باز کردن منو اصلی

سورهٔ کوثر (به عربی: سورَةُ الْکَوْثَر) یکصد و هشتمین سوره در مصحف عثمانی و دارای سه آیه است. کوثر در جزء سی‌ام قرار دارد و جایگاهش در ترتیب نزول بر اساس نظر محمدهادی معرفت مبتنی بر روایت ابن عباس سورهٔ پانزدهم، پس از عادیات و پیش از تکاثُر است. سورهٔ کوثر مکّی دانسته شده، اما بعضی مفسران نظر بر مدنی بودنش دارند.

سورهٔ ۱۰۸ قرآن
کوثر
Al-Kawthar.svg
دسته‌بندیمکی(مورد اختلاف)
اطلاعات آماری
شمارهٔ نزول۱۵
جزء۳۰
شمار آیه‌ها۳
شمار واژه‌ها۱۰
شمار حرف‌ها۴۳
متن سوره
متن سوره با خط عثمانی
ماعون
کافرون

در تفاسیر، احادیثی گزارش شده است که در آن‌ها، کوثر رودی در بهشت، پوشیده از طلا و جاری بر مروارید، سفیدتر از شیر و شیرین‌تر از عسل، با قُبّه‌هایی از دُرّ و یاقوت در دو طرفش، پوشیده از زَبَرجَد و ظرف‌هایش از نقره به شمارهٔ ستارگانِ آسمان است و نوشیدن از آن هیچ‌گاه تشنگی نخواهد آورد؛ و نیز حوض کوثر — که متعلق به پیامبر است — سیراب‌کنندهٔ مؤمنان به هنگامِ ورود به بهشت، معرفی شده است. کوثر را در قرآن، «خیر فراوان» معنی کرده‌اند. تفاسیری مانند نبوّتِ پیامبر و قرآن، کثرتِ اصحاب و پیروان محمد، فراوانیِ نسل و ذُرّیه وی، و شفاعت نیز درباره‌اش گفته شده است. در تفسیرِ کوثر، بیست و شش معنیِ مختلف آمده که به‌جز دو معنیِ «رود» و «حوض»ی در بهشت — که در احادیث مطرح شده‌اند — تفاسیر دیگر، استدلالی ندارند. در دیدگاه شیعه، فاطمه زهرا به عنوان تأویل کوثر معرفی شده و به کثرتِ نسل پیامبر از طریق فاطمه زهرا اشاره شده است.

طبق تفاسیر و با توجه به احادیث،‌ منظور از صَلاة، نمازِ صبح به جماعت یا نمازِ عید قربان است و مراد از نَحر، قربانی کردن در مِنا، به‌سوی قبله ایستادن در وقتِ نماز و نیز بلند کردنِ دست‌ها در هنگامِ تکبیر تا مقابل گلوگاه و صورت است. دربارهٔ شانِئْ و اَبتَر در تفاسیر، به داستانِ کنایه‌ها به پیامبر دربارهٔ بی‌نسل ماندنش پرداخته، و دشمنِ کینه‌توزِ پیامبر از خیر بُریده معرفی می‌شود. ابتر، یعنی کسی که همهٔ خیرها از او منقطع شده یا کسی که بلاعقب است. به‌گفتهٔ مفسرانِ شیعه، کلمهٔ «ابتر» در آخرِ آیهٔ سوم، به‌معنیِ بی‌دنباله است و با توجه به محتوای آیه، چنین به‌نظر می‌رسد که منظور از کوثر، تنها فراوانیِ نسلِ پیامبر اسلام است و یا اینکه هم خیر کثیر منظور است و هم کثرت نسل.

در فضیلتِ سورهٔ کوثر آمده تلاوت‌کننده‌اش پاداشی به‌اندازهٔ شمارِ قربانی‌ها در عید قربان و قربانی‌های اهل کتاب و مشرکان دارد و از نهرهای بهشتی سیراب خواهد شد و نزد پیامبر اسلام جایگاه دارد. بعضی از کلمات این سوره مانند «کوثر»، «نحر» و «ابتر» تنها یک بار در قرآن آمده‌اند.

