باز کردن منو اصلی

دودمان پهلوی

آخرین دودمان سلطنتی در ایران
(تغییرمسیر از سلطنت پهلوی)

دودمان پهلوی آخرین دودمان پادشاهی (۱۳۰۴ خورشیدی تا ۱۳۵۷ خورشیدی) است که پس از برچینش دودمان قاجار، بر ایران پادشاهی کردند. پایان کار این دودمان مصادف با انقلاب ۱۳۵۷ بود که پس از ۲۵۰۰ سال حکومت پادشاهی سقوط کرد و به جمهوری اسلامی تبدیل شد.

دولت شاهنشاهی ایران
شاهنشاهی پهلوی

۱۹۲۵–۱۹۷۹
پرچم نشان نظامی
سرود
سرود شاهنشاهی ایران
پایتخت تهران
زبان‌(ها) فارسی
دین اسلام
دولت شاهنشاهی تا ۲۰ اوت ۱۹۵۳ میلادی

اقتدار گرایی تا ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ میلادی

شاهنشاه
 - ۱۹۲۵–۱۹۴۱ رضا شاه پهلوی
 - ۱۹۴۱–۱۹۷۹ محمدرضا پهلوی
نخست‌وزیر
 - ۱۹۲۵–۱۹۲۶ محمد علی فروغی (نخستین)
 - ۱۹۷۹ شاپور بختیار (واپسین)
تاریخچه
 - آغاز سلسلهٔ پهلوی ۱۹۲۵
 - اشغال ایران در جنگ جهانی دوم(آمریکا، انگلستان، فرانسه، شوروی) ۱۹۴۱
 - کودتای ۲۸ مرداد ۱۹۵۳
 - انقلاب ۱۳۵۷ ایران ۱۹۷۹
مساحت
 - ۱۹۷۹ م. ۱٬۶۴۸٬۱۹۵کیلومترمربع (۶۳۶٬۳۷۲مایل‌مربع)
جمعیت
 - حدود ۱۹۷۹ م. ۳۷٬۰۰۰٬۰۰۰ 
     تراکم جمعیت ۲۲٫۴ /کیلومترمربع (۵۸٫۱ /مایل‌مربع)
پهلوی
Imperial Coat of Arms of Iran.svg
کشورایران
عنوان‌ها
موسسرضاشاه
آخرین پادشاهمحمدرضا پهلوی
سال تأسیس۱۵ دسامبر ۱۹۲۵
گواهی۱۱ فوریه ۱۹۷۹
قومیتایرانیان فارسی‌زبان

پایه‌گذار این سلسله رضا شاه بود که پس از خلع مقام وی پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، پسرش محمدرضا پهلوی به پادشاهی رسید. این دو نفر تنها پادشاهان این سلسله بودند که در مجموع ۵۳ سال بر ایران حکم‌رانی کردند.

آخرین شاه ایران با روحانیون همراه است. برخی از روحانیون ایرانی با او مخالفت کردند و برخی دیگر از او به عنوان «تنها حاکم شیعه» حمایت کردند.

تاریخچهویرایش

رضاخان میرپنج با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به قدرت رسید و وزیر جنگ شد و سیدضیاء نخست‌وزیر، سه ماه بعد، سیدضیاء برکنار شد و قوام نخست‌وزیر شد و رضاخان وزیر جنگ باقی‌ماند. بعدها وی به مقام رئیس‌الوزرایی رسید. رضاشاه پهلوی، شاه ایران از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ و بنیانگذار سلسلهٔ پهلوی بود.

محمدرضا پهلوی از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ شاه ایران بود. محمدرضا با کودتای ۲۸ مرداد، قدرت مشروطهٔ پادشاهی را تحکیم کرد، با رویداد انقلاب ایران برکنار شد و واپسین رهبر نظام پادشاهی در ایران به‌شمار می‌آید.

