امپراتوری گوگوریو

پادشاهی کره‌ای (۳۷ ق.م.–۶۶۸ م.)

گوگوریو (۳۷ ق. م-۶۶۸ م) که بعدها به گوریو نیز معروف شد، یک پادشاهی کره‌ای[۲][۳][۴][۵] بود که در شمال و مرکز شبه‌جزیره کره و بخش‌های جنوبی و مرکزی منچوری قرار داشت. گوگوریو به همراه بکجه و شیلا در دوران سه پادشاهی کره برقرار بود. بنیانگذار این امپراتوری باستانی جومونگ نام داشت. گوگوریو در اوج قدرت خود، کنترل بیشتر شبه جزیره کره، بخش‌های بزرگی از منچوری و بخش‌هایی از مغولستان شرقی و مغولستان داخلی و همچنین روسیه کنونی را در اختیار داشت.[۶][۷][۸][۹]

گوگوریو

고구려(高句麗)
گوگوریو
۳۷ ق.م.–۶۶۸ میلادی
پرچم گوگوریو
پرچم نظامی (قرن چهارم)
گوگوریو در سال ۴۷۶ میلادی.
گوگوریو در سال ۴۷۶ میلادی.
پایتختجولبون
(۳۷ ق.م. – ۳ م)

گونگنا‌سئونگ
(۳ م. – ۴۲۷ م)

پیونگ یانگ سونگ
(۴۲۷ م. – ۶۶۸ م)
زبان(های) رایجگوگوریویی
دین(ها)
آئین بودایی، شمن‌باوری
حکومتپادشاهی
شاه، ته‌وانگ 
• ۳۷–۱۹ ق. م
جومونگ
• ۳۹۱–۴۱۳ م
گوآنگ گائتو بزرگ
• ۴۱۳–۴۹۱ م
یانگسو
• ۵۹۰–۶۱۸ م
یئونگ یانگ
• ۶۴۲–۶۶۸ م
بوجانگ
دوره تاریخیتاریخ باستان
• تأسیس
۳۷ ق.م.
• سقوط پیونگ‌یانگ
۶۶۸ میلادی
جمعیت
• قرن هفتم[۱]
تقریباً ۳٬۵۰۰٬۰۰۰ (۶۹۷٬۰۰۰ خانوار)
پیشین
پسین
بویو
شیلای متحد
بالهائه
تحت‌الحمایه عمومی برای آرام‌سازی شرق
امروز بخشی از کره شمالی
 کره جنوبی
 چین
 مغولستان
 روسیه
سه امپراتوری

۱- امپراتوری شیلا ۵۷ پ.م. — ۹۳۵ م.
۲- امپراتوری گوگوریو ۳۷ پ.م. — ۶۶۸ م.
۳- امپراتوری بکجه ۱۸ پ.م. — ۶۶۰ م.

سامگوک ساگی که متنی برجای مانده از قرن ۱۲ در گوریو می‌باشد، تصریح می‌کند که گوگوریو در سال ۳۷ قبل از میلاد توسط شاهزاده‌ای از بویو که با نام دانگ‌میونگ (جومونگ) به سلطنت رسید، تأسیس شده بود.

گوگوریو تا زمان شکست از اتحاد شیلا و تانگ در سال ۶۶۸ که به دلیل آشفتگی طولانی مدت و درگیری داخلی که بعد از مرگ یئون گائه سمون حادث شده بود، یک امپراتوری قدرتمند و یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های شرق آسیا بود. بعد از سقوط آن، قلمرو گوگوریو بین شیلای متحد و سلسله چینی تانگ تقسیم شد. بازماندگان گوگوریو بعد از مدتی سلسله‌های: بالهائه، گوگوریو جدید و گوریو را تأسیس کردند.

نام گوریو که شکل مختصر شدهٔ گوگوریو می‌باشد، به عنوان نام رسمی در قرن پنجم میلادی اتخاذ شد[۱۰] و به عنوان ریشه نام لاتین korea شناخته می‌شود.

تاریخ

 
سرباز گوگوریو

ریشه‌ها

در تک پژوهش‌های جغرافیایی کتاب هان، واژه گوگوریو (هانجا: 高句驪) برای اولین بار در سال ۱۱۳ به عنوان یک منطقه تحت نظر فرمانداری زوانتو ذکر شده‌است. [۱۱] مورخ آمریکایی کریستوفر بکویث پیشنهاد دیگری را ارائه می‌دهد که قوم گوگوریو ابتدا در لیائوژی یا اطراف آن (لیائونینگ غربی و بخش‌هایی از مغولستان داخلی) قرار داشتند و بعداً به سمت شرق مهاجرت کردند که به روایت دیگری در کتاب هان اشاره کرد.

[ نیاز به نقل از ] قبایل اولیه گوگوریو که نام رسمی از آنها گرفته شده‌است در نزدیکی یا در منطقه تحت کنترل فرمانداری زوانتو قرار داشتند. همچنین به نظر می‌رسد که رهبران قبیله‌ای آن لقب فرمانروایی مارکی را در منطقه اسمی گائوگولی/گوگوریو داشته‌اند.[۱۲]

[ نیازمند منبع کامل ] فروپاشی اولین فرمانداری زوانتو در سال ۷۵ قبل از میلاد به‌طور کلی به اقدامات نظامی بومیان گوگوریو نسبت داده می‌شود.[۱۳][۱۴] در کتاب قدیمی تانگ (۹۴۵)، ثبت شده‌است که امپراتور تایزونگ به تاریخ گوگوریو حدود ۹۰۰ سال اشاره می‌کند. به گفته سامگوک ساگی قرن دوازدهم و سامگوک یوسا قرن سیزدهم، شاهزاده‌ای از پادشاهی بویو به نام جومونگ پس از جنگ قدرت با دیگر شاهزادگان دربار گریخت[۱۵][نیازمند یادکرد دقیق] و گوگوریو را در سال ۳۷ قبل از میلاد در منطقه‌ای به نام جولبون بویو، که معمولاً در حوضه رودخانه آمنوک/یالو و هون میانی قرار دارد، تأسیس کرد. در سال ۷۵ قبل از میلاد، گروهی از یمائک‌ها که احتمالاً از گوگوریو سرچشمه می‌گیرند، به فرماندهی زوانتوی چین در غرب یالو حمله کردند. [۱۶][نیازمند یادکرد دقیق] [ نیازمند منبع کامل ] اولین باری که گوگوریو به عنوان گروهی مرتبط با قبایل یمائک ذکر شده‌است، به کتاب هان شو بر می‌گردد که در آن از یک شورش گوگوریو در سال ۱۲ قبل از میلاد نام برده شده که در خلال آن آنها از تأثیر چینی‌ها در زوانتو رها شدند. [۱۷][نیازمند یادکرد دقیق]

طبق کتاب ۳۷ سامگوک ساگی، گوگوریو از شمال چین باستان سرچشمه گرفت، سپس به تدریج به سمت شرق به سمت رود ته‌دونگ حرکت کرد.[۱۸] اعتقاد بر این است که در زمان تأسیس، قوم گوگوریو ترکیبی از مردم بویو ومردم یمائک هستند، زیرا رهبری بویو ممکن است از پادشاهی خود فرار کرده و با روسای یمائک موجود ادغام شده باشد. [۱۹] سوابق سه پادشاهی، در بخش با عنوان «حکایت بربرهای شرقی»، به‌طور ضمنی اشاره کرد که بویو و مردم یمائک از نظر قومی با هم مرتبط بودند و به زبان مشابهی صحبت می‌کردند.

مردم چین نیز در گوگوریو بودند.[ نیاز به نقل از ] کتاب ۲۸ سامگوک ساگی بیان کرد که "بسیاری از مردم چین به دلیل هرج و مرج جنگ توسط دودمان چین و امپراتوری هان به شرق گریختند".[۲۰] بعدها سلسله هان چهار فرمانداری را تأسیس کرد و در سال ۱۲ بعد از میلاد گوگوریو اولین حمله خود را به فرمانداری زوانتو انجام داد.[۲۱] جمعیتفرمانداری زوانتو حدود ۲۲۱۸۴۵ نفر بود و در سال ۲ پس از میلاد در سه شهرستان (گائوگولی، شانگیتای و ژیگایما) فرماندهی زوانتو زندگی می‌کردند.[۲۲] بعداً، گوگوریو به تدریج تمام چهار فرمانداری هان را در طول توسعه آن ضمیمه کرد.[۲۳]

گوگوریو و بکجه هر دو اسطوره‌های تأسیسی مشترک داشتند و از بویو سرچشمه گرفتند.

جومونگ ، اسطوره بنیانگذاری

 
تصویر دالشین از مقبره اوهوی دوران گوگوریو ۴.

اولین ذکر جومونگ در لوح سنگی گوآنگ گائتو قرن چهارم است. جومونگ رونویسی کره ای مدرن از هانجا朱蒙جومونگ ،鄒牟چومو، یا仲牟جونگمو است.