نام‌هاویرایش

نام این سوره از اولین آیهٔ آن گرفته شده است. کلمهٔ «کوثر»، تنها یک بار در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است. این سوره کوتاه‌ترین و یکصدوهشتمین سورهٔ قرآن است. این کلمه از ریشهٔ «ک‌ث‌ر» مشتق شده که بر وزن «فَوْعَل» به معنای فراوانی‌ای است که کم نمی‌شود. کوثر در اشعار نخستینِ عربی به‌معنای «فراوانی» به‌کار برده می‌شود.[۱] راغب اصفهانی در مُفرَدات به قولِ «نهر بهشتی» اشاره می‌کند که سرچشمهٔ دیگر نهرهاست و ادامه می‌دهد که کوثر به‌معنیِ خیرِ بزرگی است که به پیامبر عطا شد؛ و نیز مردِ سَخیّ و کریم را کوثر گویند.[۲] ثَعالِبی در فِقهُ اللُّغَة کوثر را «سَرورِ بسیار نیک» معنا می‌کند.[۳] ابن منظور در لِسانُ الْعَرَب نیز به بیان معانی و تفاسیرِ مختلفِ کوثر می‌پردازد.[۴] فیروزآبادی در اَلْقاموسُ الْمُحیط کوثر را «فراوان از هر چیز» معنی می‌کند و به معانیِ دیگر مانند «نهر» یا «مردِ بخشنده» اشاره می‌کند.[۵] طُرَیْحی در مَجمَعُ الْبَحرَیْن کوثر را «سَرورِ بسیار نیک» معنا می‌کند.[۶]

نزولویرایش

در مَکّی یا مَدَنی بودنِ این سوره اختلاف است و از ظاهر آن برمی‌آید که در مکّه نازل شده باشد. بعضی از مفسران برای جمع بین این دو نظر، بیان کرده‌اند که شاید این سوره دو بار — یک بار در مکه و یک بار هم در مدینه — نازل شده باشد.[۷][۸] به‌گزارش مُحَدِّثِ شیعی، طَبْرِسی در مجمع‌البیان، ابن عباس و کَلْبی سورهٔ کوثر را مکی، و عَکرَمه و ضحّاک مدنی می‌دانند.[۹] به‌گفتهٔ محمدهادی معرفت، این سوره پس از عادیات و قبل از تَکاثُر نازل شده است.[۱۰]

در احادیث آمده سورهٔ کوثر در ماجرای کنایه زدن شخصیِ به پیامبر اسلام دربارهٔ بی‌دنباله بودن وی پس از درگذشتِ قاسم و عبدالله، فرزندان پیامبر اسلام نازل شده است.[۱۱][۱۲][۱۳] محدّثِ اهل سنت، ابن ابی‌حاتم در تفسیر القرآن العظیم نیز، در تفسیرِ آیهٔ آخر به این داستان اشاره می‌کند.[۱۴] ابن کثیر در تفسیر القرآن العظیم و دربارهٔ آیهٔ آخر، گفتهٔ ابن عباس و شِمْر بن عَطیّه دربارهٔ نزول این سوره را روایت می‌کند که این آیه دربارهٔ کنایه‌زننده به پیامبر دربارهٔ بی‌دنباله بودنش نازل شده است.[۱۵] زمخشری در الکشاف دربارهٔ نزول این سوره، داستانِ کنایه به پیامبر را بیان می‌کند و اینکه فردِ مذکور، یعنی عاص بن وائل، ابتر و بی‌دنباله است.[۱۶] محلّی در تفسیر الجلالین شأن نزول آیهٔ آخر را دربارهٔ کنایهٔ عاص بن وائل به پیامبر پس از فوتِ قاسم بن محمد می‌داند.[۱۷] مفسرانِ شیعه بر این عقیده‌اند که با توجه به آیهٔ آخرِ آن و از سوی دیگر با درنظرگرفتن روایاتِ گوناگون دربارهٔ داستانِ کنایه‌زنی‌ها به پیامبر اسلام، این سوره دلالت بر فاطمه و فرزندانِ او و کثرتِ نسلِ پیامبر از طریقِ فاطمه زهرا دارد.[۱۸][۱۹] به‌گزارش معرفت، بعضی از مفسران مانند طبرسی بر این باورند که سورهٔ کوثر در مدینه و در هنگامِ خواب نازل شده است. معرفت در ادامه، این نظر را نادرست می‌شمارد و می‌گوید هیچ آیه و سوره‌ای در خواب نازل نشده است، مگر اینکه آیه یا سوره‌ای که پیشتر نازل شده و در خواب بازگو شده باشد.[۲۰] طُرَیْحی در مَجمَعُ الْبَحرَیْن به احادیث دربارهٔ نهر بهشتی بودنِ کوثر اشاره، و نیز کثرتِ نسل از طریقِ فاطمه زهرا را ذکر می‌کند.[۲۱]