محمدرضا شاه تا اواخر دهه ۱۹۷۰، با تکیه بر افزایش درآمدهای نفتی، برنامه‌هایی را برای پیشرفت کشورش و راهپیمایی به سوی «انقلاب سفید» آغاز کرد. عمده برنامه‌ها برای ایجاد زیرساخت‌های ایران انجام شد، طبقه متوسط جدید شروع به شکوفایی کرد و در کمتر از دو دهه ایران به عنوان مهم‌ترین قدرت اقتصادی و نظامی غیرقابل انکار خاورمیانه تبدیل شد، اما پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی او مخالفان را به شدت تحریک کرد.

تبارنامه دودمان پهلویویرایش

 
شجره‌نامه رضاشاه از کتابچه خطی منسوب به شیخ آقابزرگ تهرانی که در سال ۱۳۸۸ توسط مجلس شورای اسلامی شناسایی و منتشر شد.[۱]

مجله «پیام بهارستان» متعلق به مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی سندی تازه بدست آمده از کتابی متعلق به شیخ آقابزرگ تهرانی را در سال ۱۳۸۸ انتشار داد که تبارنامه رضا شاه را بیان می‌کند. این سند توسط فهرست نگار مجلس شورای اسلامی سید محمد منصور طباطبایی اولین بار بدست آمد. شیخ آقابزرگ تهرانی صاحب دانشنامه الذریعه و از بزرگترین کتابشناسان ایران بوده‌است. در این شجره نامه که به زبان عربی نگاشته شده، نویسنده، پدر ملاعباسعلی و مرادعلی سلطان را که پدر بزرگ رضاشاه است با عبارت «... السوادکوهی» نام می‌برد. پس از «... السوادکوهی» که نام کوچک آن ذکر نشده‌است به دو فرزندش اشاره شد. ملاعباس علی که اعتمادالسلطنه از او با عنوان «آخوند ملا عباسعلی سوادکوهی آلاشتی» نام می‌برد و از علمای عهد آقا محمد خان بود که در اوایل عصر فتحعلی شاه فوت کرد[۲] و مرادعلی سلطان که از سرکردگان نظامی بود در جنگ هرات کشته شد. از فرزندان او چراغعلی خان است که در کتابچه جمع و خرج مازندران در سال ۱۳۱۶ قمری (۱۲۷۷ خورشیدی) با عنوان «چراغعلی خان سوادکوهی» آمده‌است و دیگری پدر رضاشاه عباسعلی داداش‌بیگ است. از دیگر افراد سرشناس این شجره نامه امیر اکرم است که در دوران مشروطیت به سالار حشمت ملقب بود و پس از کودتای ۳ حوت ۱۲۹۹ به امیر اکرم ملقب شد و چون نوه عموی رضاخان سردار سپه بود، حکمران مازندران شد. در دوران سلطنت رضاشاه مدتی پیشکار ولیعهد بود و در سال ۱۳۰۹ خورشیدی فوت کرد. سالار حشمت و برادرش ابوالحسن خان صمصام در دوران مظفری و عصر مشروطه از سران فوج سوادکوه بودند.[۳]

مراد علی خان سلطان
عباسعلی داداش‌بیگ (پدر رضاخان) فرزند مرادعلی خان سلطان از بزرگان منطقه سوادکوه مازندران بود و در روستای آلاشت در یک خانواده پرجمعیت متولد شد. مرادعلی خان که جد رضاخان است صاحب منصب فوج سوادکوه بود و در سال ۱۲۷۲ هجری قمری (۱۲۳۵ خورشیدی) در جنگ هرات که با انگلیسی‌ها می‌جنگند، کشته می‌شود. سه پسر و شش دختر از او باقی ماند. چراغعلی خان، فضل‌الله خان، عباسعلی خان یاور نام پسرهای اوست[۴]

پدربزرگ رضا شاه، مراد علی خان سلطان نام داشته که در جنگ هرات (افغانستان) حضور داشته و بنا به نوشتار کتاب «آلاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر» در آن جنگ از خودش رشادت و شجاعت به خرج داده‌است.[۵]

بنا به کتاب «آلاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر» از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر پهلوی دوم نوشته هوشنگ پورکریم و ساده‌نویسی زیر نظر شورای نویسندگان مرکز انتشارات آموزشی که به مناسبت جشن فرهنگ و هنر در آبان ماه ۱۳۴۸ در تهران به چاپ رسید،[۵] اجداد رضا شاه قبل از مراد علی خان سلطان عبارتند از:

  1. حاجی محمد حسن خان سلطان فرزند سلیمان خان پهلوان
  2. سلیمان خان پهلوان فرزند جهانبخش خان پهلوان
  3. جهانبخش خان پهلوان فرزند خسرو خان
  4. خسرو خان فرزند رمضان خان پهلوان

در صفحه ۲۶ از کتاب «آلاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر» دربارهٔ علت پسوند «پهلوان» در نام پدران رضاشاه پهلوی، با ارائه تصویری از کشتی محلی مازندران توضیح اینچنین آورده شده‌است: «در قدیم کسانی را پهلوان می‌نامیدند که شجاعت و رشادت داشتند و در کشتی پیروز می‌شدند. کسانی که هر سال در مراسم کشتی‌گیری پیروز می‌شدند، لقب پهلوان می‌گرفتند. مازندرانی‌ها و از جمله مردم دهکده‌های سوادکوه هر سال و در یک روز معین در جایی جمع می‌شدند و با بر پا کردن مراسم کشتی گرفتن، پهلوان خود را انتخاب می‌کردند. هنوز هم در سوادکوه چنین مراسمی برگزار می‌شود».

عباسعلی خان

پدر رضا شاه یاور عباسعلی خان نام داشته و به همراه برادر بزرگترش رئیس فوج سوادکوه بود. مرگ عباسعلی خان در تهران اتفاق افتاد و در آن زمان رضاشاه نوزادی چهل روزه بود.[۵]

رضا شاه پهلوی

رضا شاه در سفرنامه مازندران اصالت خانوادگی خود را سوادکوه مازندران معرفی می‌کند. دو دستنویس منسوب به رضا شاه بر جای مانده که به سفرنامه مازندران و سفرنامه خوزستان موسوم است. سفرنامه مازندران در سال ۱۳۵۵ توسط مرکز پژوهش و نشر فرهنگ سیاسی پهلوی در تهران به چاپ رسیده‌است. رضا شاه پهلوی در سفرنامه مازندران، اصالت پدری و نیاکانی خود را به مازندران و سوادکوه رسانده و از آنجا با عناوین «مسقط الراس» و «خانه» و «وطن خود» و مرقد اسلاف و اجداد و نیاکانش یاد کرده‌است. اهمیت این منبع در آن است که چاپ اولش در سال ۱۳۰۵ توسط خود رضا شاه و چاپ دومش در دوران پهلوی دوم و با تأیید دربار و توسط یکی از مراکز درباری به چاپ رسیده و از این حیث منبع موثق می‌باشد.[۶]

رضا پهلوی هفتمین پسر عباسعلی بیگ، یاور (سرگرد) در فوج سوادکوه، بود که از همسر چهارم او به نام «نوش آفرین» در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ (خورشیدی) در آلاشت از توابع سوادکوه مازندران به دنیا آمد. پدرش چند روزی پس از به دنیا آمدن او درگذشت و مادرش با فرزند بیمار خود رضا راهی تهران شد. محمد رضا پهلوی در کتاب مأموریت برای وطنم اینچنین آورده‌است: «پدرم در سال ۱۲۵۶ در استان مازندران که نزدیک بحر خزر است، پا به عرصه وجود گذاشت. او بر خلاف پادشاهان قاجار که چنان‌که گفتم از نژاد ترک بودند، از خانواده‌ای اصیل ایرانی بود و پدر و جدش در ارتش ایران با سمت افسری خدمت کرده بودند. جد او در یکی از جنگ‌های ایران و افغانستان از خود شجاعت و رشادت مخصوصی نشان داده و پدرش فرماندهی هنگی را که در استان مازندران ساخلو داشت، عهده‌دار بود .»