استل بیان می‌کند که جومونگ اولین پادشاه و اجداد گوگوریو بود و او پسر شاهزاده بویئو و دختر هابیک (کره‌ای하백; هانجا河伯) خدای رودخانه آمنوک یا به تعبیری جایگزین خدای خورشید هابک (کره‌ای해밝 :).[۲۴] سامگوک ساگی و سامگوک یوسا جزئیات بیشتری را نقاشی می‌کنند و مادر جومونگ را یوهوا (کره‌ای유화; هانجا柳花).[۲۵]/>[۲۶][۲۷] گفته می‌شود که پدر بیولوژیکی جومونگ مردی به نام هائه موسو (کره‌ای해모수; هانجا解慕漱) که به عنوان «مردی قوی» و «شاهزاده بهشتی» توصیف شده‌است.[۲۸] خدای رودخانه یوهوا را به سمت رودخانه اوبال (کره‌ای우발수; هانجا優渤水) به دلیل حاملگی اش، جایی که با گوموا آشنا شد و صیغه شد. جومونگ به خاطر مهارت‌های استثنایی اش در تیراندازی با کمان شناخته شده بود. در نهایت، پسران گوموا به او حسادت کردند و جومونگ مجبور شد بویوی شرقی را ترک کند.[۲۹] منابع استل و منابع کره‌ای در مورد اینکه بویو جومونگ از کجا آمده‌است، اختلاف نظر دارند. استل می‌گوید که او از بویو آمده‌است و سامگوک یوسا و سامگوک ساگی می‌گویند که او از بویو شرقی آمده‌است. جومونگ سرانجام به جولبون رسید و در آنجا با سوسانو دختر حاکم آن ازدواج کرد. او متعاقباً خود پادشاه شد و گوگوریو را با گروه کوچکی از پیروانش از کشور زادگاهش تأسیس کرد.

یک روایت سنتی از بخش «سالنامه‌های باکجه» در حکیمان سامگوک می‌گوید که سوسونو دختر یون تابال، یکی از چهره‌های با نفوذ ثروتمند در جولبون[۳۰] با جومونگ ازدواج کرده بود. با این حال، همان منبع رسماً می‌گوید که پادشاه جولبون دخترش را به جومونگ که با پیروانش از بویو شرقی فرار کرده بود، داد. او به شوهرش، جومونگ، در تأسیس دولت جدید، گوگوریو حمایت مالی کرد.[۳۱] پس از اینکه یوری، پسر جومونگ و همسر اولش، بانو یه سویا، از دانگ بویو آمد و جانشین جومونگ شد، گوگوریو را ترک کرد و دو پسرش بیریو و اونجو را به جنوب برد تا پادشاهی خود را تأسیس کنند، آن پادشاهی باکجه بود.

نام خانوادگی جومونگ «هائه» (کره‌ای; هانجا) نام حاکمان بویو بود. به گفته سامگوک یوسا، جومونگ نام خانوادگی خود را به «گو» (کره‌ای; هانجا) تغییر داد.[۳۲][۳۳][۳۴]

متمرکز سازی و گسترش اولیه (اواسط قرن اول)

گوگوریو از گروهی از قبایل مختلف یمائک به یک ایالت اولیه توسعه یافت و به سرعت قدرت خود را از حوزه اصلی کنترل خود در زهکشی رودخانه هون گسترش داد. در زمان تائجو در سال ۵۳ پ. م، پنج قبیله محلی به پنج ناحیه تحت حکومت مرکزی سازماندهی مجدد شدند. روابط خارجی و ارتش تحت کنترل شاه بود. گسترش اولیه ممکن است به بهترین وجه توسط اکولوژی توضیح داده شود. گوگوریو قلمروهایی را در مناطق مرکزی و جنوبی منچوری و شمال کره که هر دو بسیار کوهستانی هستند و فاقد زمین‌های قابل کشت هستند، تحت کنترل داشت. پس از تمرکز، گوگوریو ممکن است قادر به مهار منابع کافی از منطقه برای تغذیه جمعیت آن نباشد و در نتیجه، به دنبال گرایش‌های دامداری تاریخی، به دنبال حمله به جوامع همسایه و بهره‌برداری برای زمین و منابع خود باشد. فعالیت‌های نظامی تهاجمی نیز ممکن است به توسعه کمک کرده باشد و به گوگوریو اجازه دهد تا از همسایگان قبیله‌ای خود خراج بگیرد و از نظر سیاسی و اقتصادی بر آنها تسلط داشته باشد.[۳۵]

تائجو قبایل اوکجه در شمال شرقی کره فعلی و همچنین دونگیه و سایر قبایل در جنوب شرقی منچوری و کره شمالی را فتح کرد. از افزایش منابع و نیروی انسانی که این قبایل تحت سلطه در اختیار او قرار دادند، تائجو رهبری گوگوریو را در حمله به فرماندهی هان لیلانگ و زوانتو در کره و شبه جزیره لیائودونگ رهبری کرد و کاملاً از آنها مستقل شد.[۳۶]

عموماً تائجو به قبایل تصرف شده اجازه می‌داد تا خانسالاران خود را حفظ کنند ولی آنها را ملزم می‌کرد تا به فرماندارانی که مرتبط با نسل سلطنتی گوگوریو بودند گزارش دهند. قبایل تحت سلطه گوگوریو از دادن خراج‌های سنگین معاف می‌شدند. پادشاه تائجو و جانشینان وی این منابع افزایش یافته را به ادامه توسعهٔ گوگوریو در جهات شمال و غرب مرتبط کردند. قوانین جدید اشراف و رعایا را تحت نظم درآورد و به موازات آن جذب نمودن روسای قبایل در اشرافیت مرکزی نیز ادامه یافت. جانشینی سلطنتی نیز از روش برادر به برادر به شیوهٔ پدر به پسر تغییر یافت و به این ترتیب دربار سلطنتی ثبات یافت.[۳۷]

پادشاهی در حال گسترش گوگوریو به زودی با فرماندهی لیائودونگ در غرب خود وارد تماس نظامی مستقیم شد. در همین زمان، جنگ‌سالار چینی گونگسون کانگ با جدا کردن نیمه جنوبی از فرماندهی لیلانگ، فرماندهی دایفانگ را تأسیس کرد. بالگی، برادر پادشاه سانسانگ گوگوریو، به تانگ فرار کرد و از تانگ برای کمک به او برای گرفتن تاج و تخت گوگوریو کمک خواست. اگرچه گوگوریو اولین حمله را شکست داد و بالگی را کشت،[۳۸] در سال ۲۰۹، تانگ دوباره به گوگوریو حمله کرد، بخشی از قلمرو آن را تصرف کرد و گوگوریو را تضعیف کرد.[۳۹] فشار از جانب لیائودونگ، گوگوریو را مجبور کرد که پایتخت خود را در دره رودخانه هون به دره رودخانه یالو در نزدیکی هواندو منتقل کند.[۴۰]

جنگ‌های گوگوریو-وی

در آشفتگی‌های بعد از سقوط سلسله هان، فرمانداری‌های سابق هان از کنترل رهایی یافتند و توسط جنگ‌سالاران مستقل و مختلف حکمرانی شدند. گوگوریو که با این فرمانداری‌هایی که توسط جنگ‌سالاران خشن هدایت می‌شدند احاطه شده بود، اقدام به بهبود روابط با سلسله به تازگی ایجاد شدهٔ سائو وی در چین نمود و در سال ۲۲۰ به ان کشور خراج فرستاد. در سال ۲۳۸، گوگوریو به منظور نابود کردن فرمانداری لیائودونگ وارد یک اتحاد رسمی با وی شد.[ نیازمند منبع ]

زمانی که لیائودونگ سرانجام به دست سائو وی تصرف شد، همکاری بین گوگوریو و وی از بین رفت و گوگوریو به مرزهای غربی لیائودونگ حمله کرد. این موضوع باعث تحریک وی و ضد حمله آن در سال ۲۴۴ شد. بدین ترتیب گوگوریو در سال ۲۴۲ جنگ‌های گوگوریو – وی را آغاز کرد و سعی نمود تا با گرفتن یک دژ چینی دسترسی چینی‌ها را از قلمروهای خود در کره قطع کند. اما کشور وی با حمله و شکست گوگوریو پاسخ این اقدام را داد. پایتخت در هواندو در سال ۲۴۴ توسط نیروهای وی نابود شد. گفته می‌شود که پادشاه دانگ‌چئون به همراه ارتش نابود شده اش برای مدتی به سرزمین اوکجه در شرق فرار کرد. وی مجدداً در سال ۲۵۹ حمله نمود ولی در یانگ مِنگ گوک شکست خورد. بر اساس سامگوک ساگی، پادشاه جونگ چئون ۵۰۰۰ سواره نظام سرآمد را جمع‌آوری کرده و سربازان مهاجم وی را شکست داد و هشت هزار نفر از نیروهای دشمن را سر برید.

