باز کردن منو اصلی

محمد تقی

محمد بن علی امام نهم شیعیان دوازده‌ امامی
(تغییرمسیر از محمد بن علی (جواد))


محمد بن علی بن موسی (زاده ۹ رجب سال ۱۹۵ در مدینه[۱] - درگذشته ۳۰ ذی‌القعده سال ۲۲۰ در بغداد) مکنّی به ابوجعفر، ملقب به جواد (بخشنده) و تقی (پرهیزگار)، نهمین امام شیعیان دوازده‌امامی بعد از پدرش علی بن موسی الرضا و پیش از پسرش هادی می‌باشد. محمد تقی در سال ۱۹۵ هجری در مدینه به دنیا آمد و در دوران کودکی، پدرش از دنیا رفت. دورنمای یک امام نابالغ تردیدهای زیادی در جامعه شیعه ایجاد کرد. شیعیانی که بلوغ را لازمه امامت می دانستند به سمت احمدبن موسی، عموی جواد تمایل پیدا کردند و فرقه احمدیه را شکل دادند و یا معتقد شدند امامت با کاظم، خاتمه پیدا کرده و فرقه واقفیه را تشکیل دادند. در مقابل حامیان جواد استدلال می کردند که علم امامت ربطی به سن و سال ندارد، همانطور که در کودکی به برخی پیامبران چون عیسی وحی شده است. فقهای شیعه در موقعیتهای مختلف از جمله موسم حج با طرح سوالهایی جواد را آزمایش می کردند و پاسخهای جواد باعث شد اکثریت شیعه به امامتش معتقد بمانند.[۲]

محمد تقی
MohammadJavadSVG.svg
نقشنهمین امام شیعیان
ناممحمد تقی
کنیهابوجعفر
لقب(ها)تقی و جواد
زادروز۱۰ رجب ۱۹۵ قمری
زادگاهمدینه
درگذشت۳۰ ذی القعده ۲۲۰ قمری
مدفنکاظمین
پدررضا
مادرسبیکه (خیزران)
همسر(ان)سمانه و ام‌فضل
فرزند(ان)هادی، مبرقع، حسین، عمران، فاطمه، خدیجه، ام‌کلثوم
طول عمرپیش از امامت ۸ سال
(سال ۱۹۵ تا ۲۰۳ پس از هجرت)
دوران امامت ۱۷ سال
(سال ۲۰۳ تا ۲۲۰ پس از هجرت)
شیعه
Hadith Ali.svg
درگاه تشیع
عقاید
فروعنماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف • نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجستهمهدویت: غیبت (غیبت صغرا، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوممحمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابهسلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامة بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
رجال و علماکشته‌شدگان کربلا • فهرست رجال حدیث شیعه • اصحاب اجماع • روحانیان شیعه • عالمان شیعه • مراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجدالحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه‌چراغ • کاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرس • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و حرم شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • رویداد غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه زهرا • قتل عثمان • جنگ جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیه • زیدیه • غلاه • واقفیه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

عباسیان که ازدواج جواد با دختر مامون و ورودش به دستگاه خلافت را بر خلاف منافع خود می دانستند، با برگزاری مناظره های علمی سعی داشتند او را تحقیر کنند اما جواد با وجود خردسالی به همه این سوالات پاسخ می داد.[۲] در نهایت مأمون او را به بغداد فراخواند و دخترش، ام فضل، را به ازدواج او درآورد. بعدها جواد اجازه پیدا کرد به مدینه برگردد اما ام فضل، که از او صاحب فرزند نمی شد، با او سر ناسازگاری گذاشته بود. جواد با یکی از کنیزانش به نام سمانه ازدواج کرد. هادی، امام دهم، حاصل این ازدواج می باشد. بعد از مرگ مأمون، جواد که مورد سوء ظن واقع شده بود دوباره به بغداد فراخوانده شد و بنا به برخی روایات شیعی، به تحریک خلیفه جدید، معتصم، و به دست همسرش ام فضل مسموم شد. جواد با ۲۵ سال عمر، کوتاه‌ترین دوران زندگی را در بین ائمه شیعیان دوازده امامی به خود اختصاص داده است.[۳][۲][۴]

نام و القاب

امام نهم شیعیان دوازده امامی، نامش محمد و کنیه اش ابوجعفر و القاب او تقی و جواد است.[۵] در احادیث شیعه با عنوان ابوجعفر از او یاد می شود[۶] و برای اینکه با محمد باقر، امام پنجم، که او هم ابوجعفر نامیده می شد، اشتباه نشود، تاریخ نویسان به او ابوجعفر ثانی می گفتند. کنیه خاص آن امام ابوعلی است. علاوه بر جواد القاب دیگری مثل تقی ، زكی‌، مرتضی‌، قانع‌، رضی‌، مختار، متوكل‌، مرضی‌، متقی‌، منتجب‌، عالم‌ ربانی ‌و هادی‌ هم برایش ذکر شده است. به نقل از صاحب کتاب القاب الرسول و عتره، امام جواد در میان مردم به القابی چون اعجوبه‌ اهل‌البیت‌، نادره‌الدهر، بدیع‌الزمان‌، عیسی‌ثانی‌، و ذوالكرامات هم شهرت داشته است. پدرش او را صادق‌، صابر، فاضل‌، قره‌اعین‌المؤمنین‌، و غیظ ‌الملحدین می خوانده است. [۲]