او در سن ۱۴ سالگی[۷] توسط صمصام (از ابواب جمعی علی‌اصغرخان امین‌السلطان صدراعظم)، یکی از بستگان خود وارد فوج سوادکوه و تابین (سرباز) شد. از خود وی نقل شده‌است که به هنگام ورود آن قدر خردسال بوده‌است که دیگران وی را سوار اسب می‌کرده‌اند.[۸]

سال ۱۲۷۵ خورشیدی پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه قاجار، فوج سوادکوه برای نگاهبانی از سفارتخانه و مراکز دولتی به تهران فراخوانده شد. وی در دوران خدمت در قزاقخانه مدتی نگهبان سفارت آلمان در تهران بود. امضای تغییر شیفت روزانه وی هنوز در این محل نگهداری می‌شود.[۸] سپس به سرگروهبانی محافظین بانک استقراضی روسیه در مشهد و پس از چندی به وکیل‌باشی (گروهبان تا استوار)[۸][۹] گروهان شصت تیر منصوب شد. در این دوره رضاخان به دلیل استفاده از یکی از معدود مسلسل‌های ماکسیم آن زمان، به «رضا ماکسیم» معروف شد.[۱۰] در سال ۱۲۸۸ خورشیدی، همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌ها و قیام‌های محلی به زنجان و اردبیل اعزام شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله از خود رشادت نشان داد. سپس با درجه یاوری (ستوانی) به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد.[۸][۹]

او در این سمت علیه فرمانده بریگاد یعنی سرهنگ کلرژه کودتایی را به فرماندهی استاروسلسکی، معاون وی با موفقیت اجرا نمود. اجرای این کودتا با هماهنگی احمدشاه توسط رضاخان به کودتای اول رضاخان نیز معروف است. در اثر این کودتا، کلرژه به روسیه بازگشت و استاروسلسکی فرمانده بریگاد قزاق در ایران شد. او مدت‌ها بعد با مریم سوادکوهی دختر عموی خود ازدواج کرد و صاحب دختری به نام فاطمه (همدم‌السلطنه) شد.[۸][۹]

همسرش چندی بعد درگذشت و او در سال ۱۲۹۵ با تاج‌الملوک آیرملو دختر یاور آیرملو ازدواج کرد که برای او چهار فرزند به نام‌های شمس پهلوی، محمدرضا پهلوی، اشرف پهلوی و علیرضا پهلوی به دنیا آورد. رضا از آن پس مدارج ترقی را با نشان دادن شجاعت و لیاقت نظامی خود طی کرد و به دریافت عنوان خانی، درجه افسری نایل آمد و به درجهٔ میرپنج در بریگاد قزاق رسید.[۱۱]

در پی گفتگوها و هماهنگی‌های انجام شده میان سید ضیاءالدین طباطبائی (مدیر روزنامه رعد) و رضاخان از یک سو و ژنرال آیرونساید با رضاخان از سوی دیگر، در روز سوم اسفند سال ۱۲۹۹، کودتایی نظامی ترتیب داده شد که پس از این کودتا او به تدریج به وزارت جنگ و ریاست‌الوزرایی و در نهایت پادشاهی رسید. با تشکیل مجلس مؤسسان در آبان ۱۳۰۴ سلطنت رضا شاه پهلوی رسمیت یافت. در این هنگام رضا شاه همسر دیگری به نام توران امیرسلیمانی اختیار کرد و از او صاحب یک فرزند به نام غلامرضا پهلوی شد. او پس از جدایی از ملکه توران، همسر دیگری به نام عصمت دولتشاهی اختیار کرد که چند فرزند برای او به دنیا آورد: عبدالرضا -احمدرضا - محمودرضا - فاطمه و حمیدرضا.

رضا شاه ۱۶ سال سلطنت کرد در این مدت تمام کوشش خود را برای خروج ایران از قرون وسطا و نظام جهل و تنگدستی حاکم کرد و عاقبت پس از اشغال کشور توسط قوای بیگانه در ۳ شهریور ۱۳۲۰ ناچار به کناره‌گیری از سلطنت و ترک کشور شد و در سال ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی درگذشت.

