Cambridge University Press، 2002. 
  42. شوقی افندی. انوار هدایت. چاپ Hornby, Helen (Ed.). انتشارات بهائی، دهلی نو، هندوستان، ۱۹۸۳. ۲۳۳. شابک ‎۸۱-۸۵۰۹۱-۴۶-۳.  پیوند به کتاب
  43. Walbridge, John. «دعا و نیایش». bahai-library.org، ۲۰۰۶–۰۳–۲۳. بازبینی‌شده در ۲۰۰۶–۰۷–۱۱. 
  44. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام aqdas_intro وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  45. ج. ای. اسلمنت. بهاءالله و عصر جدید. برزیل: دارالنشر البهائیة فی البرازیل. ۱۲۱.  پیوند به کتاب
  46. ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین. دین بهائی آئین فراگیر جهانی. مؤسسه معارف بهائی. ۲۰۵.  پیوند به کتاب
  47. داریوش و گریس شاهرخ. اصول دین بهائی. انتشارات ایمجز اینترنشنال. ۳۷. متن کتاب
  48. Empty citation (help) 
  49. ریاض قدیمی. گلزار تعالیم بهائی. مؤسسه مطبوعات ملی بهائیان پاکستان. ۳۴۷.  پیوند به کتاب
  50. عبد الحمید اشراق خاوری. تقریرات دربارهٔ کتاب مستطاب اقدس. مؤسسه مطبوعات امری آلمان. ۳۳۰.  پیوند به کتاب
  51. کتاب اقدس آیه ۶۷
  52. صلح‌جو، حسن. «'باغبان' محسن مخملباف، جرم‌های تازه یک فیلم‌ساز». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ مهر ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۶-۱۰-۲۰۱۲. 
  53. سجادی، صادق؛ بابیه، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱
  54. Ioannesyan، Youli. The Development of Babi and Baha'i Communities. Routledge، 2013. 3. شابک ‎۹۷۸–۰–۴۱۵–۶۶۱۳۶–۲. 
  55. ۵۵٫۰۰ ۵۵٫۰۱ ۵۵٫۰۲ ۵۵٫۰۳ ۵۵٫۰۴ ۵۵٫۰۵ ۵۵٫۰۶ ۵۵٫۰۷ ۵۵٫۰۸ ۵۵٫۰۹ ۵۵٫۱۰ ۵۵٫۱۱ ۵۵٫۱۲ ۵۵٫۱۳ ۵۵٫۱۴ ۵۵٫۱۵ ۵۵٫۱۶ ۵۵٫۱۷ ۵۵٫۱۸ ۵۵٫۱۹ ۵۵٫۲۰ Momen، Moojan. «The Babi and Baha'i community of Iran: A case of "suspended genocide"?». Journal of Genocide Research, Vol. 7, No. 2، June 2005. 
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ ۵۶٫۲ ۵۶٫۳ ۵۶٫۴ ۵۶٫۵ ۵۶٫۶ ۵۶٫۷ Micheal Karlberg. «Constructive Resilience: The Baha´ ’ı´ Response to Oppression». PEACE & CHANGE, Vol. 35, No. 2,، April 2010. 
  57. «برنامه سیستماتیک برای نابودی جامعه بهایی در ایران»، رادیو فردا
  58. مجموعه نویسندگان. «"BAHE FAITH"». در Britannica ENCYCLOPEDIA OF WORLD RELIGIONS. بریتانیکا، 2006. 126. شابک ‎۹۷۸-۱-۵۹۳۳۹-۴۹۱-۲. 
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ ۵۹٫۲ Ban Ki-Moon, UN e Secretary-General. «Situation of human rights in the Islamic Republic of Iran». United Nations. 6 September 2016. 
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ 'موج تازه' بازداشت بهائیان در ایران، بی‌بی‌سی فارسی
  61. Affolter, Friedrich W.. «Resisting Educational Exclusion: The Baha'i Institute of Higher Education in Iran». Diaspora, Indigenous, and Minority Education, v1 n1، January 2007. 
  62. Yazdani، Mina. «Higher Education under the Islamic Republic: the Case of the Baha’is». Journal of Education Controversy، 2015. 
  63. Miloon Kothari. [https://www.refworld.org/docid/45377b220.html «ECONOMIC, SOCIAL AND CULTURAL RIGHTS Report of the Special Rapporteur on adequate housing as a component of the right to an adequate standard of living»]. 
  64. «Infographic of the Current Situation of the Baha'is in Iran». January 2018. 
  65. بی‌بی‌سی فارسی، محرومیت بهائیان از تحصیلات عالی در ایران
  66. اسناد محرمانه جدید دولت جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اخراج بهائیان
  67. برنارد لویس. The Jews of Islam. پرینستون: Princeton University Press، ۱۹۸۴. ۲۱. شابک ‎۰-۶۹۱-۰۰۸۰۷-۸. 
  68. آدام سیلورشتان. Islamic History: A very short introductio. اکسفورد: Oxford University Press، ۲۰۱۰. ۵۶. شابک ‎۹۷۸–۰–۱۹–۹۵۴۵۷۲–۸. 
  69. ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ ۶۹٫۲ ۶۹٫۳ ۶۹٫۴ Ashraf، CONSPIRACY THEORIES، 138-147.
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ Michael Karlberg. «Constructive Resilience: The Bahai Response to Oppression». Peace & Change (Peace History Society and Peace and Justice Studies Association) Vol 35، no. No. 2 (April 2010). 
  71. Tavakoli-Targhi، Mohammad. «Anti-Baha'ism and Islamism in Iran». در The Baha'is of Iran: Socio-Historical Studies. Routledge، 2008. 

منابع

پیوند به بیرون