تولد و سالهای اولیه زندگی

پدر جواد عادت داشت به اصحابش یادآوری کند که صاحب فرزندی خواهد شد که بعد از او عهده‌دار منصب امامت خواهد شد. با این وجود زمان زیادی گذشت تا شیعیان فرزند مذکور را با چشم خودشان ببینند.[۷] بیشتر منابع تولد او را نیمه رمضان سال 195 و در مدینه می دانند اما شیخ طوسی در مصباح المتهجد ده رجب را ذکر کرده است.[۲]

جواد تنها چهار سال داشت وقتی پدرش مجبور شد او را در مدینه تنها بگذارد و برای بر عهده گرفتن مقام جانشینی که مأمون برایش تدارک دیده بود، عازم سفر به خراسان شود. شیعیان به کرّات از رضا می پرسیدند آیا اگر برای او اتفاقی بیفتد، پسری در آن سن خواهد توانست مسئولیت امامت و رهبری شیعه را بر عهده بگیرد؛ و رضا معمول بود داستان عیسی را برایشان نقل کند که حتی سن کمتری داشت وقتی به مقام نبوت رسید.[۸] جواد نخستین امامی بود که در سنین کودکی پدرش را از دست داد.[۹] به این دلیل که پدرش رضا تا سن 47 سالگی دارای فرزند نشده بود و از آنجاییکه طبق احادیث رسیده از پیامبر، امامان شیعه 12 نفرند و 9 نفر آنها از نسل حسین می باشند، فقدان فرزند برای رضا باعث شده بود واقفیه آن را دستاویز قرار دهند تا هم امامت علی بن موسی الرضا و هم امامت فرزندش جواد را زیر سوال ببرند. حتی بعد از تولد جواد برخی به این بهانه که شباهتی بین او و پدرش نیست انتساب او به علی بن موسی الرضا را مورد انکار قرار دادند و درخواست داشتند قیافه شناس میان آنها داوری کند. به همین منظور جوادِ خردسال را در مجلسی که عموها و خواهران و برادران رضا حضور داشتند، و رضا خودش به شکل باغبانی در باغچه مشغول کار بود، وارد کردند. قیافه شناسان به اتفاق اعلام کردند پدر کودک غایب است اما عمو و عمه ی او را تشخیص دادند و اعلام کردند «اگر پدرش نیز در اینجا باشد باید آن مرد باشد که در میان باغ بیل بر دوش گذارده است. زیرا ساق پاهای این دو به یک گونه است.» در این هنگام رضا بر آنها وارد شد و همه به اتفاق گفتند: «پدر او این است!»[۱۰]

خانواده

والدین

از جواد به عنوان تنها فرزند علی بن موسی الرضا یاد می شود.[۱۱][۲] و به همین دلیل معاصرینش او را ابن الرضا (پسر رضا ) می نامیدند.[۱۲]

به نوشته شیخ کلینی، مادر جواد کنیزی به نام حبیبه از نوبیا در شمال آفریقا بود. با این وجود برخی او را خیزران، از امپراتوری روم شرقی می‌دانند و برخی دیگر او را از خانواده ماریه، همسر پیامبر اسلام می‌دانند.[۱۳] نامهای دیگری از جمله سبیکه، سکینه، دُرّه، ریحانه و ام الحسن هم برایش ذکر شده است. پدرش رضا او را خیزران می نامید.[۲]

همسران و فرزندان

در تمامی منابع از هادی و موسی مُبرقع به عنوان پسران امام نام برده شده است. در برخی کتب انساب از پسران دیگری هم یاد شده اما منابع کهن آنها را تایید نمی کنند. نامهای دختران امام گوناگون ذکر شده است. ابن صباغ از فاطمه و آمامه اسم برده است اما در دلائل الامامه اسامی آنها خدیجه، حکیمه و ام کلثوم ذکر شده است. فخر رازی اسامی بهجت و بریهه را هم به آن اضافه کرده می گوید از هیچ یک از دختران امام نسلی باقی نمانده است. گفته می شود مادر همگی این فرزندان سمانه می باشد و جواد از ام فضل صاحب فرزندی نشده است.[۲]