بازسازی و توسعه بیشتر (۳۰۰ تا ۳۹۰)

 
بوداها و بودیساتواهای نشسته از وونو-ری، گوگوریو.
 
یک تاج برنزی طلایی از گوگوریو که تصور می‌شود زمانی سر یک تصویر بودیساتوا را زینت می‌داد.

در عرض تنها هفتاد سال، گوگوریو پایتختش هواندو را بازسازی کرد و مجدداً شروع به تهاجم به فرمانداری‌های لیائودونگ، لیلانگ و زوانتو کرد. زمانی که گوگوریو قلمرو خود را به شبه جزیره لیائودونگ رساند، آخرین فرمانداری چینی در لیلانگ توسط پادشاه میچئون مغلوب شده و در سال ۳۱۳ جذب گوگوریو شد. با این کار باقی مانده بخش‌های شمالی شبه جزیره کره به تصرف درآمد.[۴۱] این فتوحات موجب پایان حکومت چینی‌ها بر مناطق شمالی شبه جزیره کره شد که به مدت ۴۰۰ سال ادامه داشت. از آن زمان به بعد تا قرن هفتم میلادی، اولویت رقابت بر سر کنترل قلمرو شبه‌جزیره توسط سه پادشاهی کره انجام می‌گرفت.

گوگوریو در دوران حکومت گگوگوون در قرن چهارم با ناکامی‌ها و شکست‌های بزرگی روبرو شد. در اوایل قرن چهارم، قوم ژیان‌بی که از مغول‌‌های عشایری بودند، شمال چین را تصرف کردند. در زمستان سال ۳۴۲، ژیان‌بی‌های سلسلهٔ یان سابق که توسط قبیله مورونگ هدایت می‌شدند، حمله نموده و پایتخت گوگوریو در هواندو را نابود کردند، ۵۰ هزار مرد و زن گوگوریو را برای استفاده به عنوان نیروی کار برده به اسارت گرفتند، ملکه مادر و ملکه را به عنوان زندانی گرفته و گگوگوون را مجبور نمودند تا برای مدتی فرار کند. همچنین ژیان‌بی در سال ۳۴۶ بویو را نابود کرد و مهاجرت پناهندگان بویو به گوگوریو را تسریع کرد.[۴۲] در سال ۳۷۱، گون‌چوگو، گگوگوون را در نبرد چی یانگ کشت و پیونگ‌یانگ، یکی از بزرگ‌ترین شهرهای گوگوریو را غارت کرد.[۴۳]

سوسوریم که جانشین گگوگوون شد، نهادهای کشور را تغییر داد تا آن را از یک بحران بزرگ نجات دهد. سوسوریم با روی آوردن به ثبات داخلی و اتحاد قبایل مختلف تسخیر شده، قوانین جدیدی را اعلام کرد، بودیسم را به عنوان دین دولتی در سال ۳۷۲ پذیرفت و یک مؤسسه آموزشی ملی به نام تائه‌هاک (کره‌ای태학; هانجا太學) را ایجاد کرد.

با توجه به شکست‌هایی که گوگوریو از ژیان‌بی و بکجه متحمل شده بود، سوسوریم اصلاحات نظامی را با هدف جلوگیری از چنین شکست‌هایی در آینده ایجاد کرد.[۴۴][۴۵] ترتیبات داخلی سوسوریم زمینه را برای گسترش گوآنگ‌گائتو فراهم کرد.[۴۶] جانشین او و پدر گوآنگ‌گائتو بزرگ، گگوگ یانگ، به هویان، ایالت جانشین یان سابق، در سال ۳۸۵ و بکجه در سال ۳۸۶ حمله کرد[۴۷][۴۸] گوگوریو از ارتش خود برای محافظت و استثمار از مردم نیمه کوچ نشین استفاده کرد که به عنوان رعیت، سرباز پیاده یا برده خدمت می‌کردند، مانند مردم اوکجه در انتهای شمال شرقی شبه جزیره کره، و مردم مالگال در منچوری، که بعدها تبدیل به مردم جورجی شدند.

اوج قدرت گوگوریو (۳۹۱ تا ۵۳۱ بعد از میلاد)

 
یک مقبره سلطنتی، واقع در جیان، جیلین، چین، توسط پادشاهی گوگوریو ساخته شد.

گوگوریو دوران طلایی خود را در دوران گوآنگ‌گائتو بزرگ و پسرش جانگسو تجربه کرد. در این دوران، قلمروهای گوگوریو شامل سه چهارم شبه‌جزیره کره، از جمله سئول کنونی، تقریباً تمام منچوری، و بخش‌هایی از مغولستان داخلی بود. شواهد باستان‌شناسی وجود دارد که بر اساس اکتشافات ویرانه‌های قلعه گوگوریو در مغولستان، حداکثر گستره گوگوریو در مغولستان کنونی حتی بیشتر از آن به سمت غرب قرار دارد.[۴۹]

[ منبع نامعتبر؟ ][۵۰][۵۱] گوآنگ‌گائتو بزرگ امپراتوری بسیار قدرتمند بود که به دلیل گسترش سریع نظامی خود در قلمرو به یاد می‌آید.[۴۵] او نام عصر خود را یونگ‌ناک به معنی شادمانی داخلی گذاشت و با این کار به‌طور قاطعانه‌ای تأکید کرد گوگوریو اعتبار مشابهی با سلسله‌های چینی دارد. گوانگ‌گائتو در طول لشکرکشی‌های خود ۶۴ شهر محصور شده و ۱۴۰۰ روستا را فتح کرد.[۴۶][۵۲][۵۳][۵۴] در غرب، او قبایل همسایه خیتان را نابود کرد و بعداً به هویان حمله کرد و کل شبه‌جزیره لیائودونگ را فتح کرد.[۴۶][۵۲] در شمال و شرق، او بسیاری از بویو را ضمیمه کرد و سوشن‌ها را که اجداد تونگوسی، یورچن‌ها و منچوها بودند، فتح کرد. و در جنوب، او بکجه را شکست داد و تحت سلطه خود درآورد، به انحلال گایا کمک کرد و شیلا را پس از دفاع از آن در برابر ائتلافی از بکجه، گایا و ژاپن، تحت سلطه خود درآورد. گوانگ‌گائتو یک اتحاد تقریبی در شبه‌جزیره کره به دست آورد[۵۲][۵۵] و به کنترل بلامنازع بیشتر منچوری و بیش از دو سوم شبه‌جزیره کره دست یافت.[۵۲] کارهای گوانگ‌گائتو بر روی سنگ بنای بزرگی که پسرش جانگسو در جیان امروزی در مرز بین چین و کره شمالی برپا کرده بود، ثبت شد.

جانگسو (۴۱۳–۴۹۱) در سال ۴۱۳ به سلطنت رسید و در سال ۴۲۷ پایتخت را به پیونگ‌یانگ که منطقه ای مناسب تر برای رشد به صورت یک پایتخت کلان‌شهری بود، منتقل کرد. این موضوع سبب رسیدن گوگوریو به سطحی بالا از موفقیت‌های اقتصادی و فرهنگی شد. جانگسو مانند پدرش به گسترش سرزمینی گوگوریو به منچوری ادامه داد و به رودخانه سونگهوا در شمال رسید. او به خیتان‌ها حمله کرد و سپس با متحدانش روران به دیدویو واقع در شرق مغولستان حمله کرد. جانگسو نیز مانند پدرش به اتحاد سه پادشاهی کره دست یافت.[۵۲] او بکجه و شیلا را شکست داد و از هر دو قلمرو زیادی به دست آورد.[۵۲] علاوه بر این، سلطنت طولانی جانگسو شاهد تکمیل ترتیبات سیاسی، اقتصادی و سایر نهادهای گوگوریو بود.[۴۶] جانگسو به مدت ۷۹ سال تا سن ۹۸ سالگی، طولانی‌ترین سلطنت در تاریخ شرق آسیا، بر گوگوریو حکومت کرد.[ منبع خود منتشر شده ] در طول سلطنت مونجا میئونگ، گوگوریو بویو را به‌طور کامل ضمیمه کرد، که نشان‌دهنده دورترین گسترش گوگوریو در شمال است، در حالی که به نفوذ قوی خود بر پادشاهی شیلا و بکجه و قبایل ووجی و خیتان ادامه داد.

