مردمان هزاره

یکی از گرو‌ه‌های قومی افغانستان که فارسی‌زبان و شیعه‌مذهب هستند و جزو فارسیوانان این کشور به حساب می‌آیند
(تغییرمسیر از هزاره‌ها)

هزاره‌ها یکی از اقوام فارسی‌زبان بومی افغانستان و کشورهای همجوار می‌باشند که در مناطق مرکزی افغانستان موسوم به هزاره‌جات یا هزارستان زندگی می‌کنند. آنها با گویش هزارگی صحبت می‌کنند که جز گویش‌های فارسی دری بشمار می‌رود. با توجه به منابع مختلف هزاره‌ها ۳۰ درصد نفوس افغانستان را شامل می‌شوند.[۵][۶][۷][۸][۹]

هزاره‌ها
کل جمعیت
١۶٬٢۰۰٬۰۰۰ میلیون
مناطق با جمعیت چشمگیر
 افغانستان۱۳٬۵۰۰٬۰۰۰[۱]
 پاکستان۱٬۰۲۰٬۰۰۰[۲][۳]
 ایران۱٬۵۰۰٬۰۰۰
(تخمین ۲۰۱۵)[۲]
 کانادا۳۶٬۳۷۶[۴]
 بریتانیا۲۴٬۳۳۰
 استرالیا۹۰٬۰۰۰
 ایالات متحده آمریکا۲۵٬۳۸۰
۵٬۳۸۰
زبان‌ها
فارسی (گویش هزارگی)
دین
اسلام; اسلام شیعه، اسلام سنی و اسماعیلیه
قومیت‌های وابسته
مردم ایماق

هزاره‌ها یکی از سومین گروه قومی عمده در افغانستان می‌باشند.[۱۰][۵] اقلیت‌های بزرگی از هزاره‌ها در پاکستان بیشتر در کویته و در ایران در خراسان رضوی جامعه هزاره را شکل داده‌اند.

پیشینه

سدهٔ بیستم

 
جنرال موسی خان سیاستمدار و جنرال نظامی در ارتش پاکستان در سال‌های ۱۹۵۸ میلادی تا ۱۹۶۶ میلادی.

از اواخر سدهٔ نوزدهم میلادی پس از روی کار آمدن امیر عبدالرحمن، هزاره‌های خودمختار شدیداً تحت فشار حکومت مرکزی قرار گرفته و با مدد بعضی قبایل سنی مذهب به شدت سرکوب گردیدند و به مدت یک سده در انزوای سیاسی، اجتماعی و محرومیت اقتصادی فرورفتند.

درین زمان عده‌ای زیادی از هزاره‌ها مورد کشتار و قتل‌عام صورت گرفت این عملکردها باعث شد تا آنان به کشورهای همجوار مانند آسیای مرکزی، ایران، نیم‌قارهٔ هند بریتانیا، عراق و سوریه مهاجر و متواری شوند. آن عده هزاره‌ها که در شمال هندوکش می‌زیستند به‌سوی روسیهٔ تزاری رفتند که بیشتر در شهرهای جنوبی روسیه باقی ماندند و نیز بعضی از اینان به ایران رفتند. مردم هزاره ساکن در ساحات روسیهٔ تزاری به دلیل شباهت‌های ساختمان نژادی و چهرهٔ ظاهری کامل با مردم آن مناطق، به مرور زمان زبان، لهجه و هویت قومی خود را از دست دادند و در میان آنان حل و جذب شدند. این عده مردم فراری هزاره در مناطق روسیه تزاری پیشین از جمله ازبکستان، مرو ترکمنستان، قزاقستان و داغستان سکونت اختیار کردند.[۱۱] اما هزاره‌های شمال غرب مناطق هزاره‌نشین افغانستان به‌سوی ایران مهاجرت کردند و در محلات اطراف مشهد ساکن شدند. این هزاره‌ها بعدها به بربری و خاوری مشهور شدند. بخشی دیگر هزاره از جنوب شرق مناطق هزاره‌نشین افغانستان به سوی هند بریتانیا کوچیدند که در کویته واقع در پاکستان امروزی ساکن شده‌اند. یکی از معروف‌ترین شخصیت‌های سیاسی و نظامی این هزاره‌ها جنرال موسی خان می‌باشد که درجهٔ نظامی جنرال را در نظام پاکستان داشت. گروهی دیگری به کشورهای سوریه، عراق و هند ساکن شده‌اند. این عده مردم هزاره که به سوی هند بریتانیا ایران، سوریه و عراق مهاجر شدند به لحاظ تفاوت‌های ساختمان فیزیکی و نژادی نتوانستند با مردم این ساحات حل و مخلوط شوند بنابراین لهجه، فرهنگ و هویت قومی هزارگی خودها را از دست نداده‌اند.[۱۱]

 
عبدالعلی مزاری، بنیانگذار حزب وحدت در جریان جنگ‌های افغانستان با شوروی.