ازدواج و زندگی در دوران خلفای عباسی

به نوشته منابع شیعه، وقتی مأمون علی بن موسی الرضا را مسموم کرد، [۱۴] پسرش جواد را از مدینه به بغداد فراخواند تا به رغم مخالفت عباسیان، دخترش، ام فضل، را به ازدواج او درآورد. به نوشتهٔ یعقوبی، مأمون صد هزار درهم به تازه داماد بخشید و اظهار داشت که دوست دارد در سلسله اولاد پیغمبر و علی بن ابیطالب، نقش پدربزرگ برایش ثبت شود.[۱۳] امام بعدی اما، نوه مأمون نبود بلکه از سمانه که برده‌ای بربر از مغرب در شمال آفریقا بود، متولد شد.[۱۵] با این وجود مأمون علاقه و احترام خود را به شیعه و جواد حفظ کرد. جواد معمول بود به قصر مأمون برود تا با علمایی که گهگاهی به آنجا مراجعه می‌کردند مباحثه کند.[۱۳][۱۶] پس از زندگی هشت ساله در بغداد، جواد به همراه‌ ام فضل به مدینه برگشت. در مدینه ام فضل با او سر ناسازگاری گذاشت به این دلیل که‌ صاحب فرزند نمی‌شد و جواد با کنیزی به نام سمانه ازدواج کرده بود. سمانه برایش پسری به دنیا آورد که بعدها، به عنوان امام دهم، جانشین وی شد.[۱۷][۱۷] ام فضل عادت داشت برای پدرش نامه نگاری کند و بگوید جواد با کنیزها دمساز است. مأمون اما توجهی به این شکایت‌ها نداشت و حتی تهدید کرد که اگر این کار ادامه پیدا کند، او را به حضور نخواهد پذیرفت.[۱۳] بر این منوال، جواد در دوران مأمون دستگیر یا مورد آزار واقع نشد.[۲][۱۷][۱۷]

پس از مرگ مأمون در سال ۸۳۳، خلیفه بعدی، معتصم، که به جواد بدبین بود در سال ۸۳۵ او را به بغداد فرا خواند. جواد، پسرش هادی را با مادرش، سمانه، در مدینه تنها گذاشت و عازم بغداد شد. جایی که قبل از اینکه، به نوشته برخی مورخین توسط همسرش ام فضل مسموم شود، یک سال با او زندگی کرد.[۱۷][۱۷]

ویژگیهای ظاهری و اخلاقی

جواد را سیه چرده توصیف می‌کنند و ظاهرا یکی از دلایلی که تصمیم مامون برای ازدواج دخترش با او، مورد انتقاد عباسیان واقع‌شده، همین بوده‌است.[۱۸] گذشته از ظاهر، امام نهم به خاطر کرم و بخششی که نسبت به مردم داشت، جواد (بخشنده) خوانده‌می‌شد. حتی در سال‌های اولیهٔ زندگی، وقتی پدرش در خراسان بود، اصحابش او را از دَربِ فرعی خانه خارج می‌کردند تا با افراد کمتری مواجه شود که برای دریافت کمک گِرد خانه‌اش تجمع می‌کردند. گفته می‌شود پدرش، رضا، با شنیدن این خبر از خراسان نامه‌ای برایش ارسال کرد تا از او بخواهد به حرف کسانی که به او می‌گویند از درب اصلی رفت‌وآمد نکند، گوش ندهد؛ که این بخاطر خست آنهاست که می‌ترسند از او خیری به دیگران برسد. رضا در این نامه به پسرش سفارش کرده : «هر وقت می‌خواهی از خانه خارج شوی، مقداری سکه طلا و نقره همراه داشته‌باش. هیچ‌کس از تو درخواستی نکند مگر اینکه چیزی به او بدهی. از عموها یا دایی‌هایت اگر کسی نیازی داشت، کمتر از پنجاه دینار به او نده، و می‌توانی بیشتر ببخشی اگر بخواهی؛ و از عمه‌ها و خاله‌هایت اگر کسی درخواستی داشت، کمتر از بیست و پنج دینار به او نده و می‌توانی بیشتر ببخشی اگر بخواهی.»[۱۹]

همچنین گفته می‌شود جواد اول هر ماه صدقه می‌داد و نزد اهل منصب برای رفع گرفتاری های مردم شفاعت می‌کرد.[۲] نماز ویژه‌ای منسوب به اوست؛ و علاقه وی به مناجات از حجم زیاد ادعیه‌ای که از او باقی‌مانده و تعویذات روزهای هفته و حرزهای مشهوری که از او نقل‌شده، هویدا است.[۲]

اختلاف درباره امامت

دلیلِ شیعیان برای پذیرشِ امامتِ جواد، روایتها یا نصوص عام و خاصی است که از پیامبر اسلام و ائمه مخصوصا پدرش، علی بن موسی الرضا، به آنها رسیده است.[۲۰][۲] از آنجائیکه رضا دیر صاحب فرزند شد، تردیدهایی درباره جانشینی وی در میان شیعیان شکل گرفت. واقفیه از فرصت استفاده کردند تا به این تردید دامن بزنند و حتی امامت رضا را هم زیر سوال بردند. پس از تولد جواد، رضا او را مولود پر خیر و برکت نامید که حق را از باطل جدا کرد. رضا به شیوه های مختلف از جمله نشان دادن مهر امامت فرزندش به یاران خود و تاکید بر امامت وی پس از خود، سعی داشت تبلیغات جماعت واقفیه را خنثی کند.[۲]