اختلافات داخلی (۵۳۱ تا ۵۵۱)

گوگوریو در قرن ششم به اوج خود رسید. با این حال، پس از این، روند کاهشی پیوسته آغاز شد. آنجانگ ترور شد و برادرش آن وون جانشین او شد، که در دوران حکومتش جناح‌بندی اشرافی افزایش یافت. شکاف سیاسی عمیق‌تر شد زیرا دو جناح از شاهزادگان مختلف برای جانشینی دفاع کردند تا اینکه سرانجام یانگ وون هشت ساله تاج گذاری کرد. اما جنگ قدرت هرگز به‌طور قطعی حل نشد، زیرا قضات خائن دارای ارتش‌های خصوصی خودشان را به عنوان حکام بالفعل مناطق تحت کنترلشان منصوب کرده بودند.

با بهره‌گیری از مبارزات داخلی گوگوریو، گروهی عشایری به نام توچوئه که از گوک‌ترک‌ها بودند در دهه ۵۵۰ به قلعه‌های شمالی گوگوریو حمله کردند و برخی از سرزمین‌های شمالی گوگوریو را فتح کردند. با تضعیف گوگوریو حتی بیشتر، با ادامه جنگ داخلی بین اربابان فئودال بر سر جانشینی سلطنتی، بکجه و شیلا برای حمله به گوگوریو از جنوب در سال ۵۵۱ متحد شدند.[ نیازمند منبع ]

درگیری‌های اواخر قرن ششم و هفتم

در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم، گوگوریو اغلب با سلسله‌های سوئی و تانگ چین درگیر درگیری نظامی بود. روابط آن با باکجه و شیلا پیچیده و متناوب بین اتحاد و دشمنی بود. همسایه آن‌ها در شمال غربی، ترک‌های شرقی بود که متحد اسمی گوگوریو بودند.

از دست دادن دره رودخانه هان توسط گوگوریو

در سال ۵۵۱ پس از میلاد، باکجه و شیلا برای حمله به گوگوریو و فتح دره رودخانه هان، یک منطقه استراتژیک مهم در نزدیکی مرکز شبه جزیره و یک منطقه کشاورزی بسیار غنی، با یکدیگر متحد شدند. پس از اینکه باکجه خود را با یک سری حملات پرهزینه به استحکامات گوگوریو خسته کرد، نیروهای شیلا که به بهانه ارائه کمک به آنجا رسیدند، حمله کردند و در سال ۵۵۳ کل دره رودخانه هان را تصرف کردند. سئونگ که از این خیانت خشمگین شده بود، در سال بعد حمله تلافی جویانه‌ای را علیه مرز غربی شیلا انجام داد اما دستگیر و کشته شد.

جنگ در وسط شبه‌جزیره کره، پیامدهای بسیار مهمی داشت. این امر عملاً بکجه را به ضعیف‌ترین بازیگر شبه جزیره کره تبدیل کرد و به شیلا یک منبع مهم و منطقه غنی از جمعیت را به عنوان پایگاهی برای توسعه داد. درمقابل، این جنگ باعث شد گوگوریو این منطقه را از دست داده و پادشاهی اش رو به زوال برود. همچنین به شیلا دسترسی مستقیم به دریای زرد داد و تجارت مستقیم و دسترسی دیپلماتیک را به سلسله‌های چینی باز کرد و پذیرش فرهنگ چینی توسط شیلا را تسریع کرد؛ بنابراین، شیلا می‌توانست کمتر به گوگوریو برای عناصر تمدن تکیه کند و می‌توانست فرهنگ و فناوری را مستقیماً از چین دریافت کند. این شیب فزاینده شیلا به چین منجر به اتحادی شد که برای گوگوریو در اواخر قرن هفتم فاجعه‌بار بود.

جنگ گوگوریو-سوئی

اتحاد مجدد چین توسط دودمان سویی برای اولین بار پس از قرن‌ها با هشدار در گوگوریو مواجه شد و پیونگ وون با افزایش تدارکات نظامی و آموزش نیروهای بیشتر، آماده‌سازی برای جنگ آینده را آغاز کرد.[۵۶] اگرچه سویی به مراتب بزرگتر و قویتر از گوگوریو بود، اما اتحاد باکجه-شیلا که گوگوریو را از دره هان بیرون رانده بود، از هم پاشید و بنابراین مرز جنوبی گوگوریو امن بود. در ابتدا، گوگوریو سعی کرد با دادن خراج به سویی، همان‌طور که پادشاهی‌های کره تحت سیستم خراجی چین انجام داده بودند، سویی را راضی کند. با این حال، گوگوریو به اصرار بر رابطه برابر با سویی ادامه داد، بازگرداندن عنوان امپراتوری «ته‌وانگ» (امپراتور به زبان کره‌ای) شرق و حملات مداوم آن به قلمرو سویی، دیوان سویی را به شدت خشمگین کرد. علاوه بر این، شیلا و بکجه که هر دو در معرض تهدید گوگوریو بودند، از سویی برای مقابله با گوگوریو درخواست کمک کردند زیرا هر سه پادشاهی کره می‌خواستند سرزمین‌های دیگران را برای حکومت بر شبه‌جزیره تصرف کنند و تلاش کردند برای دستیابی به این اهداف، لطف سویی را جلب کنند.

گسترش گوگوریو و تلاش‌های آن برای برابر کردن روابط با دودمان سویی در تضاد بود و تنش‌ها را افزایش داد. در سال ۵۹۸، گوگوریو یک حمله پیشگیرانه به لیائوژی انجام داد که منجر به نبرد لینوگوان شد، اما توسط نیروهای سویی شکست خورد. این امر باعث شد که امپراتور پیونگ وون یک ضدحمله از طریق زمین و دریا انجام دهد که به فاجعه‌ای برای سویی ختم شد.

فاجعه‌بارترین کارزار سویی علیه گوگوریو در سال ۶۱۲ بود که در آن سویی، طبق تاریخچه سلسله سوئی، ۳۰ لشکر، حدود ۱٬۱۳۳٬۸۰۰ سرباز رزمی را بسیج کرد. در امتداد خط استحکامات گوگوریو در رودخانه لیائو، یک یگان متشکل از ۹ ارتش لشکر، حدود ۳۰۵۰۰۰ سرباز، خطوط دفاعی اصلی را دور زدند و به سمت پایتخت گوگوریو در پیونگ‌یانگ حرکت کردند تا به نیروهای دریایی سویی که دارای نیروهای کمکی و پشتیبانی بودند، برسند.

با این حال، گوگوریو توانست نیروی دریایی سویی را شکست دهد، بنابراین هنگامی که ارتش ۹ لشکر سویی سرانجام به پیونگ‌یانگ رسیدند، آذوقه لازم برای یک محاصره طولانی را نداشتند. نیروهای سویی عقب‌نشینی کردند، اما ژنرال اولجی موندئوک با فریب دادن سویی به کمین در خارج از پیونگ یانگ، نیروهای گوگوریو را به پیروزی رساند. در نبرد سالسو، سربازان گوگوریو آب را از سدی رها کردند که ارتش سویی را شکافت و راه فرار آنها را قطع کرد. گفته می‌شود که از ۳۰۵٫۰۰۰ سرباز اصلی ۹ لشکر سویی، تنها ۲٫۷۰۰ نفر به سوی چین فرار کردند.

نبردهای ۶۱۳ و ۶۱۴ پس از راه‌اندازی لغو شدند - نبرد ۶۱۳ با شورش ژنرال سویی یانگ ژوانگان علیه امپراتور یانگ پایان یافت، در حالی که جنگ‌های ۶۱۴ پس از پیشنهاد آتش‌بس گوگوریو و بازگرداندن هوسی ژنگ (斛斯政)، یک سویی فراری پایان یافت. ژنرالی که به گوگوریو گریخته بود، امپراتور یانگ بعداً هوسی را اعدام کرد. امپراتور یانگ در سال ۶۱۵ حمله دیگری به گوگوریو برنامه‌ریزی کرد، اما به دلیل وخامت اوضاع داخلی سویی هرگز نتوانست آن را انجام دهد. سویی به دلیل شورش علیه حکومت امپراتور یانگ و تلاش‌های ناموفق او برای تسخیر گوگوریو ضعیف شد. آنها نمی‌توانستند بیشتر حمله کنند زیرا استان‌های واقع در قلب سویی پشتیبانی لجستیکی ارسال نمی‌کردند.

شکست‌های فاجعه بار امپراتور یانگ در کره به فروپاشی سلسله سویی کمک زیادی کرد.

جنگ گوگوریو-شیلا، جنگ گوگوریو تانگ و اتحاد شیلا-تانگ

 
اولین کارزار در جنگ گوگوریو-تانگ.