پس از کودتای سال ۱۹۷۸ که در پی آن گروه کمونیستی خلق به قدرت رسید، کم‌کم هزاره‌ها برای برابری حق شهروندی خود نسبت به دیگر شهروندان افغانستان شروع به انجام کارهای سیاسی کردند و رهبران هزاره مانند؛ عبدالعلی مزاری حزب‌های سیاسی خود را بنیانگذاری کردند. پس از خروج ارتش سرخ از افغانستان و پایان حکومت کمونیستی با مرگ دکتر نجیب‌الله افغانستان وارد جنگ داخلی شد. هزاره‌ها با ساختن حزب وحدت سعی در حفظ قدرت سیاسی خود کردند؛ در سیاست نو حزب، دیگر مذهب جایی اصلی خود را نداشت و بیشتر کوشیده می‌شد تا از تمام قوای هزاره یک انسجام کلی بسازد.[۱۲]

سدهٔ بیست و یکم

با ورود نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحدهٔ آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ حکومت طالبان سقوط کرد. قانون اساسی نو با پشتوانهٔ جامعهٔ بین‌الملل ورود همهٔ شهروندان افغانستان به نظام حکومت را ممکن ساخت؛ از همین رو هزاره‌ها توانستند ۲۰ درصد از کرسی‌های پارلمان افغانستان را در انتخابات ۲۰۱۱ از آن خود کنند.[۱۳] به گفتهٔ السنادرو مونسوتی استاد دانشگاه حقوق بین‌الملل در ژنو؛ این حرکت سیاسی مورد انتقاد سیاست‌مداران پشتون شده‌است.[۱۴] با وجود قوانین نو که براساس آن حقوق همهٔ شهروندان را یکسان می‌داند؛ اما هنوز هم حرکات نژادپرستانه‌ای علیه مردم هزاره در افغانستان، پاکستان و ایران صورت می‌گیرد. در سال ۲۰۰۷ قبایل کوچی، با حمله به روستاهای هزاره‌ها باعث آواره‌شدن هزاران تن از هزاره‌ها شده و ده‌ها نفر هر ساله در پی حملات آنان کشته می‌شوند. افغان‌های مهاجر در ایران که اکثریت‌شان را مردم هزاره تشکیل می‌دهند و معمولاً به صورت غیرقانونی به ایران رفته‌اند، از سوی نیروهای انتظامی دولت ایران مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. سازمان‌های غیردولتی (NGO) با گزارشی بر بدتر شدن وضعیت حقوق شهروندی هزاره‌ها و حملات نژادپرستانه علیه آن‌ها هشدار داده‌اند.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]

نام

کلمه "هزاره" و وجه تسمیه آنان به هزاره تا اکنون مورد اختلاف باقی مانده‌است. اما برخی از تاریخ‌نگاران و محققین نظریات مختلفی را درباره این کلمه بیان کرده‌اند.

  • عبدالحی حبیبی، کلمه "هزاره" را بسیار قدیمی، و آنرا برگرفته از "هزاله" دانسته که به مرور زمان به "هزاره" تغییر یافته‌است. عبدالحی حبیبی کلمه "هزاله" را مرکب از دو کلمه "هو + زاله" دانسته و آنرا خوش دل یا خوش قلب معنی کرده‌است.[۱۹]
  • برخی بر این معتقدند که کلمه هزاره از کلمه فارسی "هزار" گرفته شده‌است. این ممکن است ترجمه کلمه مغولی "مینگان" باشد، یک واحد نظامی متشکل از ۱۰۰۰ سرباز تحت فرمان چنگیز خان.[۲۰][۱۹] در حالیکه مردم هزاره به زبان مادری خودشان را "آزره" یا "ازره" خطاب می‌کنند.[۲۱]
  • محمد حیات خان درباره وجه تسمیه هزاره می‌گوید که در عصر سلاطین قدیم زابلستان این قوم سال به سال هزار سوار عوض مالیات به قشون شاهی آن زمان تقدیم می‌کردند.[۱۹][۲۲]

نژاد

 
هزاره‌ها در بهسود

اکثر مردم هزاره آمیخته‌ای از نژاد شرقی و نژاد غربی هستند.[۲۳][۲۴][۲۵] هزاره‌ها از نظر کروموزوم ایگرگ (Y) یا مارکر پدری دارای دو هاپلو گروپ J2 (غربی - بین النهرینی) ۲۶٪ و C3 (آسیای شرقی) ۳۳٪ هستند، همچنین ۱۰٪ درصد از هاپلوگروپ‌های هزاره‌ها نیز به R1a (اکثراً آریایی‌ها) تعلق دارد و نیز مقدار ۳٪ نیز از مارکر R1b نیز بهره‌مند هستند. لازم است ذکر شود که از نظر هاپلو گروپ نوع C3 هزاره‌ها با اقوام افشار و از سوی مارکر پدری J2 با اعراب بین‌النهرین رابطه دارند.[۲۶]