جواد نه سال و به روایتی هفت سال داشت وقتی پدرش در خراسان درگذشت.[۱۳] این نخستین بار بود که در تشیعِ دوازه امامی، شخصِ بالغی برای تصدی منصب امامت حاضر نبود. دور نمای یک امامِ نابالغ حیرت گسترده‌ای در جامعه به وجود آورد و بحث مفصلی در این خصوص که بلوغ شرط لازم برای امامت هست یا نه درگرفت. غیر امامی‌ها که برای کسب مواهب دربار عباسی تظاهر به حمایت از رضا می‌کردند به گروه‌های ابتداییِ خود برگشتند. شیعیانی که گمان می‌کردند این که یک کودک بتواند امام شود غیرقابل تصور است، یا از احمد بن موسی، برادر رضا، پیروی کردند و فرقه احمدیه را شکل دادند؛ یا به این باور روی آوردند که امامت با کاظم خاتمه یافته و واقفیه نام گرفتند.[۷] پس از مرگ رضا، هشتاد تن از هواداران اصلی او در بغداد در خانه عبدالرحمن بن الحجاج، از اصحاب ممتاز امامان صادق، کاظم و رضا جمع شدند. آنان در آنجا تصمیم گرفتند که فرزندِ رضا شایسته امامت است. حامیان جواد استدلال کردند که در قرآن عیسی در گهواره سخن گفته و حتی در کودکی به او وحی شده و بدین ترتیب با امامی که کودک است مخالفتی وجود ندارد.[۱۳][۷] هنوز در بین شیعیان بر سر این که امامِ نابالغ در همهٔ جنبه‌ها با امام بالغ برابر هست یا نه اختلاف وجود داشت. خصوصاً در این موضوع که دانش او از منابع عادی نظیر معلمین و کتب حاصل شده یا از منابع فراطبیعی چون فرشتگان. موضعی که غالب شد این بود که امامان بالغ و کودک در همه جوانب از جمله منبع فراطبیعی دانششان برابرند.[۷] گفته می شود در مورد این اختلاف از خود جواد هم سوال شده است. جواد خودش را با علی، امام اول شیعیان، مقایسه کرده است که در نه سالگی ایمان آورد؛ و همچنین با سلیمان نبی که داوود او را در کودکی به جانشینی خود انتخاب کرد. شیعیان با این حال اصرار داشتند جنبه ی الهیِ امامتِ جواد را در علم و دانش او هم ببینند. به همین دلیل در مواضع مختلف با طرح سوالهایی او را مورد آزمایش قرار می دادند. از جمله به پرسشهایی اشاره می شود که در موسم حج توسط فقهای شیعه مطرح شد و جواد با وجود خردسالی به همه آنها پاسخ داد. به جز گروههای مثل زیدیه و اسماعیلی که گاهی کودکی امام را مورد طعن قرار می دادند، تقریبا همه پیروان شیعه امامت او را پذیرفتند و اختلافات مذکور هیچ وقت باعث ایجاد بحران در جامعه شیعه نشد.[۲]

کرامات

علمای شیعه کرامات گسترده و دانش وسیع نامکشوفات را به جواد نسبت می دهند و همچنین او را نویسنده مواعظ و حکم می‌دانند.[۷] دانش و صلاحیت او را معمولاً با عیسی بن مریم مقایسه می‌کنند که با وجود خردسالی به مقام رسالت رسیده بود.(قرآن 5:110) [۷] مأمون علاقه بسیاری به او ابراز می‌کرد.[۷] اولین برخورد مأمون با جواد، به گونه‌ای که در منابع شیعی ثبت شده‌است، جالب توجه است. روایت شده‌است که وقتی مأمون با پرنده‌های شکاری اش برای شکار از شهر خارج شده بود، از جاده‌ای می‌گذشت که تعدادی کودک از جمله جواد در آن مشغول بازی بودند. وقتی مأمون و همراهانش با اسب به آن‌ها نزدیک شدند، همهٔ بچه‌ها به جز جواد، که همان‌جا ثابت ایستاده بود، پا به فرار گذاشتند. این حرکتِ جواد، تعجب مأمون را برانگیخت. کالسکه‌اش را کنارش نگه داشت تا بپرسد چرا مثل بقیه فرار نکرده‌است. جواد پاسخ داد: «جاده آنقدر تنگ نیست که جا برای عبور تو نباشد؛ و گناهی مرتکب نشدم که از تو بترسم؛ و گمان نمی‌کنم از آن دسته آدمها باشی که بی تقصیر به کسی آسیب بزنی، پس دلیلی برای فرار ندارم.» خلیفه از این جواب خوشش آمد. پس از اینکه کمی از او فاصله گرفت، یکی از بازهای شکاری‌اش، ماهی ای کوچک برایش آورد. مأمون ماهی را در دست پنهان کرد و به سمت جواد که هنوز آنجا ایستاده بود برگشت و از او خواست حدس بزند چه در دست پنهان دارد. جواد پاسخ داد: «خالق موجودات زنده ماهی کوچکی در دریا خلق کرده تا باز پادشاهان آن را شکار کند و خلفا بوسیله آن اولادِ پیغمبر را امتحان کنند.» [۱۳][۱۶] مأمون که از این پاسخ به وجد آمده بود از نَسَبش پرسید و جواد پاسخش را داد. مدت زیادی از این اتفاق نگذشت که مأمون گردهمایی بزرگی ترتیب داد که در آن انواع سوالات از جواد پرسیده شد، و پاسخ‌های جواد همه را به شگفتی واداشت. بعد از آن مأمون رسماً اعلام کرد که دخترش را به ازدواج او درآورده است.[۱۳]