در زمستان سال ۶۴۲، پادشاه یئونگ‌نیو نسبت به یئون گاسومون، یکی از اشراف بزرگ گوگوریو، نگرانی داشت و با دیگر مقامات برای کشتن او توطئه کرد. با این حال، یئون گاسومون خبر توطئه را دریافت کرد و یئونگ‌نیو و ۱۰۰ مقام را کشت و کودتا را آغاز کرد. او برادرزاده یئونگنیو، گو جانگ، را به عنوان پادشاه بوجانگ به تخت سلطنت نشاند، در حالی که کنترل واقعی گوگوریو را به عنوان دائه مگنیجی (جنرالیسیمو: به کره ای: 대막리지؛ هانجا: 大莫離支، موقعیتی معادل یک وزیر و منصب دوگانه مدرن در دست داشت). یئون گاسومون در آغاز حکومت خود موضع آشتی‌جویانه‌ای در قبال تانگ چین اتخاذ کرد. به عنوان مثال، او از تائوئیسم به بهای بودیسم حمایت کرد و به همین منظور در سال ۶۴۳، فرستادگانی را به دربار تانگ فرستاد و از حکیمان تائوئیست درخواست کرد که هشت نفر از آنها را به گوگوریو مهاجرت کنند. برخی از مورخان این کار را تلاشی برای آرام کردن تانگ و خرید زمان برای آماده شدن برای تهاجم تانگ می‌دانند که یون با توجه به جاه‌طلبی‌هایش برای ضمیمه کردن شیلا اجتناب ناپذیر بود.

با این حال، یون گائسومون موضعی تحریک آمیز فزاینده در برابر دودمان شیلا و تانگ چین اتخاذ کرد. به زودی، گوگوریو با بکجه اتحاد برقرار کرد و به شیلا حمله کرد، دایا سونگ (هپچون امروزی) و حدود ۴۰ قلعه مرزی توسط اتحاد گوگوریو-بکجه فتح شد.[۵۷] از اوایل قرن هفتم، شیلا هم توسط بکجه و گوگوریو که هنوز به‌طور رسمی متحد نشده بودند، مجبور به دفاع شده بود، اما هر دو می‌خواستند قدرت شیلا را در دره هان از بین ببرند. در طول سلطنت پادشاه جین پیونگ شیلا، قلعه‌های متعددی به دست گوگوریو از دست رفت و حملات مداوم تلفاتی بر شیلا و مردم آن وارد کرد.[۵۸] در طول سلطنت جین پیونگ، شیلا درخواست‌های مکرر به چین برای حمله به گوگوریو کرد.[۵۸] اگرچه این تهاجمات در نهایت ناموفق بود، در سال ۶۴۳، بار دیگر تحت فشار اتحاد گوگوریو-باکجه، جانشین جین پیونگ، ملکه سئوندئوک شیلا، از تانگ درخواست کمک نظامی کرد. اگرچه تایزونگ در ابتدا پیشنهادهای شیلا برای پرداخت خراج و درخواست‌هایش برای اتحاد را به دلیل زن بودن سئوندئوک رد کرده بود، اما بعداً به دلیل برنامه‌های ستیزه‌جویانه و سیاست خصمانه فزاینده گوگوریو نسبت به شیلا و تانگ، این پیشنهاد را پذیرفت. در سال ۶۴۴، تانگ آماده‌سازی برای یک لشکرکشی بزرگ علیه گوگوریو را آغاز کرد.

در سال ۶۴۵، امپراتور تایزونگ، که جاه‌طلبی شخصی برای شکست گوگوریو داشت و مصمم بود در جایی که امپراتور یانگ شکست خورده بود، موفق شود، شخصاً حمله به گوگوریو را رهبری کرد. ارتش تانگ تعدادی از قلعه‌های گوگوریو، از جمله قلعه مهم یودونگ/لیادونگ (遼東城، در لیائوانگ امروزی، لیائونینگ) را تصرف کرد. در طول اولین لشکرکشی خود علیه گوگوریو، تایزونگ به طرز معروفی سخاوتمندانه به ساکنان شکست خورده قلعه‌های متعدد گوگوریو نشان داد و به سربازانش اجازه غارت و به بردگی گرفتن ساکنان را نداد و هنگامی که با اعتراض فرماندهان و سربازان خود مواجه شد، با پول خود به آنها پاداش داد. شهر آنسی (در هایچنگ امروزی، لیائونینگ)، که آخرین قلعه ای بود که شبه جزیره لیائودانگ را از کارهای دفاعی مهم پاک می‌کرد و به سرعت تحت محاصره قرار گرفت. در ابتدا، تایزونگ و نیروهایش به پیشرفت بزرگی دست یافتند، زمانی که نیروهای از نظر عددی پایین‌تر او یک نیروی امدادی گوگوریو را در نبرد کوه جوپیل در هم شکستند. شکست گوگوریو در کوه ژوپیل پیامدهای مهمی داشت، زیرا نیروهای تانگ بیش از ۲۰٫۰۰۰ سرباز گوگوریو را کشتند و ۳۶٫۸۰۰ نفر دیگر را اسیر کردند، که ذخایر نیروی انسانی گوگوریو را برای بقیه درگیری فلج کرد. با این حال، دفاع سرسختانه توسط ژنرال فرمانده انسی (که نامش بحث‌برانگیز است اما به‌طور سنتی اعتقاد بر این است که یانگ مانچون است) نیروهای تانگ را مهار کرد و در اواخر پاییز، با نزدیک شدن سریع زمستان و پایان یافتن منابع او، نیروهای تانگ تحت فرماندهی شاهزاده لی دائوزونگ در آخرین تلاش برای تصرف شهر تلاش کرد تا بارویی بسازد، اما زمانی که نیروهای گوگوریو موفق شدند کنترل آن را به دست بگیرند، ناکام ماند. پس از آن، تایزونگ تصمیم گرفت در مواجهه با نیروهای تقویتی گوگوریو، بدتر شدن شرایط آب و هوایی و وضعیت دشوار عرضه، عقب‌نشینی کند. این کارزار برای چینی‌های تانگ ناموفق بود،[۵۹] پس از یک محاصره طولانی که بیش از ۶۰ روز به طول انجامید، نتوانستند قلعه آنسی را تصرف کنند. امپراتور تایزونگ بار دیگر در سال‌های ۶۴۷ و ۶۴۸ به گوگوریو حمله کرد، اما هر دو بار شکست خورد.

 
نقاشی فرستادگان سه پادشاهی کره به دربار تانگ: شیلا، باکجه و گوگوریو. پرتره‌های پیشنهاد دوره ای، حدوداً ۶۵۰ پس از میلاد، سلسله تانگ
 
سفیران گوگوریو در حین دیدار با پادشاه وارخومان سمرقند. ۶۴۸–۶۵۱ پس از میلاد، نقاشی‌های دیواری افراسیاب، سمرقند.

امپراتور تایزونگ تهاجم دیگری را در سال ۶۴۹ آماده کرد، اما در تابستان درگذشت، احتمالاً به دلیل بیماری که در طول لشکرکشی‌های کره ای خود به آن مبتلا شد. پسرش امپراتور گائوزونگ به مبارزات خود ادامه داد. به پیشنهاد کیم چونچو، اتحاد سیلا-تانگ ابتدا بکجه را در سال ۶۶۰ فتح کرد تا اتحاد گوگوریو-بکجه را از بین ببرد و سپس تمام توجه خود را به گوگوریو معطوف کرد. با این حال، امپراتور گائوزونگ نیز نتوانست گوگوریو را به رهبری یون گائسومون شکست دهد.[۶۰] یکی از برجسته‌ترین پیروزی‌های یئون گاسومون در سال ۶۶۲ در نبرد ساسو (蛇水) به دست آمد، جایی که او نیروهای تانگ را نابود کرد و ژنرال مهاجم پانگ شیائوتای (龐孝泰) و هر ۱۳ پسرش را کشت.[۶۱] بنابراین، تا زمانی که یون گاسومون زنده بود، تانگ نتوانست گوگوریو را شکست دهد.