نظریه‌ها درباره منشأ نژادی هزاره‌ها

راجع به منشأ نژادی هزاره‌ها الی قرن پانزدهم هیچ سندی در دسترس نیست اما در قرون نوزدهم و بیستم نظریات مختلفی شکل گرفتند که مهمترین آنها قرار ذیل اند:[۲۰]

  • هزاره‌ها به عنوان مردمان بومی
  • هزاره‌ها به عنوان نژاد مغولی و ترکی مغولی
  • هزاره‌ها به عنوان نژاد تاجیک
  • هزاره‌ها به عنوان نژاد دیگر

منشأ بومی هزاره‌ها

طبق این نظریه هزاره‌ها از سرزمین دیگر مهاجرت نکرده‌اند بلکه از زمان‌های بسیار دور در محل کنونی شان سکونت داشته‌اند.[۲۷] برای اولین بار فریه، دانشمند فرانسوی این نظر را مطرح نمود. وی که به قسمت‌های از هزاره‌جات سفر نموده بود، بیان داشت که هزاره‌ها حتی در زمان اسکندر مقدونی در محل کنونی شان سکونت داشته‌اند.[۲۷] نظریه وی بر اساس توضیحات کارتزیوس مؤرخ یونانی ارتش اسکندر استوار است.[۲۷]

محقق افغان پروفسور شاه علی اکبر شهرستانی نظریه فریه را تأیید می‌کند. وی معتقد است که کلمه «هزاره» تغییر یافته پایتخت دوم اراکوزیا، ازولای کهن است که معنی خوب، خوشحال و مشهور را می‌دهد.

فلچر محقق غربی نیز موافق نظریه بومی بودن هزاره می‌باشد که قبل از استیلای مغول در محل کنونی شان سکونت داشته‌اند.[۲۸]

منشأ مغولی و ترکی مغولی هزاره‌ها

یکی از طرفداران قوی نظریه هزاره‌ها به عنوان نژاد مغولی پژوهشگر هنری والتر بلیو است. وی معتقد است که نیاکان هزاره‌ها مغولانی هستند که توسط خان بزرگ به غور فرستاده شدند تا آن منطقه صعب العبور را تحت تسلط بگیرند.[۲۹] دیگر محققان که این نظریه را تأیید کرده‌اند وان بری، بِرنز، تیلر، هاکر، فاکس، ایوامورا و ماکمون هستند.

نظریه هزاره‌ها با منشأ مغولی مستند از تحقیقات خوب خانم بیکن است. وی معتقد است که هزاره‌ها بیشتر بازماندگان مغولان جغتایی هستند که بین سالهای ۱۲۹۹ الی ۱۴۴۷ در افغانستان ساکن شده‌اند.[۳۰]

درحالیکه اکثر محققان هزاره‌ها را به چنگیز خان نسبت می‌دهد، بِرنز ادعا می‌کند که هزاره از نسل امیر تیمور نیز هستند.[۳۱]

مؤرخان زیادی به این عقیده هستند که هزاره‌ها منشأ کاملاً مغولی نداشته، بلکه منشأ ترک-مغولی دارند. نظر به تحقیقات پروفسور دُرن هزاره‌ها طی چندین مرحله کوچ، اقامت و اختلاط با مردم منطقه از آسیای میانه بسوی افغانستان آمدند.[۳۲] تحقیقات ماکمون که بیشتر بر اساس شواهد چهره‌نگاری است، بیان می‌دارد که هزاره‌ها از بازماندگان ترکان غزنه، قندهار و هرات هستند.[۳۳]

منشأ تاجیک بودن هزاره‌ها

برخی از محققین مانند نسارُف و تیمور خانُف معتقدند که قوم هزاره از اثر اختلاط تاجیک‌ها با اقوام مغولی و ترکی شکل گرفته‌است.[۳۴][۳۵][۳۶][۳۷] پروفسور شرمن نیز موافق این نظریه است و تحقیقات وی بیشتر روی نحوه زندگی و کشاورزی استوار است. وی برای تایید نظریه خود به یک قبیله از هزاره‌های دایکندی اشاره دارد که آنها را تاجیک می‌نامند.[۳۸]