سقوط سلسلهویرایش

در سال‌های انتهایی دهه چهل و سال‌های ابتدایی دهه پنجاه خورشیدی اقتدار پادشاه در نظام مشروطه ایران به اوج خود رسید، ایجاد ساواک و سرکوب مخالفان سیاسی گسترش یافت و این فشارها تمامی گروه‌های مختلف و منتقد از گروه‌های مذهبی تا گروه‌های چپی و مارکسیستی و حتی منتقدان لیبرال و ملی‌گرا را شامل می‌شد به گونه ای که شاهپور بختیار نخست‌وزیر ایران در سال ۵۷ خود یکی از زندانیان سیاسی بودگذشته از این افزایش درآمد ایران حاصل از گسترش فروش نفت و گسترش صنایع نفتی نیز به شاه ایران فرصت داده بود طرح‌های فرهنگی هزینه بالایی مانند جشنهای دوهزار و پانصد ساله را اجرا کند که موجب انتقاد مردم و گروه‌های سیاسی ایران می‌شد گرچه شاه هدفش از اجرای این جشن‌ها شناساندن چهره ای مثبت از ایران و جذب سرمایه‌های خارجی عنوان می‌کرد اما این مسئله نمی‌توانست جلوی انتقادات را بگیرد، هم‌زمان با این اتفاقات شاه دو حزب سیاسی درون حکومت یعنی حزب ملّیّون و حزب مردم را منحل کرده و یک حزب رسمی به نام حزب رستاخیز را ایجاد کرد و تمامی مقامات سیاسی را موظف به عضویت در این حزب نمود این اقدام که هرگز در هیچ کشور سلطنت مشروطه ای اتفاق نیافتاده بود عملاً سلطنت مشروطه را پایان بخشید و به عقیده بسیاری از منتقدان نوعی سلطنت مطلقه را تداعی نمود. پس از شدت گرفتن اعتراضات مردمی در کشور، شاه و همسرش ایران را در۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ ترک کردند.

رهبران اسلامی، به ویژه روحانیون تبعیدی خمینی، توانستند این نارضایتی را با ایدئولوژی مرتبط با اصول اسلامی که خواستار سرنگونی شاه و بازگشت به سنت‌های اسلامی است، به نام انقلاب اسلامی، متمرکز کنند. رژیم پهلوی پس از قیام‌های گسترده در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ سقوط کرد. انقلاب اسلامی ساواک را نابود کرد و آن را با وزارت اطلاعات جایگزین کرد.

محمد رضا پس از ترک کشور به دنبال درمان پزشکی در مصر، مکزیک، ایالات متحده و پاناما بود و سرانجام در ۵ مرداد ۱۳۵۹ زمانی که با خانواده‌اش در مصر بود به عنوان مهمان انور سادات در قاهره درگذشت. پس از مرگ او، پسرش شاهزاده رضا پهلوی به‌طور غیررسمی به عنوان وارث سلسله پهلوی ظاهر شد. رضا پهلوی و همسرش در ایالات متحده در پوتوماک، مریلند با سه دخترش زندگی می‌کنند.

استفاده از عناوینویرایش

  • شاه: نام شاه، به دنبال آن شاهنشاه ایران، با پسوند «آریامهر»
  • شهبانو: شاهبانو، پس از آن نام کوچک، با پسوند «پهلوی»
  • پسر بزرگتر: شاهزاده، پس از آن نام کوچک، با پسوند «پهلوی»
  • پسران جوان: شاهپور، به همراه نام و نام خانوادگی (پهلوی)
  • دختران: شاهدخت، به همراه نام و نام خانوادگی (پهلوی)
  • همچنین فرزندان دختر شاه با عنوان دیگر (والا گهر) یا شاهزاده خانم استفاده می‌کنند که نشان می‌دهد نسل دوم از طرف خط زنانه است. پس از نام خانوادگی پدر و نام خانوادگی همسر، که آیا او سلطنتی یا عادی است.

فرزندان آخرین خواهر شاه فاطمه، که با یک تاجر آمریکایی به عنوان اولین شوهرش ازدواج کرده، با نام خانوادگی پهلوی هیلیر نامگذاری شده و از عناوین استفاده نمی‌کنند.