از جمله کراماتی که به جواد نسبت داده شده سخن گفتن در هنگام تولد، طی الارض از مدینه به خراسان برای مراسم تجهیز پدرش، اطلاع از باطن و اسرار افراد، اطلاع از آینده و هنگام شهادتش، شفا دادن بیماران و استجابت دعاهای او برای یاران و علیه دشمنانش می باشد. گذشته از اینها سخنانی که نشان از علم غیرمتعارف او داشت، دوستان و حتی دشمنانش را تحت تاثیر قرار می داد.[۲]

مناظرات

جواد از حانب دو گروه به مناظره خوانده می شد. گروه اول شیعیانی بودند که به دلیل خردسالیِ او درباره امامتش شک داشتند. گروه دوم عناصر ضد شیعی در دربار مامون و معتصم بودند که از ازدواجش با دختر مامون و ورود او به دربار عباسی ناراضی بودند. برای همین یحیی بن اکثم را تحریک به مناظره با او کردند تا او را تحقیر کنند.[۷] یحیی بن اکثم، قاضی القضاتِ خلافت عباسی، در گردهمایی ای که به همین منظور تشکیل شده بود، از جواد پرسید: "کفارهٔ گناه کسی که در لباس احرام حیوانی را شکار کند چیست؟" گفته می شود جواد قبل از پاسخ، سؤال‌هایی پرسید که باعث شگفتی مخالفین شد. جواد از یحیی پرسید: "آیا شکار در خارج از منطقه احرام بوده یا در داخل آن؛ آیا شکارچی از گناهش آگاه بوده یا از روی جهل مرتکب شده؛ آیا شکارچی به عمد شکار را کشته یا از روی اشتباه؛ آیا شکارچی آزاد است یا بنده، بالغ بوده یا نابالغ، برای اولین بار مرتکب شده یا قبلاً هم انجام داده؛ شکار، پرنده بوده یا چیز دیگری، کوچک بوده یا بزرگ، آیا فرد خاطی از گناهش پشیمان است یا بر آن اصرار دارد، آیا شکارش را مخفیانه، در شب کشته، یا در روشنایی روز و در ملا عام؛ آیا شکارچی در لباس احرام حج بوده یا عمره؟..." [۱۳][۲۱] ابن تیمیه ضمن تمجید از جواد، در صحّت این روایت تشکیک کرده و به نقد محتوایی آن پرداخته است. حسین میلانی این نقد را ناروا می داند چون بر صورتِ مختصرِ این روایت که در منهاج الکرامه آمده، نوشته شده است. در روایت کاملتری که شیخ مفید نقل کرده جواد به درخواست فرعون پاسخ یک یکِ فروضی را که مطرح کرده را می دهد و در ادامه از یحیی پرسشی می پرسد که در جواب می ماند. سپس خودش پاسخ آنرا می دهد.[۲]

گردهمایی مشابهی با حضور افراد برجسته زیادی که از سراسر سرزمین‌های اسلامی به سفر حج آمده بودند (و در شک بودند که جواد با وجود سن کم، امام باشد)در مدینه برگزار شد که گفته می‌شود چنان باعث حیرت آن‌ها شد که تمام شکها از بین رفت. همچنین شیخ کلینی روایت می‌کند که مشاورین حرم به او آزمونی دادند که چندین روز طول کشید و جواد در آن به سی هزار سؤالی که از او پرسیده شد، پاسخ داد.[۱۳] همچنین نقل شده‌است که در مناظره با ابن ابی‌داود، معتصم حکم فقهی صادر شده از جواد درباره حد سارق را، به دلیل استدلال قرآنیِ جواد، بر حکم فقهی ابن ابی‌داود ترجیح داد و دستور به اجرای آن داد.[۲۲][۲۳] گفته می شود در نتیجه همین مناظره، معتصم به درخواست کسانی که او را از نفوذ جواد ترساندند، تصمیم به قتل او گرفت.[۲]