قبایل

مردم هزاره از قبایل مختلف تشکیل یافته‌اند. برخی از این قبایل پیشوند «دای» را دارند. نظر به جلد اول سراج التواریخ، آنان شامل دایکندی، دایزنگی، دای میرکشه، دای دهقان، دایچوپان، دای خیتای، دایمیرداد، دای کلان، دای قوزی، دای فولاد، دای میرک، و دای مردگان هستند.[۳۹] در افغانستان این قبایل در سراسر هزاره‌جات، مناطقی مانند پروان، بامیان، غزنی، غور، اروزگان، دایکندی و میدان وردک زندگی می‌کنند.[۲۰]

ایماق هزاره

ایماق هزاره از جمله هزاره‌های سنی‌مدهب هستند که در بین مردم ایماق زندگی می‌کنند.[۴۰]

بهسود

بهسود یکی از قبایل بزرگ مردم هزاره است که زیر قبایل آن دولت یار، درویش علی، ایسم تیمور، میربچه، دهقان، باتور و غیره هستند.[۲۰]

دایکندی

این قبیله در جنوب غربی پنجاب سکونت دارند. مطابق به عرف، دایکندی‌ها معتقدند جدشان کندی برادر زنگی بوده‌است. زیر قبایل آن دولت بیگ، حیدر بیگ، اوشن بیگ، اشترلی، میر هزار، شیخ میران و غیره هستند.[۲۰]

دایزنگی

 
پرتره‌ای از یک هزاره دایزنگی، ۱۸۹۷

قبیله دایزنگی بیشتر در نقطه مرکزی هزاره جات سکونت گزیدند که شامل ولسوالی‌های پنجاب و ورس می‌شود. زیر قبایل آن بچه غلام، بابلی، گدی، کوت داغی، قره قل داغی، میرامور، سگ پای، سه پای، سگ دیز و غیره هستند.[۲۰]

جاغوری

جاغوری‌ها بر ای باورند که بازماندگان غوریان هستند و جاغوری به معنی جای غوری (غوری‌ها) است. قبیله جاغوری در مناطق جرمتو، سوختو، دره ارغنداب، جلگه و سنگ ماشه ساکن هستند. زیر قبایل معروف جاغوری عبارتند از: قلندر، چهاردسته، آته، مسکه، شیرداغ، مالستان، باغچاری، بوباش و غیره.[۲۰]

محمد خواجه

محمد خواجه یکی از قبایل بزرگ و تاریخی هزاره‌ها در افغانستان می‌باشد که سکونت‌گاه اصلی آنان در ولایت غزنی است.[۴۱][۴۲][۴۳]

شیخ علی

هزاره‌های شیخ علی به دای کلو یا دایکلان نیز معروف بوده‌است. این قبیله بین پروان و بامیان در منطقه غوربند سکونت دارند. هزاره‌های شیخ علی عمدتاً از چهار قبیله بزرگ مانند دایکلان، نایمان، قرلق و کرم علی تشکیل یافته‌اند. سایر قبیله‌های شیخ علی شامل علی جم، نیک پای، ده میرگ، تاتار، بابُر و غیره می‌شوند.[۲۰]

دای خیتای

دای خیتای در مرکز-جنوب افغانستان زندگی می‌کنند.[۴۴] صرف نظر از موقعیت آنها در میان دیگر قبایل، دای خیتای همراه با دای چوپان قبیله بزرگتر ارزگانی هزاره‌ها را تشکیل می‌دهند.[۴۵]

دایچوپان

دایچوپان در جنوب افغانستان زندگی می‌کنند. آنها به‌طور کلی در میان هشت قبیله بزرگ هزاره‌ها شمرده می‌شوند.[۴۶] منطقه ای به همین نام دای چوپان درولایت زابل از نام همین قبیله گرفته شده‌است. دای چوپان از نوادگان امیر چوپان، یک از سرداران هزاره بود و آرامگاه وی در گرشک، ولایت هلمند می‌باشد.[۴۷][۴۸]

دایمیرداد

دایمیرداد عمدتاً در ولسوالی دایمیرداد، ولایت میدان وردگ، زندگی می‌کند. دایمیردادی‌ها قرابت نزدیک به قبیله بهسود دارند.[۲۰]