مضمون و محتوای سورهویرایش

این سوره از بخشش کوثر به پیامبر از جانب خداوند، دستور به نماز و قربانی به شکرانهٔ این بخشش، و بی‌دنباله بودنِ دشمنِ پیامبر سخن می‌گوید.[۲۲]

تفسیرویرایش

 
زندگی
نام‌ها و القاب · زندگی زناشویی · اختلاف مالی فاطمه و عباس با خلافت · خطبه فدکیه · رویداد خانهٔ فاطمه · درگذشت
در قرآن
سوره انسان · سوره قدر · سوره کوثر · آیه مباهله · آیات نور · آیه تطهیر · آیه مودت
جای‌ها
در مکهمحله بنی‌هاشم · شعب ابی‌طالب
در مدینهبقیع · بیت‌الاحزان · درخت کنار · روضه نبوی · سقیفه · مسجد النبی
در شمال حجازفدک
افراد
خانوادهمحمد · خدیجه · علی
فرزندانحسن · حسین · زینب · ام‌کلثوم · محسن
همراهانفضه · ام ایمن · اسماء  · سلمان
دیگرانقنفذ · مغیره · عمر · ابوبکر
آثار
خطبه فدکیه · خطبه عیادت · دعای نور · مصحف فاطمه · لوح فاطمه
مرتبط
تسبیحات فاطمه · رویداد مباهله · ایام فاطمیه

اعطای کوثرویرایش

به‌گفتهٔ هورویتز و گاردت در دانشنامهٔ اسلام، برخی از نخستین مفسرانِ اهل سنت مانند ابن هشام و طَبَری، کوثر را در قرآن، «خیر فراوان» تفسیر کرده‌اند. معنایِ لغویِ این واژه، هرچند که کاملاً از میان نرفت، اما راه را برای تفسیرِ سنتی باز کرد. با توجه به این موضوع، پیامبر اسلام کوثر را — به‌عنوان نامی مخصوص برای رودی در بهشت — به خویشتن نسبت داد، و یا به‌عنوان حوضی که در هنگامِ معراج به او نشان، و برای او اختصاص داده شد. این توضیحِ آخر توسطِ طبری قابل اعتمادتر است. کوثر پس از آن، تبدیل به چیزی تقریباً مترادف با «حوضِ پیامبر» شد که در آن، مؤمنان تشنگیِ خود را در هنگام ورود به بهشت فرومی‌نشانند. وجود آن در چندین «درجه از مراتبِ ایمان» تأیید شده است. اما اغلب کوثر رودی است که حوض را سیراب می‌کند. با توجه به نظر بعدی، تمام رودهای بهشت به «حوضِ کوثر» راه می‌یابند، که «نهر محمد» هم نامیده می‌شود و اختصاصاً متعلق به پیامبر است.[۲۳]