 
نگارهٔ رسمی رضاشاه پهلوی در هنگام رسیدن به پادشاهی
 
نگارهٔ رسمی محمدرضا پهلوی در روز تاجگذاری
 
محمدرضا شاه و همسرش ایران را در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ (۱۶ ژانویه ۱۹۷۹) ترک کردند.

سران سلسله پهلویویرایش

نام پرتره نسبت خانوادگی طول عمر شروع سلطنت پایان سلطنت
شاه ایران
۱ رضا پهلوی   فرزند عباسعلی ۱۸۷۸–۱۹۴۴ ۱۵ دسامبر ۱۹۲۵ ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱
۲ محمدرضا پهلوی   فرزند رضاشاه ۱۹۱۹–۱۹۸۰ ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱ ۱۱ فوریه ۱۹۷۹
مدعی تاج و تخت
۱ محمدرضا پهلوی   فرزند رضا پهلوی اول ۱۹۱۹–۱۹۸۰ ۱۱ فوریه ۱۹۷۹ ۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰
۲ رضا پهلوی (دوم)   فرزند محمدرضا پهلوی ۱۹۶۰– ۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰ Incumbent


محمدرضاشاه پهلویرضاشاه پهلوی 

جستارهای وابستهویرایش

پیوند به بیرونویرایش

پهلوی
پیشین:
قاجاریان
دودمان حاکم بر ایران
۱۳۰۴–۱۳۵۷
بدون متصدی
دودمان حاکم بر بحرین
۱۳۰۴–۱۳۵۰
بدون متصدی
مدعی تاج و تخت
پیشین:
قاجاریان
شاهنشاهی ایران
۲۴ آذر ۱۳۰۴ – ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
بدون متصدی

نگارخانهویرایش

منابعویرایش

  1. «پرتال جامع علوم انسانی» (PDF). سندی نویافته از نیای رضاشاه.
  2. محمدحسن، اعتماد السلطنه (۱۳۷۳). التدوین فی احوال جبال شروین. به کوشش تصحیح و پژوهش مصطفی احمدزاده. تهران چاپ اول: فکر روز. ص. صفحه ۲۷۸.
  3. «پرتال جامع علوم انسانی» (PDF). سندی نویافته از نیای رضاشاه.
  4. «همه چیز دربارهٔ رضاخان به روایت خسرو معتضد». جامعه خبری تحلیلی الف (وبسایت الف، گروه سیاسی الف، ۱۹ فروردین ۱۳۹۷، ۱۸:۱۸).
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ آلاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر- هوشنگ پورکریم با همکاری هما تاج بازیار و ساده نویسی زیر نظر شورای نویسندگان مرکز انتشارات آموزشی-انتشارات وزارت فرهنگ و هنر- آبان ماه ۱٣۴٨ به مناسبت جشن فرهنگ و هنر، صفحات ۲٣ و ۲۴ و ۲۵ و ۲٦
  6. رستمی، فرهاد، پهلوی‌ها، خاندان پهلوی به روایت اسناد، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ ایران معاصر، جلد اول: رضاشاه، ص۴. شابک: ۰۹۶۴۶۳۵۷۱۴۸
  7. محمد جواد مشکور، اسماعیل دولتشاهی (۲۵۳۷ ش). محیط‌شناسی با تکیه بر تاریخ ایران. وزارت آموزش پرورش. تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ نجفقلی پسیان و خسرو معتضد، از سوادکوه تا ژوهانسبورگ: زندگی رضاشاه پهلوی، نشر ثالث، ۷۸۶ صفحه، چاپ سوم، ۱۳۸۲، شابک ‎۹۶۴-۶۴۰۴-۲۰-۰
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ سی سال با رضاشاه در قزاقخانه و قشون، صادق ادیبی، نشر البرز، ۱۳۸۵ تهران (ISBN 964-442-500-6) شابک
  10. خون و نفت، منوچهر فرمانفرماییان، مترجم مهدی حقیقت خواه، ققنوس ۱۳۷۷ تهران
  11. خون و نفت، منوچهر فرمانفرماییان، مترجم مهدی حقیقت خواه، ققنوس ۱۳۷۷ تهران