دین

هزاره‌ها پیرو دین اسلام و عمدتاً شیعه‌مذهب و عده‌ای قابل توجه آنان سنی‌مذهب هستند.[۴۹] هزاره‌های سنی‌مذهب عمدتاً در ولایات مختلفی نظیر بغلان، بادغیس، غور، قندوز، پنجشیر، بامیان، بدخشان، پروان، و در برخی دیگر مناطق افغانستان سکونت دارند.[۵۰][۵۱] در خصوص پذیرش مذهب شیعه از سوی هزاره‌ها نظریهٔ واحدی وجود ندارد: امکان دارد هزاره‌ها در اوایل سدهٔ شانزدهٔ میلادی در دورهٔ ایلخانیان و محمد خدابنده الجایتو از اسلام سنی به شیعه گرویده باشند.[۵۲] عده‌ای دیگر معتقدند هزاره‌ها در زمان حکومت شاه عباس صفوی اسلام شیعی را پذیرفته‌اند. در مقابل برخی از محققان ریشهٔ تشیع هزاره‌ها را برمی‌گردانند به عامل و کارگزاران ترویج اسلام در دورهٔ خلافت علی بن ابی‌طالب، مثلًا علی اکبر تشدید دربارهٔ قدمت تشیع در کوهستان غور می‌نویسد: «مرکز شیعیان غور یا مسلمین غور اولین تمرکز شیعه در بلاد غور بوده‌است؛ زیرا بین سال‌های ۳۵ تا ۴۰ هجری مسلمان شده‌اند و در زمان خلافت علی بن ابی‌طالب، جعده بن هبیره مخزومی که خواهرزاده علی بن ابیطالب بود، از طرف وی به حکومت خراسان منصوب شد. به خاطر رفتار شایسته جعده، مردم غور داوطلبانه به علی بن ابی‌طالب محبت می‌ورزیدند. امرای غور که وضع را کاملاً انسانی می‌یابند، بدون جنگ سر بر خط فرمان علی بن ابیطالب گذارده به دین اسلام گرویدند. به پیشنهاد جعده، علی بن ابی‌طالب فرمان حکومت سرزمین غور را به خاندان «آل شنسب» که امرای قبلی آن سامان بودند صادر کرد و این فرمان نامه قرن‌ها در آن خانواده محفوظ بود و مایهٔ افتخار و مباهات آن دودمان می‌آمد.»[۵۳]

زبان

هزاره‌ها به گویش هزارگی که گویشی از زبان فارسی است صحبت می‌کنند.[۵۴][۵۵] در این گویش تعدادی از واژه‌های ترکی و مغولی موجود است.[۱۰][۵۶][۵۷][۵۸] گویش هزارگی برخی از ویژگی‌های دستوری دری سدهٔ چهارم و پنجم هجری را در خود حفظ کرده‌است.[۵۹] در گویش هزارگی دو حرف د غلیظ و ت غلیظ نیز وجود دارد که تلفظ آنان نزدیک به تلفظ آن حروف در پشتو و اردو است. میزان تفاوت در این گویش با فارسی معیار در گویش هزارگی غزنی (جاغوری، مالستان، قره‌باغ، جغتو، ناور و..) بسیار زیاد و در گویش هزارگی بامیانی، بهسودی و دایمیردادی کم است.[۶۰] همچنین بسیاری از واژه‌های اوستایی نیز در این لهجه موجود است که به گفته برخی محققان و زبان شناسان، بیش از ۲۵٪ از واژگان این لهجه ریشهٔ اوستایی دارند؛ مثلاً: هزارگی آبست-اوستایی آبستا که هردو به معنی خویشاوند است یا واژه‌های دیگری مثل: ابسو، اِنگهَ، اوته، اوثه، جُنگه، کوور، خسور، تفت، خیرتو، پیتَو، اسپی، گیرو و… برخی از زبان‌شناسان بدون تحقیق و ریشه‌یابی واژه‌ها به روش علمی، به نظریه‌پردازی اقدام نموده و این واژگان را غیر (فارسی، ترکی، مغولی، و عربی) دانسته‌اند.[۶۱]

فرهنگ

 
دختران هزاره با لباس سنتی سرخ بین دختران پشتون و تاجیک در غزنی.

هزاره‌ها در خارج از هزاره جات، فرهنگ شهرهای محل سکونت خودشان را اتخاذ کرده‌اند که شبیه آداب و رسوم تاجیک‌ها و پشتون‌های افغانستان است. اما به‌طور سنتی هزاره‌ها کشاورزانی از مناطق مرتفع مرکزی هستند که در هزاره جات بسیاری از آداب و رسوم خود را حفظ کرده‌اند. بعضی از رسم و رواج‌های آنها بیشتر نزدیک به سنت‌های آسیای میانه است تا تاجیک‌های افغانستان. دسته‌های کمی از هزاره‌ها در تابستان به قشلاق رفته و در چادرها زندگی می‌کنند.[۶۲]

موسیقی

بسیاری از موسیقی دانان هزاره به‌طور گسترده‌ای در نواختن دومبرا، نوعی ساز محلی که در سایر مناطق آسیای میانه مانند قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان یافت می‌شود، مهارت دارند. از آوازخانان معروف هزاره سرور سرخوش، داوود سرخوش، صفدر خیرعلی، صفدر توکلی، سید انور آزاد و دیگران در هستند.