ابن ابی‌حاتَم در تَفسیرُ الْقُرآنِ الْعَظیم، احادیثی را گزارش می‌کند که در آن‌ها، کوثر رودی در بهشت، پوشیده از طلا و جاری بر مروارید، سفیدتر از شیر و شیرین‌تر از عسل بیان شده است. سپس بعضی اقوال را دربارهٔ کوثر از قبیل: نبوّت، خیر و قرآن بیان می‌کند.[۲۴] مفسّرِ مُعْتَزِلی، زَمَخْشَری در اَلْکَشّاف، احادیث مرتبط با کوثر را بیان می‌کند که در آن‌ها، کوثر رودی در بهشت و خیر کثیر توصیف شده و درباره‌اش آمده شیرین‌تر از عسل، سفیدتر از شیر، خنک‌تر از برف، نرم‌تر از کف و حباب، پوشیده از زَبَرجَد و ظرف‌هایش از نقره به شمارهٔ ستارگان آسمان است و نوشیدن از آن هیچ‌گاه تشنگی نخواهد آورد.[۲۵] ابن کثیر از مفسرانِ سَلَفیِ اهل سنت، در تَفسیرُ الْقُرآنِ الْعَظیم نیز، به‌تفصیل احادیثِ مختلف دربارهٔ کوثر را بیان می‌کند و می‌گوید این تفاسیر عموماً بر نهر دلالت دارند و کوثر خیر کثیر است. او در ادامه به مصادیقِ کوثر در اقوال گوناگون مانند نبوّت، قرآن و ثوابِ آخرت اشاره می‌کند.[۲۶] جلال‌الدّین مَحَلّی، از مفسران اهل سنت در تفسیرُ الْجَلالَیْن، کوثر را نهری در بهشت، حوضی که اُمَّتِ پیامبر به آن بازمی‌گردند و نیز خیر کثیری از نبوّت و قرآن و شفاعت و مانند اینها می‌دانند.[۲۷]

فقیه و مفسر و محدّثِ شیعه، شیخ طوسی در اَلتِّبْیانُ فی تَفسیرِ الْقُرآن، کوثر را خیرِ کثیر می‌داند و در گزارش احادیث می‌آورد که در آن‌ها، کوثر رودی در بهشت، با قُبّه‌هایی از دُرّ و یاقوت در دو طرفش است؛ و نیز حوض کوثر — که متعلق به پیامبر است — سیراب‌کنندهٔ مؤمنان به هنگامِ ورود به بهشت، معرفی شده است.[۲۸] طبرسی در مَجمَعُ الْبَیان، افرون بر موارد فوق، می‌آورد که کوثر رودی در بهشت است که به جبرانِ عبدالله — فرزند پیامبر که در کودکی درگذشت — به پیامبر عطا شد، و سپس نظراتِ مفسران را دربارهٔ کوثر بیان می‌کند از قبیل: خیر فراوان، نبوّتِ پیامبر و قرآن، کثرتِ اصحاب و پیروان، و فراوانیِ نسل و ذُرّیه، شفاعت؛ و در پایان بر درنظرگرفتن همهٔ این گفته‌ها تأکید می‌کند و می‌گوید چنانکه خدا بر پیامبر خیر فراوان در دنیا و آخرت داده و سپس همهٔ این اقوال را خلاصه در یک عبارتِ «خیر بسیار در دنیا و آخرت» می‌داند.[۲۹] مفسرِ شیعه، علامه طباطبایی در تفسیر اَلْمیزان می‌گوید عجیب آن است که مفسران در بیان مصداق آن، اختلاف فراوانی دارند. بعضی «خیر کثیر» گفته‌اند؛ و بعضی معانی دیگر عبارتند از: ۱. نهری در بهشت؛ ۲. حوض مخصوص پیامبر در بهشت و یا در محشر؛ ۳. فرزندان پیامبر؛ ۴. اصحاب و پیروان پیامبر تا روز قیامت؛ ۵. علمای امت پیامبر؛ ۶. قرآن و فضائل فراوان آن؛ ۷. مقام نبوت؛ ۸. تَیْسیر[یادداشت ۱] قرآن و تخفیفِ شرایع و احکام؛ ۹. اسلام؛ ۱۰. توحید؛ ۱۱. علم و حکمت؛ ۱۲. فضائل پیامبر اسلام؛ ۱۳. مقامِ محمود؛ ۱۴. نور قلب پیامبر اسلام؛ و ازاین‌دست معانی که به بیست و شش معنی می‌رسد. علامه می‌گوید استدلال قائلان به دو معنی نخست — یعنی نهری در بهشت یا حوض پیامبر در بهشت — بعضی روایات در این زمینه است، اما دیگر معانی هیچ استدلالی ندارند.[۳۰] فقیه و مفسر شیعه، مکارم شیرازی در تفسیر نمونه، به گزارش احادیث دربارهٔ کوثر می‌پردازد که دربردارندهٔ همان احادیث مجمع‌البیان است.[۳۱] او در ادامه، به اقوال مختلف دربارهٔ کوثر می‌پردازد و پس از بیان آن‌ها، فاطمه زهرا را از روشن‌ترین مصادیق آن بیان می‌کند و در ادامه به کثرتِ نسل پیامبر از طریق فاطمه زهرا اشاره می‌کند.[۳۲]