سقوط

در تابستان ۶۶۶، یئون گاسومون به علت طبیعی درگذشت و گوگوریو به دلیل جنگ جانشینی بین پسران و برادر کوچکترش دچار هرج و مرج شد و ضعیف شد. او در ابتدا به عنوان دائه مانگ‌نیجی، بالاترین مقامی که به تازگی در دوره حکومت یون گائسومون به دست آمده بود، توسط بزرگ‌ترین پسرش یون نامسانگ جانشین شد. از آنجایی که یئون نامسانگ متعاقباً گشتی را در قلمرو گوگوریو انجام داد، شایعاتی هم مبنی بر اینکه یون نامسائنگ قصد دارد برادران کوچکترش یئون نامگئون و یون نمسان را که مسئولیت آنها را در پیونگ یانگ گذاشته بود را بکشد و اینکه یئون نامگئون و یئون را به قتل رساند، منتشر شد. نمسان قصد داشت علیه یون نامسانگ شورش کند. هنگامی که یئون نامسانگ متعاقباً مقامات نزدیک خود را به پیونگ یانگ فرستاد تا تلاش کنند تا در مورد وضعیت جاسوسی کنند، یون نامگئون آنها را دستگیر کرد و خود را دای مانگنیجی اعلام کرد و به برادرش حمله کرد. یئون نامسانگ پسرش چئون هئون سونگ (泉獻誠) را فرستاد، زیرا یون نامسانگ نام خانوادگی خود را از یئون (淵) به چئون (泉) تغییر داد. امپراتور گائوزونگ این را یک فرصت دید و ارتشی را برای حمله و نابودی گوگوریو فرستاد. در میانه مبارزات قدرت گوگوریو بین جانشینان یون گائسومون، برادر کوچکترش، یون جونگتو، به طرف شیلا رفت.[۶۲]

در سال ۶۶۷، ارتش چین از رودخانه لیائو عبور کرد و قلعه شین/شین (新城، در فوشون مدرن، لیائونینگ) را تصرف کرد. نیروهای تانگ پس از آن با ضدحمله‌های یئون نامگئون مقابله کردند و با یون نامسانگ فراری پیوستند و هر گونه کمک ممکن را از آن دریافت کردند، اگرچه در ابتدا به دلیل مقاومت قادر به عبور از رودخانه یالو نبودند. در بهار ۶۶۸، لی جی توجه خود را به شهرهای شمالی گوگوریو معطوف کرد و شهر مهم بویئو (扶餘، در نونگان امروزی، جیلین) را تصرف کرد. در پاییز ۶۶۸، او از رودخانه یالو عبور کرد و پیونگ یانگ را در هماهنگی با ارتش شیلا تحت محاصره قرار داد.

یئون نمسان و بوجانگ تسلیم شدند و در حالی که یون نامگئون به مقاومت خود در داخل شهر ادامه داد، ژنرال او، راهب بودایی شین سونگ (信誠) علیه او روی آورد و شهر را به نیروهای تانگ تسلیم کرد. یئون نامگئون سعی کرد خودکشی کند، اما دستگیر شد و تحت درمان قرار گرفت. این پایان گوگوریو بود و تانگ گوگوریو را به قلمرو خود ضمیمه کرد و خوئه رنگوی در ابتدا به عنوان محافظ کل، مسئولیت قلمرو سابق گوگوریو را بر عهده گرفت. اختلافات خشونت‌آمیز ناشی از مرگ یون گائسومون دلیل اصلی پیروزی تانگ و شیلا بود. اتحاد با شیلا نیز به لطف توانایی حمله به گوگوریو از جهت‌های مخالف و کمک‌های نظامی و لجستیکی شیلا بسیار ارزشمند بود.[۶۳] تانگ پس از سقوط گوگوریو، حفاظت آندونگ را در سرزمین‌های سابق گوگوریو تأسیس کرد. [۶۴] [۶۵]

با این حال، مقاومت زیادی در برابر حکومت تانگ وجود داشت (که شیلا به آن دامن زد، که از اینکه تانگ به آن گوگوریو یا قلمرو بکجه نداد) ناراضی بود، و در سال ۶۶۹، به دنبال دستور امپراتور گائوزونگ، بخشی از مردم گوگوریو مجبور به نقل مکان به منطقه شدند. منطقه ای بین رودخانه یانگ تسه و رودخانه هوآی، و همچنین مناطق جنوب کوه‌های کینلینگ و غرب چانگ‌ان، تنها ساکنان قدیمی و ضعیف را در سرزمین اصلی باقی می‌گذارد. بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ زندانی از گوگوریو توسط نیروهای تانگ گرفته و به چانگان فرستاده شدند. برخی از افراد وارد خدمت دولت تانگ شدند، مانند گو ساگی و پسرش گائو شیانژی (به زبان کره ای Go Seonji)، ژنرال مشهوری که در نبرد تالاس فرماندهی نیروهای تانگ را بر عهده داشت.

بنابراین شیلا بیشتر شبه جزیره کره را در سال ۶۶۸ متحد کرد، اما اتکای پادشاهی به سلسله تانگ چین بهای خود را داشت. تانگ برای آرام کردن شرق، تحت حاکمیت ژو رنگوی، محافظ عمومی ایجاد کرد، اما با مشکلات فزاینده ای بر ساکنان سابق گوگوریو و همچنین مقاومت شیلا در برابر باقی ماندن حضور تانگ در شبه جزیره کره مواجه شد. شیلا مجبور شد به زور در برابر تحمیل حکومت چین بر کل شبه جزیره مقاومت کند که منجر به جنگ شیلا–تانگ شد، اما قدرت خود آن‌ها فراتر از رود ته‌دونگ گسترش نیافته بود. [ نیاز به نقل از ] اگرچه نیروهای تانگ از مناطق جنوب رودخانه تادونگ اخراج شدند، شیلا نتوانست قلمروهای سابق گوگوریو در شمال رود ته‌دونگ را که اکنون تحت سلطه تانگ بود، به دست آورد.

جنبش‌های احیاگر

پس از سقوط گوگوریو در سال ۶۶۸، بسیاری از مردم گوگوریو با شروع جنبش‌های احیای گوگوریو علیه تانگ و شیلا شورش کردند. از جمله ژئوم موجام، دائه جونگ سانگ و چندین ژنرال معروف بودند. سلسله تانگ تلاش کرد اما نتوانست چندین فرماندهی را برای حکومت بر منطقه ایجاد کند.

در سال ۶۷۷، تانگ بوجانگ را به عنوان "پادشاه چوسون " منصوب کرد و او را به عنوان مسئول فرماندهی لیائودانگ در حفاظت عمومی برای آرام کردن شرق به عهده گرفت. با این حال، بوجانگ در تلاش برای احیای گوگوریو، سازماندهی پناهندگان گوگوریو و متحد شدن با قبایل موهه، به شورش علیه تانگ ادامه داد. او سرانجام در سال ۶۸۱ به سیچوان تبعید شد و سال بعد درگذشت.

حفاظت عمومی برای آرام کردن شرق توسط دولت تانگ برای حکومت و کنترل بر قلمروهای سابق گوگوریو سقوط کرده برقرار شد. ابتدا تحت کنترل ژنرال تانگ خوئه رنگوی قرار گرفت، اما بعداً بوجانگ به دلیل پاسخ‌های منفی مردم گوگوریو جایگزین شد. بوجانگ به دلیل کمک به جنبش‌های احیای گوگوریو به تبعید فرستاده شد، اما فرزندان او جانشین او شدند. نوادگان بوجانگ در همان دوران شورش آن لوشان و شورش لی ژنجی (به کره ای یی جونگ-گی) در شاندونگ از تانگ اعلام استقلال کردند.[۶۶][۶۷] حفاظت عمومی برای آرام کردن شرق به " گوگوریو کوچک " تغییر نام داد تا اینکه در زمان سلطنت سئون در بالهایی جذب شد.

گئوم موجام و آنسونگ برای مدت کوتاهی در قلعه هان (한성، 漢城، در شهرستان چاریونگ امروزی، استان هوانگهه جنوبی) برخاستند، اما وقتی آنسونگ تسلیم شیلا شد، شکست خوردند. گو آنسونگ دستور ترور ژئوم موجام را صادر کرد و به سیلا پناهنده شد و در آنجا مقدار کمی زمین به او داده شد تا بر آن حکومت کند. در آنجا، آنسونگ ایالت بودئوک (보덕، 報德) را تأسیس کرد، شورشی را برانگیخت، که به سرعت توسط سینمون سرکوب شد. سپس آنسونگ مجبور شد در پایتخت شیلا اقامت کند، عروس شیلا به او داده شد و مجبور شد نام خانوادگی سلطنتی «کیم» را انتخاب کند.

دائه جونگ سانگ و پسرش دای جو یونگ، ژنرال سابق گوگوریو یا رئیس موهه، پس از سقوط آن در سال ۶۶۸، بیشتر سرزمین شمالی گوگوریو را پس گرفتند و پادشاهی جین (진, 震) را تأسیس کردند که به بالهایی تغییر نام داد. بعد از ۷۱۳ در جنوب بالهایی، شیلا شبه جزیره کره را در جنوب رود ته‌دونگ کنترل کرد و منچوری (شمال شرقی چین امروزی) توسط بالهایی فتح شد. بالهایی خود را (به ویژه در مکاتبات دیپلماتیک با ژاپن) جانشین گوگوریو می‌دانست.

در سال ۹۰۱، ژنرال گونگ یه علیه شیلای متحد شورش کرد و بعداً گوگوریو جدید (در سال ۹۱۱ به تائبونگ تغییر نام داد) را تأسیس کرد که خود را جانشین گوگوریو می‌دانست. بعدها گوگوریو در مناطق شمالی از جمله سونگاک (کائوسونگ امروزی) که پایگاه پناهندگان گوگوریو بود، سرچشمه گرفت.[۶۸] بعدها پایتخت اصلی گوگوریو در سونگاک، زادگاه وانگ گئون، یک ژنرال برجسته تحت فرماندهی گونگ یه، تأسیس شد. وانگ گئون از نوادگان گوگوریو بود و اصل و نسب خود را به یک قبیله نجیب گوگوریو می‌رساند. در سال ۹۱۸، وانگ گئون گونگ یه را سرنگون کرد و گوریو را به عنوان جانشین گوگوریو تأسیس کرد و ادعای منچوری را به عنوان میراث واقعی گوریو کرد. وانگ گئون در سال ۹۳۶ سه پادشاهی پسین را متحد کرد و گوریو تا سال ۱۳۹۲ بر شبه جزیره کره حکومت کرد.