غذا و آشپزی

غذاها و آشپزی هزاره به شدت تحت تأثیر غذاهای آسیای میانه، آسیای جنوبی و ایرانی قرار دارند. با این حال، برای غذاهای خاص، روش‌ها و سبک‌های مختلف پخت و پز وجود دارد که مختص هزاره‌ها است. هزاره‌ها خیلی مهمان نوازی دارند و در فرهنگ آنها رسم بر این است که برای مهمان غذای مخصوص تهیه کنند.

نسل‌کشی

از زمان امیر عبدالرحمن تا کنون هزاره‌ها توسط حاکمان و گروه‌های مختلف مورد کشتار و نسل‌کشی هدفمند قرار گرفته‌اند.

چهره‌های سرشناس

 
ملا فیض‌محمد کاتب هزاره اولین تاریخ‌نگار معاصر افغانستان که از روش شرح حال نویسی استفاده می‌کرد.

جستارهای وابسته

نگارخانه

منابع

  1. "Afghanistan". اطلاعات‌نامه جهان. سیا. December 13, 2007. Archived from the original on 1 January 2021. Retrieved December ۲۶, ۲۰۰۷.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Gordon, Raymond G. , Jr. (ed.), ۲۰۰۵. Ethnologue: Languages of the World, Fifteenth edition. Dallas, Tex. : SIL International. Online version: http://www.ethnologue.com/ بایگانی‌شده در ۲۰۱۱-۱۰-۱۳ توسط Wayback Machine.
  3. Census of Afghans in Pakistan بایگانی‌شده در ۲۰۱۸-۱۰-۰۳ توسط Wayback Machine, UNHCR Statistical Summary Report (retrieved December 27, 2007)
  4. The population of people with descent from Afghanistan in Canada is ۴۸٬۰۹۰. Hazaras make up an estimated 9% of the population of Afghanistan according to the CIA Factbook and others. The Hazara population in Canada is estimated from these two figures. Ethnic origins, 2006 counts, for Canada بایگانی‌شده در ۱۴ فوریه ۲۰۱۲ توسط WebCite
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ CIA World Factbook بایگانی‌شده در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۷ توسط Wayback Machine.
  6. دولت‌آبادی، بصیراحمد، شناسنامهٔ افغانستان، تهران: نشر عرفان، ۱۳۸۷، صفحهٔ ۲۸.
  7. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ مارس ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۹.
  8. L. Dupree, "Afghānistān: (iv.) ethnocgraphy", in Encyclopوdia Iranica, Online Edition 2006, (LINK). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک); پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)
  9. «A survey of the Afghan people - Afghanistan in 2006", The Asia Foundation, technical assistance by the Centre for the Study of Developing Societies (CSDS; India) and Afghan Center for Socio-economic and Opinion Research (ACSOR), Kabul, 2006, PDF بایگانی‌شده در ۱۵ دسامبر ۲۰۰۶ توسط Wayback Machine.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ L. Dupree, "Afghānistān: (iv.) ethnocgraphy", in Encyclopوdia Iranica, Online Edition 2006, (LINK[پیوند مرده]).
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ «کوچ اجباری و اثرات فرهنگی و اجتماعی آن بر جامعه هزاره». www.kotiposti.net. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ مارس ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۵-۱۲.
  12. Les Hazaras, minorité chiite montante de l'Afghanistan بایگانی‌شده در ۲ نوامبر ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine، روزنامهٔ لوموند مذهبی. سایت فرانسوی.
  13. نگاهی به ترکیب قومی و سیاسی مجلس نو افغانستان بایگانی‌شده در ۱۹ فوریه ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  14. Avec l’arrivée des forces de la coalition en 2001, la situation s’améliore encore pour les Hazaras بایگانی‌شده در ۲ نوامبر ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine، سایت روزنامهٔ لومند سیاسی. فرانسوی.
  15. Les Hazaras[پیوند مرده]، سازمان غیردولتی برای مردم تهدید شده.
  16. Adelkhah, Fariba; Olszewska, Zuzanna (2007), "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2): 137–165,
  17. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۶.
  18. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۶.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ یزدانی، حسینعلی. پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها. چاپخانه مهتاب. ص. ۹۶.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ۲۰٫۳ ۲۰٫۴ ۲۰٫۵ ۲۰٫۶ ۲۰٫۷ ۲۰٫۸ پولادی، حسن (١٩٨٩). هزاره ها. ترجمهٔ علی عالمی کرمانی. تهران: انتشارات عرفان. ص. ۷۸-۷۹. شابک ۹۷۸--۹۶۴-۰۶-۰۵۲۷-۱.