دانشنامهٔ اسلام می‌گوید نخستین سوره‌ها به «چشمه» (عَیْن) و «چشمهٔ زندگی» (عَینٌ جاریَةٌ) که آب‌های بهشت از آن می‌گذرد اشاره می‌کنند، اما سوره‌های مدنی با جزئیات بیشتری «رودها» (اَلْاَنْهار) را شرح می‌دهند. به‌عنوان مثال در آیهٔ ۱۵ از سورهٔ محمّد آمده است: «در آن نهرهایی است از آبی که [رنگ و بو و طعمش] برنگشته و جوی‌هایی از شیری که مزه‌اش دگرگون نشود و رودهایی از باده‌ای که برای نوشندگان لذتی است و جویبارهایی از عسل ناب». این شرح، رودهای بهشت در فرجام‌شناسیِ یهودیمسیحی را به ذهن می‌آورد که با روغن، شیر، شراب و عسل جریان دارند؛ با این تفاوت که روغن به‌جای «آب فسادناپذیر» (غَیْرِآسِنٍ) جایگزین شده است، که در بیابان‌های عربستان بسیار ارزشمند است. احادیث و تفاسیر در توصیفِ کوثر از این مدلِ مشابه بهره می‌برند. اما با درنظرگرفتن مفهومِ ریشهٔ «فراوانی»، کوثر — «رود پیامبر» — خود را به‌عنوان جوهره و اصلِ رودهای بهشت معرفی می‌کند. در بعضی نسخه‌های نقل‌شده از تفسیر طبری گفته شده است: «آب‌های آن سفیدتر از برف و شیرین‌تر از عسل است» یا «آب‌های آن شراب است». فراتر از توصیف قرآنی، آن را با «گنجینه‌های طلا» و یا تخت «جواهر و مروارید» با عطری «خوشبوتر از مشک» توصیف کرده است. تفاسیرِ عقلانی یا مدرن به‌راحتی به این جزئیات معنایی استعاری می‌دهند.[۳۳]

شیخ طوسی در التبیان و طبرسی در مجمع‌البیان می‌گویند «اِعطاء» دو گونه است: بخشش با قیدِ تَملیک و بخشش با غیرِ قیدِ تملیک؛ و اعطاءِ کوثر، بخشش با تملیک است.[۳۴][۳۵]