ارتباط با شیعیان

در دوران امامت جواد به دلیل گسترش جمعیتِ شیعه تا شرقِ مراکزِ سنتیِ آن در عراق و عربستان، و نیز به دلیل سنِ کم محمد(جواد) در اوایل امامتش، نقش وکیل در نظارت بر امور روزانه شیعیان به مقدار زیادی افزایش پیدا کرد. جواد تماس همیشگی خود با پیروانش را از طریق نامه نگاری حفظ می‌کرد. در یکی از احادیث شیعه پدرش او را به خاطر نگاشتن نامه‌های «بسیار زیبا» در زمانی که او هنوز پسری جوان بود ستوده است. نامه‌های او موضوعات گسترده‌ای را در بر می‌گرفت اما عموماً پاسخ‌هایی به سوالات فقهی، خصوصاً دربارهٔ مسایل شخصی ازدواج، طلاق، و ارث بود.[۷]

شبکه وکالت

این شبکه هر چند از زمان صادق وجود داشت اما از آن برای اخذ وجوه مالی استفاده می شد. نظام وکالت را در واقع کاظم بنیان گذاشت. رضا این تشکیلات را حفظ کرد اما در دوران جواد، به گفته جاسم حسین، شکل سیاسی_نظامی به خودش گرفت. جاسم حسین شورش مردم قم در سال 210 که به کشته شدن یحیی بن عمران، وکیل امام، انجامید، را با این فعالیت ها مرتبط می داند. به نوشته حسین، مامون که جواد را با این فعالیتهای مرتبط میدانست، او را به به بغداد فراخواند تا دخترش را به ازدواج او درآورد. با این وجود شورشها همچنان ادامه پیدا کرد. جعفربن داوود قمی که به مصر تبعید شده بود، موفق شد فرار کند و در قم به همراه یارانش لشکر مامون را شکست دهد. جعفر بعدها به دست خلیفه بعدی، معتصم، کشته شد، اما مرگ او تاثیر منفی بر قیامهای روبه رشد علویان نداشت. معتصم به ناچار برای کنترل اوضاع او را به بغداد فراخواند. فعالیتهای سیاسی وکلا اما همچنان به کار خودش ادامه می داد.[۲]

موقعیت علمی و روایی

جواد با وجودیکه در خردسالی به امامت رسید و دوران امامتش کوتاه بود، در منابع شیعه و سنی بیش از دویست حدیث در مسائل فقهی، تفسیری، اخلاقی و اعتقادی از او باقی مانده است که نشان از مقام علمی او دارد. از آنجاییکه شرایط سیاسی زمانه اجازه نمی داد امامتش را آشکار کند، ارتباط شیعیان با او از طریق نامه نگاری صورت می گرفت. این نامه ها که اغلب نام و نشان کسی که امام به او نامه می نوشته را در خود دارد، بیشتر در جواب سوالات فقهی شیعیان نگاشته شده است.[۲]

آثار

در «موسوعه الامام الجواد»، علاوه بر پدر و پسرش، نام شصت و سه تن از افرادی که جواد با آنها مکاتبه داشته، ذکر شده است. برخی از این مکاتبات در پاسخ به گروهی از شیعیان نگاشته شده و برخی مخاطب خاص دارد. مخاطب برخی هم ناشناس است. همچنین حاوی احادیث فراوانی در تقریبا نیمی از ابواب فقهی، که بسیاری از آنها را جواد از پیامبر و ائمه ی پیش از خودش روایت کرده است، از او باقی مانده است. در دیگر کتب حدیث و ادب نیز احادیثی درباره ‌مسائل ‌اعتقادی‌، مواعظ اخلاقی و کلمات قصار از او به جا مانده است. کلمات حکمت آمیز او با مضامین اخلاقی در کتاب ابن حمدون با نام «التذکره الحمدونیه» به جا مانده است. پاره ای احادیث در موضوع طب و علاج برخی بیماریها نیز از جواد به یادگار مانده است. همچنین دعاها و تعویذات روزهای هفته و حرزهای مشهوری از او نقل شده است[۲]

وکلا و راویان حدیث

وکلا

برخی ‌از وکلای جواد در نقاط مختلف خلافت عباسی به این شرح است: علی‌بن‌مَهْزیار در اهواز ، ابراهیم‌بن‌محمد همدانی‌ در همدان‌، یحیی‌بن‌ابی‌عمران ‌در ری‌، یونس‌بن‌عبدالرحمان ‌و ابوعمرو حَذّاء در بصره‌، علی‌بن‌حسان ‌واسطی ‌در بغداد ، علی‌بن‌اسباط ‌در مصر، صفوان‌بن‌یحیی‌ در كوفه، صالح‌بن‌ محمدبن ‌سهل ‌و زكریابن ‌آدم ‌در قم‌؛ علاوه بر وکلای ثابت، جواد گاه نمایندگانی به شهرها می فرستاد تا وجوه شرعی یا مبالغی که نزد وکلا بود را جمع آوری کنند.[۲] برخی هم اجازه یافتند وارد دستگاه حکومت شوند و به مقامهای بالایی برسند. از جمله می توان از محمد بن ‌اسماعیل‌بن ‌بَزِیع‌ نام برد که وزیر شد. حسین‌بن‌ عبداللّه ‌نیشابوری‌ به حکومت بست ‌و سیستان و حكم‌بن‌علیا اسدی به حکومت‌ بحرین‌ رسید. این ‌دو مخفیانه ‌به ‌جواد خمس‌ می‌پرداختند.[۲][۲۴]

راویان حدیث

شیخ‌طوسی‌ یكصد و شانزده‌ نفر از راویانی که از جواد حدیث نقل کرده اند، ‌را برشمرده‌ است‌. هر چند تعداد کمی از آنها از یاران معتمد آن امام بوده‌اند. از علی‌بن ‌مهزیار اهوازی‌، ابوهاشم‌ داوودبن ‌قاسم ‌جعفری‌، عبدالعظیم‌ حسنی‌، احمدبن‌محمد بَزَنطی ‌و علی‌بن ‌اسباط‌ كوفی‌، و عثمان‌بن ‌سعید عَمْری و عمروبن‌ فرات‌ به عنوان یاران معتمد امام یاد می شود که احادیث زیادی از آنها باقی مانده است. در این میان عده ای، از جمله غالیان، دست به جعل حدیث می زدند تا خودشان را به جواد مرتبط سازند یا خود را به عنوان نماینده او معرفی نمایند. محمد بن ابی زینب از سران غالیان و برخی از یارانش مورد لعن امام قرار گرفتند. همچنین روایت شده جواد به یکی از یارانش ماموریت داد دو تن از غالیان به نامهای ابوالسمهری و ابن ابی الزرقاء را به قتل برساند.[۲]


مرگ

بیشتر منابع وفات جواد را در سال 220 در بغداد ذکر کرده اند. مسعودی سال 219 را ذکر کرده اما تستری آنرا نادرست می داند. روز وفاتش در برخی منابع، پنجم و ششم ذیحجه و در برخی دیگر آخر ذیقعده ذکر شده است. بدین ترتیب مدت زندگانی جواد 25 سال می باشد که کمترین عمر در میان امامان شیعه است. عده ای از مورخین روایت مسمومیت جواد را قول مرجوح می دانند اما این موضوع نزد کسانی چون شیخ مفید، طوسی و کلینی به اثبات نرسیده است. مسعودی اما در روایت مفصلی بر مسمومیت امام به دست ام فضل و به تحریک معتصم و جعفر، برادر تنی ام فضل، صحه گذاشته است. بنا به روایت دیگری یکی از وزرای معتصم به دستور خلیفه او را مسموم کرد. احضار امام به بغداد و مرگ ناگهانی او در سن جوانی را عموما به عنوان قراین شهادت جواد نام می برند. گفته می شود پسر معتصم بر جنازه امام نماز گذارد.[۲]

 
آرامگاه

حرم کاظمین

آرامگاه جواد در شمال بغداد و در کنار جدش موسی کاظم قرار دارد. این حریم امروزه کاظمین نامیده می شود.[۲] حرم کاظمین یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های شیعیان در عراق به‌شمار می‌رود و روزانه مورد بازدید هزاران نفر قرار می‌گیرد. در نزدیکی این حرم، آرامگاه شیخ مفید (اولین مرجع تقلید شیعه بعد از غیبت کبریخواجه نصیرالدین طوسی، سید مرتضی و برادرش سید رضی، ابن قولویه و برخی دیگر از علمای بزرگ شیعه وجود دارد.

سال‌شمار امامت امامان دوازده‌گانه شیعه

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
|
۶۳۲
|
۶۵۲
|
۶۷۲
|
۶۹۲
|
۷۱۲
|
۷۳۲
|
۷۵۲
|
۷۷۲
|
۷۹۲
|
۸۱۲
|
۸۳۲
|
۸۵۲
|
۸۷۲

سال میلادی

۱۲
|
۸۷۴
|
۹۸۸
|
۱۱۰۲
|
۱۲۱۶
|
۱۳۳۰
|
۱۴۴۴
|
۱۵۵۸
|
۱۶۷۲
|
۱۷۸۶
|
۱۹۰۰
|
۲۰۱۴

سال میلادی

توضیحات
  • این الگو بر مبنای اندیشهٔ شیعه است.
  • در اندیشهٔ شیعی دورهٔ امامت و خلافت الهی علی بن ابی‌طالب از درگذشت پیامبر اسلام آغاز شده‌است. دورهٔ زمامداری وی بر مسلمین پس از کشته‌شدن عثمان بن عفان آغاز شد.
  • آغاز امامت هر امام مصادف با درگذشت امام پیشین است.
  • دورهٔ امامت حجت بن حسن از لحظهٔ درگذشت امام پیشین خود آغاز شده‌است و چون به عقیدهٔ شیعیان دوازده امامی وی زنده و از نظرها پنهان است، بنابراین امامت حجت بن حسن تا زمان ظهور وی و پس از آن تا زمان ازدنیارفتن او ادامه دارد.
  • مقیاس نمودار در ردیف نخست با مقیاس ردیف دوم (مرتبط با حجت المهدی) یکسان نیست.


پانویس

  1. عبدالرزاق موسوی مقرم، وفاة الامام الجواد (ع)، قم، انتشارات الشریف الرضی، چاپ اول، ۱۴۱۲ق، ص۷
  2. ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ ۲٫۱۳ ۲٫۱۴ ۲٫۱۵ ۲٫۱۶ ۲٫۱۷ ۲٫۱۸ ۲٫۱۹ ۲٫۲۰ ۲٫۲۱ ۲٫۲۲ ۲٫۲۳ ۲٫۲۴ باغستانی، اسماعیل. دانشنامه جهان اسلام، جلد 1. بنیاد دائره المعارف اسلامی. ص. ۵۱۳۱.
  3. Tabatabai, Shi'ite Islam, 183.
  4. A Brief History of The Fourteen Infallibles. Ansariyan Publications. p. 146.
  5. پیشوایی، مهدی. سیره پیشوایان، فصل نهم. قم.
  6. Medoff, Louis. "MOḤAMMAD AL-JAWĀD, ABU JAʿFAR". Encyclopaedia Iranica.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ ۷٫۵ ۷٫۶ ۷٫۷ ۷٫۸ "MOḤAMMAD AL-JAWĀD, ABU JAʿFAR – Encyclopaedia Iranica". Encyclopædia Iranica. 2016-08-26. Retrieved 2016-10-04.
  8. Sharif al-Qarashi 2005, p. 53
  9. Medoff, Louis. "MOḤAMMAD AL-JAWĀD, ABU JAʿFAR". Encyclopaedia Iranica.
  10. پیشوایی، مهدی. سیره پیشوایان، فصل نهم. قم.
  11. Medoff, Louis. "MOḤAMMAD AL-JAWĀD, ABU JAʿFAR". Encyclopaedia Iranica.
  12. Medoff, Louis. "MOḤAMMAD AL-JAWĀD, ABU JAʿFAR". Encyclopaedia Iranica.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ ۱۳٫۳ ۱۳٫۴ ۱۳٫۵ ۱۳٫۶ ۱۳٫۷ ۱۳٫۸ ۱۳٫۹ Donaldson, Dwight M. (1933). The Shi'ite Religion: A History of Islam in Persia and Irak. BURLEIGH PRESS. pp. 190–197.
  14. W. Madelung (1 August 2011). "ALĪ AL-REŻĀ, the eighth Imam of the Emāmī Shiʿites". Iranicaonline.org. Retrieved 18 June 2014.
  15. A Brief History of The Fourteen Infallibles. Qum: Ansariyan Publications. 2004. p. 151.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ Sharif al-Qarashi 2005, p. 206
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ ۱۷٫۴ ۱۷٫۵ Sharif al-Qarashi 2005, p. 221
  18. تقی زاده داوری، محمود. تصویر امامان شیعه در دائرة المعارف اسلام. موسسه شیعه شناسی. صص. ۳۶۹–۳۷۰.
  19. Sharif al-Qarashi 2005, p. 52
  20. Tabatabai, Shi'ite Islam, 183.
  21. Sharif al-Qarashi 2005, pp. 210–212
  22. تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۱۹ - موسوعه الامام الجواد (ع)، ج۲، ص ۴۱۰
  23. منبع ثانویه برای هر دو منبع اولیه بالا: حیات فکری و سیاسی امامان شیعه (ع)، رسول جعفریان، ص ۴۸۲–۴۸۶
  24. پیشوایی، مهدی. سیره پیشوایان، فصل نهم. قم.

منابع

  • «حضرت امام محمد جواد»، دانشنامه رشد
  • حوزه نت
  • «امام جواد»، گروه نویسندگان مؤسسة البلاغ، ترجمه محمود شریفی
  • «زندگانی امام جواد (ع)»، احمد صادقی اردستانی
  • Tabatabai, Sayyid Mohammad Hosayn (1979). Shi'ite Islam. Translated by Seyyed Hossein Nasr. Suny press. ISBN 0-87395-272-3.
  • Sharif al-Qarashi, Bāqir (2005). The Life of Imam Muhammad Al-Jawad. Translated by Abdullah al-Shahin. Qum: Ansariyan Publications.

پیوند به بیرون

محمد تقی
شاخه‌ای از قریش
زادهٔ: ۱۰ رجب ۱۹۵ ه‍. ق درگذشتهٔ: ۳۰ ذیقعده ۲۲۰ ه‍. ق
عنوان شیعی
پیشین:
علی الرضا
امامِ امامیه
۲۰۳ – ۲۲۰
پسین:
علی النقی