  21. «nabizadah,ejtemai, ariaye». www.ariaye.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۵-۱۱.
  22. حیات افغانی ص ۴۵۵-۴۶۶.
  23. http://news.nationalgeographic.com/news/2003/02/0214_030214_genghis_2.html بایگانی‌شده در ۷ دسامبر ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine Genghis Khan a Prolific Lover, DNA Data Implies
  24. *"The Hazara Tribes in Afghanistan" in (1959) Collection of papers presented: International Symposium on History of Eastern and Western Cultural Contacts (1957: Tokyo and Kyoto) Japanese National Commission for Unesco, Tokyo, p. 61 9240301 بایگانی‌شده در ۲۰۱۲-۱۰-۲۱ توسط Wayback Machine
    • Quintana-Murci, Lluیs et al. (May 2004) "Where West Meets East: The Complex mtDNA Landscape of the Southwest and Central Asian Corridor" American Journal of Human Genetics 74(5): pp. 834–35
    • Debets, G. F. (1970) Physical Anthropology of Afghanistan: I–II (translated from Russian) Peabody Museum of Archaeology and Ethnology, Cambridge, Mass. , OCLC 90304 بایگانی‌شده در ۱۲ ژوئن ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine
    • Rubin, Barnett R. (2002) The Fragmentation of Afghanistan: State Formation and Collapse in the international system Yale University Press, New Haven, Conn. , page 30, ISBN 0-300-05963-9
  25. Jochelson, Waldemar (1928) Peoples of Asiatic Russia American Museum of Natural History, New York, page 33, OCLC 187466893, also available in microfiche edition
  26. «Afghanistan's Ethnic Groups Share a Y-Chromosomal Heritage Structured by Historical Events». بایگانی‌شده از اصلی در 1 اكتبر 2018. دریافت‌شده در 20 نوامبر 2012. تاریخ وارد شده در |archive-date= را بررسی کنید (کمک)
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ فریه, جی. پی (1856). سفرهای کاروانی در ایران افغانستان ترکستان و بلوچستان. لندن.
  28. فلچر, اِ (1965). افغانستان شاهراه پیروزی. نیویورک: انتشارات دانشگاه کورنل. ISBN 9780313233494.
  29. بلیو, اِچ. دبلیو (1862). دفتر روزانه هیئت سیاسی به افغانستان تحت فرماندهی سرگرد لوم سدن. لندن: انتشارات اسمیت والدرو.
  30. بیکن, ای. ای (1951). مغول‌های هزاره افغانستان. برکلی: انتشارات دانشگاه کالیف.
  31. بِرنز, اثی ((1834)، (1973)). مسافرت بسوی بخارا با حکایتی از سفر بالای ایندوس. لندن: انتشارات آکسفورد. Check date values in: |year= (help)
  32. نعمت‌الله (1965). تاریخ افغانستان. لندن.
  33. ماکمون, جی. (1919). افغانستان:از داریوش تا امان‌الله. لندن: انتشارات جی. بل و سانز.
  34. تاریخ ملی هزاره، مولف ل. تیمور خانوف ؛ مترجم عزیز طغیان.
  35. نسارُف, اِ.ای. (1921). افغانستان. مسکو.
  36. شرمن, اِچ.اِف. (1961). مغول های افغانستان. گراون هیچ: انتشارات ماوتون اِس.
  37. «Memoirs of Zehir-ed-Din Muhammed Baber, Emperor of Hindustan, Turkoman Hazaras». books.google.com. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ آوریل ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۴-۲۸.
  38. Hazara tribal structure بایگانی‌شده در ۱۱ آوریل ۲۰۲۱ توسط Wayback Machine, Program for Culture and Conflict Studies, US Naval Postgraduate School
  39. کاتب، فیض محمد (١٨۶٢). سراج التواریخ. جلد اول. کابل: دارالسلطنه کابل. دریافت‌شده در ٢۰ آوریل ٢۰٢١.
  40. https://web.archive.org/web/20131229110139if_/http://www.uscwm.info/op1040/pdfs/144.pdf
  41. پولادی، حسن. هزاره‌ها. ترجمهٔ علی عالمی کرمانی. نشر تهران: محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی. شابک ۹۶۴۰۶۰۵۲۷۱.
  42. ص ۴۷۸، جلد سوم، تاریخ تیمور بیگ، شرف الدین الیزدی؛ به انگلیسی.
  43. ص ۲۰، کتاب تذکر انقلاب، ترجمهٔ شکیراندو.
  44. براور، باربارا ان؛ ژونستون، بابارا روز (٢۰۰٧). ناپدید شدن مردم؟: گروه‌های بومی و اقلیت‌های قومی در آسیای جنوبی و مرکزی. انتشارات لیفت کاست. ص. ۱۵۷. شابک ۹۷۸۱۵۹۸۷۴۱۲۱۶. دریافت‌شده در ٢٩ مارس ٢۰١١.