صلاة و نحرویرایش

ابن ابی‌حاتم گزارش می‌کند که منظور از صَلاة، نمازِ صبح به جماعت یا نماز عید و مراد از نَحر، قربانی کردن در مِنا است.[۳۶] زمخشری بر این عقیده است که منظور از نحر، قربانی کردن در منا است.[۳۷] ابن کثیر دربارهٔ این آیه می‌گوید یعنی آنچنانکه به پیامبر کوثر عطا شد، پس پیامبر باید نمازِ واجب و نافله و قربانی‌اش را برای پروردگارش خالص گرداند و عبادتِ او کند و به نام پروردگارش و برای او قربانی کند. ابن کثیر در ادامه، احادیثِ دربارهٔ این آیه را نیز بیان می‌کند.[۳۸] محلّی و سیوطی، بر این عقیده‌اند که منظور از نماز، نماز عید قربان و مراد از نحر، قربانی کردن در همان روز است.[۳۹]

شیخ طوسی در التبیان نیز تفاسیر مختلف مانند قربانیِ خالصانه برای خدا و نماز عید و قربانی آن را گزارش می‌کند.[۴۰] طبرسی می‌گوید یعنی خداوند او را به نماز و قربانی برای شُکرِ نعمتِ کوثر امر کرد؛ و در ادامه به احادیث دربارهٔ به‌سوی قبله ایستادن در وقتِ نماز و نیز بلند کردنِ دست‌ها در هنگامِ تکبیر تا مقابل گلوگاه و صورت می‌پردازد.[۴۱] علامه طباطبایی در المیزان با توجه به سیاق آیات، امر به نماز و نحرِ شتر را برای شکرِ نعمتِ اعطاءِ کوثر می‌داند و در ادامه می‌گوید با توجه به احادیث، منظور از نحر بلند کردن دست به‌هنگام تکبیر در نماز است.[۴۲] مکارم شیرازی در تفسیر نمونه می‌گوید از ظاهر آیه برمی‌آید که مفهوم گسترده‌ای را دربردارد و نماز و قربانی عید قربان، یکی از مصادیقش است و در ادامه به دیگر تفاسیر در این‌باره مانند به‌سوی قبله ایستادن در وقت نماز و نیز بلند کردنِ دست‌ها در هنگام تکبیر تا مقابل گلوگاه و صورت اشاره می‌کند، اما می‌گوید بهترین تفسیر، نماز و عبادت و قربانیِ خالصانه برای خداست، و البته جمع بین همهٔ این معانی نیز امکان دارد.[۴۳]

شانئ و ابترویرایش

 
قرآن اثرِ میرزا احمد نیریزی؛ کتابت: ۱۱۱۷ ه‍.ق، اواخر دورهٔ صفوی؛ نگاه‌داری‌شده در کتابخانهٔ کاخ گلستان؛ معروف به قرآن آریامهری یا پهلوی

ابن ابی‌حاتم در تفسیر القرآن العظیم به داستان کنایه‌هایی که به پیامبر زده می‌شد، می‌پردازد و می‌گوید عاص بن وائل به پیامبر اَبتَر گفت و در ادامه، اقوال دیگر دربارهٔ کیستی آن فرد مانند ابوجهل یا عُقبَة بن ابی‌مُعیط را بیان می‌کند.[۴۴] زمخشری در الکشاف در ادامهٔ مباحثی، داستان کنایه به پیامبر را بیان می‌کند و اینکه فردِ مذکور یعنی عاص بن وائل ابتر و بی‌دنباله است.[۴۵] ابن کثیر در تفسیر القرآن العظیم می‌گوید به پیامبر ابتر گفتند چون گمان کردند پس از درگذشت، نامش از میان می‌رود و می‌گوید از نادانی‌شان گمان می‌کردند که چون فرزندانِ پسرِ پیامبر درگذشتند، یادش از بین می‌رود، درحالی‌که نامش همچنان پابرجاست.[۴۶] محلّی در تفسیر الجلالین، می‌گوید ابتر، یعنی کسی که همهٔ خیرها از او منقطع شده یا کسی که بلاعقب است.[۴۷]