در قرن دهم، بالهایی سقوط کرد و بسیاری از طبقه حاکم آن و آخرین ولیعهد دای گوانگ هیون به گوریو گریختند. پناهندگان بالهایی به گرمی مورد استقبال قرار گرفتند و توسط وانگ گئون در خانواده حاکم گنجانده شدند، که یک خویشاوندی خانوادگی قوی با بالهایی احساس کرد،[۶۹] بنابراین دو کشور جانشین گوگوریو را متحد کرد.

فهرست پادشاهان گوگوریو

شماره نام امپراتور دوره زندگانی (میلادی) نسبت با امپراتورهای قبلی دوره حکومت (میلادی) پایتخت
۱ جومونگ ۵۸ ق م - ۱۹ ق م مؤسس سلسله گوگوریو ۳۷ ق م - ۱۹ ق م جولبون سئونگ
۲ یوری ۳۸ ق م - ۱۸ م پسر جومونگ ۱۹ ق م - ۱۸ م جولبون سئونگ
از سال ۳ م گونگناسئونگ
۳ تموشین ۴–۴۴ پسر یوری ۱۸–۴۴ گونگناسئونگ
۴ مینجانگ ۱۵–۴۸ پسر یوری ۴۴–۴۸ گونگناسئونگ
۵ موبون ۳۰–۵۳ پسر تموشین ۴۸–۵۳ گونگناسئونگ
۶ تائجو ۴۷–۱۶۵ نوه یوری ۵۳–۱۴۶ گونگناسئونگ
۷ چادائه ۷۱–۱۶۵ برادر تائجو ۱۴۶–۱۶۵ گونگناسئونگ
۸ شیندائه ۸۹–۱۷۹ برادر تائجو و چادائه ۱۶۵–۱۷۹ گونگناسئونگ
۹ گگوکچئون ؟ - ۱۹۷ پسر شیندائه ۱۷۹–۱۹۷ گونگناسئونگ
۱۰ سانسانگ ؟ - ۲۲۷ پسر شیندائه ۱۹۷–۲۲۷ گونگناسئونگ
۱۱ دانگچئون ۲۰۹–۲۴۸ پسر سانسانگ ۲۲۷–۲۴۸ گونگناسئونگ
۱۲ جونگچئون ۲۲۴–۲۷۰ پسر دانگچئون ۲۴۸–۲۷۰ گونگناسئونگ
۱۳ سوچئون ؟ - ۲۹۲ پسر جونگچئون ۲۷۰–۲۹۲ گونگناسئونگ
۱۴ بنگسانگ ؟ - ۳۰۰ پسر سوچئون ۲۹۲–۳۰۰ گونگناسئونگ
۱۵ میچئون ؟ - ۳۳۱ نوه سوچئون ۳۰۰–۳۳۱ گونگناسئونگ
۱۶ گگوگوون ؟ - ۳۷۱ پسر میچئون ۳۳۱–۳۷۱ گونگناسئونگ
۱۷ سوسوریم ؟ - ۳۸۴ پسر گگوگوون ۳۷۱–۳۸۴ گونگناسئونگ
۱۸ گگوگ یانگ ؟ - ۳۹۱ پسر گگوگوون ۳۸۴–۳۹۱ گونگناسئونگ
۱۹ گوانگ گائتو بزرگ ۳۷۴–۴۱۳ پسر گگوگ یانگ ۳۹۱–۴۱۳ گونگناسئونگ
۲۰ جانگسو ۳۹۴–۴۹۱ پسر گوانگ گائتو ۴۱۳–۴۹۱ گونگناسئونگ
از سال ۴۲۷ م پیونگ‌یانگ
۲۱ مونجا میونگ ؟ - ۵۱۹ نوه جانگسو ۴۹۱–۵۱۹ پیونگ‌یانگ
۲۲ آنجانگ ؟ - ۵۳۱ پسر مونجا میونگ ۵۱۹–۵۳۱ پیونگ‌یانگ
۲۳ آن وون ؟ - ۵۴۵ پسر مونجا میونگ ۵۳۱–۵۴۵ پیونگ‌یانگ
۲۴ یانگ وون ؟ - ۵۵۹ پسر آن وون ۵۴۵–۵۵۹ پیونگ‌یانگ
۲۵ پیونگ وون ؟ - ۵۹۰ پسر یانگ وون ۵۵۹–۵۹۰ پیونگ‌یانگ
۲۶ یئونگ یانگ ؟ - ۶۱۸ پسر پیونگ وون ۵۹۰–۶۱۸ پیونگ‌یانگ
۲۷ یئونگ نیو ؟ - ۶۴۲ پسر پیونگ وون ۶۱۸–۶۴۲ پیونگ‌یانگ
۲۸ بوجانگ ؟ - ۶۸۲ برادرزاده یئونگ نیو ۶۴۲–۶۶۸ پیونگ‌یانگ

جستارهای وابسته

پانویس

  1. 조상헌 (1997). 고구려 인구에 관한 시론.
  2. "Koguryŏ | ancient kingdom, Korea". Britannica. Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 24 January 2023.
  3. Barnes, Gina (2013). [[[:الگو:GBurl]] State Formation in Korea: Emerging Elites]. Routledge. p. 20. ISBN 978-1-136-84104-0. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  4. Narangoa, Li; Cribb, Robert (2014). [[[:الگو:GBurl]] Historical Atlas of Northeast Asia, 1590–2010: Korea, Manchuria, Mongolia, Eastern Siberia]. Columbia University Press. p. 152. ISBN 978-0-231-16070-4. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  5. Wechsler, Howard J. (1979). "T'ai-tsung (reign 626–49) the consolidator". In Twitchett, Denis (ed.). [[[:الگو:GBurl]] The Cambridge History of China: Volume 3, Sui and T'ang China, AD 589–906, Part 1]. Cambridge University Press. p. 231. ISBN 978-0-521-21446-9. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  6. "Goguryeo". World History Encyclopedia. Retrieved 2019-04-14.
  7. Kim, Hakjoon (1995). [[[:الگو:GBurl]] Rediscovering Russia in Asia: Siberia and the Russian Far East]. Routledge. p. 303. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  8. Bedeski, Robert (2021). [[[:الگو:GBurl]] Dynamics Of The Korean State: From The Paleolithic Age To Candlelight Democracy]. WSPC. p. 133. Retrieved 18 July 2023. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  9. Matray, James (2016). [[[:الگو:GBurl]] Crisis in a Divided Korea: A Chronology and Reference Guide]. ABC-CLIO. p. 7. Retrieved 18 July 2023. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  10. "디지털 삼국유사 사전, 박물지 시범개발". 문화콘텐츠닷컴. Korea Creative Content Agency. Archived from the original on 19 November 2018. Retrieved 6 February 2017.
  11. Beckwith 2007, p. 33.
  12. Zhang, Xuefeng (2010). "The Formation of East Asian World during the 4th and 5th Centuries: A Study Based on Chinese Sources". Frontiers of History in China. 5 (4): 525–548. doi:10.1007/s11462-010-0110-z.
  13. "In the year 11 AD, he (Wang Mang) ordered the Koguryo people to attack the Hsiung-nu. When they refused, their ruler was murdered by the Han governor of Liao-hsi and 'so the Maek [i.e., Koguryo] people raided the frontier even more'."
  14. 先是,莽發高句驪兵,當伐胡,不欲行,郡強迫之,皆亡出塞,因犯法為寇。
  15. Byington 2003, p. 234.
  16. Byington 2003, p. 194.
  17. Byington 2003, p. 233.
  18. Book 37 of Samguk sagi Monographs recorded: 高句麗始居中國北地,則漸東遷于浿水之側
  19. Aikens 1992, pp. 191–196.
  20. Book 28 of Samguk Sagi: Baekje's Records Volume 6: 「秦、漢亂離之時,中國人多竄海東。」
  21. Book 13 of Samguk sagi Goguryeo's Records:秋八月,王命鳥伊烏伊、摩離,領兵二萬,西伐梁貊,滅其國,進兵襲取漢高句麗縣。
  22. Book of Han Volume 28 Part 2 玄菟郡,戶四萬五千六,口二十二萬一千八百四十五。
  23. Book of the Later Han Volume 85 Treatise on the Dongyi
  24. 조현설. "유화부인". Encyclopedia of Korean Folk Culture. National Folk Museum of Korea. Retrieved 30 April 2018. {{cite web}}: C1 control character in |url= at position 37 (help)
  25. De Bary, Theodore; Peter H., Lee (1997). [[[:الگو:GBurl]] Sources of Korean Tradition]. Columbia University Press. pp. 24–25. ISBN 978-0-231-12031-9. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  26. Doosan Encyclopedia 하백 河伯. Doosan Encyclopedia.
  27. Encyclopedia of Korean Culture 하백 河伯. Encyclopedia of Korean Culture.
  28. Ilyon, "Samguk Yusa", Yonsei University Press, p. 45
  29. Ilyon, "Samguk Yusa", p. 46
  30. Encyclopedia of Korean Culture (به کره‌ای)
  31. Doosan Encyclopedia Online[پیوند مرده] (به کره‌ای)
  32. Ilyon, "Samguk Yusa", pp. 46–47
  33. 《三国史记》:“六年 秋八月 神雀集宫庭 冬十月 王命乌伊扶芬奴 伐太白山东南人国 取其地为城邑。十年 秋九月 鸾集于王台 冬十一月 王命扶尉 伐北沃沮灭之 以其地为城邑”
  34. "The Pride History of Korea". Archived from the original on 2007-05-28.
  35. Gina L. Barnes, "State Formation in Korea", 2001 Curzon Press, p. 22 [بدون شابک]
  36. Ki-Baik Lee, "A New History of Korea", 1984 Harvard University Press, p. 24 [بدون شابک]
  37. Ki-Baik Lee, "A New History of Korea", 1984, Harvard University Press, p. 36
  38. "History: King Sansang". KBS. March 2015. Retrieved 30 August 2023.
  39. de Crespigny, Rafe (2007), A Biographical Dictionary of Later Han to the Three Kingdoms, Brill, p. 988
  40. 'Gina L. Barnes', "State Formation in Korea", 2001 Curzon Press, pp. 22–23'
  41. 'Ki-Baik Lee', "A New History of Korea", 1984 Harvard University Press, page 20
  42. Tennant, Charles Roger (1996). [[[:الگو:GBurl]] A History of Korea] (به انگلیسی). Routledge. p. 22. ISBN 978-0-7103-0532-9. Retrieved 10 October 2016. Soon after, the Wei fell to the Jin and Koguryŏ grew stronger, until in 313 they finally succeeded in occupying Lelang and bringing to an end the 400 years of China's presence in the peninsula, a period sufficient to ensure that for the next 1,500 it would remain firmly within the sphere of its culture. After the fall of the Jin in 316, the proto-Mongol Xianbei occupied the North of China, of which the Murong clan took the Shandong area, moved up to the Liao, and in 341 sacked and burned the Koguryŏ capital at Hwando. They took away some thousands of prisoners to provide cheap labour to build more walls of their own, and in 346 went on to wreak even greater destruction on Puyŏ, hastening what seems to have been a continuing migration of its people into the north-eastern area of the peninsula, but Koguryŏ, though temporarily weakened, would soon rebuild its walls and continue to expand. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  43. Encyclopedia of World History, Vol I, p. 464 Three Kingdoms, Korea, Edited by Marsha E. Ackermann, Michael J. Schroeder, Janice J. Terry, Jiu-Hwa Lo Upshur, Mark F. Whitters, شابک ‎۹۷۸−۰−۸۱۶۰−۶۳۸۶−۴ISBN 978-0-8160-6386-4.
  44. Kim, Jinwung (2012). [[[:الگو:GBurl]] A History of Korea: From "Land of the Morning Calm" to States in Conflict] (به انگلیسی). Indiana University Press. p. 34. ISBN 978-0-253-00078-1. Retrieved 10 October 2016. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ 'William E. Henthorn', "A History of Korea", 1971 Macmillan Publishing Co. , p. 34
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ ۴۶٫۲ ۴۶٫۳ Yi, Ki-baek (1984). [[[:الگو:GBurl]] A New History of Korea] (به انگلیسی). Harvard University Press. pp. 38–40. ISBN 978-0-674-61576-2. Retrieved 11 October 2016. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  47. "국양왕". KOCCA. Korea Creative Content Agency. Retrieved 11 October 2016.
  48. "Kings and Queens of Korea". KBS World Radio. Archived from the original on 24 October 2016. Retrieved 10 October 2016.
  49. 김운회 (4 February 2014). "한국과 몽골, 그 천년의 비밀을 찾아서". Pressian. Korea Press Foundation. Retrieved 11 October 2016.
  50. 成宇濟. "고고학자 손보기 교수". 시사저널. Archived from the original on 13 March 2018. Retrieved 11 October 2016.
  51. "[초원 실크로드를 가다](14)초원로가 한반도까지". 경향신문. The Kyunghyang Shinmun. 19 August 2009. Retrieved 11 October 2016.
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ ۵۲٫۲ ۵۲٫۳ ۵۲٫۴ ۵۲٫۵ Kim, Jinwung (2012). [[[:الگو:GBurl]] A History of Korea: From "Land of the Morning Calm" to States in Conflict] (به انگلیسی). Bloomington: Indiana University Press. pp. 35–36. ISBN 978-0-253-00078-1. Retrieved 15 July 2016. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  53. Tudor, Daniel (2012). [[[:الگو:GBurl]] Korea: The Impossible Country: The Impossible Country] (به انگلیسی). Tuttle Publishing. ISBN 978-1-4629-1022-9. Retrieved 15 July 2016. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  54. Szczepanski, Kallie.
  55. "Kings and Queens of Korea". KBS World Radio. Korea Communications Commission. Archived from the original on 28 August 2016. Retrieved 7 October 2016.
  56. "평원왕[平原王, ?~590]".
  57. Cartwright, Mark (2016-10-05). "Goguryeo". World History Encyclopedia.
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ "진평왕". The Academy of Korean Studies. Archived from the original on 2011-06-10.
  59. Encyclopedia of World History, Vol I, p. 464 Three Kingdoms, Korea, Edited by Marsha E. Ackermann, Michael J. Schroeder, Janice J. Terry, Jiu-Hwa Lo Upshur, Mark F. Whitters, شابک ‎۹۷۸−۰−۸۱۶۰−۶۳۸۶−۴ISBN 978-0-8160-6386-4.
  60. Ring, Trudy; Watson, Noelle; Schellinger, Paul (2012). [[[:الگو:GBurl]] Asia and Oceania: International Dictionary of Historic Places] (به انگلیسی). Routledge. p. 486. ISBN 978-1-136-63979-1. Retrieved 16 July 2016. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  61. "통일기". 한국콘텐츠진흥원. Korea Creative Content Agency. Retrieved 4 November 2016.
  62. Yi, Ki-baek (1984). [[[:الگو:GBurl]] A New History of Korea] (به انگلیسی). Harvard University Press. p. 67. ISBN 978-0-674-61576-2. Retrieved 2 August 2016. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  63. Graff, David (2003). [[[:الگو:GBurl]] Medieval Chinese Warfare 300–900] (به انگلیسی). Routledge. p. 200. ISBN 978-1-134-55353-2. Retrieved 6 November 2016. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  64. Wang 2013, p. 81.
  65. Xiong 2008, p. 43.
  66. 《資治通鑑·唐紀四十一》
  67. 《資治通鑑·唐紀四十三》
  68. "(2) 건국―호족들과의 제휴". 우리역사넷 (به کره‌ای). National Institute of Korean History. Retrieved 23 March 2018.
  69. 박용운. "'고구려'와 '고려'는 같은 나라였다". 조선닷컴. Chosun Ilbo. Archived from the original on 22 June 2017. Retrieved 23 March 2018.

منابع

  • Beckwith, Christopher I. (2007). Koguryo: The Language of Japan's Continental Relatives: An Introduction to the Historical-Comparative Study of the Japanese-Koguryoic Languages, with a Preliminary Description of Archaic Northeastern Middle Chinese (Second ed.). Brill. ISBN 978-90-474-2028-6.
  • Mohan, Pankaj (2011), "Contending Perspectives on Koguryo: A Fresh Look at China's Northeast Project", The Dong Gook Sa Hak, 50: 53–93.
  • Pozzi, Alessandra; Janhunen, Juha Antero; Weiers, Michael, eds. (2006). Tumen Jalafun Jecen Aku: Manchu Studies in Honour of Giovanni Stary. Vol. 20 of Tunguso Sibirica. Giovanni Stary (Contributor). Otto Harrassowitz Verlag. ISBN 978-3-447-05378-5. {{cite book}}: |access-date= requires |url= (help)
  • Yoon, Hwy-tak (2004), "China's Northeast Project: Defensive or Offensive Strategy?" (PDF), East Asian Review, 16 (4): 99–121, archived from the original (PDF) on 2012-11-14, retrieved 2013-01-10.
  • ویکی‌پدیای انگلیسی