  45. انتشارات صندوق وایکینگ در مردم‌شناسی. بنیاد گرن برای تحقیقات انسان‌شناسی. ١٩٥٨. دریافت‌شده در ٢٩ مارس ٢۰١١. پارامتر |first1= بدون |last1= در Authors list وارد شده‌است (کمک)
  46. براور، باربارا ان؛ ژونستون، بابارا روز (٢۰۰٧). ناپدید شدن مردم؟: گروه‌های بومی و اقلیت‌های قومی در آسیای جنوبی و مرکزی. انتشارات لیفت کاست. ص. ۱۵۷. شابک ۹۷۸۱۵۹۸۷۴۱۲۱۶. دریافت‌شده در ٢٩ مارس ٢۰١١.
  47. کانفیلد، رابرت ال. قومیت مدیریت و قدرت در آسیای میانه:بازی‌های جدید خورد و بزرگ. انتشارات تیلور و فرانسیس. ص. ۱۳۱. شابک ۹۷۸۰۴۱۵۷۸۰۶۹۸. دریافت‌شده در ٢٩ مارس ٢۰١١.
  48. انتشارات صندوق وایکینگ در مردم‌شناسی. بنیاد گرن برای تحقیقات انسان‌شناسی. ١٩٥٨. دریافت‌شده در ٢٩ مارس ٢۰١١. پارامتر |first1= بدون |last1= در Authors list وارد شده‌است (کمک)
  49. 1911 Encyclopوdia Britannica - Hazara (Race)
  50. هزاره‌ها و هزارستان اثر گروه تحقیقی پیدی میتلند، مجمع نویسندگان افغانستان، 1375 ه‍. ش، ص. ۱۹۲ از پارامتر ناشناخته |نترجمه= صرف‌نظر شد (کمک); کاراکتر zero width joiner character در |تاریخ= در موقعیت 7 (کمک); تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  51. The Afghans, Their History and Culture, Religion بایگانی‌شده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine
  52. «Revolution unending: Afghanistan, 1979 to the present, By Gilles Dorronsoro, pg.44». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ نوامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱ آوریل ۲۰۱۲.
  53. یزدانی، حسین علی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها/حسین علی یزدانی-تهران: محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی، ۱۳۸۵، ص ۷۳و۷۴
  54. Ehsan Yarshater (ed.). "HAZĀRA iv. Hazāragi dialect". Encyclopوdia Iranica (Online ed.). United States: Columbia University. Archived from the original on 25 February 2013. Retrieved 2011-01-13.
  55. Mongols of Afghanistan: An Ethnography of the Moghôls and Related Peoples of Afghanistan Mouton, The Hague, Netherlands, page 17, OCLC 401634 بایگانی‌شده در ۶ دسامبر ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine
  56. خاوری، محمد جواد، امثال و حکم مردم هزاره، مشهد: نشر عرفان، ۱۳۸۰، ص۱۶.
  57. Malistani, A. H. Tariq and Gehring, Roman (compilers) (1993) Farhang-i ibtidal-i milli-i Hazarah: bi-inzimam-i tarjamah bih Farsi-i Ingilisi = Hazaragi - Dari/Persian- English: a preliminary glossary A. H. Tariq Malistani, Quetta, OCLC 33814814 بایگانی‌شده در ۱۲ ژوئن ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine
  58. Farhadi, A. G. Ravan (1955). Le persan parlé en Afghanistan: Grammaire du kâboli accompagnée d'un recuil de quatrains populaires de la région de Kâbol. Paris.
  59. همان. ص ۱۷.
  60. همان، ص۲۰.
  61. شوکت علی محمدی (۱۳۹۲دُر اوستایی در صدف لهجهٔ هزارگی، صبح امید کابل، ص. ۱۰۶
  62. لاتهام, رابرت گوردون (1859). آسیای شرقی و شمالی اروپا. جِ. وان وُرست. p. 333. Retrieved ٢۰١٣-۰٨-١٢. Check date values in: |access-date= (help)
  63. «حزب وحدت اسلامی افغانستان (A.I.U.P)». بایگانی‌شده از اصلی در ۳ مه ۲۰۰۱. دریافت‌شده در ۵ اوت ۲۰۱۱.
  64. «حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان». بایگانی‌شده از اصلی در ۳ سپتامبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۵ اوت ۲۰۱۱.
  65. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله العظمی محقق کابلی». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ مه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۳۰ آوریل ۲۰۱۱.
  66. «الموقع الرسمی لسماحة آیت‌الله العظمی الشیخ محمد اسحاق الفیاض (دام ظله)». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ مارس ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۳۰ آوریل ۲۰۱۱.
  67. «BBC فارسی - افغانستان - سیما سمر؛ فعال حقوق بشر». بایگانی‌شده از اصلی در ۳۰ مارس ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۳۰ آوریل ۲۰۱۱.
  68. «Welcome To Bashardost for Afghanistan». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ اوت ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۵ اوت ۲۰۱۱.