شانِئْ به‌معنای کینه‌توز است.[۴۸] شیخ طوسی و طبرسی می‌گویند یعنی دشمنِ کینه‌توزِ پیامبر از خیر بُریده است که در اینجا منظور عاص بن وائل است.[۴۹][۵۰] علامه طباطبایی می‌گوید کلمهٔ «ابتر» در آخر آیهٔ سوم، به‌معنی بی‌دنباله است و با توجه به محتوای آیه، چنین به‌نظر می‌رسد که منظور از کوثر، تنها فراوانیِ نسلِ پیامبر اسلام است و یا اینکه هم خیر کثیر منظور است و هم کثرت نسل. او در ادامه به داستان شأنِ نزول سوره می‌پردازد و می‌گوید با این توضیح، اینکه مفسری منظور گویندهٔ ابتر را، «بریدگی از مردم یا خیر» دانسته و در ادامه نیز بر این عقیده بوده که خدا در ردِّ گفتهٔ آن گوینده، خودِ آن شخص را «بریده از هر چیزی نامیده»، نادرست است.[۵۱] مکارم شیرازی در تفسیر این آیه، می‌گوید «شانِئْ» به‌معنی فردِ کینه‌توز و بدخُلق و «ابتر» به‌معنی حیوانِ دُم‌بریده است. و در ادامه با بیان داستانِ کنایه‌زنی به پیامبر، به کثرت نسل پیامبر از طریق فاطمه زهرا می‌پردازد و گفتهٔ مفسر اهل سنت، فخر رازی در تفسیر کبیر را نقل می‌کند:

قول سوم این است که این سوره به‌عنوان ردّ بر کسانی نازل شده که عدمِ وجودِ اولاد را بر پیغمبر اکرم خُرده می‌گرفتند، بنابراین معنیِ سوره این است که خداوند به او نسلی می‌دهد که در طول زمان باقی می‌مانَد، ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید کردند، در عین حال جهان مَملو از آنهاست، این در حالی است که از بنی‌امیه — که دشمنان اسلام بودند — شخص قابل ذکری در دنیا باقی نمانْد، سپس بنگر و ببین چقدر از علمای بزرگ در میان آنهاست مانند باقر و صادق و رضا و نَفْسِ زَکیّه.[۵۲]

منزلتویرایش

  • به‌نقل از منابعِ اهل سنت و شیعه، در حدیثی از پیامبر اسلام آمده است:

    هرکس آن را تلاوت کند خداوند او را از نهرهای بهشتی سیراب خواهد کرد و به عدد هر قربانی که بندگان خدا در روز عید قربان قربانی می‌کنند، و همچنین قربانی‌هایی که اهل کتاب و مشرکان دارند، به عدد هر یک از آنان اجری به او می‌دهد.[۵۳]

  • در حدیثی از جعفر صادق در منابعِ شیعه آمده است:

    کسی که اِنّا اَعْطَیْناکَ الْکَوْثَر را در نمازهای واجب و مستحبّی بخواند، خداوند او را در روز قیامت از کوثر سیراب نماید و جایگاهش در نزد محمد خواهد بود.[۵۴]

ویژگی‌هاویرایش

بعضی از کلمات این سوره مانند «کوثر»، «نحر» و «ابتر» تنها یک بار در قرآن آمده‌اند.[۵۵]

جستارهای وابستهویرایش

یادداشت‌هاویرایش

  1. آسان کردن، سهل کردن

پانویسویرایش

  1. Horovitz and Gardet, “Kawṯẖwar”, Encyclopedia of Islam.
  2. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ۷۰۳.
  3. ثعالبی، فقه اللغة، ۱۸۲.
  4. ابن منظور، لسان العرب، ۵:‎ ۱۳۳.
  5. فیروزآبادی، القاموس المحیط، ۲:‎ ۲۱۲.
  6. طریحی، مجمع البحرین، ۳:‎ ۴۶۹–۴۷۱.
  7. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۶۳۷–۶۳۸.
  8. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۶۸–۳۶۹.
  9. طبرسی، ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۰۸.
  10. معرفت، علوم قرآنی، ۹۰.
  11. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۶۳۷–۶۳۸.
  12. طبرسی، ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۱۰–۳۱۱.
  13. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۶۸–۳۶۹.
  14. ابن ابی‌حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۰:‎ ۳۴۷۱.
  15. ابن کثیر قرشی، تفسیر القرآن العظیم، ۸:‎ ۴۷۷.
  16. زمخشری، الکشاف، ۴:‎ ۸۰۷–۸۰۸.
  17. محلی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ۶۰۵.
  18. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۶۳۷–۶۳۸.
  19. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۶۸–۳۶۹.
  20. معرفت، علوم قرآنی، ۹۵.
  21. طریحی، مجمع البحرین، ۳:‎ ۴۶۹–۴۷۱.
  22. رضایی، «تفسیر سورهٔ کوثر»، قرآنی کوثر.
  23. Horovitz and Gardet, “Kawṯẖwar”, Encyclopedia of Islam.
  24. ابن ابی‌حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۰:‎ ۳۴۷۰.
  25. زمخشری، الکشاف، ۴:‎ ۸۰۶–۸۰۷.
  26. ابن کثیر قرشی، تفسیر القرآن العظیم، ۸:‎ ۴۷۲–۴۷۵.
  27. محلی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ۶۰۵.
  28. طوسی، التبیان، ۱۰:‎ ۴۱۷–۴۱۸.
  29. طبرسی، ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۱۱.
  30. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۸۴۹–۸۵۰.
  31. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۷۱–۳۷۲.
  32. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۷۵–۳۷۶.
  33. Horovitz and Gardet, “Kawṯẖwar”, Encyclopedia of Islam.
  34. طوسی، التبیان، ۱۰:‎ ۴۱۷.
  35. طبرسی، ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۰۹.
  36. ابن ابی‌حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۰:‎ ۳۴۷۰.
  37. زمخشری، الکشاف، ۴:‎ ۸۰۷.
  38. ابن کثیر قرشی، تفسیر القرآن العظیم، ۸:‎ ۴۷۶.
  39. محلی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ۶۰۵.
  40. طوسی، التبیان، ۱۰:‎ ۴۱۸.
  41. طبرسی، ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۱۳–۳۱۵.
  42. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۸۵۱–۸۵۳.
  43. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۷۳–۳۷۴.
  44. ابن ابی‌حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۰:‎ ۳۴۷۰–۳۴۷۱.
  45. زمخشری، الکشاف، ۴:‎ ۸۰۷–۸۰۸.
  46. ابن کثیر قرشی، تفسیر القرآن العظیم، ۸:‎ ۴۷۷.
  47. محلی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ۶۰۵.
  48. طبرسی، ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۰۹.
  49. طوسی، التبیان، ۱۰:‎ ۴۱۷–۴۱۸.
  50. طبرسی، ترجمهٔ تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۱۵.
  51. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۸۵۴–۸۵۵.
  52. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۷۴–۳۷۶.
  53. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷:‎ ۳۶۹.
  54. طبرسی، ترجمه تفسیر مجمع‌البیان، ۲۷:‎ ۳۰۸.
  55. رضایی، «تفسیر سورهٔ کوثر»، قرآنی کوثر.

منابعویرایش

  • Horovitz, Josef; Gardet, Louis (1997). "Kawṯẖwar". Encyclopaedia of Islam. 4 (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill.